آخرین اخبار سانی نیوز

‏نمایش پست‌ها با برچسب خانواده شهدا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خانواده شهدا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

مظلومیت بهشتی ها

پنجشنبه, ۱م بهمن, ۱۳۸۸
کلمه: حمزه غالبی رئیس کمیته جوانان و دانشجویان ستاد انتخاباتی میرحسین که بعد از انتخابات بیش از دوماه در بازداشت بود ، در آخرین مطلب وبلاگش نوشته ای درباره دکتر علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی که از اساتیدش در دانشگاه تربیت مدرس بود منتشر کرده که به شرح زیر است:
هر روز خبر بازداشتی جدیدی داده می شد: فلانی رو هم گرفتیم. فکر کنم بازجوی رضا بود که بهش گفت دیگه می تونین جلسه شورای مرکزی (جمعیت توحید و تعاون) را همین جا تشکیل بدهید. هرکدام از خبرها برایم ضربه ای بود. اما خبر یک بازداشت برایم خیلی سنگین بود. هرچند بعدا فهمیدم خبر صحت نداشته است. بازجو صبح یک روز جمعه در مورد سوابق من پرسید، من نوشتم. او گفت چرا فلان چیز را ننوشتی، دکتر بهشتی نوشته است. وای انگار یک پتک تو سرم خورد؛ باورم شد که او را بازداشت کرده اند.
نه فقط برای پاکی و وارستگی اش که هرکسی با او برخورد داشته را تحت تاثیر گذاشته است؛ نه فقط بخاطر اینکه مهربانی و صمیتش که همه را وابسته کرده است؛ نه فقط برای اینکه سیاستمداری با اخلاق بود که می ستودیمش؛ نه فقط به این دلیل که برق نگاه معصومیت حسنی( دختر کوچکش) هنوز چشمم را می زد؛ نه بخاطر که استاد برجسته فلسفه سیاسی است و من در کنار خیلی های دیگر شاگردش بودیم و نه فقط بخاطر اینکه دوستش داشتم، بلکه بازداشت پسر شهید آیت الله بهشتی برای من نشانه این بود که نا اهلان جمهوری اسلامی را کامل دزدیند.
بعدها خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم خبر صحت نداشته است اما خوشحالی من دوامی نداشت. دوستی وقتی ناراحتی من را دید گفت بازداشت دکتر بهشتی اتفاق خوبی بود. من با تعجب به او نگاه کردم. او گفت امام وقتی به فیضیه حمله شد گفت حمله به فیضیه برکت داشت (نقل به مضمون). چون که دست شاه را رو کرد و دیگر نمی تواند ادعای دین و دیانت بکند. بازداشت دکتر هم همان گونه دست آنها را افشا خواهد کرد.
دکتر بهشتی را که دوباره بازداشت کردند فهمیدم که بهشتی ها همیشه مظلوم بوده اند و شاید این خواست خداوند است که مانند جدشان با همین مظلومیتشان هم مردم را آگاه کنند.
منبع:رتوریک

پای شهید بهشتی را به اوین نکشانید!


پنجشنبه, ۱م بهمن, ۱۳۸۸
کلمه: غلامعلی رجایی-درخبرها ی این روزها که برای من و امثال من همه اش خبرهای تلخی است مانند گرفتن ومحاکمه وصدور حکم زندان برای نخبگان سیاسی کشور و دوستان انقلابی و مسئولین دیروز و شاید فردا! و تعیین ضمانت های مالی کلان برای آنان که خدا کند عقل وخرد گذشته های نه چندان دور! برما حاکم شود که دست ازاین رویه های بی حاصل بر داریم تا شاید این آب رفته به جوی بازگردانیم! آمده بود که دکترعلیرضا بهشتی استاد دانشگاه و فرزند شهید بهشتی را با پیژامه زندان ودمپایی پلاستیکی به بازپرسی دادستانی انقلاب برده اند! درحالی که تصاویر پدر شهیدش بر در ودیوار آنجا خودنمایی می کرده است!
بیت شهید بهشتی هم اعلام کرده که هنوزکسی از بیت و خانواده،و حتی وکیل دکتربهشتی هم به دلیل عدم دسترسی به پرونده او از کم وکیف ماجرا با خبر نیست!
این درحالی است که دکتر بهشتی با دویست میلیون تومان وثیقه نقد!! از زندان آزاد شده بود وبا استفاده از این موهبتی که جناب قاضی از رأی خود راضی وسرمست از این بازی! به اومرحمت کرده بود! به فرزندان این مملکت در دانشگاه در مقطع فوق لیسانس ودکترا درس می داد!

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

بیانیه جمعی از فرزندان شهدای هفتم تیر در اعتراض به تداوم بازداشت دکتر علیرضا بهشتی


دوشنبه, ۲۱م دی, ۱۳۸۸
کلمه:جمعی از فرزندان شهدای هفتم تیر در اعتراض به تداوم بازداشت دکتر علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی بیانیه ای را صادر کردند.
به گزارش کلمه متن این بیانیه به شرح زیر است:
باسمه تعالی
برای دکتر علیرضا بهشتی
بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود
امام خمینی (ره).
به خاطر داریم روزی را که پس از شهادت بهشتی و یارانش به حضور امام شرفیاب شدیم تا دیدار او و نگاه نافذ و کلام گرم و دلنشینش تسکینی باشد بر قلبها و دردهایمان، درد فقدان پدارنمان که پس از سالها رنج و محنت دوران ستم شاهی و دوری از آنها می رفت که به آرامش برسد. و امام در این دیدار چنین دلداریمان داد که اگر بهشتی و یارانش رفتند برای اسلام و انقلاب رفتند و اگر بهشتی رفت، بهشتی های دیگری هستند که بتوانند خلاء وجودی او را در فراز و فرود این سرزمین پر کنند و همین کلام گرم به آینده امیدوارمان ساخت. بهشتی های دیگری هستند تا دست رأفت و عطوفتشان بتواند ما را سیراب کند.
عطوفتی پدرانه، رؤوفانه و مشفقانه و ما همچنان بزرگ و بزرگ تر می شدیم و همچنان امیدوار که اگر چه جای خالی پدرانمان همه جا رخ می نمایاند اما بر این باور بودیم که این سرزمین باید ساخته شود آنهم به دست همین فرزندان که آرزویشان پیشرفت و آبادانی ایران عزیز بوده و هست و خواهد بود یعنی برآورده کردن آرزوی آن شهیدان عزیز.
این باور به یادمان شتافت تا سرمایه وجودیمان را صرف آبادانی و سربلندی ایران عزیز کنیم تلاشمان بی وقفه بود و امیدمان فراوان که نگذاریم انقلابمان به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد. غافل از آنکه همان نااهلان و نامحرمان که تشنگان قدرت نیز بودند برما گوی سبقت بردند و انقلاب را مصادره به مطلوب نمودند.
و اینک می خواهند انتقام سالهای دور از قدرت را ابتدا از صاحبان انقلاب و فرزندان انقلاب و سپس از همۀ کسانی که به نحوی دل در گرو این سرزمین و جمهوری اسلامی دارند بگیرند. لاجرم به سراغ آنان رفتند تا همراهشان کنند و اگر نتوانستند به عزلت بکشانندشان و اگر نشد در بندشان نمایند. و این است که می بینی همان فرزندان صاحبان انقلاب به بند کشیده شده اند.
علیرضا بهشتی را می گویم. همو که به قول دوستی پس از شهادت آیت ا… بهشتی او را در خواب دیدم و پرسیدم که حالا چه کسی جای خالی شما را در این انقلاب پرخواهد کرد. فرمودند «پسرم» این کار را می کند و مادران و همسران وفرزندان این شهیدان (اشاره به شهیدانی که در آنجا جمع بوده اند)
و ما فرزندان آن شهیدان می خواهیم به علیرضا بگوئیم که در راه مبارزه برای اعتلای اسلام و سربلندی جمهوری اسلامی ایران تو تنها نیستی. ما همه با توهستیم و تا آخر بر سر آرمانمان ایستاده ایم اگر چه امروز تو را به بند کشیده اند تا صدای حق گویت را خاموش سازند اما این سنت الهی است که عاقبت حق بر باطل پیروز است.
و اینک به همۀ علما، فضلا و دلسوزان انقلاب می گوئیم که ما خواهان آزادی فرزند عزیز و نورچشم آیت الله بهشتی هستیم تا هرچه زودتر او را در جمع خود ببینیم.
جمعی از فرزندان شهدای هفتم تیر

۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

دختر حميد باكري : اگر پدر و عمويم زنده بودند اكنون در زندان و زيرشكنجه بودند


آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۹/۱۰
روز دوشنبه نهم آذر ماه در تالار شيخ مرتضي انصاري دانشکده حقوق دانشگاه تهران؛ مراسمي با عنوان "بسيجي واقعي همت بود و باکري" از سوي بسيج اين دانشکده از ساعت 15 برگزار گرديد که در جريان تريبون آزاد آن دختر”حميد باکري”(يكي از بسيجيان كشته شده) به شدت از سوء استفاده اي که امروزه حکومت از نام شهيدان مي کند اعتراض کرد.
"آسيه باکري"دختر حميد باکري از فرصت تريبون آزاد استفاده کرده و در سخناني به شدت از رفتار و اقدامات بسيجيان در برخورد با مردم معترض به نتيجه انتخابات انتقاد کرد.
آسيه باکري به انتقاد از رفتار سران نظام نسبت به خانواده باکري به خاطر اظهار نظرهايي که در حمايت از مردم کرده بود، پرداخت و در پايان صحبتهاي خود گفت:” اگر پدر و عمويم زنده بودند مطمئنا جناياتي که بسيجيان در جريان انتخابات بر ضد مردم انجام دادند را تحمل نمي کردند و اکنون در زندان هاي رژيم به سر مي بردند.
اين سخنان آسيه باکري به شدت مورد استقبال دانشجويان آزاده اي قرار گرفت که در انتهاي سالن نشسته بودند؛ولي بسيجيان که خود متولي برگزاري مراسم بودند در چند مورد با ايجاد سر و صدا سعي داشتند مانع از سخنراني وي شوند و حتي يکي از آنها شروع به فحاشي به خانم باکري نمود که با عکس العمل بقيه دانشجويان روبرو شد.
خانم باکري پس از گفتن صحبت هايش مراسم را ترک کرد . 


آخرين آخبار