آخرین اخبار سانی نیوز

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه

باهنر: مقام معظم رهبری مخالف مذاكره با آمريكاست


ایلنا: نایب رییس مجلس در جلسه شب گذشته جامعه اسلامي مهندسين، به موضوع مذاکراه ایران و آمریکا، اشاره كرده و اظهار داشت:
در حال حاضر شورای امنیت و مقام معظم رهبری تاکید دارند که سیاست‌های راهبردی ما بر عدم مذاکره با آمریکاست. از این رو ما فعلا مذاکره مستقیم با آمریکا نخواهیم داشت. محمدرضا باهنر از شروط ایران برای از سر‌گیری اين مذاکرات سخن گفت و افزود:
گاهی از سوی برخی از مسوولین اجرایی کشور و دولت شنیده می‌شود که الان زمان مذاکره رسمی با آمریکا فرا رسیده است. اما قاعدتا مصوبات شورای عالی امنیت ملی و تایید مقام معظم رهبری در این زمینه الزامی است. هیچ قوه‌ای و هیچ شخصیت سیاسی و حقوقی‌اي در کشور حق تخطی از آنها را ندارد. وي با تاکید بر اینکه سیاست نظام جمهوری اسلامی ایران بر عدم مذاکره رسمی با آمریکاست، خاطرنشان کرد: باید شرایط چنین مذاکره‌ای به وجود بیاید که از نظر ما هنوز به وجود نیامده است

تظاهرات 13 آبان؛ پخش شبنامه در دانشگاهها

سایت حکومتی جهان نیوز: اخیرا گروهی مجهول الهویه با عنوان « گروه انقلاب سبز » به صورت مخفیانه و زیر زمینی در دانشگاه تهران به فعالیت پرداخته و با انتشار شبنامه های تحریک کننده به تشویق دانشجویان برای ایجاد تشنج در روز 13 آّبان می نماید. در یکی از شبنامه های اخیر که به صورت نا مشخص میان شمشادهای دانشگاه،کیوسکهای تلفن و سرویسهای بهداشتی قرارداده بودند ، ضمن توهین به مسئولان نظام ازدانشجویان می خواهد تا به خیابانها آمده واغتشاشات را ادامه دهند.

روز کورش بزرگ و سنجش يابی امروز برای فردا


شکوه ميرزادگی

روز کورش بزرگ و سنجش يابی امروز برای فردا
- روز بزرگداشت حقوق بشر در فرهنگ خردمدار ايران خجسته باد
- فرمانی از 25 قرن پيش

روز کورش بزرگ و سنجش يابی امروز برای فردا
به طور قطع نه تنها در سی سال گذشته بلکه هيچ گاه در کل تاريخ معاصر ما به اندازه ی چند ماه گذشته سخن از «حقوق بشر» بر زبان ما ايرانی ها جاری نشده است. در اين چند ماهه علاوه بر مردم عادی که معصومانه و از سر درد و تجربه و درکی ساده از مفهوم «حق»،از حقوق بشر گفته اند، و علاوه بر رسانه های ديداری و نوشتاری که بنا بر وظيفه ی خود صدای مردمان را بازتاب داده اند، اين برای اولين بار است که همه ی کسانی که در اپوزيسيون حکومت اسلامی جمع اند از «حقوق بشر» از دست رفته ی مردمان ايران سخن رانده اند ـ چه آن ها که سی سال است در اپوزيسيون فعاليت داشته اند و چه گروهی که در پی انتخابات اخير، و با اوج گرفتن حق کشی های آشکار و گستاخانه ی حکومت، به صفا پوزيسيون پیوسته اند. اما آيا معنای اين «از حقوق بشر گفتن» آن است که همه ی آن افراد از حقوق بشر همان درکی را دارند که در اعلاميه ی جهانی ثبت شده، و برای بوجود آمدنش قرن ها تلاش و رنج مصلحان جهان بکار رفته است؟ و آيا «بشر» آن ها همان انسان يگانه ای است که بر فراز تمامی پديده های زمين و آسمان ايستاده است؟ و يا دم زدن از «حقوق بشر» در نزد برخی از اين جماعت وسيله ای است برای پيشبرد مقاصد سياسی يا منافعی خاص؟ و يا همزبان شدنی تقليدی است با مردمان کشورهای متمدن که آن ها نيز البته، در چند ماهه ی اخير بيش از هميشه از نقض حقوق مردمان بی گناه و بی پناه ايران گفته اند و می گويند؟ من البته از آن کسان نيستم که طلبکارانه بگويم چرا عده ای اکنون، پس از سی سال تماشای ضايع شدن حقوق بشر در همه ی ابعاد آن در حکومت اسلامی، به فکر حقوق بشر افتاده اند؟ چرا که فکر می کنم بيداری و آگاهی حق هر انسانی است و نه زمان معين دارد و نه چرای خاص. ولی به شرطی که اين «بيداری و آگاهی» مصلحتی نباشد و در پشت آن صرفاً حمايت از همان بشری باشد که قرار است همه چيز بر محور او بگردد و بس؛ بی هيچ تبعيض و حساب و کتابی. در واقع، اگر که به جوهر و گوهر نهفته در تفکر مبتنی بر حقوق بشر توجه کنيم، می بينيم که مهم ترين عنصر آن خواستاری رفع «تبعيض» است، آنگونه که من بتوانم، بی هيچ تبعيض و تفاوت گذاری، به انسان و همه ی آن چه که برای راحت و سلامت اوست نگاه کنم و کاری به کار مذهب و عقيده و مرام و رنگ و نژاد و جنسيت او نداشته باشم. اما، اندکی دقت در رفتارهای برخی از اهل سياست و انديشه ی اپوزيسيون متوجه مان میکند که حقوق بشر مورد نظر آن ها بيشتر شبيه به همان «حقوق بشر» ی است که حکومت اسلامی از آن دم می زند و به آن «حقوق بشر اسلامی» لقب داده است؛ حقوقی که تنها به کسانی تعلق دارد که در چارچوب ارزش ها و باورهای حکومت اسلامی می گنجند و «بشر» به حساب می آيند؛ و نه آن گونه که در اعلاميه ی جهانی تعريف شده؛ تعريفی که پايه و مايه اش احترام به فردانيت و کرامت انسان به طور عام و ضرورت به رسميت شناختن حقوق غير قابل سلب اوست. برای اين که مشخص شود گوينده در کدام يک از
دو سوی تعريف «حقوق بشر» ايستاده (حقوق مندرج در اعلاميه جهانی يا حقوق بشر سنجاق شده به پسوندی که ما به سليقه خودمان برايش می سازيم) نشانه های متعددی وجود دارد. اما اين نشانه ها معمولا و در مواقع عادی در پس پشت رفتارها و گفتارهای متظاهرانه ی افراد، و تا فرا رسيدن بزنگاهی غافلگير کننده، گم می شوند. در مواقع عادی و بی سر و صدا به راحتی بر شکنجه و رنج و زندان و فقر و بی عدالتی نسبت به شخص يا اشخاصی که از خودی های ما نيستند چشم فرو می بنديم؛ آن جا که تا حد دشمنی با مخالفين عقيده و مذهب و مرام خود در می افتيم، آن جا با بکن نکن های خود هم نقش ديکتاتورها می شويم؛ آن جا که از حقوق بشر می گوئيم اما کاری به کار زنی که آزادی لباس پوشيدن می خواهد نداريم، از حقوق بشر می گوئيم و اهميتی به کودکی که مورد تجاوز مردی به نام شوهر قرار می گيرد نمی دهيم، از حقوق بشر می گوئيم و به نقض حقوق معتقدان به مذاهبی غير از مذهب خودمان يا بی مذهبان باور نداريم. آری، نشانه ها فراوان اند، اما کو بزنگاهی که دست ها باز و طرز فکرها آشکار شوند؟ و يکی از آن بزنگاه ها همين روزها است که درآنيم و برخی از جشن های ملی ما فرارسيده اند يا در راهند. اکنون است که در بين اپوزيسيون افرادی را می بينيم که، درست به سبک حکومت اسلامی، برای جشن های ملی ما هم خودی و ناخودی می کنند، در مورد شخصيت های ملی هم تبعيض قايل می شوند، و عقايد سياسی يا مذهبی شان در تحسين يا تکفير اين شخصيت ها دخالت مستقيم دارد ـ حتی اگر اين شخصيت ملی کسی باشد که بيشترین اثرگذاری را در ارتباط با حقوق بشر داشته است. آن ها، بجای تکريم اينگونه انسان های استثنايی، به تحسين و پشتيبانی از کسانی برمی خيزند که در چارچوب خواست های سياسی يا مذهبی خودشان عمل می کنند ـ حتی اگر اين راه و روش شان صد و هشتاد درجه با آن چه در اعلاميه ی حقوق بشر آمده در تضاد باشد. روشن ترين رفتار اخير اين گروه را می توان در آستانه ی فرا رسيدن روز کورش بزرگ به مناسبت صدور منشور حقوق بشر او ديد. اين افراد، در حالی که مدام در رسانه ها حضور دارند و در هر سخن و کلام شان اشاره ای به ضايع شدن حقوق بشر در سرزمين مان می شود و، به درستی، دولت احمدی نژاد و حکومت آيت الله خامنه ای را به نقض حقوق بشر متهم می کنند، و مردم را برای روزهای خاصی که بيشتر مذهبی اند فرا می خوانند اما حاضر نيستند
يک کلمه از تنها شخصيت سرزمين مان بگويند که بيشتر از هر کسی در طول تاريخ نامش با نام حقوق بشر گره خورده است. و درست همان گونه که خلخالی ها و خامنه ای ها با شخصيت های تاريخی ما روبرو شده اند و از آن ها به عنوان «جباران تاريخ» ياد میکنند، و درست همانگونه که افرادی چون احمدی نژاد کمر به تخريب و ويرانی همه ی نشانه های تاريخ قبل از اسلام ما بسته اند، آن ها با روشی ديگر روی از اين شخصيت های تاريخی ما، و از گذشته سرزمين ما برمی گردانند.به اين ترتيب،و به نظر شما، آيا نبايد به
درک و دريافت اين افراد از معنای «حقوق بشر» شک کرد؟ و آيا نبايد پذيرفت که برخی از اين افراد اشاره به حقوق بشری را فقط برای گذشتن از يک دوره خاص بکار می گيرند و قصد واقعی شان از «نقض حقوق بشر» دفاع از همفکران خودشان است که به وسيله ی احمدی نژاد و ولی فقيه به زندان و شکنجه دچار آمده اند، بی آنکه این نقض حقوق بشر شامل تمامی مردم ايران شود؟ بی توجهی اين افراد به سرنوشت کل مردم ايران، چه با ناديده گرفتن حقوق انسانی بخش عظيمی از مردم (که هم مذهب و هم فکر آن ها نيستند)، و چه با بی ارزش انگاشتن ارزش های ملتی که تاريخش از 1400 سال پيش شروع نشده و نمی توان حافظه ی چند هزارساله ی اورا به خاطر منافعی دوره ای نابود کرد، کاملا نشان می دهد که آن ها چه درکی از حقوق بشر دارند. ترديدی نيست که «حقوق بشر»، آن گونه که در اعلاميه ی جهانی وجود دارد، پديده ای مدرن است که در پی رسيدن انسان به ضرورت احترام به فردانيت و کرامت اش و به رسميت شناختن «حقوق سلب ناپذيرش » بوجود آمده است. اما در اين واقعيت هم نمی توان ترديد داشت که بدون شناخت همه ی پست و بلندهای کل تاريخ و فرهنگ بشری، و درک و دريافت تجربه های انسان تاريخی هرگز رسيدن به اين مرحله ی شکوهمند از تاريخ انسان ميسر نمی شده تا او بتواند مفهوم عام و جهانی «حقوق بشر» را چون نگينی بر تارک تمامی پديده های امروز جهان بنشاند.
بنظر من، فردی که خود را باورمند به حقوق بشر می داند، حتی اگر هويت ملی خودش برايش اهميتی نداشته باشد، لااقل می تواند چون
مردمان ديگر دنيا، به کورش همچون نخستين رهبر سياسی جهان نگاه کند که ـ در اوج فتح بزرگش در بابل به جای زدن و کشتن و سوزاندن و دست و پا بريدن و سنگسار کردن از صلح و آشتی سخن گفته، به لغو بيگاری و برده داری همت کرده، و آزادی مذهب را فرمان داده است؛ همان ها که اکنون و در قرن بيست و يکم نيز در هر خواست انساندوستانه ای جلوه می کند. آخر چگونه ممکن است که يک باورمند به «حقوق بشر» کورش را بکلی ناديده بگيرد و از اشاره به او بپرهيزد جز اينکه نفرت از هر آن چه که به قبل از اسلام بازمی گردد چنان شيشه ی کبودی در جلوی ديدگانش گرفته باشد که توان بينايي اش نباشد. نگاه کنيد به مردم امريکا و در ارتباط با
شخصی چون آبراهام لينکلن، کسی که بيشترين جنگ های داخلی آمريکا را داشته است و انواع نقطه ضعف ها را برايش گفته اند، اما همو در سال 1863 (يعنی بيش از دو هزار سالی پس از کورش بزرگ) طی اعلاميه ای برده داری را در آمريکا محدود کرده است. بله، توجه کنيد، او برده داری را ممنوع نمی کند، بلکه محدود می سازد و تنها دو سال بعد است که، طی متممی بر قانون اساسی آمريکا، برده داری غير قانونی اعلام می شود. اکنون يک قرن و نيم است که نه تنها مردمان آمريکا، از مردمان عادی گرفته تا سياستمداران و روشنفکران اين جامعه، که بسياری از مردمان کشورهای اروپايي هر گاه که سخن از حقوق بشر پيش آيد، از ستايش او باز نمی ايستند؛ ستايشی که در همان سال 865 نه تنها از جانب ليبرال های انساندوست و با فرهنگ، که از سوی شخصيت بزرگی چون کارل
مارکس و از طرف انجمن بین المللی کارگران آغاز می شود، هنگامی که او نامه‌ای به آبراهام لينکلن می نويسد و انتخاب مجدد اش
را به رياست جمهوری آمريکا تبريک گفته و موضع او را در برابر برده داری می ستايد. به راستی آيا کورش بزرگ، که 2500 سال قبل چنين کاری را انجام داده اگر ارزش تحسين کردنی صد برابر لينکلن را نداشته باشد هم اندازه ی او نبايد که مورد تحسين مردمان
سرزمين خودش قرار گيرد؟ مردمان دنيا که بسيار بيشتر قدر او را دانسته و می دانند. من فکر می کنم اعلاميه ی حقوق بشر، و شخصی
چون کورش که اولين منادی حقوق بشر بوده است، جدا از همه ی ارزش هایی که با خود دارند، ارزشياب بزرگی برای سنجش زنان و
مردان سياسی و اجتماعی زمانه ی ما محسوب میشوند و چون خورشيدی عمل می کنند که بر همه ی تاريکی های تبعيض ها و حق کشی ها می تابد و آن ها را برجسته و روشن می کنند. و با اين ارزشياب است که می توان به تماشای افرادی که اکنون مقابل ما ايستاده اند، چه به عنوان سیاستمدار و شخصيت اجتماعی و چه به عنوان هواداران گروه ها و احزاب مختلف، پرداخت و ديد که کدامين فرد اهل تبعيض و حق کشی ـ از هر نوع آن ـ است، و چرا با همه شعارها که بر زبان دارد وقتی در چارچوب معيارهای حقوق بشری قرارش می دهيم نمره یرد می گيرد. آری، همين سنجه است که به ما می گويد، اگر باورمند به حقوق بشر هستيم، چه کسی را باور داشته باشيم و چه کسی را نه .

اعلاميه کميته بين المللی نجات پاسارگادروز جهانی کورش بزرگ روز بزرگداشت حقوق بشر در فرهنگ خردمدار ايران خجسته باد
پنج سال پيش، هنگامی که برای اولين بار «کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد» روز 29 اکتبر (هفتم آبان) را ـ که سالگشت روز ورود
کورش بزرگ به بابل در 2500 و اندی سال پيش و صدور منشور حقوق بشر او است ـ به عنوان روز جهانی کورش بزرگ اعلام داشت، و مردمان جهان و به خصوص ايرانيان را برای نجات آرامگاه و خانه ی او ـ که می رفت تا به دست حکومت اسلامی ويران شود ـ فرا خواند، هرگز گمان نمی رفت که اين روز به چنين سرعتی در ميان ايرانيان رسميت پيدا کند. ايرانيان فرهنگ دوست، و رسانه های خارج از ايران و وبلاگ ها و سايت های علاقمند به فرهنگ ايرانزمين در سراسر جهان، و از جملهايران، با کمترين توان مادی و با بيشترين شور خود در بزرگداشت اين روز شرکت کردند واز انسانی گفتند که در زمانه ای که دنيا جز بيداد و توحش نمی شناخت و تصوری از «حقوق انسان ها» مطرح نبود، اولين منشور حقوق بشر را از سوی ايرانيان به جهان هديه کرد. جوانان ايران، که سال ها کتاب های درسی کودکی و نوجوانی شان از نام شخصيت های تاريخی مان تهی شده بود، و چشم و گوش شان تنها به تبليغات رسانه ها و مراکز وابسته ای باز بود که بزرگانی چون کورش را با نام هايي چون «جباران تاريخ»، «طاغوتی» و «کافر» معرفی می کردند، با شنيدن آن چه که در منشور او بود، با دانستن اين که کلمات و تصوير اين منشور پس از 2500 سال، و در قرن بيست و يکم حتی، در سازمان ملل متحد حضوری زنده دارد، و از شنيدن گوشه هايي از ارزش های برآمده از فرهنگ خردمدار و مهرافروز و متمدن ايرانی شان به وجد آمدند. و از آن زمان تا کنون با همه ی محدوديت ها، با همه ی فشارها و بگير و ببندها، و با همه ی سم پاشی
های وابستگان به حکومت، هر ساله بزرگداشت اين روز را در حد توان خودشان در ايران نيز برگزار کرده اند. امسال اما روز جهانی کورش، با يکی از مهم ترين و متمدنانه ترين جنبش های آزادی خواهانه در طول تاريخ ايران همزمانی پيدا کرده است. اين جنبش، که با سبزی و حق طلبی آغاز شد، اکنون در خود خواسته هايي را می پروراند که نشان دهنده ی جضور و پايداریتفکر برخاسته از بستر فرهنگ با شکوه و انساندوستانه ای است که منشور کورش را بوجود آورده است. اين تفکر که بدون ترديد از آن مادران و پدران باستانی ما بوده در ذهن مردمان امروز ايران، و به خصوص جوان های دلير و متمدن ما امروزی شده است. کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد روز کورش بزرگ را به همگان تبريک گفته و همچنان از هموطنان خود در سراسر جهان تقاضا دارد که با حفظ ميراث فرهنگی و طبيعی ايرانزمين، و با بزرگداشت روزهای نيکی چون «روز جهانی کورش بزرگ» به گسترش و مانايي فرهنگ خردمدار، هرآفرين، و شادمان ايرانی مان ياری رسانيده و، اين گونه، درمقابل فرهنگ خشن، جنگ طلب و ويرانگری که اين روزها سرزمين مان را بيش از هميشه تلخ،عبوس و رنجور کرده است بايستند.با مهر و احترام کمیته بين المللی نجات پاسارگاد
فرمانی از 25 قرن پيش فرمانی که 25 قرن قبل گفته شدو حتی امروز می تواند الهام بخش همه کسانی باشد که به انسان، و حقوق بشر باور دارند:
فارسی ـ انگليسی ـ آلمانی ـ فرانسوی ـسوئدی 25 قرن قبل، در زمانه ای که توحش بر زندگی انسان ها چيرگی داشت، بيانيه ای انسان
مدارانه و متمدنانه بر کتيبه ای خطاب به مردم «چهار گوشه جهان» نوشته شد که به مسایلی مهم در ارتباط با حقوق انسان میپرداخت؛ مسایلی که نه تنها در آن زمانه که قرن های قرن پس از آن و حتی امروزه نيز میتواند الهام بخش همه کسانی باشد که به انسان، و حقوق او باور دارند. اين بيانیه که به نام «منشور کوروش بزرگ» شناخته می شود، بر الغاي تبعيضات نژادي و ملي، آزادي انتخاب محل سکونت، الغاي برده داري، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملت ها تاکید کرده است. اين منشور، که از سوي مردمان ايران زمين و از زبان رهبر سياسی خود کورش بزرگ، پايه گذار اولين امپراتوری جهان به بشريت هديه شده، در سال 1971 از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اولين اعلاميه حقوق بشر جهان شناخته شد و، بدينسان، این افتخار به نام ايران، به عنوان مهد نخستين اعلاميه ی حقوق بشر، در تاريخ جهانی ثبت شد.

October 29, the “Cyrus the Great Day”
And the anniversary of his issuing the first declaration
of human rights
Twenty five centuries ago, when savagery was the dominant factor in human
societies, a civilized and compassionate declaration was written on clay
and issued to the “four corners of the world” that dealt with
important issues relevant to the rights of humans, the same issues that
not only in those days but even today can inspire those who believe in
human dignity and rights.
This document, known as “The Declaration of Cyrus the
Great,” emphasized on the removal of all racial, national discrimination
and slavery, bestowing to the people, freedom to choose their places of
residence, faith and religion and giving prominence to the perpetual peace
amongst the nations. This Declaration could actually be considered as a
present from the Iranian people, expressed through the words of Cyrus,
their political leader and the founder of the first empire in the world,
to the whole humanity. In 1971, the general assembly of the United Nations
recognized it as the first Declaration of Human Rights, thus, registering
such an honor to the name of Iran as the cradle of this first historical
attempt to establish the recognition of human rights.

29. Oktober, zur Feier „des Tags Kyros des Großen“
und des Jubiläums der ersten Deklaration der Menschenrechte
Vor 2500 Jahren, in jener Epoche, in der die Barbarei das menschliche
Dasein beherrschte, wurde eine humanitäre und zivilisatorische
Proklamation, gerichtet an die Menschen „aller Himmelsrichtungen“, in
den Ton niedergeschrieben, welche von bedeutenden Themen der
Menschenrechte handelte ; jene Diskurse, die sowohl in jener Zeit und
Jahrhunderten danach, als auch heute alle Menschen zu inspirieren in der
Lage sind, die sich mit der Menschheit und deren Rechte befassen.
Die die Deklaration Kyros des Großen geheißene Proklamation beharrt auf
die Aufhebung rassistisch-nationalistischer Diskriminierungen und der
Sklaverei, auf das Recht auf freie Wahl des Wohnortes, der Religion- und
Konfessionsfreiheit und das Streben nach dauerhaftem Frieden unter den
Nationen. Diese Deklaration, welche die iranische Bevölkerung durch Kyros
der Große, ihr politisches Oberhaupt und den Gründer des ersten
Weltreiches in der Geschichte, der Menschheit vermachte, wurde im Jahr
1971 von der Vereinten Nationen als die älteste Deklaration der
Menschenrechte anerkannt. Demnach ging unser Land Iran mit der
Ehrenauszeichnung die erste Wiege der Menschenrechte in die Weltgeschichte
ein.

La fête de la journée jubilaire dédiée à Cyrus le Grand et
l’anniversaire de la première « Déclaration des Droits de l’Homme
»
Il y a vingt-six siècles, lorsque la barbarie était un facteur dominant
dans les sociétés humaines, une déclaration civilisée et humanitaire
fut écrite en faveur des hommes des « quatre coins du monde » sur un
rouleaux d’argile qui consistait à mettre à l’honneur les droits
significatifs des Droits de l’Homme ; ces discours, qui sont en mesure
d’inspirer les hommes qui étudient la vie des hommes et leurs droits
non seulement de cette époque mais aussi après des siècles, et aussi de
nos jours.
Ce document célèbre sous l’appellation « La Déclaration de Cyrus le
Grand », insiste sur la suppression des discriminations racistes et
nationalistes et de l’esclavage et assure aux peuples le droit de
pouvoir choisir leur lieu de résidence, de choisir librement leur
religion et leur confession et déclare l’instauration d’une paix
perpétuelle entre les nations. Cette déclaration peut en fait attester
ce présent du peuple iranien, sous la plume de Cyrus le Grand, leur chef
politique et le fondateur du premier empire du monde, à toute
l’humanité. En 1971, l’assemblée générale des Nations Unies a
reconnu cette déclaration comme la première Déclaration des Droits de
l’Homme, comme la plus ancienne. C’est ainsi que notre pays l’Iran a
reçu l’es honneurs du premier berceau des Droits de l’Homme dans
l’Histoire de l’Humanité

Den 29 oktober: Korosh den Stores Dag
Firandet av världens första mänskilga rättighets deklaration
För 2500 år sedan, i den tid då brutalitet och barbarism dominerade
världen, skrevs världens första civiliserade och barmhärtiga
deklaration på en lertavla för ”världens fyra hörn.” Uttalandet
behandlade mänskliga rättigheter, det ämne som både då och idag
inspirerar alla de som tror på mänsklig värdighet.
Detta dokument, känt som ”Koroshs Deklaration,” betonade vikten av
att eliminera alla former av rasistisk och etnisk diskriminering och
slaveri, den gav alla människor rätten att själva välja sin boplats,
sin tro och religion och betonaden vikten av fred mellan nationer.
Dokumentet kan ses som det iranska folkets gåva till hela mänskligheten.
FN erkände dokumentet som världnes första mänskliga rättighets
deklaration ar 1971, vilket gav Iran äran att erkännas som den första
platsen pa jorden där ett framgangsrikt försök gjorts för att etablera
mänskliga rättigheter

مادران عزادار در پارک لاله به اعتراضات خود ادامه دادند

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران مادران عزادار با خواندن سرود ای ایران وبر افروختن شمع در پارک لاله به اعتراضات خود ادامه دادند بنابه گزارشات رسیده تعداد زیادی از مادران اعتراضات هفتگی خود را علیه سرکوب خونین و ادامه بازداشت تعدادی از دستگیر شدگان اخیر و صدور احکام سنگین علیه آنها تجمع کردند و خواستار آزادی زندانیان سیاسی و محاکمۀ آمرین و عاملین سرکوب خونین مردم ایران شدند.
تجمع اعتراضی مادران از ساعت 17:15 آغاز گردید در این تجمع علاوه بر مادران عزادار، خانواده های جانباختگان،فعالین زنان دانشجویان و تعداد زیادی از مردم حضور داشتند . مادران عزادار با بر افروختن شمع به دور میدان آب نمای پارک لاله راهپیمائی کردند، در حین راهپیمائی تعداد زیادی از مردم به آنها پیوستند.پس ازآن همه در نقطه ای کنار میدان آب نما تجمع کردند و برای گرامیداشت یاد جانباختگان راه آزادی 1 دقیقه اعلام سکوت کردند سپس برای آزادی تمامی اسیران در بند استبداد حاکم 3 بار بانگ الله اکبر سر دادند .
مادران عزادار با خواندن سرود ای ایران و یار دبستانی بسوی درب اصلی پارک لاله حرکت کردند. تعداد مادران و حاضرین در اعتراضات روز شنبه 2 آبان ماه در حدود 200 نفر تخمین زده می شد.نیروهای سرکوبگر موتور سوار، لباس شخصی و انتظامی باتون بدست در آنجا حضور داشتند وسعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند . اعتراضات مادران ،فعالین زنان،دانشجویان تا ساعت 18:10 ادامه یافت

طرفداران و مخالفان رییس جمهوری ایران در تهران درگیر شدند

طرفداران مهدی کروبی و طرفداران دولت در نمایشگاه کتاب در تهران درگیر شده اند.
گزارش های خبرگزاری های غربی به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا - حاکی است حامیان کروبی امروز جمعه هنگامی که او وارد نمایشگاه شد سردادن شعارهایی را بسود اوی آغاز کردند. دیگران سپس بنفع محمود احمدی نژاد رییس جمهور شعار دادند.
برخی از شاهدان می گویند طرفداران دولت سعی کردند به کروبی قبل از این که پلیس او را در خارج شدن از محل نمایشگاه همراهی کند حمله کنند، و او بدون عمامه دیده شد.
از زمانی که احمدی نژاد در انتخاباتی که بگفته مخالفان با تقلب همراه بود برنده اعلام شد، تهران متشنج بوده است.
پیشتر در اوایل ماه، مقامات قضایی جمهوری اسلامی تحقیقاتی را در مورد کروبی آغاز کردند. او به وارد آورن اتهامات نادرست تجاوز به برخی از معترضین در زندان متهم است.

گزارش سیاسی: تلویزیون ایران می گويد تهران در پاسخ پیشنهاد اتمی خود تأخیر خواهد کرد

به نظر می رسد يک موافقت نامه کليدی ميان ايران و قدرت های غربی پيرامون برنامه اتمی تهران در آستانه دستيابی است.

انتظار می رود ايران پيشنهاد قدرت های بزرگ جهان، از جمله ايالات متحده، برای ارسال اورانيوم با غنای پايين به روسيه و فرانسه و دريافت اورانيوم با غنای بالا را رد کند.

ايران هنوز پاسخ رسمی خود را به گروه مذاکره کننده، ارايه نکرده است اما تلويزيون پرس تی وی ايران گزارش داده است:« تهران از طرفين مذاکرات اتمی انتظار دارد به پيشنهاد اتمی ايران برای تامين سوخت هسته ای پاسخ مثبت دهند.»

بر اساس اين موافقت نامه، ايران سوخت مورد نياز برای راکتور تحقيقاتی خود را دريافت خواهد کرد اما برای ساختن بمب، اورانيوم نخواهد داشت.

اين موافقت نامه در پی مذاکرات بين نمايندگان سازمان ملل، ايران، فرانسه، روسيه و ايالات متحده متحقق شد.

تهران نسبت به خريد سوخت اتمی برای راکتور خود که ايزوتوپ های پزشکی می سازد، ابراز تمايل کرده است.

گزارش ها مبنی بر تصميم تهران در رد طرح پيشنهادی سازمان ملل برای انتقال اورانيوم غنی شده خود به خارج از کشور با هشدار ايران (که در تلويزيون پرس تی وی پخش شد) همراه شده است. تهران ادعا کرده است اگر که نتواند اورانيوم مورد نياز راکتورهای خود را از خارج از کشور تأمين نمايد، اورانيوم خود را تا سطح ٢٠ درصد غنی خواهد کرد.

تلويزيون دولتی ايران نيز به نقل از يک ديپلمات اين کشور که از افشای نام خود خودداری کرده، گفته است اقدامات دلگرم کننده و اعتمادسازی از جانب قدرت های جهان اتخاذ شده است.

وی افزوده است قدرت های غربی بايد از تکرار خطاهای گذشته خود در نقض موافقت نامه ها خودداری کنند و در صدد جلب اعتماد ملت ايران برآيند.

جمعه ٢٣ اکتبر مؤعد نهايی ايالات متحده، فرانسه و روسيه به تهران بود تا به پيشنهاد آنها برای غنی سازی اورانيوم ايران پاسخ مثبت دهد.

اين موافقت نامه پس از سه روز مذاکره در وين، روز چهارشنبه ٢١ اکتبر به تهران ارايه شده بود.

اين مذاکرات پس از ديدار اوايل ماه اکتبر در وين که در واقع بلند پايه ترين تماس دوجانبه بين نمايندگان ايالات متحده و ايران طی سال های اخير بود، برگزار شد.

محمد البرادعی، رييس آژانس بين المللی انرژی اتمی پس از پايان مذاکرات وين ابراز اميدواری کرد ايران به همراه فرانسه، ايالات متحده و روسيه تا روز جمعه موافقت نهايی خود را با اين طرح اعلام کند.

تهران تا کنون اورانيوم توليد داخل کشور را با غلظت ٥/٣ درصد در تأسيسات نطنز غنی کرده است.

در همين حال، ايرنا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی گزارش داده است بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی برای بازرسی از تأسيسات غنی سازی اورانيوم در نزديکی قم روز شنبه ٢٤ اکتبر به ايران سفر خواهند کرد.

بر اساس گزارش ايرنا، سفر بازرسان آزانس دو يا سه روز به طول خواهد انجاميد.

ايالات متحده و ديگر کشورهای غربی نگران ساخت سلاح های اتمی توسط ايران هستند  اما تهران ادعا می کند برنامه اتمی اين کشور تنها اهداف صلح آميز را دنبال می کند.
 

تعدادی از کسانی که پنجشنبه شب در مراسم دعای کميل دستگير شده بودند آزاد شدند

خبرگزاری های ايران می گويند تعدادی از کسانی که پنجشنبه شب در مراسم دعای کميل  دستگير شده بودند آزاد شده و تعدادی ديگر به زندان اوين انتقال يافته اند. براساس آخرين اخبار دريافتی وبسايتِ نوروز، چهار نفر از زنان به نام های سعيده کردی نژاد، محبوبه حقيقی، مريم طباطبايی و مينويی همراه با شماری ديگر به زندان اوين منتقل شدند. فخرالسادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت که در زندان به سر می برد، گفت مأمورانی که برای بازداشت افراد به مراسم دعای کميل رفته بودند، گفته اند که اين جلسه دعای کميل نبوده بلکه جلسه ای برای برنامه ريزی توطئه در سيزده آبان بوده است. در همين حال آيت الله حسينعلی منتظری و آيت الله يوسف صانعی، از بازداشت های صورت گرفته در مراسم دعای کميل به شدت انتقاد کردند و آيت الله صانعی آن را نشانه ضعف حکومت دانست.

نامه فاطمه معتمد آريا، جعفر پناهی و مجتبی مير طهماسب

سه سينماگر ايرانی که اخيرا ممنوع الخروج شده اند، با انتشار نامه ای نسبت به اين اقدام مقامات واکنش نشان دادند. فاطمه معتمد آريا، جعفر پناهی و مجتبی مير طهماسب در نامه ای که روز جمعه انتشار يافت گفته اند ما همواره به فرهنگ کشورمان باليده ايم و آن را در معرض تماشای مردم جهان قرار داده ايم ولی اکنون حق عبور از مرزها را از ما گرفته اند. سه سينماگر معترض در بخش ديگری از نامه خود تأکيد کرده اند می توانستند پاسپورت کشور ديگری را داشته باشند اما خودشان خواسته اند همواره ايرانی باقی بمانند.

کاظم صديقی: لازم است انقلابی مانند انقلاب اول در دانشگاه های ايران صورت بگيرد

کاظم صديقی، امام جمعه موقت تهران، در خطبه های اين هفته در دانشگاه تهران گفت لازم است انقلابی مانند انقلاب اول در دانشگاه های ايران صورت بگيرد. اشاره آقای صديقی به انقلاب اول، تعطيلی دانشگاه ها در سال ١٣٥٩ است که به گفته مقامات جمهوری اسلامی به منظور پاکسازی دانشگاه ها صورت گرفت. کاظم صديقی گفت برخی استادان رشته های علوم انسانی در دانشگاه ها، رنگ غرب گرفته اند. امام جمعه موقت تهران افزود گاهی انسان در اين فتنه ها آنقدر که از اشرار ترس دارد از اين کتب هم بايد بترسد.

اظهارات محمد جواد لاريجانی در مورد موسوی در ارتباط با جانباختگان دهه ١٣٦٠

محمد جواد لاريجانی در مناظره مطبوعاتی در نمايشگاه مطبوعات به انتقاد از موسوی و جناح اصلاح طلب پرداخته و گفته است من قبول دارم کشته شدن عده ای در زندان بد است و بايد پيگيری شود اما بايد بپرسيم که در دوران نخست وزيری آقای موسوی که بسياری در زندان کشته شدند، چرا ايشان حتی يک جيغ بنفش نکشيد. آقای لاريجانی تأکيد کرده است که اصولاً اصلاح طلبان تجربه دموکراسی ندارند . مصطفی کواکبيان دبير کل حزب مردمسالاری در پاسخ وی گفت «البته آقای لاريجانی نمی توانند بگويند که دموکراسی هم بخشی از تحصيلات دانشگاهی ايشان بوده که ديگران ندارند واين که اگر آقای موسوی آن روز اعتراض نکرده، امروز هم بايد سکوت کند، دليل موجی نيست.» هنوز کسی از آنچه بر زندانيان سياسی دهه  ٦٠ که از سوی جمهوری اسلامی ايران گروهکی ناميده می شدند تا از حقوق شناخته شده زندانيان سياسی بی بهره باشند ، اطلاع موثقی در دست ندارد. مهمترين منبع قابل اعتماد در اين مورد خاطرات آقای منتظری است که دراثر مخالفت با اين اقدامات خشونت بار پست رهبری جمهوری اسلامی پس از آقای خمينی را از دست داد و  چند سال در خانه اش زندانی شد. گفته می شود  در تابستان ٦٧ پس از حمله سازمان مجاهدين خلق به ايران که باحمايت عراق صورت گرفت و نتيجه ای هم در برنداشت آقای خمينی دستور قتل عام زندانيان سياسی را که بر چند هزار تن بالغ می شد، صادر کرد و اين عده در کمتر از ٢ ماه در زندانهای ايران اعدام شدند. اين پرونده همواره برای همه جناح های سياسی جمهوری اسلامی يک خط قرمز و پرونده ای بوده که نبايد گشوده شود. حتی در دوران خاتمی که پرونده وزارت اطلاعات در قتل های دگر انديشان و روشنفکران افشا شد از اين پرونده رونمايی نشد. اما اکنون به نظر ميرسد که جناح حامی دولت برای حمله به موسوی و به منظور بيرون کشاندن او از سنگری به نام ميراث آقای خمينی قصد دارد اين پرونده را بگشايد و محمد جواد لاريجانی می خواهد که مرد اول باشد. او می گويد آقای موسوی تجربه دمکراسی ندارد و اگر به اعتراف و زندان اعتراض می کند بيشتر يک «پز» است تا آزديخواهی چرا که اگر آزدايخواه بود بايد به کشته شدن زندانيان در زمان نخست وزيری خود اعتراض می کرد و مثلاً يک جيغ بنفش می کشيد. مهندس موسوی و بسياری از دولتمردان کهنسال کنونی جمهوری اسلامی می توانند در دايره مورد نقد محمد جواد لاريجانی قرار گيرند. از جمله  رهبر کنونی جمهوری اسلامی که رييس جمهوری بود. به همين دليل برخی معتقدند که اين قبيل اظهارات نه به منظور دفاع از اين جان باختگان بلکه با اهداف سياسی عنوان می شوند.

زوددويچه سايتونگ: ايران و اسرائيل گفتگو کردند

روزنامه آلمانی «زوددويچه سايتونگ» می نويسد: پس از سی سال مقامات ايرانی و اسراييلی بر سر «خاورميانه ای عاری از سلاح هسته ای» به گفتگو پرداختند. اين روزنامه به نقل از مقامات اسراييلی و روزنامه اسراييلی هارتص می افزايد: نمايندگان ايران و اسراييل به واسطه فرستادگان ژاپن و اتريش بعنوان نمايندگان آژانس، در قاهره، ديدار و گفتگو کردند. هرچند ايران اين ادعا را رد کرده است. در همين حال چند سکوی دفاع موشکی ساخت آمريکا روز جمعه به شمال اسرائيل ارسال شد. اين سکوها قرار است در يک رزمايش مشترک آمريکا و اسرائيل مورد استفاده قرارگيرند که بخشی از تلاش برای آماده شدن در مقابل درگيری احتمالی با ايران توصيف شده است. حدود هزار پرسنل آمريکايی در اين رزمايش سه هفته ای شرکت خواهند داشت. مقام ها می گويند اين رزمايش به وقايع جاری جهان ارتباطی ندارد، اما يک فرمانده اسرائيلی روز پنجشنبه در گفتگو با راديو اسرائيل هدف رزمايش را آمادگی برای مقابله احتمالی با يک ايران هسته ای خواند. در همين حال سر گئی لاوروف وزير امور خارجه روسيه روز جمعه اعلام کرد که کشورش با پيشنهاد آژانس بين المللی انرژی اتمی برای کاهش ذخيره اورانيوم  ايران موافقت کرده است.

وال استريت جورنال: چانه زنی بر سر اورانيوم

اين عنوان گزارش روزنامه وال استريت جورنال چاپ آمريکاست که می نويسد: نگاه مثبت ايران به توافق هسته ای، يک پيروزی برای ديپلماسی دمکراتهای آمريکا بشمار می آيد؛ اما تعلل ايران، اين موفقيت را کمرنگ کرده است. وال استريت جورنال می افزايد: رهبران ايران بخوبی آگاهند راهکارهای ديپلماتيک اساس سياست جهانی اوباما را تشکيل می دهد از اين رو، آنان در پی چانه زنی برای امتيازگيری هستند. اما کناره گيری ايران از پيمان، سياستهای اوباما را با خطر شکست روبرو خواهد کرد.

آخرين آخبار