آخرین اخبار سانی نیوز

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه

حقوق اساسی ملت در قانون اساسی بر زمین مانده است


جمعه, ۲۰م آذر, ۱۳۸۸

کلمه:احمد پور نجاتی، نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی و مشاور فرهنگی دولت اصلاحات معتقد است: خطر بزرگی که اکنون به صورتی بالفعل قانون اساسی را تهدید می کند، تحریف تفسیری قانون اساسی است. تحریف تفسیری قانون اساسی به معنی از خاصیت انداختن برخی اصول قانون اساسی با نوع خاص تفسیری که حتی نهادهای به ظاهر مسئول قانون اساسی نیز انجام می دهند. وی در عین حال تصریح کرد : علاوه بر این،مصیبت مضاعف آنجاست که رییس جمهور به عنوان مسئول اجرای قانون اساسی، ‌خود میدان دار تخلف از قانون اساسی می شود.
پورنجاتی در گفت و گوبا خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با بیان اینکه رویکرد رهبری انقلاب بعد از پیروزی بنای نظام تازه بر یک ساز و کار عرفی از نظر تاکید بر قانون بوده است، گفت: بعد از پیروزی انقلاب، تدوین قانون اساسی به عنوان یک نیاز و ضرورت فوری و مبرم از سوی رهبر ی نظام مورد توجه قرار گرفت، که در این باره نوع رویکرد شخص امام و مجموعه راهبران انقلاب در اوان درباره استوار شدن نظام جدید بر یک مبنای قانونی عرفی قابل تامل است.
وی افزود: وجهه شناخته شده انقلاب اسلامی علاوه بر جنبه مردمی و پایگاه گسترده مردمی آن، وجهه اسلامی و دینی آن بوده است و به اعتقاد من رویکرد رهبری انقلاب بعد از پیروزی ابتنای نظام تازه بر یک ساز و کار عرفی از نظر قانونی بودن،‌ بوده است. شاید بتوان گفت به دلیل آن حال و هوای جامعه ایران و نگاه اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران نسبت به امام، به ویژه رویکرد متدینان که ارتباط اعتقادی و تقلیدی از مرجع خود داشتند، این اصرار و پافشاری در آن سالهای پر التهاب اول انقلاب یک حکایت معناداری و مهم را القا می کند. مساله این جاست که اگر امام در آن سالها به عنوان رهبر پیروز انقلاب هر دستور و پیشنهادی می دادند به نظر می رسید که نه از باب تمکین غیر عقلانی بلکه از باب پذیرفتن عقلایی دیدگاههای یک رهبر امتحان پس داد و تجربه شده، این نظرات برای اکثریت مردم مقبول بود و کسی درباره آن چون و چرا نمی کرد. اما با همه این احوالات اصرار بر این بود که به سرعت قانون اساسی آن هم در قالبی عرفی تدوین شود.
پورنجاتی ادامه داد: در سیره اسلام، پارلمان وجود ندارد و در واقع پارلمان یک پدیده عرفی بشری است که در گذر تحولات زمانی گوناگون به شکل و شمایل فعلی رسیده است و به هرحال این مساله امری عرفی است و براساس آن، نمایندگان برگزیده مردم دور هم می نشینند و درباره امری قانونگذاری می کنند. به اعتقاد من تمام مواردی را که ما به عنوان قانون اساسی مصوب خبرگان اول و در بازنگری پیش رو داریم، صرفنظر از اینکه ابتناع بر اصول شرع و اسلام دارد مغایرتی با اسلام ندارد و مورد تایید ولی فقیه هم بوده لذا به اعتبار مکانیزم تدوین و تصویب باید عرفی تلقی شود و در واقع بر این اساس باب تازه ای در مسائل مربوط به فقه حکومتی باز کرده است.
وی درباره ویژگی های پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، گفت: پیش نویس اولیه قانون اساسی حال و هوای متفاوتی داشت و بیشتر برخاسته از دیدگاههای قانون اساسی مشروطه البته بدون بخش های سلطنت بود و در بخش های ملی و مذهبی تقویت شده بود و عمدتا قانون اساسی غیر ایدئولوژیکی محسوب می شد، بدین مفهوم که قانونی بود برای اداره یک کشور بر اساس تاکید بر حقوق اساسی مردم و توجه به ویژگی های ساختار اجتماعی،‌فرهنگی و اعتقادی جامعه ایران، که به رغم اینکه به طور کلی هم مورد مخالفت نبود، در جریان رسیدگی ، با پیشنهادات خبرگان قانون اساسی تغییراتی کرد و اصولی به آن اضافه شد و سمت و سویی گرفت که ما امروز شاهد آنها هستیم. که البته امروز در موضع ارزیابی و سنجش این دو نیستم ولی باید گفت پس از این تغییرات، قانون اساسی بیشتر به دیدگاههای حکومت اسلامی البته از لحاظ قانونی نزدیک شد.


با یک قانون طرفیم نه با یک نظریه فقهی و دیدگاه صرفا شرعی
نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه در واقع باید گفت همه چیز اعم از حدود اختیارات و تکالیف چه در عرصه عمومی یعنی حقوق و تکالیف مردم و چه در سطح حقوق و تکالیف حاکمیت وحتی در سطح حقوق و تکالیف رهبری به عنوان ولایت فقیه و نوع انتخاب رهبری بعد از امام ، از سوی تدوین کنندگان قانون اساسی پیش بینی شده بود، اظهار کرد: بعد از تصویب و نهایی شدن از طریق همه پرسی، با قانون اساسی مورد تایید اکثریت جامعه مواجه بودیم که اعتبار قانونی محتویات و اصولش آن را لازم الاجرا می کرد و نه لزوما مشروع بودن اصول آن. در واقع وقتی نظام رویکرد و فرایند قانونی کردن اعتقادات خود را مقبول می کند، پذیرفت، خود را در یک چارچوب معین قرار می دهد . باید توجه شود که در مورد اسلام و اعتقادات اسلامی و ولی فقیه و اختیارات وی و هر آنچه در قانون هست، با یک قانون طرفیم نه با یک نظریه فقهی و دیدگاه صرفا شرعی و در واقع اصل ولایت فقیه در قانون اساسی را به عنوان یک اصل قانونی مدنظر قرار می دهیم چرا که این شهروندانند که با این قانون اساسی طرفند نه لزوما معتقدان به اصل ولایت فقیه . به گفته وی، بر همین اساس که یک مسیحی و اقلیت دینی و اهل تسنن و … اصل ولایت فقیه را نه به عنوان یک نظریه فقهی بلکه به عنوان یک اصل قانونی پذیرفته است و اگر کسی گفت که به اعتقاد بنده دو بند دیگر باید به اختیارات ولی فقیه اضافه شود، یا این دو بند باید حذف شود، مفهوم این نظر مخالفت اعتقادی نیست. چرا که ممکن است این فرد اصلا مسلمان نباشد، یا یک شیعه مقلد مرجع تقلیدی باشد که ولایت فقیه را در زمان غیبت با این گستره قبول ندارد. در واقع باید گفت بسیاری از بحث ها و خلط مبحث ها از این جا در می آید و ما با یک قانون مواجه هستیم که این قانون یک قانون بشری است و به همین دلیل است که امام، ده سال بعد از جرای قانون اساسی موضوع بازنگری را مطرح می کنند.
این قانون وحی منزل نیست
به گفته پورنجاتی ، بازنگری قانون اساسی دو پیام داشته است، یکی اینکه این قانون وحی منزل نیست. هرچند که باید گفت وحی منزل و آیات الهی هم ناسخ و منسوخ دارند. لذا قانون اساسی قابل تجدیدنظر و اصلاح و خدشه کردن است البته در چارچوب رویه های قانونی . همچنین پیام دیگر بازنگری این مهم بود که بازنگری قابل تکراراست و این رویه ایست که در تمام دنیا هم انجام می شود.
نماینده ادوار مجلس با اشاره به پیام دیگر بازنگری قانون اساسی، عنوان کرد: امام به قول خود عمل کرد، چرا که در پایان دوره پر التهاب جنگ و شرایط ویژه ، نشان دادند که اگر به عنوان رهبر مبسوط الید این نظام و انقلاب که همه مردم هم ایشان را قبول دارند و اگر کاری کندکه نص قانونی هم ندارد،‌مردم قبو ل می کنند، اما بنابر قولی که داد بودند بعد از اینکه این شرایط از بین می رود، درباره همه چیز از مسیر قانون عمل خواهند کرد. کما اینکه یکسال
قبل از بازنگری نمایندگان نامه ای می نویسند و پرسشی را مطرح می کنند که البته اسم آن را محترمانه باید پرسش گذاشت چرا که در واقع نمایندگان به امام اعتراض می کنند و به امام با همه عظمتش انتقاد می کنند و امام به این نامه به خوبی پاسخ می دهند.
وی ادامه داد: در واقع امام به وعده خود عمل کرد ، لذا تصمیم بر این شد تا مواردی که تا آن زمان احساس می شد که نقص دارند، اصلاح شود، لذا دستور بازنگری دادند که متاسفانه عمرشان وصال نداد تا با حضور خودشان این مهم محقق شود که برداشت و حدس من این است که اگر خود ایشان می بودند چه بسا که برخی از مواردی که در قالب بازنگری اتفاق افتاد شکل دیگری می یافت.
روح حاکم بر قانون اساسی مردمسالاری و دینی بودن است
مشاور فرهنگی دولت اصلاحات روح حاکم بر قانون اساسی را مردمسالاری و دینی بودن دانست و گفت: البته ناقض گونه هایی در این باره در قانون اساسی وجود دارد. از موضع کارآمدی و از موضع عمل بعد از گذشت سی سال از تصویب قانون اساسی باید گفت، قانون اساسی مبتنی بر دو پایه اساسی است که این د و پایه در بدو امر موازی و دوشادوش هم بوده است، این دو پایه مردم سالاری و ابتنای بر اسلامیت و دینی بودن است. اما در این باره بعضا تفسیرهایی شده است و همچنین تناقض گونه هایی در خود قانون اساسی وجود دارد.
به گفته وی، مثلا در یک جا حق حاکمیت را بعد از خدا از آن مردم می داند و در جای دیگری این مساله در یک شخص متمرکز شده است. در این باره اگر منظور این است که این شخص از قبل رای مردم مقبولیت دارد بنابراین در طول رای مردم قرار دارد و حقوق مردم و حقوق او در طول هم قرار می گیرند. اما اگر قرار باشد از این دو ، دو تلقی در مقابل هم شود، معلوم است که حساب کار در آخر به نفع چه کسی خواهد شد و بر این اساس مردم بی بهره خواهند ماند.
تحریف تفسیری تهدید بالفعل قانون اساسی است
قائم مقام اسبق صدا و سیما، تهدید بالفعل قانون اساسی را تحریف تفسیری آن بیان کرد و ادامه داد: مشکل دیگر از باب تفسیرهایی است که اتفاق افتاده است. متاسفانه این شوخی تکراری اجرا و عدم اجرای قانون اساسی در طول تاریخ بعد از مشروطه و در دوران طاغوت هم مطرح بوده و این ماجرا بعد از انقلاب هم مطرح است و در واقع باید گفت طرح این مساله که اصول قانون اساسی اجرا نمی شود یا تعطیل است، به صورت یک مزاح در آمده است. در حقیقت باید گفت، خطر بزرگی که اکنون به صورتی بالفعل قانون اساسی را تهدید می کند، تحریف تفسیری قانون اساسی است. تحریف تفسیری قانون اساسی به معنی از خاصیت انداختن برخی اصول قانون اساسی با نوع خاص تفسیری که حتی نهادهای به ظاهر مسئول قانون اساسی انجام می دهند. به همین دلیل است که شاهدیم حتی خود نهادهای مفسر درباره یک اصل و یک موضوع در زمان های مختلف تفسیرهای مختلفی انجام می دهند . این نشان می دهد که تفسیر قانون اساسی به عنوان یکی از مهمترین چالش های تعطیل و معطل ماندن یا انحراف قانون اساسی باید مورد توجه قرار گیرد.
پورنجاتی خاطرنشان کرد: به عنوان مثال، اصل ۴۴ قانون اساسی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران را به اقتصاد دولتی و خصوصی تقسیم کرده است که بخش های دولتی آن صریح و روشن است و در واقع در این بخش از انفال و ثروت های عمومی و صنایع بزرگ و رادیو وتلویزیون را به عنوان مواردی که باید در حیطه اقتصاد دولتی باشد نام برده است که به استناد همین مساله شورای نگهبان می گوید رادیو وتلویزیون نمی تواند خصوصی شود، حتی با نظارت دولت وتحت الگو و سیستم مشخصی. اما تمامی صنایع سنگین به عنوان خصوصی سازی منتقل می شوند! این رویکرد یعنی دو تفسیر کاملا متفاوت از یک بند قانونی. در واقع این امکان وجود دارد که به تعداد دوره های مختلف شورای نگهبان و ترکیب های مختلف این شورا ، بتوان درباره بعضی از اصول مختلف قانون اساسی تفسیر ارائه کرد پس یک جای کار ایراد دارد. در حقیقت پیش از اینکه نسبت به عدم اجرای برخی از اصول قانون اساسی نگران باشیم که هستیم، پیش از اینکه نسبت به اجرای نابجای برخی اصول آن توسط مجریان نگران باشیم و حتی پیش از اینکه نسبت به خلا برخی از موارد قانونی نگران باشیم، باید نگران تحریف تفسیری قانون اساسی باشیم.
به گفته وی، در یک ساختار حکومتی محکم و درست و جامع باید سازو کارهایی تعریف شود که هر نهاد قانونی صرفا بتواند در محدوده قانون و نه سلیقه ها و نه برداشت های شخصی اش عمل کند.
ی افزود: بر این اساس اگر کسی گفت که قانون اساسی باید اصلاح شود نباید یک عده عصبانی شوند و عکس العمل نشان دهند که اگر کسی درباره تغیییر قانون اساسی سخن گفت، ضد نظام است . چرا که اولا این قانون اساسی یکبار دیگر هم بازنگری و اصلاح شده ثانیا روال دنیا هم بر همین است و این یک قانون بشری است و همچنین اینکه در عمل نشان داده که ضعف هایی وجود دارد.
بخش حقوق اساسی ملت در قانون اساسی بر زمین مانده است
پورنجاتی با بیان اینکه پیش نیاز رفع مشکلات موجود درباره قانون اساسی، ایجاد مجالی برای گفتگو و تبادل نظر پیرامون اصول قانون اساسی بدون هیچ احساس خود سانسوری و نگرانی از پیامدهای آن است، گفت: قانون اساسی یک قانون عرفی است و در واقع باید از باب بررسی کارشناسی و حقوقی اجازه بحث داده شود و فرصتی داده شود تا عده ای بتوانند بدون واهمه بحث کنند که فلان بند بعد از سی سال از تصویب اجرا نشده و اجازه هم داده نشده است چرا که عده ای به آن اصل اعتقادی ندارند.
وی با اشاره به مواردی از اصول قانون اساسی که ظاهرا اعتقادی به اجرای آن وجود ندارد، تصریح کرد: به عنوان مثال بند ۱۶۸ قانون اساسی درباره جرم سیاسی بعد از سی سال معطل مانده است. وقتی گفته می شود به جرم سیاسی باید در دادگاه صالحه با حضور هیات منصفه رسیدگی شود عده ای با تعجب نگاه می کنند از موضعی که انگار حرف نا حقی گفته می شود در حالیکه این یک اصل قانونی است. یا اصلی که پیش بینی می کند، دولت وظیفه اش این است که امکانات آموزش رایگان را حداقل تا دوره متوسطه برای همه فراهم کند. حال توضیح داده شود که چرا تا امروز این امکان آن فراهم نشده است. خوب ممکن است بگویند پول آن از کجا بیاوریم که در صورت مطرح شدن این مساله سوال این است که پول ها در کجا خرج می شوند که نمی توانید به آموزش مردم برسید.
وی افزود: همچنین در قانون اساسی پیش بینی شده که تامین اجتماعی علی السویه باید برای همه باشد و همه باید بدون منتی تحت پوشش باشند، حتی در این باره قانون اساسی وارد مصداق شده و می گوید برای اقشار خاص ، مانند زنان بیوه و بی سرپرست و سرپرست خانوار باید نظام تامین اجتماعی فراهم شود.
این نماینده ادوار مجلس اضافه کرد: اصل ۱۵ قانون اساسی هم می گوید گرچه زبان مشترک همه ما فارسی است و مکاتبات رسمی فارسی است اما باید برای اقوام، امکان استفاده از زبان های محلی در مطبوعات محلی و رسانه های محلی و حتی در کتاب های درسی باشد. اما این اصل قانونی به موضوعی بدل شده که در زمان انتخابات از آن استفاده تبلیغاتی می شود و یک کاندیدای مترقی اصلاح طلبی آن را مطرح می کند و گویا دارد حرف ضد انقلاب رال تکرار می کند و انگار نه انگار که این یک اصل قانون اساسی است که سی سال است که اجرا نشده است.
پور نجاتی همچنین خاطر نشان کرد: اصل ۸ قانون اساسی هم که ‌اصلا به سراغش نرفته اند.. در این اصل امر به معروف و نهی از منکر را توضیح می دهد و می گوید امر به معروف و نهی از منکر دولت نسبت به مردم که این قسمت را گرفته اند و آن هم در موارد سخیف و پیش پا افتاده ای مثل حجاب و روابط زن و مرد و … . ولی قانون اساسی ادامه می دهد و می گوید ، امر به معروف و نهی از منکر مردم نسبت به دولت که منظور از دولت حاکمیت است که یعنی نقد حاکمیت از بالاترین مقام که ولی فقیه باشد تا پایین ترین مقام هر کس که باشد . و حالا وضع به گونه ای شده که وقتی کسی از مقامی انتقاد می کند گویا از مساله مهمی سخن گفته شده و همه مشعوف می شوند. این اصل قانون اساسی است که سی سال به تعارف یا هر دلیل دیگری بر زمین مانده است. که به نظر من به این دلیل است که متولیان امامزاده های ما از خود امام زاده های حکومت ، نسبت به حرمت امام زاده متعصب ترند.
به گفته وی، این اصل قانون اساسی در ادامه می گوید قانون و مقرراتی هم باید در این باره وضع شود که بگوید من شهروند اگر خواستم از ارکان حکومت امر به معروف و نهی از منکر کنم، ‌چگونه این کار را انجام دهم. و حتی باید گفت به اعتبار باب نصیحت به ائمه مسلمین که در روایات هم هست، این مهم اهمیت دارد. این مهم از حقوق مسلمانان است، یعنی ما باید به ائمه مسلمین نصیحت کنیم. حال چگونه این کار را انجام دهیم که امنیت داشته باشیم و به ضد ولایت فقیه و ضد نظام بودن، متهم نشویم. از این موارد بسیار است و در واقع بخش حقوق اساسی ملت در اصول مختلفی از قانون اساسی بر زمین مانده است .
شورای عالی انقلاب فرهنگی براساس یک قانون نا نوشته و البته باطل، قانون وضع می کند

رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم، با بیان اینکه علاوه موارد عدم اجرا، موارد نقض قانون اساسی هم بسیار است، ادامه داد: آقای خاتمی در دوره ریاست جمهوری ، کار مهم و به جایی انجام دادند و آن تشکیل هیاتی برای پیگیری قانون اساسی بود که البته معلوم بود که در برابر آن مقاومت هست و ضمانت اجرایی هم ندارد، ولی روندی که طی کرد و مواردی که بر اساس آن در تاریخ سیاسی نظام ما، ثبت و ضبط شد ، موارد تامل بر انگیزی از موارد نقض قانون اساسی است.
وی گفت: به عنوان نمونه قانون اساسی ما به صراحت و بدون ذره ای پس و پیش گفته است که در جمهوری اسلامی یک مرجع برای قانون گذاری وجود دارد و آن مجلس شورای اسلامی است. اصل ۵۸ قانون اساسی می گوید اعمال قوه مقننه از طریق مجلس است که از نمایندگان مجلس تشکیل می شود. اصل ۷۱ قانون اساسی هم می گوید مجلس در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می توان قانون وضع کند و در اصل ۷۵ هم برای جلوگیری از این اظهار نظر که این اصل نگفته بود که جای دیگر قانون وضع نکند ، گفته مجلس نمی تواند اختیار قانون گذاری را به شخص یا جای دیگری واگذار کند. حال سوال این است که شورای انقلاب فرهنگی به چه عنوانی قانون وضع می کند. جواب می دهند که در زمان امام هم بوده است اما ماجرا این بوده که در زمان امام رییس جمهور وقت که رییس شورا هم بوده برای امام توضیح داده که وقتی مصوبات این شورا را به جاهای مختلف می فرستیم و بعضی از ارگانها می گویند این چه ضمانتی دارد. امام هم در جواب نمی گوید که این قانون است می گویند باید ترتیب آثار دهند، ترتیب اثر دهند ، یعنی توجه و عمل کنند. این نظر فرق می کند با اینکه چیزی قانون باشد چرا که تخطی از قانون جرم است. ترتیب آثار یعنی وقتی پیشنهادی مطرح است، کسی بگوید ترتیب اثر دهید . پورنجاتی تصریح کرد: حالا کار و رویه اجرایی به جایی رسده که اگر شورای عالی انقلاب فرهنگی مساله ای را تصویب کند ،‌ در یک قانون نا نوشته و البته باطل، مجلس دیگر خود را از ورود به این موضوع معاف می داند و وارد این موضوع برای تصویب قانون نمی شود. این رویه از دوره مجلس پنجم اتفاق افتاد و ادامه دارد. این شورا قانون وضع می کند و بخش زیادی از مشکلاتی که در بخش فرهنگ و هنر و.. داریم و برخی تداخل های قانونی، به این مساله مرتبط است. کسی نمی گوید کار کارشناسی انجام نشود اما باید به گونه ای عمل شود که نتایج به دست آمده از کار شورا ، با فرض اینکه پیشنهادات بسیار خوبی است و باید ترتیب اثر داده شود به مجلس برود تا به قانون تبدیل شود.
به گفته وی، دادگاه ویژه روحانیت، ‌هم یکی دیگر از موارد نقض قانون اساسی است. در اصل ۱۵۹ قانون اساسی آمده است تشکیل دادگاهها و تعیین صلاحیت آنها منوط به حکم قانون است. این دادگاه بنا به کدام حکم یا مصوبه قانونی تشکیل شده است؟ می گویند در زمان امام هم بوده،‌امام که در یک جمله جواب همه این ها را دادند و عمل هم کردند. و گفتند از این به بعد همه به قانون بر گردیم و همه چیز بر اساس روال قانونی باشد. امام مجمع تشخیص مصلحت را قانونی کردند. خوب دادگاه ویژه روحانیت را هم قانونی می کردیدکه البته امکان آن بر اساس قانون اساسی وجود ندارد چرا که در قانون اساسی فقط یک عنوان کلی داریم و آن محاکم دادگستری است. در قانون اساسی ، دادگاه خاص به جز دادگاه نظامی نداریم و محکمه خاص از نظر حقوق دانها نمی توان ایجاد کرد. البته الان ظاهرا به تعداد هر منصبی محکمه درست می کنند و به تعداد هر جرمی قانون و حتی ضابط قضایی درست می کنند!
وظیفه رییس جمهور اجرای قانون اساسی است
نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی در معرفی مرجع اصلی پاسداری از قانون اساسی، گفت: در درجه اول از نظر اجرایی ، اجرای قانون اساسی طبق اصول قانون اساسی بعد از رهبری بر عهده رییس جمهور است . آقای خاتمی هم به عنوان نفر دوم به میدان آمد نه رییس قوه مجریه ،‌چون ممکن بود رییس قوه قضاییه بگوید من هم رییس یک قوه ام مثل شما و نمی توانی به من بگویی چرا اجرا کردم یا نکردم. اما بر اساس اصل ۱۱۳ قانون اساسی، وظیفه رییس جمهور اجرای قانون اساسی است. پس اولین اشکال در طول همه سنوات از گذشته تا حال به روسای جمهور بر می گردد که باید این مساله را پیگیری می کردند.اما مصیبت مضاعف آن موقعی است که همین نهاد مسئول اجرای قانون اساسی، ‌خود میدان دار تخلفات از قانون اساسی شود . الان در این چند سال اخیر به خصوص از دولت نهم به بعد که البته شاید در دوره های قبل هم کم و بیش انحرافاتی بوده اما اینطور به صورت آشکار قانون گریزی که در نتیجه آن صدای مجلس هم سو و صدای اصول گرایان هم راه و هم مشرب هم در می آید، بی سابقه است. این نوع کم اعتنایی و بی اعتنایی به قانون و قانون اساسی و اینکه هرجا باب میل نبود قانون را دور بزنیم تا اینکه ضرورت تجدید نظر در این قانون ایجاد شود، بی سابقه است. در واقع شرایطی ایجاد کرده ایم که ثابت و استوار حرف مرد یکی است ،‌آن هم بر ای نقض قانون .
مجلس به عنوان مرکز اصلی صیانت از قانون در برابر بی قانونی ها وارد عرصه ارزیابی عملی شود
پورنجاتی عنوان کرد: مجلس باید به وظیفه اش عمل کند و به عنوان مرکز اصلی صیانت از قانون در برابر این بی قانونی ها نه فقط اعتراض کند ، بلکه وارد عرصه ارزیابی عملی شود . مجلس کفایت اجرایی قانون اساسی و قوانین عادی را درباره مقامات مختلف مورد بررسی قرار دهد و از اختیارات قانونی خود برای برخورد با آنها استفاده کند. متاسفانه مشکل ما از نادیده شمردن حدود قانونی از موارد کوچک مثل جابجا کردن ردیف های بودجه به کنار گذاشتن مصوبات قانونی و بی اعتنایی به آنها و حتی نداشتن دغدغه برای اجرای برخی از اصول قانون اساسی رسیده است . اگر رییس جمهور خودش را به عنوان مشمول اصلی که در قانون اساسی آمده مسئول اجرای قانون اساسی می داند چرا نباید فریاد بکشد، که در رسیدگی به اتهمات متهمان ،‌طبق اصول قانون اساسی نباید تفتیش عقاید صورت می گیرد. و چرا در این باره رویه های قانونی لحاظ نمی شود.
به گفته وی، در اصل ۲۲ قانون اساسی آمده است: حیثیت ،‌جان، مال، حقوق و مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است ،‌چرا به این ها توجهی نمی شود،‌چرا حساسیت ها جدی نیست. چرا کوی دانشگاه در سال ۷۸ و ۸۸ و در فاصله ده سال دوبار مورد تعرض قرار می گیرد و به آن فقط به عنوان یک مساله حاشیه ای برخورد می شود. این آیا مصداق حفظ حیثیت و جان ومال افراد نیست. چرا با وجود اینکه اصل۲۳ قانون اساسی تفتیش عقاید را ممنوع کرده است و می گوید نمی توان افراد را به هیچ عنوان به دلیل داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد. اما در بررسی صلاحیت افراد برای ورود به دانشگاه و گزینش و ورود به مجلس افراد فراتر از حدود قانونی تفتیش عقاید می شوند تا ببنیند آیا در ژنتیک این فرد، در چند نسل قبل و… کسی هست که از نظر گرایش سیاسی مشکل داشته باشد یا خیر؟ چرا رییس جمهور درباره این موارد فریاد نمی زند .
پورنجاتی خاطرنشان کرد: اصل ۳۲ قانون اساسی می گوید هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند، و اینکه در صورت بازداشت موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتبا، به متهم ابلاغ و تفهیم شود . و حداکثر ظرف ۲۴ ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه رود و محاکمه در اسرع وقت انجام شود. متخلف از این اصل هم طبق قانون مجازات می شود. این ها آرزوهایی شده که دیگر باید در رمان ها نوشته شوند!
این فعال سیاسی ادامه داد: اصل ۳۸ و۳۹ قانون اساسی می گوید هرگونه شکنجه برای کسب اطلاع و یا گرفتن اقرار ممنوع است. اجبار شخص به شهادت و اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین اقرار و شهادت و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. آیا واقعا شرایط محاکم ما حداقل در بخشی از جرایم اینگونه است. اصلا چرا رییس جمهور لب از لب باز نمی کند. متاسفانه و تمام هم و غم و توان رییس قوه مجریه به عنوان دومین نفر قانون اساسی این است که شعار دهد که می خواهد جهان را اداره کند، خوب این کار را هم بکنید منتها چرا اینقدر جهانتان کوچک شده و از اداره ایران عاجزید.
بعد از بیست سال از بازنگری اول، نیاز به اصلاح قانون اساسی و تکمیل احساس می شود
پور نجاتی اظهار کرد: مساله اصلی این است که در در جه اول باید یک فضا شکنی صورت گیرد و امکان ارزیابی و سنجش قانون اساسی و اجرای قانون اساسی هم از نظر تعطیل اصولی که تعطیل شده و هم از نظر نقض اصولی که بدجوری اجرا شده و هم از نظر تحریف تفسیری اتفاق افتاده، فراهم شود. نظامی که داعیه اش این است که پایگاه اش مردم است که با مردم دعوا و لجبازی ندارد و وقتی ببیند افکار عمومی نسبت به برخی اصول قانون اساسی حرف دارند ، به ان توجه می کند. بنابراین ضرورت بازنگری قانون اساسی فراهم می شود چرا که اکنون بعد از بیست سال از بازنگری اول به شدت نیاز به اصلاح قانون اساسی و تکمیل آن در راستای روشن تر کردن و شفاف کردن به خصوص در حوزه حقوق اساسی ملت و تنظیم رابطه بین دو پایه جمهوریت و اسلامیت احساس می شود، تعارض های فی ما بین بعضی از سطوح قدرت باید رفع شود و به صراحت باید در این باره تعیین تکلیف شود که آیا مواد و اصولی که در قانون اساسی آمده به عنوان حقوق و تکالیف رده های مختلف ارکان مختلف حاکمیت به عنوان حصر و محدود کردن آن اختیارات و تکالیف است یا از باب نمونه آمده است. اگر در جایی در فلان اصل از قانون اساسی گفته شده اختیارات و تکالیف فلان مقام نظام این است ، از باب مشت نمونه خروار گفته و بقیه را پشتش نوشته که ما نمی بینیم ویا اینکه به معنی این است که در همین ها منحصر است و تخطی از آنها به معنی از قانون فراتر رفتن است.خواه رییس جمهور یا بالاتر و یا پایین تر. گرچه به نظر من مبرم ترین مساله ما در حال حاضر توقف تحریف تفسیری قانون اساسی است و اینکه اجاز ندهیم، همین قانون اساسی به عنوان تفسیر قانون اساسی، از ماهیت اولیه اش خارج شود و اصول معطل مانده اش اجرا شود و جلوی نقض اصولی که دارد اجرا می شود و غلط اجرا می شود گرفته شود.
نماینده مجلس ششم معتقد است: الان مساله فوری ما اجرای درست قانون اساسی و جلوگیری از تحریف آن است و اگر این موارد به عنوان پیش نیاز اصلی فراهم شود زمینه طبیعی و درون ساختاری نظام برای سایر نگرانی ها هم فراهم می شود. اما اگر الان کسی مطرح کند که این قانون اساسی از نظر آزادی های مشروع و قانونی مردم اشکال دارد و اصلا ره به جایی نمی برد به نظر من صرفنظر از اینکه این حرف درست نیست و قانون اساسی ظرفیت های خوبی دارد ، میوه نرسیده را چیدن است یعنی اینکه بی جهت یک مساله بسیار بعید را به یک مساله نزدیک بدل کردن و خطری ده سال بعد، را به خطر امروز بدل کردن که این عقلایی نیست .
سیر طبیعی و درون ساختاری نظام درباره قانون اساسی باید طی شود
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم با تاکید بر اینکه یک سیر طبیعی و درون ساختاری نظام درباره قانون اساسی باید طی شود، می گوید: شرایط کشور ما با سایر کش.رها قابل مقایسه نیس و قصد مقایسه هم ندارم. ولی نگاهی به تجربه کشور همسایه ترکیه خالی از لطف نیست. ‌ قانون اساسی ترکیه از اساس بر پایه آیین سکولاریزم به معنای واقعا کاملا جدای از دین به معنای حتی مخالفت با دین ساخته شد و واقعا لائیسیته در آن لحاظ شده بود. و بعد هم در طول سالهاگویی این قانون اساسی ملک طلق نظامیان بوده است و ولایت حاکم شان ولایت نظامیان بوده است و به مجرد اینکه احزاب فعال می شدند و بوی این را می داد که زمام از دست نظامیان خارج می شود ، کودتا می شد و رییس جمهور منتخب راهی زندان می شد. اما همین ترکیه به دلیل رویکرد عقلایی که داشته هم از باب رشد جامعه و هم طی روندهای تحزب و فعالیتهای اجتماعی و به خصوص شبکه های اجتماعی درست و درمانی که پیدا کرده و شیوه منطقی و گام به گام جریان های سیاسی اش به جایی رسیده که الان نظامی ها به عنوان یک کاست قدرت ، ‌حتی در سایه هم تاثیر جدی ندارند و ترکیه قانون اساسی خود را در راستای آن مواردی که فکر می کند درست است اصلاح می کند و آب هم از آب تکان نمی خورد و نظامشان هم سرجای خودش است و حتی اگر از منظر اعتقادی نگاه کنیم این روند به نفع جریان های اسلام گرا هم بوده است.
در واقع باید گفت، این مسیر ، مسیر گام به گام و پر حوصله ای است و نباید خیلی شلوغ کرد چون اگر انسان بخواهد قبل از فرارسیدن زمان، میوه را بچیند تلف می شود و بی جهت سو تفاهم ایجاد می کند ، من هم در صدد این مهم هستم که در درون ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران اظهار نظر کنم و اصلاحات انجام شود و کشور توسعه یابد .
وی افزود: خوب ممکن است شهروندانی بوده باشند که از اول با قانون اساسی مخالف بوده باشند، آنها به عنون شهروند حقشان محترم است و رای هم اگر نداده باشند این عدم رای حق آنها بوده است. اما الان فعلا این قانون ست و در چارچوب این قانون داریم اظهار نظر می کنیم. الان اگر افکار عمومی متمرکز شود و این موضوع را به عنوان یک چالش جدی بگیرد و اظهار نظرها متمرکز شود روی ارزیابی و سنجش، واقعا به نتیجه می رسیم .
مهمترین خواست واقعی جریان اصلاح طلب هم حاکمیت قانون است
مشاور دولت اصلاحات، عنوان کرد: ‌مهمترین خواست واقعی جریان اصلاح طلب هم حاکمیت قانون است. این کلمه کوچک و جمع و جور است ولی معنای واقعی آن نه استفاده و برخورد ابزاری از قانون نیست. چرا که وقتی افکار عمومی که باید قانع شوند قانع نمی شوند یعنی یک جای کار ایراد دارد ، اگر ‌حاکمیت قانون باشد نگرانی از دیکتاتوری هم وجد نخواهد شد. دیکتاتوری و استبداد را می توان از روایات به شرک تشبیه کرد و در روایات هست که وقتی شرک وارد قلب مومن می شود، غیر محسوس و شبیه حرکت مورچه روی سنگ سیاه در شب تاریک است. یعنی اصلا کسی متوجه آن نمی شود. استبداد هم همینطور ذره ذره وارد حاکمیت می شود. برای همین بود که مهندس موسوی در مناظره با احمدی نژاد عنوان کرد که من نمی گویم شما دیکتاتورید اما استبداد از همین جاها شروع می شود که به بگویی مثلا قانون پرداخت نظام هماهنگ را را دوست ندارم لذا اجرا نمی کنم.
وقتی احیای شوراهای عالی را که مجلس تصویب کرده احیا نمی شود در این باره باید فریاد بلند باشد و رییس جمهور به عنوان نفر دوم در قانون اساسی علیه رییس جمهور به عنوان رییس قوه مجریه ادعای جرم کند.!!! چون قانون ر ا اجرا نمی کند.
مقام رهبری ، شورای نگهبان ، رییس جمهور مسئول نظارت بر اجرای قانون اساسی
پورنجاتی درباره نحوه نظارت بر تخلفات از قانون اساسی و جلوگیری از بروز آنها اظهار کرد: در نظام های دیگر، ساختارهایی همانند دادگاه قانون اساسی و … برای نظارت تعریف شده است. در نظام ما در یک سطح شورای نگهبان را داریم که از بیشتر از موضع تصویب قانون عادی نظارت می کند تا قانون اساسی مخدوش نشود و در یک سطح هم رییس جمهور را داریم . اما در عالی ترین سطح رهبری نظام را باید در نظر بگیریم. در واقع در نظام ما بالاترین مقام از نظر گستره اختیارات، رهبری و ولایت فقیه است و چون بر اساس اصول عقلایی و هم اصول شرعی هیچ اختیاری بدون وظیفه و تکلیف نیست و اختیار با مسئولیت همراه است و هیچ کس مختار مطلق نیست و فقط خداوند فعال ما یشاء است . لذا مسئولیت هم در کنار این ها هست و همانقدر که اختیارات رهبری وسیع است اختیارات رهبری هم بسیار گسترده است.
وی افزود : معلوم است وقتی که در کلیات قانون اساسی آمده که سه قوه زیر نظر رهبری است از این باب است که اگر از حدود قانون اساسی خارج می شوند از طرق خودشان کنترل ونظارت و جلوگیری کند . البته ممکن است تذکراتی در مواردی داده شده باشد و ما خبر نداریم ولی تذکر باید علنی باشد و افکار عمومی باید احساس کنند که قانون اساسی یک نظام در درجه اول توسط متولیان آن جدی گرفته می شود وگرنه کم کم فکر می کنند که این بازیچه است و چماقی است برای اینکه فقط بر مردم حکومت کنیم و یا از طریق آن رقیب را از میدان خارج کنیم .
پور نجاتی در پایان خواستار ایجاد فضایی غیر عصبانی توام با رعایت آداب و اخلاق و مروت سیاسی برای بحث پیرامون قانون اساسی می شود و می گوید:
متاسفانه الان با یک موج شانتاژ مواجه هستیم و تا کسی انتقاد و اظهار نظری می کند عده ای فوری آن را تاویل به مصدر می برند و می گویند این فرد می خواهد کشور را با جنگ نرم براندازی کند و این روش هم متاسفانه موفق از آب در آمده و متاسفانه دور فعلا دست این دوستان است.

صفار: روزنامه همشهری زمینه‌ساز کودتا بود


۱۳۸۸/۰۹/۲۰ 
حسین صفارهرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد  اسلامی دولت نهم و سردبیر سابق کیهان،  انتشار روزنامه همشهری را زمینه‌ساز کودتا و ‌آغاز جنگ نرم دانسته که برای به گفته او «تغییر ذائقه مردم به شهروند حقوق‌مدار و مطالبه‌گر» منتشر شد.
روزنامه همشهری در سال ۱۳۷۱ به صاحب امتیازی غلامحسین کرباسچی، شهردار وقت تهران و از موسسان حزب کارگزاران که نزدیک به هاشمی رفسنجانی است منتشر شد؛ غلامحسین کرباسچی در سال ۱۳۷۷ دستگیر شد و  نزدیک به دو سال را در زندان گذراند.
حسین صفار هرندی که عضو  سپاه پاسداران نیز هست در نخستین مجمع عمومی کانون تربیت اسلامی به انتقاد از سیاست‌های فرهنگی دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی پرداخت و «آغاز جنگ نرم» را مربوط به این دوره‌ها دانست.
حسین صفار هرندی با بیان این که جنگ نرم «رکن اساسی در جهان امروز» است، «مصادیق بارز» جنگ نرم را به ویژه در «آستانه فروپاشی بلوک شرق» قابل مشاهده عنوان کرد.
سردبیر سایق کیهان اظهار داشت که جنگ نرم «از آموزش و پرورش شروع می‌شود و در دستگاه آموزش عالی و رسانه‌ها و مطبوعات ادامه پیدا می‌کند».
وزیر ارشاد سابق دولت احمدی‌نژاد همچنین ورود ایرانیان خارج از کشور را منشاء ایجاد «شکاف» در جامعه دانست که به گفته او «زمینه‌ساز بسیاری از انحرافات اخلاقی و اجتماعی» در کشور شد.
سردبیر سایق کیهان گفت: «در سال ۷۰ عده‌ای از مسئولان وقت به کشورهای اروپایی و آمریکایی سفر کرده و از ایرانیان مقیم خواستار کمک برای سازندگی ایران و سرمایه‌گذاری در کشور شدند که این موضوع زمینه‌ساز شکاف در کشور شد.»
وزیر ارشاد دولت نهم به نقل خاطره‌ای از یکی از جلسه‌های کابینه اکبر هاشمی رفسنجانی پرداخت و گفت: «روزی در جلسه هیات ‌دولت یکی از مسئولان از بی‌حجابی خانم‌ها در ایران گلایه کرد که در پاسخ رئیس‌جمهور با خنده‌ای گفت که بگذارید این‌ها راحت باشند تا در کشور سرمایه‌گذاری کنند.»
حسین صفار هرندی در بخشی دیگر از اظهاراتش گسترش فرهنگسراها و انتشار روزنامه همشهری را در راستای سیاست «عده‌ای»  دانست که برای ایجاد «شرایط جدید» در کشور تلاش می‌کردند.
سردبیر سابق کیهان همچنین انتشار روزنامه همشهری را «زمینه‌ساز کودتا و آغاز جنگ نرم» عنوان کرد و گفت: «این روزنامه با هدف تغییر ذائقه مردم به شهروند حقوق‌مدار و مطالبه‌گر ایجاد شد تا سرآغازی در فعالیت‌های جنگ نرم در حوزه فرهنگی باشد.»
محمد عطریانفر که از بهمن ۱۳۷۱ تا تیرماه ۱۳۸۲مدیرمسئول و سردبیر روزنامه همشهری بود هم‌اکنون به اتهام اقدام برای به راه‌ انداختن «انقلاب مخملی» در زندان به سر می‌برد.
حسین صفارهرندی  همچنین دوم خرداد را نیز «دست‌پرورده» این اقدامات از قبیل تاسیس روزنامه همشهری و ایجاد فرهنگسرا دانست و گفت: «در دوم خرداد مشاهده کردیم که جریانات اقتصادی، فرهنگی، رسانه‌ای با یکدیگر دست دادند و پیوند جدیدی به وجود آوردند.»
در هفته‌های اخیر سخنرانی‌های حسین صفار هرندی در چندین دانشگاه با اعتراض شدید دانشجویان و پرتاب کفش به سوی او روبه‌رو شده است.

اوباما در مراسم دريافت جايزه نوبل :«این نشان می‌دهد که رهبران این دولت‌ها (ایران، میانمار و زیمبابوه)یبیش از آن‌که از قدرت دیگر ملت‌ها بترسند از آرزوهای مردم خود می‌ترسند.»


آقای اوباما بامداد امروز برای مراسم دریافت جایزه نوبل صلح به اسلو پایتخت نروژ وارد شد. این مراسم و سخنرانی رئیس جمهوری آمریکا به طور زنده از تلویزیون‌های جهان پخش خواهد شد.
بارام اوباما در سخنرانی خود می‌گوید:
«آمریکا همیشه در کنار آنانی خواهد بود که به دنبال آزادی هستند از جمله ایران، میانمار و زیمبابوه.»

وی افزود:
«ما شاهدی هستیم برای عزت خاموش اطلاح‌گرانی مانند آنگ سن سوچی، شجاعت آن دسته از اهالی زیمبابوه که با وجود ضرب و شتم رأی خود را به صندوق ریختند، و صدها هزار نفری که با سکوت در خیابان‌های ایران راهپیمایی کردند.»

رئیس‌جمهوری ایالات متحده ادامه داد:
«این نشان می‌دهد که رهبران این دولت‌ها بیش از آن‌که از قدرت دیگر ملت‌ها بترسند از آرزوهای مردم خود می‌ترسند.»

وی افزود:
«و این مسئولیت همه مردم آزاد و ملت‌های آزاد است که به این جنبش‌ها بگویند امید و تاریخ در کنار شما و با شماست.»

وی در بخشی دیگر از نطق خود گفت:
«در همین لحظه در جایی از جهان سربازی با وحود این‌که می‌بیند با قوای بزرگ‌تری روبه‌رو است با این حال به خاطر حفاظت از صلح پایداری می‌کند، امروز در جایی از این جهان، یک معترض جوان انتظار خشونت حکومتش را دارد ولی این اندازه شجاعت دارد که به راهپیمایی‌اش ادامه می‌دهد. امروز در جایی، مادری که با فقر طاقت‌فرسایی روبه‌روست وقت می‌گذارد تا به کودکش که فکر می‌کند دنیای بی‌رحم هنوز جایی برای رؤیاهای او دارد درس بدهد.»

وی افزود: «بیایید از آن‌ها الگو بگیریم.»

باراک اوباما در پی اعلام اهدای جایزه به او در ماه اکتبر، گفت آن را به عنوان دعوتی از همه ملت‌ها برای رویارویی با چالش های مشترک سده بیست و یکم قبول خواهد کرد.

بيانيه مهم گروهی از فرماندهان و پرسنل ارتش: اگر از راه تجاوز و تعدی به مردم بازنگردند، با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند شد!


ویژه خبرنامه گویا - گروهی از فرماندهان و پرسنل نيروی هوايی و نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی بيانيه‌ی مهمی انتشار دادند. در اين بيانيه آمده‌است: "در روزگاری که هم‌دوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می‌کرديم هرگز گمان نمی‌برديم که ممکن است روزی گروهی از سپاهی‌ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگر سپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند." اين گروه از ارتشيان نوشته‌اند: "به آن دسته از تحميل‌شدگان به سپاه که دست تجاوز و تعدی به جان و مال و آبرو و ناموس ملت ايران دراز کرده‌اند و بيش از همه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده‌اند، شديدا اخطار می‌کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد." بيانيه را بخوانيد:

به نام يزدان پاک
"ارتش پناه ملت"
درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است. سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند.




ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نيز ساکت بنشيند. به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد.
گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران ( هوانيروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتيبانی نزاجا
جمعی ازاساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولين ستاد فرماندهی کل ارتش


آزادی ۲۴ نفر از دستگیر شدگان ۱۶ آذر

جمعه, ۲۰م آذر, ۱۳۸۸
کلمه:دادگاه انقلاب تهران از آزادی ۲۴ نفر از دستگیر شدگان تجمعات غیرقانونی ۱۶ آذر خبر داد.
روابط عمومی دادگاه انقلاب تهران اعلام کرد: با توجه به تکمیل تحقیقات مقدماتی و ابراز ندامت متهمانی که در تجمعات غیرقانونی روز ۱۶ آذر دستگیر شده بودند به دستور بازپرس و تایید دادستان آزاد شده‌اند که ۶ نفر از آنها زن بودند.
دادستان تهران پیشتر تاکید کرده بود متهمانی که تحقیقات آنها به اتمام رسیده آزاد خواهند شد.

با صدور بیانیه ای سوال شد: چگونه غیر دانشجوها با این همه سلاح به دانشگاه راه یافتند؟


جمعه, ۲۰م آذر, ۱۳۸۸

کلمه:انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران: چگونه غیر دانشجوها با این همه سلاح به صحن دانشگاه راه یافتند؟
در هفته جاری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران همزمان با روز دانشجو در روزهای ۱۷آذر و ۱۸ آذر از آن اقدام به صدور دو بیانیه کرده‌اند، که با توجه به فضای بسته رسانه‌ای، این بیانیه‌ها امکان رسانه‌ای شدن نیافتند.
متن این دو بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظّلم
بیانیة شماره ۲ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران پیرامون تکرار اتّفاقات تلخ روز شانزدهم آذرماه ۳۲ در پنجاه‌وششمین سالگرد آن
دانشگاه تهران شانزدهم و هفدهم آذرماه شاهد صحنه‌هایی بود که در تاریخ معاصر ایران به عنوان لکه‌های سیاهی کنار ۱۶ آذر ۱۳۳۲، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۲۵ خرداد ۸۸ خواهد ماند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن اعلام وفاداری کامل خود به آرمان‌های برآمده از انقلاب اسلامی، خواست ملت ایران و امام راحل به عنوان حامل خواسته‌های مردم، که در سه شعار آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی متجلی گشت لازم می‌دارد نکاتی را جهت استحضار دانشجویان عرض کند:
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به عنوان قدیمی‌ترین نهاد مدنی-دانشجویی ایران همواره بر حق اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز دانشجویان پایفشرده و آن را برآمده از شعار «آزادیخواهی» ملت ایران در انقلاب ۵۷ می‌داند و مدت‌ها است مشی خود در این راه را عمل به آیه شریفه (إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُون (بى‌تردید کسانى که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می‌‌شوند [و می‌گویند] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتى که وعده می‌دادند، بشارت باد.) (سوره فصلت، آیه ۳۰) قرار داده و لذا در راه آرمان‌های اسلام و انقلاب و ایستادگی در برابر انحرافات -آن هم به نام اسلام و انقلاب- هیچ هراسی به خود راه نخواهد داد.
از سویی امروز بر همگان و از جمله مسئولین دانشگاهی ثابت شده است که تجمعات دانشجویی اخیر و به خصوص تجمعات ۱۶ و ۱۷ آذر تجمعاتی خودجوش بوده و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی نقشی در هدایت و یا سازماندهی آن نداشته است. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی به عنوان نهادی منتقد، مستقل و با سابقه‌ای روشن، همچنان بنا دارد از تمام ظرفیت‌های قانونی موجود جهت بیان اعتراضات دانشجوبان استفاده کند و از این رو خود را در کنار دانشجویان و نه رهبر و یا هدایت‌گر آنها می‌داند و اساسا جریانات اینچنینی را جریاناتی خودجوش، اجتماعی، مدنی و بی‌سر می‌شناسد و ادامه حیات آن را نیز وابسته به همین خودجوش بودن و دانشجویی بودن آن می‌داند.
۱- حملات و درگیری‌ها و نوع سلاحهای سرد استفاده شده و حتی الفاظ به کار گرفته شده در تجمعات دو روز گذشته در دانشگاه، در تجمعات سابق دانشگاه تهران به هیچ عنوان مسبوق به سابقه نبوده و حضور و ورود بی‌سابقه نیروهای پادگانی از بیرون از دانشگاه به عنوان عامل اصلی خشونت، درگیری فیزیکی، استفاده از گاز فلفل، گاز اشک‌آور و باتوم الکتریکی شناخته می‌شود. بر خلاف برخی دوستان که به صورت واکنشی در دام تهمت‌زنی و اتهام افکنی افتاده‌اند ما معتقدیم که استفاده از سلاح‌های اینچنین و پرتاب گاز اشک‌آور کار هیچ دانشجویی نیست و برادرانه از همه دانشجویان از هر طیف و گروه و تشکلی درخواست می‌کنیم بر محور کوتاه کردن دست نیروهای امنیتی و غیردانشجو از دانشگاه متحد شوند و از یاد نبرند که چنین حوادثی «دانشجویی» نیست. در این زمینه انجمن اسلامی دانشگاه تهران ضمن تاکید دوباره بر بی‌کفایتی مسئولین دانشگاه تهران و شخص رئیس دانشگاه در حفظ امنیت دانشجویان چند نکته را عرض می‌نماید:
الف) انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران طی چند روز گذشته به صورت مکرر از مسئولین دانشگاه تهران تقاضای صدور مجوز برای برگزاری برنامه‌ای رسمی و قانونی نمود تا ذیل چنین برنامه‌ای دانشگاه متعهد به حفظ امنیت و آرامش دانشجوبان منتقد گشته و فضا برای طرح اعتراضات دانشجویان در فضای منطقی و آرام فراهم آید. فلذا درخواست برنامه ویژه ۱۶ آذر را با سخنرانی سید محمد خاتمی در روز ۱۷ آذر در تالار شهید چمران تسلیم مسئولین نمود و با پاسخ نه مسئولین روبرو گشت و در ادامه تقاضای برنامه‌ی دیگری ارائه داده است که هنوز پاسخی رسمی دریافت ننموده است. متاسفانه از سویی خودداری مدیریت دانشگاه تهران از صدور مجوز برای چنین برنامه‌ای سبب شد تا صف‌آرایی به صحن دانشگاه کشیده شود. و از سوی دیگر بی‌کفایتی مسئولین دانشگاه در جلوگیری از ورود لباس‌شخصی‌ها و خشونت طلب‌ها به دانشگاه سبب بروز درگیری در صحن دانشگاه شد.
مدیریت دانشگاه تهران امروز باید علاوه بر پاسخگویی به دانشجویان در برابر ادعاهای سردار فضلی در مورد دستور ریاست دانشگاه در ورود به کوی در ۲۵ خرداد، پاسخگوی عدم توانمندی خود در تامین امنیت دانشجویان و عاملیت خود در ایجاد درگیری در دانشگاه باشد.
همچنین تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه تهران ظرف دو هفته گذشته منتهی به ۱۶ آذر به دادگاه انقلاب یا کمیته‌های انضباطی احضار شده‌اند و تعداد قابل توجهی نیز بازداشت شده‌اند و در این دو روز سیاه نیز علاوه بر ضرب و شتم دانشجویان در داخل دانشگاه، بسیاری از دانشجویان نیز در هنگام خروج از دانشگاه دستگیر و به مکان‌های نامعلومی برده شده‌اند.
مسئولین دانشگاه تهران و شخص آقای دکتر فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه، باید در جلسه‌ای رسمی و عمومی در جمع دانشجویان حضور یابند و توضیح دهند چرا با وجود اینکه توانایی حفظ امنیت دانشگاه را از هجوم نیروهای امنیتی و لباس شخصی ندارند، همچنان بر حفظ این کرسی بی‌ارزش قدرت دنیوی پافشاری می‌کنند. گویا ایشان فراموش کرده‌اند که در تحصن دانشگاه تهران مورخه ۳۰/۴/۸۸ و در میان فریادهای «استعفا، استعفای» دانشجویان زخم دیده با دانشجویان عهد بستند تا مدافع حقوق دانشجویان باشند.
ب)استفاده از سلاح‌های سرد در صحن دانشگاه و علیه دانشجویان بی‌دفاع جنایتی دردناک است و لازم است مسئولین دانشگاه تهران عاملان و حاملان چنین سلاح ها و خشونت‌هایی را به سرعت به دانشجویان معرفی کنند تا معلوم شود چه کسانی با چه اهدافی اقدام به چنین اعمالی نمودند؟ چگونه غیر دانشجوها با این همه سلاح به صحن دانشگاه راه یافتند؟ باید برای دانشجویان مشخص شود که چه کسانی و با چه اهدافی و از کجا با سلاح گرم (اسلحه کمری) قصد ورود به دانشگاه را داشته‌اند؟چه کسانی و به قصد«فتح» چه چیزی به دانشگاه تهران آمده بودند و چگونه به خود اجازه دادند در هتک حرمت آشکار به همه مقدسات مذهبی نماز فتح نمایشی با قبله اشتباه برگزار کنند؟
علاوه بر هتک حرمت دانشگاه و دانشجویان تجاوز به ساحت اساتید نیز قلب هر بیداردلی را آزرده می سازد، حمله به دکتر زهرا رهنورد عضو هیئت علمی دانشگاه تهران باچه هدف و مجوزی صورت می‌گیرد و چه کسانی آن را سازماندهی می‌کنند؟
۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن محکوم کردن چندباره خشونت، ساختار شکنی و هرگونه اقدامات کور و رادیکال، از دانشجویان منتقد که در دو روز گذشته اعتراضات خود را در قالب مدنی پیگیری کردند تشکر کرده و از آنها تقاضا می‌کند همچنان بر عدم خشونت، عقلانیت و خویشتنداری، حرکت در چارچوب‌های قانونی و مسالمت آمیز و پرهیز از ساختارشکنی و شعارهای رادیکال پایفشاری کنند و حتی خشونت‌ورزی و حملات فیزیکی متحجران را بزرگمنشانه و در چارچوب اجتناب همیشگی از هرگونه خشونت پاسخ دهند تا عظمت خویش را در برابر حقارت آنان اثبات کنند و تداوم فعالیت خود را در چارچوب همین عقلانیت تضمین نمایند. اقدام دیروز دانشجویان در ترک سر در دانشکده فنی، پس از حمله فیزیکی به آنها، اقدامی قابل ستایش از سوی دانشجویان بود که همواره باید ادامه یابد.
۳- متاسفانه فضای دروغ پراکنی و تهمت‌زنی شکل گرفته در رسانه‌ها و سایت‌ها و خبرگزاری‌های منتسب به جریانات خاص، طی چند ماه گذشته و بالاخص چند روزگذشته، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را آماج حملات چندباره ناجوانمردانه خود نموده است. این حملات قبل از هرچیز نشان‌دهنده بالندگی، اثرگذاری و قدرت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران دارد که بر مبنای آرمان‌های اسلام ناب شکل یافته و بال گسترده است. «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء»(آیا ندانستى که خدا چگونه مثلى زده است؟ کلمه پاک [که اعتقاد واقعى به توحید است] مانند درخت پاک است، ریشه‌اش استوار و پابرجا و شاخه‌اش در آسمان است) (سوره ابراهیم-آیه ۲۴))
انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن اعلام برائت چند باره از این اتهامات، با ابراز ناامیدی از شکایت بردن به دستگاه قضا، شکایت را به آستان مقدس حضرت ولی عصر می‌برد اطمینان دارد کسانی که اینگونه حیات خودرا در زیر پا گذاشتن اخلاق و انسانیت می‌یابند و در توهم «جنگ نرم در برابر فرزندان ملت»، «انسانیت» و «مذهب» را به مسلخ «تهمت» و «دروغ» می‌برند، پاسخ عملهای خود را خواهند یافت و به حول و قوه الهی در مکر خود گرفتار خواهند آمد.

“عاشورا باحرکت‌حسینی عقبه‌فتنه را جمع‌می‌کنیم”

پنجشنبه, ۱۹م آذر, ۱۳۸۸

کلمه:رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد با انتقاد از طرفداران جنبش سبز گفته است: به برکت این نظام برخی آقا‌ شده و لباس آقایی بر تن کردند، اما نمی‌دانستیم اینها گرگ‌های بودند که لباس میش بر تن کردند و با کمال تاسف نمک خورده و نمکدان شکستند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، حجت الاسلام حسین ابراهیمی در سخنانی در همایش ائمه جماعات، محرم و تبلیغ، مساجد را اثرگذارترین،‌ فعال‌ترین ودرخشنده‌ترین پایگاه برای حفظ نظام جمهوری اسلامی دانست و‌گفت: از خدمات ائمه‌جماعات باید تقدیر شود، چرا که آنها در بحران و فتنه بی‌نظیر اخیر که در کشور اتفاق افتاد، درمقابل سبزپوشانی که هیچ خبری از سبزی ندارند و نور ‌و‌ نورانیت انقلاب در سرزمین وجودی آنها نفوذ نکرده است، ایستادند.
نماینده بیرجند در مجلس شورای اسلامی، اظهار داشت: به برکت این نظام برخی آقا‌ شده و لباس آقایی بر تن کردند، اما نمی‌دانستیم اینها گرگ‌های بودند که لباس میش بر تن کردند و با کمال تاسف نمک خورده و نمکدان شکستند.
وی با اشاره به سخن امام خمینی(ره) مبنی بر اینکه حفظ نظام اوجب واجبات است، گفت: آنها کمر به از بین بردن نظام مقدسی بسته‌اند که امام(ره) حفظ آن را اوجب واجبات دانست و مسئله‌ای را که در هیچ انتخاباتی سابقه نداشت، اعلام کردند.
ابراهیمی ادامه داد: پیش از انتخابات از نظر آنها هم شورای نگهبان قانونی و هم قانون انتخابات معتبر بود و تقلب و تخلف وجود نداشت، اما از جا که متوجه شدند رییس‌جمهور نیستند، با بحث تقلب و برنامه از پیش تعیین شده آشوب را به راه انداخته و قلب امام زمان را با این حرکت رذیلانه خود، داغدار کردند.
رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد، خاطرنشان کرد: ائمه جماعات در روشنگری این مسایل بسیار موثر بودند، به طوری که امروز ما شاهد هستیم افرادی که فریب خورده هستند در روز ۱۳ آبان پیش از ۱۵۰۰ نفر نبودند و در ۱۶ آذر نیز بیش از ۲۰۰ نفر هم نشدند.
وی گفت: افرادی که در این تجمعات حضور یافته‌اند به دنبال این آقایان نیستند، بلکه زیر پرچم این آقایان برای اهداف خود تلاش می‌کنند و بارها گفته‌اند زید، بکر و خالد برای ما مهم نیست و اینها اقداماتی است که در قالب آن می‌توانند به اهداف خود برسند.
ابراهیمی به حضور سبزپوشان در راهپیمایی روز قدس اشاره کرد و گفت: در آن روز کسانی پرچم سبز بر دست گرفته و با بطری و آدامس جویدن در صف‌های نماز حضور یافتند و با کارهای زشتی که انجام دادند اعلام کردند، حتی اعتقادی به اسلام ندارند چه برسد به جمهوری اسلامی.
وی تاکید کرد: اینجا لازم است که همه ما تلاش کنیم تا افرادی را که از این موضوع آگهی ندارند، روشن کنیم و در چارچوب‌های مطرح شده از سوی مقام معظم رهبری که توانستند به درستی جامعه را هدایت و رهبری کنند و چشم فتنه را از حدقه بیرون بیاورند، هدایت کنیم.
رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد با اشاره به در پیش بودن ماه محرم و عاشورای حسینی اظهار داشت: از این فتنه چیزی باقی نمانده و انشاء الله با فرا رسیدن روز عاشورا و حرکت حسینی بتوانیم این عقبه فتنه را جمع کرده و دل امام زمان را شاد کنیم و وحدت کشور همچنان بر محور ولایت پایدار بماند.

چند مقام دولتی ایران بار دیگر به سرقت علمی متهم شدند


پنجشنبه, ۱۹م آذر, ۱۳۸۸
کلمه:بار دیگر چند مقام ارشد در دولت ایران به انتشار تحقیقات دیگران به نام خود متهم شده اند
نشریه علمی نیچر (Nature) در گزارشی نوشته است که بررسی ها حاکی از موارد بیشتری از کپی برداری شماری از وزیران و مقامات ارشد دولت ایران از تحقیقات علمی دیگران و انتشار این مطالب به نام خود در مجله های علمی است.
این نشریه با یادآوری موارد قبلی سرقت علمی توسط مقامات ارشد دولتی ایران، از جمله مقالاتی که با مشارکت حمید بهبهانی، وزیر راه، و کامران دانشجو، وزیر علوم در کابینه محمود احمدی نژاد، می نویسد که آن موارد به طورگسترده در رسانه ها و وبلاگ های ایرانی انعکاس یافت و پژوهشگران در داخل و خارج این کشور خواستار رسیدگی به این موضوع و همچنین نظارت اخلاقی بیشتر بر نحوه انجام تحقیقات علمی شدند.
نیچر می نویسد که در مورد تخلف علمی آقای دانشجو، که در مقام معاون وزارت کشور نقشی اساسی را در پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات مناقشه برانگیز اخیر داشته، مجلس ایران تحقیقاتی را درباره چهار مقاله نوشته وی و همکارانش انجام داد اما عملا او را از اتهام سرقت علمی تبرئه کرد.
در عین حال، اتهام سرقت علمی توسط حمید بهبهانی، که استاد ناظر محمود احمدی نژاد در تهیه تز دکترای او در دانشگاه علم و صنعت هم بوده، مورد بررسی قرار نگرفته است و آقای بهبهانی این اتهام را به “حملات رسانه ای” نسبت داده و آن را محکوم کرده است.
از جمله موارد جدید سرقت علمی که نیچر به آنها پرداخته، مقاله ای با موضوع مقاومت اسفالت به قلم حمید بهبهانی و حسن زیاری، معاون وزیر راه و ترابری است که اخیرا به دستور کامران دانشجو به سمت رئیس دانشگاه پیام نور در تهران منصوب شده است.
به نوشته نیچر، همکار دیگر آقای بهبهانی در تهیه این مقاله، که بخش های عمده ای از آن از مقاله چاپ سال ۲۰۰۵ گروهی از پژوهشگران پاکستانی برداشته شده، محمد خبیری نام دارد که دانشجوی مقطع دکترا در دانشگاه علم و صنعت بوده است.
نیچر می نویسد همچنین، دو مقاله دیگر چاپ ۲۰۰۸ مربوط به تقویت اسفالت جاده ای به قلم حمید بهبههانی، زیاری و یک دانشجوی دیگر دوره دکترا به نام شمس نوبخت، حاوی بخش هایی از مقالات سایر پژوهشگران بوده که پیشتر چاپ شده است.
علاوه بر آقایان بهبهانی، دانشجو و حسن زیاری، گزارش نشریه نیچر محمد علی کی نژاد، یکی از اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی و استاد دانشگاه صنعتی سهند تبریز را نیز متهم می کند که در مقاله ای که با همکاری فرد دیگری نوشته به طور کامل مطالبی را نسخه برداری کرده که در مقاله ای حاوی الگوی آلودگی محیط زیست درمجارستان آمده که در سال ۲۰۰۱ به یک نشست علمی ارائه شد.
نیچر می نویسد اگرچه آقای کی نژاد و همکارش در مقاله خود الگوی ارائه شده در مقاله مربوط به مجارستان را به عنوان ماخذ ذکر می کنند، اما مدعی می شوند که این الگو را با آمار گردآوری شده در مورد آلودگی مجتمع پتروشیمی شهر تبریز در سال ۲۰۰۷ سنجیده اند در حالیکه به گفته الیسون تاملین، یکی از کارشناسان الگوسازی محیط زیست در دانشگاه لیدز بریتانیا و از تهیه کنندگان مقاله مربوط به مجارستان، مقاله این دو نویسنده ایرانی حاوی نتیجه جدیدی نیست و “قطعا نسخه برداری” از مقاله اصلی است.
یک سرقت علمی دیگر
در عین حال، اسماعیل فاتحی فر، استاد محیط زیست در دانشگاه سهند، مسئولیت این سرقت علمی را متوجه یکی دیگر از اعضای گروه تحقیق کرده و گفته است که سایر نویسندگان مقاله بر این باور بودند که آمار ارائه شده توسط این فرد اصیل بوده است و افزوده که در نظر است از ادامه تحصیل این شخص در مقطع دکترا جلوگیری شود.
به نوشته نیچر، در مورد مقاله ای که علی رضا علی احمدی، وزیر سابق آموزش و پرورش در کابینه محمود احمدی نژاد، با همکاری فرد دیگری در سال ۲۰۰۶ منتشر کرده نیز تردیدهایی وجود دارد و به نظر می رسد که بخش هایی از این مقاله از سه مقاله علمی دیگر برداشت شده و به گفته میکا اویالا، از دانشگاه تامپره در فنلاند و مولف یکی از این مقالات، این موضوع نمی توانسته اتفاقی باشد.
همزمان، آکادمی ملی علوم آمریکا هم اعلام کرده است یک فصل کامل از یکی از مجموعه مقالات چاپ این مرکز را که حسن ظهور، دبیرآکادمی علوم جمهوری اسلامی تحت “عنوان تاثیر اخلاقی پیشبرد علوم” را نوشته بوده، حذف کرده است.
دلیل این اقدام کپی برداری آقای ظهور از یکی از مقالات دوگلاس الچین، استاد دانشگاه مینیاپولیس، بوده هر چند آقای ظهور گفته است که تنها مسئول تهیه پیش نویس مقاله خود بوده و بقیه آن را اعضای دفترش تکمیل کرده اند و در نظر دارد رسما از آقای الچین عذرخواهی کند.
نشریه نیچر، علاوه بر انتشار گزارش موارد جدید سرقت علمی، در سرمقاله ای جداگانه به بررسی عوامل محتمل در شیوع این پدیده در میان مقامات دولت ایران پرداخته است.
در این سرمقاله آمده است که اگرچه عوامل شیوع چنین عادتی را نمی توان به طور قطعی مشخص کرد، اما می توان احتمالاتی را در نظر گرفت از جمله اینکه ممکن است از مقامات دولتی انتظار رود دارای مدارج علمی ممتاز باشند و در نتیجه، افراد که از این لحاظ ضعیف تر هستند به سرقت علمی و حتی، مانند یکی از وزیران سابق کابینه، جعل مدارک علمی روی می آورند.
عامل دیگر، به نوشته نیچر، ممکن است ملاحظات سیاسی به جای شایسته سالاری در انتصابات و ترفیعات در مراکز دانشگاهی و پژوهشی باشد به خصوص اینکه پس از پاکسازی دانشگاه ها در پی انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ در ایران، بسیاری از پژوهشگران و استادان برجسته به دلیل نگرانی از گرایش های غربی آنان، پاکسازی شدند و به خارج رفتند.
این نشریه می نویسد که اگرچه در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، اقداماتی برای بازسازی علمی موسسات آموزش عالی در ایران به جریان افتاد، اما از زمان آغاز زمامداری محمود احمدی نژاد در سال ۲۰۰۵، شرایط به وخامت بیشتری گراییده و به خصوص در پی اعتراضات پس از انتخابات اخیر و فعالیت سیاسی در دانشگاه ها، مراکز علمی هدف  دولت قرار گرفته اند.
از جمله تحولات اخیر در ایران اعلام تصمیم دولت به اسلامی کردن مواد درسی و استادان دانشگاه است که بسیاری از ناظران آن را حرف رمز تلاشی گسترده تر برای سرکوب بیشتر مراکز علمی دانسته اند.
در پایان این سرمقاله آمده است که کجروی معدودی از افراد در ایران نباید حیثیت و اعتبار اکثر محققان ایرانی در داخل و خارج از آن کشور را خدشه دار کند بلکه لازم است محققان ایرانی از حمایت همکاران خود در سراسر جهان بیش از پیش برخوردار شوند.
منبع:بی بی سی

ميرحسين موسوي : اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی ها نمی زنند


شنبه, ۲۱م آذر, ۱۳۸۸
کلمه:مهندس میرحسین موسوی پاره کردن عکس امام در جریان وقایع ۱۶ آذر را کاملا مشکوک و یک اقدام ضدانقلابی دانست .
نخست وزیر محبوب امام در پاسخ به سئوال روزنامه جمهوری اسلامی که موضع شما درباره پاره شدن عکس امام و نشان دادن صحنه اهانت به عکس امام از سیمای جمهوری اسلامی و تلویزیون های بیگانه چیست گفت : حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستکبران است . ایشان به گردن همه ملت ها به ویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عکس ایشان بکند.
میرحسین موسوی افزود : کسانی که به اینجانب محبتی دارند هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی دانند و حفظ حرمت امام را واجب می دانند. اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی ها نمی زنند زیرا همه میدانیم که دانشجویان به امام عشق می ورزند و حاضرند برای آرمان های امام جان فشانی کنند.
مهندس موسوی گفت : اطلاعات دقیقی درباره اینکه اصولا چنین کاری صورت گرفته باشد ندارم کما اینکه درباره عاملان این اقدام ساختارشکنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم ولی بهرحال اگر چنین کاری صورت گرفته باشد این یک اقدام مشکوک است و پخش آن صحنه ضدانقلابی از سیمای جمهوری اسلامی نیز اقدام نادرستی بود. از رسانه های بیگانه که همواره درحال دشمنی با نظام جمهوری اسلامی هستند انتظاری جز این نیست که با سواستفاده از این قبیل حوادث مرتکب چنین اقدامی بشوند اما چنین اقدامی توسط رسانه ملی که موجودیت خود را به برکت انقلاب عظیمی که به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد مرهون است بهیچوجه قابل قبول نیست .

بازداشت ادریس صالحی، دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر


تاریخ : 20/9/1388 - 20:31
خبرگزاری هرانا ـ حقوق زندانیان:  ادریس صالحی پیش از این نیز به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته بود.

به گزارش خبرنامه امیرکیبر هم‌چنین جاوید حاج همتی دانشجوی دیگر این دانشگاه که پس از مراجعه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در روز 16 آذر بازداشت شده بود، روز گذشته در تماسی تلفنی با خانواده اش از نگهداری خود در بند 240 زندان اوین خبر داد.

از وضعیت و محل نگهداری عباس قادری که در روز 16 آذر به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه کرده و در آنجا بازداشت شده بود، اطلاعی در دست نیست و این دانشجو تا کنون تماسی با خانواده خود نداشته است.

لازم به ذکر است که این دو دانشجو به توصیه و تاکید مسئولین حراست دانشگاه در روز 16 آذر به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه کرده بودند.

بیانیه دانشگاه تهران در خصوص حوادث اخیر


به نقل از دانشگاه تهران


باسمه تعالی




در پی حوادث هفته اخیر در صحن مقدس دانشگاه تهران، بدینوسیله ضمن توجه به بیانیه ­ها و تکذیبه‌های قبلی صادر شده اعلام می‌گردد که دانشگاه تهران هر اقدامی که شأن و منزلت دانشگاه و دانشگاهیان را مخدوش نماید، محکوم نموده و مجدداً تأکید می‌نماید، دانشگاه محل حضور استادان و دانشجویان و کارکنان صدیق و شریفی است که در جهت اعتلای علم و اخلاق و پژوهش گام بر می‌دارند.




اداره کل روابط عمومی دانشگاه تهران

افشاگری یکی دیگر از قربانیان تجاوز ،مهرنوش جعفر قلی زاده در زندان های جمهوری اسلامی-پیام دانشجو


پیام دانشجو:خوانندگان گرامی اگر چه درج این گونه مطالب بسیار دردناک و مشکل است،اما به حکم وجدان روزنامه نگاری می بایست واقعیات تکان دهنده را افشا نماییم.متن زیر نوشته ی شیرزن ایرانی است که مجبور شده است همسر و فرزندان خود را در ایران بگذارد و بگریزد.این بانوی ایرانی که مشخصاتش در نزد ما امانت می باشد،پس از این که او را پس از 24 روز شکنجه و تجاوز در خیابان رها می کنند،روحیه ی این که با همسر و فرزندانش روبرو شود را ندارد و به کمک دوستانش به بیرون از مرز می گریزد.امیدوار هستیم به مرور و با کمک انسان های شریف روحیه اش  ترمیم شود و بتواند فرزندان و همسر خود را که به شدت دوست می دارد ،بار دیگر در اغوش بکشد.. او به شدت زخم خورده و گریان است و درد های ناشی از شکنجه و تجاوز موجب گردیده که دنیا در پیش چشمش تیره و تار شود. امید است خود را باز یابد.
ا
درج این دردنامه به این دلیل صورت نمی گیرد که نظام مقدس ان را تایید کرده یا از روی کرم به تعقیب متجاوزین بپردازد. برای این که ان ها خود را ادم های مقدس و منزه می دانند و تازه برای این گونه تجاوز ها نیز توجیه شرعی دارند!؟ همان گونه که وهابی های عربستان برای تجاوز به زنان ایرانی به بهانه ی شیعه بودن،برای خود مانعی ندیده و بار ها و بارها چنین تجاوزی را انجام دادند،پیروان ولایت فقیه نیز مخالفین را به بی دینی و انحراف از راه ولایت متهم کرده و تجاوز به ان ها را مباح می دانند. این یک اخلاق فرقه ای و انحرافی است البته.
انتشار این دردنامه و افشاگری برای این صورت می گیرد که اولا پرده ی ریا از چهره ی کریه متجاوزان خشونت طلب پاره شودو از دیگر سو راهی باشد که این بانوی گرامی ایرانی،دردهای خود را با ما تقسیم کند و از این راه مرهمی برای ان جستجو نماید.مهروش به زودی با رسانه های بین المللی سخن خواهد گفت و خود انچه را لازم است می گوید.



Salam Jenabe aghaye Tabarzadı e azızam
Mokhtasarı az aan roozhara barayetan ferestadam . Hemaseyedıgaretan ra dar16 azar az TV tamasha kardam va ashk rıkhtam va dar del arezoo kardam bashad ke roozı bedoone zareı khashm o havaye aloode be gaze ashk avar betavanım nazarateman ra ba aramesh bayan konım. Zende bad IRANI, zende bad AZADI, zende bad DEMOCRASI, GOSASTEH BAD estebdad!

Dar tarıkhe 30 khordade 88 dar khyabane Azadıe Tehran dar halı ke az dast lebas shakhsıha va basıjıan rejım farar mıkardam, alaraghm talash hameye hamrahanam dar rahpeymaı baraye nejatam , dastgır shodam va ba dasband pelastıkı bar dast va chamband be hamrahe besyarı az dokhtaran dıgar be bazdashtgah montghel shodam. moddat taghrıban toolanı ba hamrahe 16 nafar az dokhtarane dıgar dar yek selloole kochak ke bıshtar shabıhe ghabr bood va havaye kafı baraye tannafos nadasht mandım. be dalıle jerahathaı ke dar hengam dastgırı va moghamemat dar moghabel e lebas shakhsıhaye batoom be dast , bardashte boodam, va sedaye ah o naleye dıgar hamrahanam ba teshnegıe faravan tahıj shode boodam va ba khashm ba pahaye bedoon kafsham be dare ahanıe seloole enferadıe mamlov az jamıat koobıdam ke mamooran asabanı ra bad az zamanı kootah be soragham avard va be moddat 24 rooz baese emale badtarın va fasjıtarın jenayatha dar moredam shod. aam az azare faravan jesmı va vahshtnako dard nake jensı ke taadole roohıam ra baraye modatha barham zade bood. bad az 24 rooz ba chashmane basteh dar yekı az koochehaye khıabane Larestan vaghe dar khıabane Takhte Tavoos az machıne mamoran dar tarıkıe shab be bıroon part shodam va ba doostı az telephon omoomı tamas gereftam va ba manzal enteghal yaftam. Mehrvash ghabl az dastgırı, saheb KAR va ' farzand va Hamsarı mehraban va zendegıe aram bood va HAL HICH KODAM AZ ANHA RA KE NADARAD BALKEH DAR ZENDANI BOZRGTAR DAR BAND AST TA DAR ENTEZAR ejraye HOKMASH AZ JANEBE 'UN' BASHAD:
Ba tashakkor az tavajoh va enayatetan, Mehrvash

آیت الله صانعی: برخی ها وقتی به بن بست می رسند حتی از امام هم نمی گذرند

امروز: حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار حجت الاسلام و المسلمین محتشمی پور رئیس سازمان مردم نهاد حامی آزادی قدس شریف و اعضای کمیته دانشجویی دبیرخانه حمایت از فلسطین با معظم له با بیان اینکه « من امروز در کنار غربت قدس از غربت اسلام و تشیع و غربت یاران امام امت سلام الله علیه می نالم» فرمودند: «حق مطلب را حضرت امام در خصوص مسئله فلسطین بیان کردند که اسرائیل یک غده سرطانی است، اما معتقدم غربت بسیار شدیدی که امروز برای فلسطین وجود دارد از غربتی که در زمان رژیم ستم شاهی وجود داشت بیشتر است چرا که اگر رژیم شاه با اسرائیل می ساخت معلوم بود که اشتباه کرده است اما امروز طرح برخی مسائل بدون توجه به لوازم آن و یا بزرگ کردن برخی مسائل و عقب گرد از آن به ضرر قدس شریف و مسئله فلسطین است.»
به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله صانعي، این مرجع عالیقدر در ادامه با بیان اینکه ما زمانی می توانیم از مردم توقع داشته باشیم که در مسئله فلسطین بپا خیزند که در داخل کشور خودمان از کاربرد هر نوع خشونتی علیه مردم اجتناب ورزیم اظهارداشتند:«آیا امکان آن وجود ندارد که جامعه را به گونه ای اداره کرد که حتی اجرای مجازات های شرعی و قانونی نشان از رحمت و رأفت اسلامی باشد.»
شاگرد وفادار امام امت سلام الله علیه در ادامه و با اظهار تأسف شدید از حادثه اهانت به تمثال مبارک حضرت امام در 16 آذر فرمودند:«برخی ها وقتی به بن بست می رسند حتی از امام هم نمی گذرند واز امام سرمایه گذاری می کنند، انسان های ظالم عکس امام را آتش می زنند بعد می گویند کار دانشجویان بوده است در حالیکه دانشجویان فدایی امام هستند و همه چیزشان را از امام دارند.»
ایشان افزودند:«ما تاریخ را دیده ایم، ماجرای آتش زدن سینما رکس آبادان و مسجد جامع کرمان را هم دیده ایم که چه کسانی آمدند و آتش زدند و بعد گفتند کار انقلابیون بوده است!»
آیت الله العظمی صانعی با اظهار نگرانی از کاربرد خشونت علیه تجمعات دانشجویی فرمودند:«با زدن و خشونت و زندان کردن که کارها درست نمی شود این چه معنایی دارد که از یک تجمع 700 نفری دانشجویی آنگونه که خودشان آمار داده اند 200 نفر را بازداشت و زندانی می کنند حمله کردن به زنان چه معنایی دارد؟ کی فرهنگ ما اجازه می داد که زن را بزنند من حتی در مبارزات انقلاب می دیدم که برخی ژاندارم ها حاضر نمی شدند به زنان حمله کنند اما حالا برخی ها تشخیص می دهند که زنان را هم بزنند و هر کس هم که حرفی می زند می گویند خلاف نظام وامام حرکت می کند.»
ایشان با بیان اینکه حرکت گروههای تروریستی همچون القاعده تصویر خشنی از اسلام به جهان معرفی کرده است فرمودند:«خوف آن دارم که اعمال این خشونت ها سبب آن شود که فردا مذهب تشیع نیز به عنوان یک مذهب خشن معرفی شود.»
آیت الله صانعی در ادامه سخنانشان و با اشاره به تأثیرات حذف یاران امام و انقلاب از صحنه سیاسی و اجتماعی بر مسئله فلسطین فرمودند:«امروز فضا به گونه ای است که یاران امام نمی توانند راجع به مسئله فلسطین حرف بزنند و اگر هم سخنی بگویند سخن آنان را قبول نمی کنند لذا معتقدم در این شرایط نباید یاران امام را تنها بگذاریم، بلکه هرچه دشمنان و یا انسان های قاصر دشمنی خود را با یاران امام بیشتر می کنند ما باید علاقه و حمایت خود را از یاران امام بیشتر کنیم خصوصا یارانی که وجودشان در جامعه کارساز است.»
ایشان خطاب به اعضای کمیته دانشجویی حمایت از فلسطین افزودند:«به مسئولین امر گوشزد کنید که اگر می خواهیم خدمتی به فلسطین و قدس شریف کنیم باید این فشارها را در داخل کم کنیم و یاران امام را به صحنه برگردانیم، به مسولان رده بالای نظام متذکر شوید که قبل از غربت قدس شریف متوجه غربت اسلام و تشیع باشند و در سخنانشان به لوازم حرف های خودشان توجه کنند.»
شایان ذکر است که در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین محتشمی پور با تشریح اوضاع کنونی فلسطین و با بیان وضعیت دشوار مبارزه علیه رژیم غاصب اسرائیل گفت: « شرایط امروز دنیای اسلام و ایران متأسفانه سبب شده تا یک سکوت معنادار و یک نوع بی تفاوتی ای نسبت به مسئله فلسطین حاکم شود که رژیم غاصب اسرائیل بیشترین بهره برداری را از این وضعیت در جهت پیشبرد اهداف خود کرده است.»
وی به موضع گیری کشور های دنیا علیه ایران در موضوع هسته ای و مسائل ابهام آلود پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: «متأسفانه دولتی که دیروز راجع به مسئله هولوکاست آنچنان موضع گیری می کرد امروز در قبال مسائل فلسطین سکوت اختیار کرده است.»
همچنین مهدوی دبیر کمیته دانشجویی دبیرخانه حمایت از فلسطین نیز طی سخنانی خطاب به حضرت آیت الله العظمی صانعی گفت: «اساس کارهایمان دفاع از مظلوم است چه در فلسطین و چه در یمن و افغانستان.»
مهدوی افزود: «تاکید امام (س) روی مسئله فلسطین بخاطر غاصب بودن این دولت علاوه بر ظالم بودن آنهاست لذا ما معتقدیم بحث فلسطین را نباید صرفا به یک بحث حقوق بشری صرف تقلیل داد.»
مهدوی گفت: «رویکرد ما در کمیته دانشجویی حول یک محور اساسی به نام دانایی محوری است و اعتقاد داریم صحبت از مسئله فلسطین باید مبتنی بر واقعیات جامعه باشد.»

اعطاي تنديس " تلاشگر حقوق بشر" به آيت الله العظمي منتظري


منبع: دفتر آيت الله العظمي منتظري

كانون مدافعان حقوق بشر ايران در روز پنج شنبه 19 آذر ماه 1388 مطابق با روز جهاني "حقوق بشر" با حضور در بيت آيت الله العظمي منتظري و طي ديدار و گفتگو، ضمن اعلام معظم له به عنوان برنده "تلاشگر حقوق بشر" در سال 1388 اين تنديس را به آيت الله منتظري تقديم كردند. در اين ديدار آقايان : دكتر ابراهيم يزدي ، دكتر حبيب الله پيمان ، دكتر عبدالفتاح سلطاني ، دكتر محمدعلي دادخواه ، تقي رحماني ، عبدالرضا تاجيك ، عطاءالله شيرازي ، حسين نوري زاده ، امير دليرساني و خانم نرگس محمدي از اعضاء كانون مدافعان حقوق بشر ايران حضور داشتند.

در ابتداي اين مراسم آقاي دكتر عبدالفتاح سلطاني وكيل دادگستري گفتند:
"كانون مدافعان حقوق بشر هر ساله براي تقدير از كساني كه حقوق بشر را رعايت و در اين راستا فعاليت ميكنند تقدير ميكند، كه امسال با تعطيلي كانون امكان برگزاري مراسم ويژه نبود. براي همين بناگذاشتيم خدمت رسيده از شما كه از قديم الايام در راستاي تحقق حقوق بشر از ديدگاه اسلام فعال بوده ايد و عملا از حقوق زندانيان از سال 1360 به بعد دفاع كرده ايد و بر كاهش فشار بر آنان با هر ايده ، فرقه و فكري مؤثر بوده ايد و حتي از حقوق كساني كه گفته ميشود فرزند شما را به شهادت رسانده اند دفاع كرديد، لازم ديديم از شما تقدير و تشكر كرده و به طور مرسوم يك جايزه را تقديم نماييم . اميدواريم خداوند به شما عمر با عزت داده و ان شاء الله سايه شما بر سر ملت ايران مستدام باشد."

سپس در همين زمينه آقاي دكتر دادخواه ادامه دادند:
"امروز از نظر جهاني روز حقوق بشر است ، براي همين خدمت شما رسيديم . همانگونه كه قرآن هنگام خطاب قرار دادن ، انسان و آدم را مورد خطاب قرار ميدهد، اين نمادي را هم كه كانون مدافعان حقوق بشر خدمت شما ارائه داده اند، استوانه كوروش كبير است كه از نظر برخي مفسران همان ذوالقرنين است . در ابتداي آن اصول و منشوري را اعلام كرده كه بر پايه آن انسان آزاد باشد، كسي بر او سلطه نداشته باشد، بردگي را از ميان برداشت و سلطه را كلا نفي كرد مگر به انتخاب مردم كه چه كسي را برگزينند، و اين اختيار انساني را به او يادآور شد. ولي متأسفانه در كشور ما خيلي از بايدها رعايت نمي شود. اميدواريم با توجه به نصايح بزرگاني چون حضرتعالي كه راه را از گمراهي نشان ميدهند، فردايي روشن در انتظار ملت ايران باشد. و همان را ميگوييم كه قرآن ميفرمايد: (أليس الصبح بقريب ) و اين نويد خداوند در مورد مردم محقق خواهد شد."

پس از آن ، بيانيه كانون مدافعان حقوق بشر توسط سركار خانم نرگس محمدي قرائت شد. در بخشي از اين بيانيه آمده است :
"... كانون مدافعان حقوق بشر در سال 1388 تنديس "تلاشگر حقوق بشر" را به حضرت آيت الله العظمي حسينعلي منتظري تقديم ميدارد. ايشان در زمينه هاي نظري و عملي و با ناديده انگاشتن مقام و قدرت دنيوي و برخورداري هاي ناشي از آن ، از حق و كرامت واقعي انسان دفاع كرده است .
مواضع فقهي ايشان در مورد حقوق شهروندي همه ايرانيان ، تكيه و تأكيد بر مشروعيت حكومت بر اساس آراء مردم و دفاع از حقوق مخالفان بر همگان روشن و آشكار است .
آنچه كانون را در تقديم اين جايزه به شخصيت برجسته و علمي آيت الله ترغيب نموده ، مواضع عملي ايشان است . از جمله مخالفت با اعدام هاي بي رويه در سال هاي 1360 و 1367، مخالفت با سخت گيري حكومت عليه شهروندان و دفاع همه جانبه ، شجاعانه و مقتدرانه ايشان از جنبش سبز مردم ايران .
كانون مدافعان حقوق بشر با تقدير از تلاش هاي اين عالم برجسته كه سالها حصر و محروميت و تحمل مرارت را براي ايشان به همراه داشته است ، و با تبريك به ايشان براي نيك نامي جاودانه شان در نزد ملت ايران ، با آرزوي سلامتي و تداوم راه پرارزش دفاع از حقوق انسانها، تنديس "تلاشگر حقوق بشر" را در 19 آذر ماه 1388 مصادف با 10 دسامبر 2009 و شصت و يكمين سالگرد اعلاميه جهاني حقوق بشر تقديم آيت الله العظمي حسينعلي منتظري ميكند."
كانون مدافعان حقوق بشر


سپس آيت الله العظمي منتظري ضمن ابراز تشكر و قدرداني از اعضاء كانون مدافعان حقوق بشر كه در راه دفاع از حقوق شهروندان تلاش و كوشش ميكنند، با اشاره به حوادث پس از انتخابات و برخوردهاي تند و خشن با مردم معترض فرمودند:


هيچ يك از برخوردهايي كه با مردم شد شرعي و قانوني نيست و آمرين و عاملين ضامن و بدهكار مردم هستند. متأسفانه بين زن و مرد، پير و جوان هم تفاوتي قائل نشده اند; حتي زن ها و دخترها را بيشتر كتك زده اند. آقايان ميگويند اين كارها را براي حفظ نظام انجام ميدهند، من بارها عرض كرده ام ما مخالف حفظ نظام نيستيم اما حفظ نظام وجود نفسي ندارد، بلكه حفظ آن وجوب مقدمي دارد، يعني نظام را ما ميخواهيم كه در سايه آن احكام اسلامي اجرا شود نه اين كه به بهانه حفظ نظام احكام اسلامي و شرعي زير پا گذاشته شود و مرادتان هم از نظام شخص باشد. شما به چه مجوزي مردم را كتك ميزنيد؟ براي اين كه شما را قبول ندارند؟! خب قبول نداشته باشند. مگر شما خداييد يا پيامبريد؟ آنچه كه شما به نام اسلام و دين انجام ميدهيد موجب بدنامي براي اسلام ميشود. چرا با مردم ، تند و خشن برخورد ميكنيد؟

خداوند خطاب به پيامبر ميفرمايد: (فبما رحمة من الله لنت لهم ولوكنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم واستغفرلهم و شاورهم في الامر) يعني : "اي پيامبر! چون تو نرمخو هستي مردم به تو گرايش دارند، و اگر تند و خشن بودي مردم از تو فراري ميشدند." بعد ميفرمايد: "براي اين مردم طلب عفو كن ، برايشان استغفار كن و در امر حكومت با آنها مشورت كن." شما آمده ايد خودي ها را هم غيرخودي ميكنيد، در حالي كه قرآن ميگويد: غيرخودي ها را از خود كنيد، با آنها مشورت كنيد، دستور واقعي اسلام اين است نه آنچه آقايان به اسم اسلام انجام ميدهند و دستور ميدهند مردم را به قصد كشت بزنند.

ايشان در ادامه فرمودند:
ضرر را از هر كجا بگيريد به نفع است . آقايان از اول ، انتخابات را منحرف كردند. بعد عده اي را زدند عده اي را زنداني كردند، بعد گفتند پرونده انتخابات مختومه شد. اگر مختومه شد پس ادامه بازداشت ها براي چه بود؟ مصاحبه هاي تلويزيوني براي چه بود؟ اعتراف گيري چرا؟ محاكمه بر اساس اعترافات تحت فشار براي چه بود؟! مگر بازداشتي ها به انتخابات مربوط نبودند؟ حالا كه پرونده اش را بسته اعلام كردند، بازداشتي ها را آزاد ميكردند، از آنها معذرت خواهي ميشد، چه بسا اوضاع به اينجا نمي رسيد كه هر روز ادامه پيدا كند. خودتان آمديد و ادامه اش داديد، خود شما تفرقه ايجاد كرديد و حالا آمده ايد از وحدت دم ميزنيد؟! اگر به دنبال آرامش و وحدت هستيد براي چه بي گناهان را در بازداشت نگه داشته ايد و با فشار از آنها اعتراف ميگيريد و بر اساس همان اعتراف ها محاكمه ميكنيد و احكام سنگين صادر ميكنيد؟ مگر روايت نداريم كه اعتراف تحت فشار و شكنجه و ارعاب اثري ندارد؟ بدانيد اين اعتراف ها ذره اي ارزش ندارد و بر خلاف موازين اسلام است .

زماني كه ما در رژيم سابق زندان بوديم روزي ازغندي كه بازجوي ما بود به زندان آمد و عباس اشراقي را دستش را گرفت و برد. به او گفتم عباس را كجا بردي ؟ گفت : آزادش كردم . چون حالت صرع دارد و اگر در زندان بميرد در مجامع بين المللي برايمان مشكل درست ميكنند. آنها عاقلانه برخورد ميكردند ولي اين آقايان آقاي بهزاد نبوي را كه داخل زندان نبود و براي عمل جراحي و معالجه چند روزي مرخصي داده بودند، در حال بيماري به زندان عودت داده اند. آيا اين عمل عاقلانه است ؟! يكي از هموطنان كردمان آقاي احسان فتاحيان را دفعه اول به 10 سال زندان محكوم كردند، پس از تحمل زندان ايشان را به اعدام محكوم كردند! در حالي كه دادگاه تجديدنظر حق ندارد مجازات را تشديد كند. چون 10 سال زندان از حداقل مجازات كمتر نبوده است و اين حكم برخلاف قانون است .

ما به اين آقايان ميگوييم والله اين كشور مال ما مردم است و ما به كشورمان علاقه داريم . كشور هم حاكميت ميخواهد و با شرايطش بايد برقرار باشد. اما كشور مطابق رأي و نظر مردم بايد اداره شود. امام حسن (ع ) طي نامه اي به معاويه مينويسند: پس از رحلت پدرم "ولاني المسلمون الامر من بعده" يعني : پس از شهادت پدرم علي (ع ) مردم مرا ولي و حاكم قرار دادند. ايشان به معاويه نمي گويد: من حاكم هستم چون امام معصوم هستم بلكه رأي و اقبال مردم را مطرح ميكند. پس همه كاره مردم اند. بنابراين بايد حقوق ملت استيفا شود.

در قانون اساسي فصل جداگانه اي هست به عنوان حقوق ملت ، آقايان اين اصول را ناديده گرفته اند. در آنجا حق اجتماعات ، اظهارنظر و آزادي مردم آمده است . مراد، آزادي مسئولان نيست بلكه مراد آزادي مردم است.

آيت الله خميني در پاريس درباره آزادي ميگفتند: "حتي كمونيست ها هم در حكومت آينده ما حق اظهارنظر دارند." حالا كه مسلمانها هم ، حتي آنها كه براي انقلاب زحمت كشيدند و زندان رفته اند را از حق اظهارنظر محروم ميكنند، آنها را بازداشت ميكنند و به زور اعتراف ميگيرند كه ما ضد انقلاب و ضد نظام هستيم !

همه ما بر اساس آيات قرآن وظيفه داريم كه امر به معروف و نهي از منكر كنيم . صرف دعا كردن كافي نيست و فايده ندارد و نبايد دلمان را به اين كه گوشه اي بنشينيم و دعا كنيم خوش كنيم ، بلكه علاوه بر آن بايد در جاي خودش وارد شد و به وظيفه عمل كرد. امر به معروف و نهي از منكر هم مربوط به امور جزئي نيست بلكه مربوط ميشود به امر جامعه و حكومت.

من لازم است همين جا از شما و تمام كساني كه در فعاليت هاي حقوق بشري براي تمامي انسانها فارغ از قوم ، قبيله و عقيده تلاش ميكنند تشكر كنم . در اين راه ملاكمان "انسان بما هو انسان" است . مولا اميرالمؤمنين (ع ) به مالك اشتر ميفرمايد: با لطف و محبت با مردم برخورد كن چون كه مردم از دو صنف خارج نيستند: "اما اخ لك في الدين او نظير لك في الخلق" : "يا برادر ديني تواند يا مثل تو انسان هستند." بنابراين آنها كه ميگويند اسلام را قبول نداريم هم بايد حقوقشان رعايت شود. در اين راه كه قدم برمي داريد قطعا مشكلاتي پيش ميآيد، زنداني ميشويد، از كار بي كارتان ميكنند و فشارهاي ديگر، ولي نااميد نشويد، بردبار باشيد چون قرآن ميفرمايد: "انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب". ان شاء الله موفق و مأجور باشيد و از زحمات شما تقدير و تشكر ميكنم.

در پايان اين ديدار، تنديس استوانه اي منشور حقوق بشر توسط دكتر ابراهيم يزدي ، دكتر حبيب الله پيمان و آقاي تقي رحماني به معظم له اعطا شد.
اين تنديس بر اساس استوانه كوروش كبير و مربوط به 539 سال پيش از ميلاد ساخته شده است ، استوانه كوروش كبير به عنوان نخستين منشور حقوق بشر ناميده شده و به تمامي زبان هاي رسمي دنيا ترجمه شده است .
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

دفتر آيت الله العظمي منتظري
1388/9/19

زندانيان سياسی از ما چه انتظار دارند؟ رضا حسين‌بر


‫اگر شما اکنون در زندان می بوديد، از مردم چه انتظاری می داشتيد؟، در زندان به چه فکر می کرديد؟ شکنجه ها را به چه دليلی تحمل می نموديد؟ آينده خود را چطور می ديد؟ به چه چيزی اميد می بستيد؟ راه نجات خود را در چه می ديد؟
‫کسی که در زندان است کاملا بی دفاع است و تنها اميدش کسانی هستند که خارج از زندان هستند، همانطور که ما به او و ديگران اميد داشتيم که در مبارزه شرکت کنند. شايد ما هم به اميد او و ديگران اصلا در تظاهرات شرکت نکرديم. اما زندانی به خاطر ما خطر کرد و برای تحقق ارمان های ما دست به مبارزه زد و دستگير شد و شايد هيچکس نداند او اکنون کجاست، ولی او ميداند ما کجا هستيم. او ميداند ما آزاديم. او ميداند هدف های ما هنوز بدست نيامده. اما او نميداند ما برای او کاری ميکنيم يا نه. به همين دليل مسوليت ما بسيار سنگين است.
ما ميدانيم که جمهوری اسلامی زندانيا ن را شکنجه مينمايد، مورد تجاوز قرار ميدهد، پوست شان را ميکشد، ابروی شان را ميبرد، بد نامشان ميکند و سپس بدارشان می آويزد. کسانی که درين شرايط هستند از ما چه انتظار دارند و ما بايد برای انها چه بکنيم؟ در واقع، ما هر چه برای انها انجام به دهيم برای خود کرده ايم زيرا که انها بخاطر ما و آرمانهای ما درد هايی را ميکشند که ما هم ميبايستی ميکشيديم. شايد، ما ميبايست بجای انها زندان ميبوديم و بجای انها زجر ميکشيديم؛ اما اينک، که ما آزاديم، نبايد هر گز فراموش کينم چه کسانی بخاطر ما شکنجه ميشوند.
‫زندانيان را نور اميد رهايی و قدر شناسی مردم زنده نگهه ميدارد. به همين دليل، اولويت اول ما بايد مبارزه بی امان برای نجات جان انها باشد. اين امر بسيار مهمی است؛ زيرا اگر مردم بدانند که کسی در فکر زندانيان نيست، هيچ کس جان عزيز خود را فدای عموم نخواهد کرد.
‫کار های سياسی کارهای دسته جمعی است و جمع، جمع نميشود مگر اطمينان حاصل کند که جمع پشتيبان اوست. زندانيان سياسی به اين اميد زنده اند که جمع عظيمی بخاطر انها شبانه روز مبارزه کنند. بنا بر اين، نه تنها ما بايد اين اطمينان را برای نجات انها ايجاد کنيم، بلکه، اين اطمينان را در انها و تعهد را در خود پديد آوريم که تا پيروزی و رسيدن به اهداف مشترک، پيگيرانه مبارزه خواهيم کرد.
‫سرگذشت زندانيان نشان ميدهد که دولت کوشش ميکند که چنين جلوه دهد که هيچ کس بفکر زندانيان نيست و انهاا فراموش شده اند و انها بيهوده خود را فدا کرده اند. تمام تلاش شکنجه گران همين است. ما بايد با تمام قوا از اين جلو گيری کنيم.
‫خوشبختانه، وسايل دفاع از زندانيان زياد است. سازمان های بين المللی هم زياد است. سازمان های حقوق بشر هم زياد است. وسايل ارتباط جمعی و مخصوصا وبلاگ نويسی هم از حد خارج است. آنچه اهميت دارد داشتن يک حس نيرومند انسانی است که بيطرفانه به يک انسان، جدا از وابستگی های سياسی و حزبی، نگاه کند و همه زندانيان سياسی را هچون خود خويش حس کند و درد انها را درد خود بداند و آزادی انها را ارمان خود بداند.
‫برای اين که به اين آرزو برسيم، لازم است که انسانيت را فرا تر از هر حزب، عقيده و منطقه بدانيم و آزادی خود را وابسته به آزادی ديگران و خوشبختی خود را در گرو خوشبختی همه بدانيم.
رضا حسين‌بر
تحليل‌گر سياسی


مردهایی که در فیس بوک زن می شوند!


به نقل از خبر آنلاين
زمان انتشار: جمعه 20 آذر 1388 - 22:12:13
 
سیاست > احزاب و تشکل ها  - بی بی سی گزارش داد بدنبال انتشار عکس با چادرو مقنعه یکی از دانشجویان پسر در دانشگاه امیرکبیر، عده ای از مردان عکسهای با روسری خودر را در فیس بوک منتشر کزدند.

بی بی سی در گزارش خود اشاره کرد:مجید توکلی از عناصر اصلی مراسم 16 آذر در دانشگاه امیرکبیر  دستگیر شد.خبرگزاری فارس یک روز پس از دستگیری آقای توکلی چند عکس از او منتشر کرد که او را با مقنعه و چادر بر سر نشان می داد.عده ای ازمخالفان دولت معتقدند که آقای توکلی بدون لباس مبدل دستگیر شده و پس از دستگیری به او مقنعه و چادر پوشانده شده و عده ای دیگر می گویند که این عکس ها ساختگی است.
بی بی سی افزود:با وجود این انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در بیانیه ای که در این باره منتشر کرده است، مجید توکلی را "افتخارجنبش دانشجویی" دانسته و نوشته است: " آنچه که مهم بوده و هست ایستادگی و مقاومت دانشجویان ایران برای به دست آوردن آزادی بوده و هست و بی‌شک این تلاش تا برقراری دموکراسی ادامه پیدا خواهد کرد چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه."
در پی انتشار این عکس، عده ای از مردان ایرانی در حمایت از مجید توکلی با به سر کردن روسری عکسهایی از خود بر روی وبسایت‌های اجتماعی از جمله فیس‌بوک گذاشته اند.

استادان مرد دانشگاه هم به کمپین «مردان باحجاب» پیوستند

قبل از توضيح لازم است بدانيد كه در حمايت از مجيد توكلي دانشجوي قهرمان دانشگاه پلي تكنيك كه در شانزدهم آذر امسال دستگير شد و رسانه هاي چون فارس نيوز سعي در اين داشتند كه بگويند وي در هنگام فرار از لباس زنانه استفاده كرده تا با اين كار شخصيت سلحشوراني چون وي را خورد كنند غافل از اين كه بعد از انجام اين عمل واقعا غير انساني توسط رسانه هاي حامي دولت موجي عظيم در سراسر ايران در حمايت از اين عزيز بازداشت شده به راه افتاده است . در همين زمينه كمپيني نيز تشكيل شده كه عنوان كمپين مردان با حجاب را دارد .


20 آذر 1388

برخی از استادان مرد دانشگاه ها هم به جمع حامیان کمپین «مردان باحجاب» برای آزادی مجید توکلی و در اعتراض به حجاب اجباری پیوستند.
این کمپین از زمانی آغاز شد که مجید توکلی بازداشت و پس از آن خبرگزارى‌هاى ایرنا و فارس اقدام به انتشار تصاویرى از مجید توکلى کردند که وى را با پوشش مقعنه و چادر نشان مى‌داد. در واکنش به بازداشت مجید توکلى و انتشار عکس های با چادر وی، در ایران و خارج از ایران شمارى از مردان با چاپ عکس خود با روسرى و چادر خواستار آزادی این فعال دانشجویى و اعتراض به حجاب اجباری در ایران شدند.
دکتر محمد توکلی طرقی (استاد دانشگاه تورنتو)

دکتر آرش نراقی (استاد دانشگاه در آمریکا)

مردان مبارز ایرانی داوطلبانه چادر بر سر می کنند: در همبستگی با مجید توکلی و در اعتراض به حجاب اجباری 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

نامه آرمین به دانشجویان شیرازی: هوشیاری شما در ۱۶ آذر تکرار فاجعه کوی دانشگاه را خنثی کرد !

برنامه سخنرانی محسن آرمین که قرار بود به مناسبت روز دانشجو برگزار شود، با ممانعت از ورود وی به شهر شیراز توسط نیروهای امنیتی واطلاعاتی لغو شد.

به گزارش سایت امروز، محسن آرمین پس از ورود به فرودگاه شیراز با نیروهای امنیتی و اطلاعاتی روبرو شد که پس از ساعاتی متوقف کردن وی در پاویون فرودگاه شیراز، با تحویل بلیت بازگشت، به او اعلام کردند به خاطر مشکلات امنیتی به وجود آمده در شهر شیراز، شورای تامین این شهر مراسم سخنرانی وی را که با مجوز دانشگاه بوده لغو کرده است. همچنین به آرمین تاکید کردند که عدم برگزاری سخنرانی در دانشگاه را نیز با تدبیر حل خواهند کرد و مانع از تماس او با مسئولان برگزاری شدند.

در همین حال، دانشجویان که در تالار دانشگاه برای شنیدن سخنان آرمین جمع شده بودند، با این بهانه که قصد برپایی تجمع و اغتشاش دارند و برنامه سخنرانی از ابتدا دروغ و بهانهای برای این امر بوده، توسط نیروهای لباس شخصی که به داخل سالن آورده شده بودند مورد حمله وحشیانه قرار می گیرند.

متعاقب این اتفاقات، محسن آرمین نامه ای خطاب به دانشجویان دانشگاه شیراز نوشت که متن این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُکَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لا تَکُ فی ضَیْقٍ مِمَّا یَمْکُرُونَ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوْا وَ الَّذینَ هُمْ مُحْسِنُونَ (نحل: ۱۲۷- ۱۲۸)

و شکیبایى کن و شکیبایى تو جز به [یارى و توفیق] خداى نیست، و بر آنان اندوه مخور، و از آن نیرنگ و ترفندى که مىسازند دلتنگ مباش. همانا خدا با کسانى است که پرهیزگارى کنند و کسانى که نیکوکارند.

دوستان عزیز دانشجو در دانشگاه شیراز

متأسفم از این که روز چهار شنبه ۱۸ آذرماه بالاجبار از فرودگاه شیراز به تهران بازگردانده شدم وتوفیق نیافتم خدمت شما باشم. آقایان اوضاع ملتهب شیراز و مسائل امنیتی شهر را علت ممنوعیت سخنرانی بنده اعلام کردند.

برمن روشن نیست یک مراسم قانونی سخنرانی در محیط بسته دانشگاه چگونه می تواند امنیت یک شهر را به خطر اندازد، اما ناتوانی و بی کفایتی در اداره و تأمین امنیت یک مراسم ساده قانونی را چگونه می توان با پرگویی ها و زیاده گویی هایی نظیر آمادگی برای مدیریت جهانی جمع کرد؟

مقامات نظامی و امنیتی که در فرودگاه شیراز مانع حضور بنده در دانشگاه و حتی ورود به شهر شدند، تأکید کردند مسئله را به گونهای تدبیر خواهند کرد که مشکلی پیش نیاید؛ اما شنیدم نه تنها به این تعهد عمل نکردند، بلکه برعکس عده ای اوباش به جان دانشجویانی افتادند که برای شرکت در مراسم سخنرانی آمده بودند. همچنین ادعا کردهاند دعوت و آمدن فلانی به شیراز یک صحنه سازی بوده است برای جمع کردن دانشجویان و ایجاد اغتشاش.

در امپراتوری دروغ که اساسش بر تغلب و تقلب استوار شده است این دروغها و خلافگوییهای رسوا امری عجیب و ناشناخته نیست. وقتی حضور عدهای اوباش مسلح به سلاح و باتوم برقی و گاز فلفل در دانشگاه و ضرب و شتم جوانان فرهیخته کشور، تظاهرات پرشور ضدآمریکایی دانشجویی تبلیغ می شود، طرح چنین ادعاهای کذبی دور از انتظار نیست.

آوردن اراذل و اوباش به دانشگاه ها که حتی برخی از مسئولان دانشگاه تهران نیز آشکارا آن را تأیید و ممانعت از آن را خارج از توان خود اعلام کردهاند، و نمایش با افتخار این لشکر کشی در رسانه سراسری از چه تفکری جز نخبه ستیزی و کینه توزی نسبت به قشر فرهیخته و دانشگاهی ساخته است؟ و چه هدفی جز تحریک دانشجویان به واکنش و خشونت و تحمیل یک فاجعه دیگر به دانشگاه می توانست داشته باشد؟

بی تردید این تنها هوشیاری و خویشتنداری شما در ۱۶ آذر و روزهای بعد از آن بود که سناریوی تکرار فاجعه کوی دانشگاه را خنثی کرد. از درگاه قادر متعال در این روزهای سخت و پر فتنه برای شما طلب صبر میکنم که خود فرموده است « إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا»(بی گمان با هر سختی و دشواری آسایش و پیروزی همراه خواهد بود)

محسن آرمین

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران: مصرّانه خواهان استعفای فرهاد رهبر و رسیدگی به اتّهامات او هستیم

تاریخ انتشار: ٢٠ آذر ١٣٨٨

پارلمان‌نیوز: در هفته جاری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران همزمان با  روز دانشجو در روزهای 17آذر و 18 آذر از آن اقدام به صدور دو بیانیه کرده‌اند، که با توجه به فضای بسته رسانه‌ای، این بیانیه‌ها امکان رسانه‌ای شدن نیافتند.
پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، این دو بیانیه را منتشر می‌کند.
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظّلم
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
پیرامون تکرار اتفاقات تلخ 16 آذر 32در پنجاه و ششمین سالگرد آن
شانزدهم آذرماه هر سال یادآور شهادت سه آذر اهورایی جنبش دانشجویی حق‌طلب ایران مصطفی بزرگ‌نیا، آذر شریعت‌رضوی و احمد قندچی در شانزدهم آذرماه سال سیاه 1332 یعنی نزدیک به چهار ماه پس از کودتای ننگین 28 مرداد است. کسانی که بدون ترس از جان خود در برابر مأموران رژیم ستم‌شاهی ایستادند و با شهامتی مثال‌زدنی انزجار خود را از شخص اوّل مملکت و قدرت‌های نفرت‌انگیز حامی‌اش فریاد زدند. شهامتی که باعث شد نام این سه تن برای همیشه در ذهن دانشگاهیان ایران باقی بماند و آن‌ها را دانشجویان همیشة دانشگاه تهران نگه دارد.
شانزدهم آذر امسال را امّا در حالی پشت سر گذاشتیم که اتّفاقات بی‌نظیری در تاریخ دانشگاه در این روز رخ داد. اگر در شانزدهم آذر 32 این مأموران مزدور حکومت بودند که به زور اسلحه به دانشگاه ریختند و حرمت نهاد مقدّس دانشگاه را شکستند، امسال امّا این مسئولان دانشگاه تهران بودند که با علم به تمام اتّفاقاتی که ممکن است بیفتد، اجازه ورود گروه‌های مختلفی از غیر دانشجویان طرفدار دولت را از پایگاه‌ها و پادگانها به دانشگاه صادر کردند. این افراد که با بیش از پانزده اتوبوس و مینی‌بوس از نقاط مختلف شهر تهران به دانشگاه آورده شده بودند با کارت‌هایی که روی آن‌ها عنوان «جشن الغدیر» حک شده بود، وارد دانشگاه شدند. در شرایطی که در هر یک از درهای ورودی دانشگاه نیروهای متعدّد انتظامات به کرّات کارت‌های دانشجویان را بررسی می‌کردند و حتّی مانع ورورد دانشجویان فاقد کارت با هولوگرام جدید می‌شدند، این افراد که از لحاظ ظاهری به صورت مشخصی با دانشجویان تفاوت داشتند، به راحتی وارد دانشگاه می‌شدند.
دیروز دانشگاه تهران شاهد حضور نیروهایی بود که مجهز به گاز اشک‌آور، گاز فلفل، باتوم الکتریکی، چماق، چاقو و میلگرد بودند و بی‌رحمانه به دانشجویان حمله می‌بردند و از همه این ابزارها که انحصار استفاده برخی از انها در دست نیروهای امنیتی و انتظامی است، بر علیه دانشجویان استفاده کردند و نهایتا پس از قربانی کردن مذهب و عدالت و انسانیت، معاویه وار، نماز فتح خواندند.
دیروز برای اولین بار در سر در دانشگاه تهران  مذهب در قالب پارچه سفید و بزرگ تبریک عید غدیر، ابزاری شد برای پنهان کردن انبوه نیروهای نظامی از چشم مردم تا مبادا مردم محاصره فرزندانشان در چنگال نیروهای امنیتی و انتظامی را ببینند.
دیروز دانشگاه تهران شاهد انتقال سرکوب خیابانی مردم به دانشگاه و اقدام عملی برای حذف فرزندان ملت بود.
دیروز دانشگاه تهران شاهد ضرب و شتم و بازداشت فرزندان خود، تنها به جرم حضور در دانشگاه در روز «دانشجو»  بود.
دیروز دانشگاه تهران، شاهد بود که چگونه نیروهایی معلوم‌الحال به دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی یورش برده، اعضای انجمن را مورد ضرب و شتم قرار داده، اموال انجمن را تخریب کرده (به راستی مگر اموال انجمن اسلامی و شیشه های دانشگاه اموال عمومی نیست؟) و بی‌مهابا بر فراز دانشکده فنی پرچم فتح به اهتزاز درآوردند.
دیروز دانشگاه تهران شاهد آن بود که چگونه با وانت و بلندگو وارد دانشگاه شدند و نوحه خواندند و سینه زدند؛ چگونه بر پیکره زخمی دانشگاه زخمی چندباره زدند و فرزندان ملت را آماج چکمه‌های خود قرار دادند.
دیروز دانشگاه تهران شاهد آن بود که چگونه اهمال در برخورد سخت و قاطع با آمران حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 و پس از آن 25 خرداد 1388، مسئولین و نیروهای خشونت طلب و سرکوبگر را در حمله به حریم دانشگاه و شکستن حرمت شهدای دانشجو در روز دانشجو جری کرده است.
دیروز دانشگاه تهران شاهد دانشجویانی بود که علیرغم همه تهدیدها و همه تدبیرها برای خالی کردن صحن دانشگاه از حضور آنها به صورت کاملا خودجوش به رسالت تاریخی خود یعنی فریادکردن ظلم و بی‌عدالتی عمل کردند و نشان دادند که حقیقتا دانشگاه زنده است و زنده خواهد ماند تا همچون همیشه ندای آرمان‌خواهی و عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی ملت ایران باشد.
دیروز دانشگاه تهران شاهد آن بود که علیرغم آن هم برخورد امنیتی و انضباطی و قضایی در طول چند ماه گذشته و آن همه محروم از تحصیل و ممنوع الورود و ... ، هیچ تسلیم و مرعوب نشده است و همچنان عدالت علوی را فریاد می‌کند.
هیچ وجدان بیداری برنمی‌تابد که این جماعت برای جشن غدیر مولای متقیان آمده‌اند، چرا که رهروان آن امام همام هیچ‌گاه جواب سخن را با دشنام و حمله و سلاح ندادند و نمی‌دهند و هیچ کسی باور نمی‌کند که به گفتة برنامة دروغ‌پراکن بیست‌وسی این هیئت آشوبگر برای آمریکاستیزی آمده باشند، چراکه استکبارستیزی با استکبارآفرینی جور درنمی‌آید و آمریکاستیز هرگز دانشجویان بی‌دفاع را در خانة خودشان مورد ضرب‌وشتم قرار نمی‌دهد. اینان آمده بودند تا به تأسّی از سردسته‌های خودشان در بیرون از دانشگاه دانشجویان دختر و پسر را کتک بزنند و آنان را بترسانند؛ بلکه صدایشان در گلو خفه شود، غافل از اینکه «یرِیدُونَ أَن یطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (همواره می‌خواهند نور خدا را با سخنان باطل [و تبلیغاتِ بى‌پایه] خود خاموش كنند: ولى خدا جز اینكه نور خود را كامل كند، نمی‌خواهد، هر چند كافران خوش نداشته باشند. (سوره توبه، آیه 32)) باز هم به بیراهه رفتند و این درمان درد نیست.
خطابمان به همة مسئولان است؛ آن‌هایی که در رسیدگی به پرونده‌ی کوی دانشگاه اهمال کردند و کار را به جایی رساندند که اگر دیروز در ظلمت شب به دانشجویان حمله می‌کردند و همه ابا داشتند که مسئولیتش را بپذیرند و هر کس مسئولیت را به دیگری حواله می‌کرد، اما امروز به جایی رسیدند که در روز روشن به خانه‌ی دانشجویان حمله می‌کنند و به نام دانشجو در روز دانشجو، دانشجوی مظلوم حقیقی را مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دهند و دانشگاه را هتک حرمت می‌نمایند و مسئولیتش را نیز با افتخار می‌پذیرند.
این هم نشان لیاقتی دیگر بر سینة بی‌کفایت مدیریت دولت حاضر که در روز دانشجو دانشجویان را زدند و تاریخ را دوباره تکرار کردند. به راستی آیا این همه هزینه و از دست دادن همین یک ذرّه اعتماد باقی‌مانده را برای به‌دست‌آوردن چند دقیقه برنامة تلویزیونی و چند عکس فدا می‌کنید؟ شمایی که به آسانی آبروی مؤمنان را می‌ریزید و به آن‌ها افترا و بهتان می‌زنید و دروغ می‌گویید، اگر بیست نفر هم جمع می‌کردید می‌‌توانستید در این روزگاری که همة رسانه‌های ملّی منحصر به شماست آن را طوری جلوه دهید که هزاران نفر بوده‌اند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران با محکوم کردن این حرکت شنیع گروهی بی‌نام‌ونشان که بسیاری از آن‌ها اصولاً دانشجوی دانشگاه تهران نبودند و بدون مجوز اقدام به برگزاری تجمّع و حمله به دانشجویان کردند، مسئولیت تمام این بی‌حرمتی به دانشجویان را به طور مستقیم متوجه مسئولان دانشگاه تهران و شخص فرهاد رهبر می‌داند که زمینة حضور جمعی از افراد غیردانشجو را در روز دانشجو فراهم کرده است. افرادی که با خود اسپری فلفل و باتوم و میل‌گرد برای ضرب‌وشتم دانشجویان وارد دانشگاه کردند، افرادی که مسجد دانشگاه را هم بلد نبودند، افرادی که هیچ وقت در دانشگاه نماز نخوانده‌اند تا قبله را بلد باشند و افرادی که از هیچ توهین و خشونتی ابا ندارند. آقای رهبر که در اظهارات برخی فرماندهان نظامی تهران اخیراً به عنوان کسی که درخواست ورود نیروهای نظامی به کوی دانشگاه را در واقعة أسف‌بار 25 خرداد داده بود، مطرح شده این بار نیز اگر نگوییم خود به قصد انتقام‌گیری از دانشجویان این جمعیت را سازمان‌دهی کرده یا با طرح «سرکوب از درون» افراطیان در برابر دانشجویان در روز دانشجو همدست بوده است، در خوش‌بینانه‌ترین تحلیل با بی‌مبالاتی دانشجویان را در معرض خطر قرار داد. گویی تا روزی که فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران است، کسی روز خوش نخواهد دید.
لذا انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران مصرّانه خواهان استعفای فرهاد رهبر و رسیدگی به اتّهامات وی در یک دادگاه صالح است و حضور چنین افراد دارای سوءنیتی را که همه چیز را با دید امنیتی می‌بینند، بیش از این در رأس دانشگاه تهران به صلاح نمی‌بیند. 

متن سخنراني مينا احدي در پارلمان اروپا


انگشت اتهام به سوي جمهوري اسلامي ايران و همزمان بسوي اتحاديه اروپا است!

روز سه شنبه ۸ دسامبر به دعوت سازمان "اينترناشنال فري وومن فونديشن" و با سخنراني افتتاحيه نورسك كيليك از مسئولين اين سازمان و سپس سخنراني اوا بريت سونسون رييس بخش زنان اتحاديه اروپا٬ كنفرانس مهمي در بروكسل و در ساختمان اتحاديه اروپا٬ كار خود را آغاز كرد. سخنرانان سرشناسي از اقصي نقاط جهان به اين كنفرانس دعوت شده بودند. در دو قسمت سخنرانيهايي در مورد خشونت بر عليه زنان٬ ابعاد اين خشونت و راههاي مقابله با آن٬ از سوي سخنرانان از كشورهاي مصر٬ آفريقاي جنوبي٬ فرانسه٬ سوئد٬ نروژ٬ تركيه٬ برزيل٬ ايران و .. به جمع دويست نفره حاضر در سالن ارائه داده شد. اولين سخنران اين كنفرانس چهره سرشناس و معروف عرب زبان نوال السعداوي بود. نويسنده و فعال مدافع حقوق زن كه در باره تاثيرات مذهب٬ سياست دولتي و مردسالاري در زندگي زنان حرف زد. سپس مينا احدي در مورد سنگسار و جنايت دولتي عليه زنان و انقلاب مردم ايران عليه حكومت اسلامي حرف زد.
سخنرانان بعدي از جمله الا گاندي از جنبش همبستگي در افريقاي جنوبي و ارن كيشكين وكيل از استانبول در تركيه ٬ پيه رت پپ از سازمان دهندگان مارش بين المللي زنان و يوديت مارتين راضي از سازمان فمينيستي اروپا و فاديلا يلدرم از سازمان عليه قتلهاي ناموسي به اسم " ناموس ما آزادي ما " است ٬ و چندين سخنران ديگر بودند كه مباحث مهمي در مقابله با خشونت رسمي و خشونت در خانواده ها عليه زنان را ارائه دادند. گرداننده بحث در بخش اول ماريا هاگبرگ از كشور سوئد بود و بخش دوم بحثها توسط ژوزت روم چاستنت از فمينيستهاي اروپايي ٬ اداره شد.

متن سخنراني مينا احدي در اين كنفرانس:
با تشكر از دعوت كنندگان ٬ من مينا احدي هستم و از ايران آمده ام٬ در ايران از همان اولين روز به قدرت رسيدن اسلام سياسي و حكومت اسلامي به مبارزه متشكل عليه اين حكومت دست زده ام٬ خشونت عليه زنان از بدو تولد اين حكومت با اين جانيان همراه بوده و اصلا يك وسيله مهم تعرض به مردم و ساكت كردن همه مردم بوده است.
ما در سال ۲۰۰۱ كميته بين المللي عليه سنگسار را در دنيا سازمان داده٬ در سال ۲۰۰۴ كميته بين المللي عليه اعدام و در سال ۲۰۰۷ نهاد اكس مسلم را بنيان گذاشتيم. بنيانگزاري نهاد اكس مسلم٬ نهاد اعلام طرد مذهب و اسلام٬ بيانگر خشم و نفرت عمومي در ايران و در كشورهاي اسلام زده از دخالت مذهب اسلام در زندگي مردم هست. جوانان در تهران فرياد ميزنند اگر اسلام اينست ما اين مذهب را ترك ميكنيم و صداي آنها را ما با تاسيس سازمان طرد كنندگان مذهب اسلام در دنيا منعكس كرديم. از هنگام تاسيس اين سازمان٬ من در محافظت پليس زندگي ميكنم چرا كه اين كار يك تابوشكني و يك تعرض آشكار عليه جنبش اسلامي بوده و با تهديدات مكرر به مرگ روبرو هستم.
امروز من در اينجا در مورد ميليونها زن در ايران و كشورهاي اسلام زده حرف ميزنم.
خشونت عليه زنان در ايران با تحميل حجاب آغاز شد و با سنگسار زنان٬ ابعاد وحشيانه٬ قرون وسطايي و مشمئز كننده اين خشونت برملا شد. تصور كنيد انساني را در يك كيسه به اسم كفن مدفون ميكنند و او را زنده زنده ٬ در مركز شهر٬ داخل قبر گذاشته و با پرتاب سنگ در ملا عام تكه تكه ميكنند. اين جانوران چه كساني هستند و اين درجه "حرمت و جايگاه " براي زن در مكتب اسلام از كجا آمده است؟
من در ايران ۲۰ سال بيشتر نداشتم كه اولين سنگسار را ديدم و آنهنگام گفتم٬ اگر دنيا از اين بربريت مطلع شود٬ چرخها از حركت مي ايستد و ساعتها ٬ تيك تيك نميكند تا بشر به اين وحشيگري پاسخ دهد... امروز ۵۳ سال دارم و يك ماه قبل در مركز خريد شهر كلن٬ به تلفنم جواب دادم كه پسر يك محكوم به سنگسار بود و با صداي بلند از او پرسيدم; " مادرت را سنگسار كردند؟" و به اطراف خودم نگاه كرده و گفتم اگر اين مردم در حال خريد كردن بفهمند من چه ميگويم٬ حتما خواهند گفت٬ دچار جنون شده ام٬ اما اين دنيا دچار جنون است ٬ اين دنيا نا حق و وحشيانه است و بايد فكري به حال اين نظام و سيستم و وحشيگري غير قابل تصور در آن كرد....
سازمان ما ٬ كميته بين المللي عليه اعدام و سنگسار٬ عليه اين بربريت و وحشيگري مبارزه ميكند و من ميخواهم در اينجا كمي در باره نوع كارمان با شما صحبت كنم.
وقتي حكومت اسلامي زنان را سنگسار ميكرد٬ حتي اسم فاميل آنها را نمي گفت. هرنوع تجسم از انسانيت اين زنان و هر نوع نزديك شدن به قربانيان و ابراز همدردي با آنها٬ ممنوع بود. ما در مقابل اين رفتار وحشيانه ٬ به اين زنان و يا مردان و به محكومين به اعدام و سنگسار ٬ چهره داديم. ما گفتيم٬ مريم ايوبي مادر دو كودك ۶ و ۸ ساله٬ علاقمند به موزيك فلان و يا دوستدار فلان خواننده و يك انسان با كليت وجودش در حال سنگسار شدن است. نازنين فاتحي چرا در زندان است و كبرا رحمانپور در چه شرايطي مرتكب جرم شده و شهلا جاهد كيست؟
چهره دادن به زناني كه در اعماق جامعه بوده و كسي به آنها توجهي نداشت٬ دامن زدن به كمپين هاي انساني و گسترده و جهاني در دفاع از اين محكومين به سنگسار و اعدام و دامن زدن به يك موج همبستگي جهاني با اين قربانيان ٬ بيلان كار ما است.
ما چنان كاري كرديم كه در مورد شهلا جاهد فيلم ساخته شدو شما ميتوانيد اين فيلم را به زبان فرانسه ٬ انگليسي و آلماني ببينيد٬ در مورد نازنين فاتحي فيلم ساخته شده و در ايتاليا يك روز را به اسم كبرا نامگذاري كردند.
ما در عين حال از طريق فعاليتهاي تبليغي خودمان و از جمله فعاليت در تلويزيون كانال جديد٬ به جنگ افكار و عقايد عقب مانده و توجيه اعدام و يا حتي توجيه سنگساررفته و در ابعادي اجتماعي تثبيت كرديم كه " اعدام قتل عمد دولتي است" كه سنگسار بربريت و وحشيگري كامل است و بايد فورا ممنوع شود.
ما در ايران به يك رنسانس فكري دامن زديم. درمحكوميت جنايت و له كردن ارزش و حرمت انسان ٬ در محكوميت قوانين ضد انساني اسلامي و اين يك گام بلند به پيش است. اكنون در ايران هيچ سازمان اپوزيسيوني پيدا نميشود كه از اعدام دفاع كند و يا آنرا توجيه كند...
ما در اين نبرد جان تعداد زيادي را نجات داديم. و جان تعداد زيادي را نتوانستيم نجات دهيم. ما براي نجات جان اينها مي جنگيم٬ به معناي واقعي كلمه. ارتباط نزديك با خانواده و يا خود محكومين به اعدام وسنگسار ٬ برگزاري ميتينگ در سراسر جهان٬ كار لابيستي و كار آگاهگرانه ٬ همه و همه بايد كمك كند٬ انساني از سلول مرگ رها شود...
شما ميتوانيد تصور كنيد انساني كه الان در مقابل شما ايستاده و سخنراني ميكند٬ من با اين فعاليتها٬ با اين دوست شدن با محكومين به اعدام و سنگسار و شنيدن صداي آنها از سلولهاي مرگ جمهوري اسلامي كه ميگويند : مينا ما را فراموش نكنيد٬ خاله مينا بزودي ۱۸ ساله ميشوم٬ مرا فراموش نكن ممكنست اعدام شوم... چگونه وقتي دلارا دارابي را ميكشند٬ بهنود شجاعي را دفن ميكنند و يا شهلا و مريم را سنگسار ميكنند٬ بخشي از قلب من با آنها خاك ميشود.....
من امروز در پارلمان اروپا سخنراني ميكنم و ميخواهم بگويم كه اين اولين بار نيست كه من در اينجا هستم. بارها و بارها ٬ در مورد خشونت عليه زنان و عليه اعدام و سنگسار در اينجا سخنراني كرده ام. من صحبتم را كه در سال ۲۰۰۲ با كميسيوني كه براي رسيدگي به سنگسارها به ايران ميرفت٬ به اسم كميسيون پاتن بعد از هفت سال مجددا تكرار ميكنم. اين كميسيون قبل از سفر به ايران با هيئتي از كميته عليه سنگسار نشست داشت. من در آنجا سوال كردم: اگر امروز يك باند و يا يك جاني در مقابل ساختمان اتحاديه اروپا در بروكسل٬ يك زن را به اتهام رابطه جنسي خارج از ازدواج به خيابان آورده و با پرتاب سنگ زجركش كند٬ آيا شما با اين جانيان و يا جاني٬ " ديالوگ انتقادي" ميكنيد و يا اينكه فورا او را دستگير و محاكمه ميكنيد؟ امروز هم سوال من همين است.
من در اينجا بيشترين انتقادم در رابطه با بي توجهي به سنگسار و يا اعدامها در ايران٬ در رابطه با توجيه جنايات جمهوري اسلامي ٬ در مورد اينكه " ايران كشوري اسلامي است٬ و يا حقوق انساني جهانشمول نيست و به فرهنگ آنها بستگي دارد" بسوي اتحاديه اروپا و دولتهاي اروپايي است. دولتهايي كه به دليل رابطه حسنه اقتصادي و سياسي و منافع اقتصادي و سياسي چشمشان را روي جنايت عليه بشريت بسته و تا امروز به يكي از جنايتكارترين حكومتها در تاريخ بشر دست دوستي داده اند.

امروز با يك روحيه ديگر و با اعتماد به نفس ديگري در اينجا حرف ميزنم. امروز در حالي كه ميليونها نفر در ايران به خيابان آمده و فراخوان سرنگوني حكومت جنايتكار اسلامي را داده اند٬ ميخواهم بگويم ما سفيران اين جنبش انقلابي هستيم. اين جنبشي است عليه قوانين و سنتهاي ضد زن اسلامي٬ اين جنبشي است در دفاع از انسانيت و عليه اعدام و سنگسار ٬ اين جنبشي است در دفاع از سكولاريسم و جهانشمولي حقوق انساني٬ هركس در دنيا كه خواهان نجات جان محكومين به اعدام در ايران است بايد كمك كند هر چه زودتر جمهوري اسلامي سرنگون شود. هر كس عليه خشونت و يا آپارتايد جنسي است٬ بايد كمك كند حكومت آپارتايد جنسي سرنگون شود! پيام من به پارلمان اروپا اينست : دفاع از حكومت اسلامي را خاتمه دهيد و روي خودتان را به سوي مردم ايران و اين جنبش انقلابي زير رو كننده برگردانيد ٬ تا دير نشده چنين كنيد!
بروكسل پارلمان اروپا ۸ دسامبر ۲۰۰۹ 

به نقل از روزنه


آخرين آخبار