بحثی درباره پایایی جنبش سبز
1. آیت الله خمینی راشایدبتوان هسته مرکزی هژمونی جمهوری اسلامی نامید. شخصیت سیاسی ومذهبی وی توانایی این رایافت که نظام ، دردهه 60 هژمونی خویش رادربین لایه های اجتماعی گسترش دهد.این هژمونی دردهه های بعدی توانایی اش کمرنگ شد اما شخصیت آقای خمینی حداقل دربین اصلاح طلبان همچنان مورداحترام بود.امابا این وجودیکی ازقدیمی ترین تاکتیک های جریان مسلط برای حذف مخالفین ،متهم ساختن آنان به مخالفت باآیت الله خمینی بوده است.معنی این اتهام این بودکه برخی از عناصر هژمونیک ،همچنان توانایی اقناعی خودرابرای سرکوب دارند.اما مساله هژمونی دراتفافات اخیرایران ، تغییرات اساسی کرده است. حمله طرفداران احمدی نژاد به بیت آقای خمینی درخلال سخنرانی خاتمی ، درواقع حمله به حاملان هژمونی نظام است اما این بارنه ازسوی منتقدین ومخالفان سیستم که ازسوی حاکمان. این اتفاق ازچه خبرمی دهد؟
هژمونی دردیدگاه آنتونیوگرامشی به موقعيتي اطلاق مي شود كه در آن يك " بلوك تاريخي " متشكل از جناح هاي طبقه حاكم ،رهبري فكري – اخلاقي طبقات فرودست را به دست مي گيرد و نوعي اقتدار اجتماعي پيدا مي كند. فرايند دستيابي به هژموني و حفظ آن معمولا از طريق تركيبي از" اعمال زور " و "كسب رضايت مردم" ميسر مي شود. درواقع درنظریه گرامشی ،هژمونی قدرتی است اخلاقی- فکری که یک سیستم منسجم،برمتعلقاتش بدون بهره گیری عیان ازابزارهای سرکوب -هچون پلیس- اعمال می کند بگونه ای که افرادآن راپذیرفته ، بازتولید کرده و" رضایت " دارند.میزان قدرت یک "بلوک" رابطه مستقیمی با توانایی هژمونیک آن دارد.به عنوان مثال جمهوری اسلامی دردهه 60 به دلیل توانایی هژمونیکی اش قدرت فوق العادهای ازخودبروزدادوهمچنین امروزه دردنیای پیشرفته ارزش های سرمایه داری و دموکراتیک ازاین توانایی برخوردارند.سلطه ای که دردهه 60 اعمال می شد ونیزسلطه ای که درنظام سرمایه داری حاکم است،با وجودتفاوت های بنیادین بایکدیگر،ازاین نظرکه با رضایت شهروندان اعمال می شوند،به یکدیگرشبیه اند.