آخرین اخبار سانی نیوز

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه

وقتی سردار جنگ از خاطرات سرکوب مردم می‌گوید

11:07 صبح شنبه، 7 آذر 1388
"در این آشفته‌بازار زمانه اصلا جای تعجب نیست اگر یک شب یک سردار سپاهی بسیجی یا بسیجی سپاهی (مثلا سردار فضلی) به مسجد محله‌تان بیاید و از خاطراتش در سرکوب و قلع و قمع آنچه وی آنان را عوامل دشمن و یک مشت منافق آمریکایی و مزدور سوروس می‌داند با آب و تاب و مباهات وصف ناشدنی درّافشانی کند و تازه قسم و آیه هم بیاورد که این بسجیانی که ۱۳ آبان و روزهایی نظیر آن دلاورانه خیابان‌های شهر را از هرگونه آشوب بری کردند و اصلاْ نه چماق داشتند و نه زن و بچه و دختر و پسر و جوان را کتک زدند (به کی قسم!) خودشان داوطلبانه آمدند و ما حتی به آن‌ها گفتیم نان و آب نداریم به شما بدهیم و جا برای شما نداریم، ولی آن‌ها اصرار کردند و ما هم چاره‌ای نداشتیم!"

بعد هم در کمال خونسردی از اعترافات حجاریان بگوید و تئورسین پرداخت هزینه را بابت پرداخت هزینه‌اش به ریشخند بگیرد و از خون بودن دلش بابت حذف شعار مرگ بر آمریکا و جایگزینی آن با شعارهایی نظیر مرگ بر روسیه و مرگ بر چین بگوید و از این بگوید که شعارگویان و شعارنویسان نه شایسته توجه‌اند که اینها یک دسته آدم پول‌بگیر اجنبی‌اند و در آخر هم قسم جلاله یاد کند که آن‌ها که به کوی دانشگاه ریختند و با ذکر یا زهرا جوانان مردم را زدند و از بالا به زیر افکندند و همه چیز را زیر و رو کردند بسیجی نبودند و ما اصلا نمی‌دانیم اینها کی‌اند!‌؟ ...
البته در روزگاری که پیش‌قراولان عدالت، عین قساوت و مدعیان دیانت عین ضلالتند، چندان دور نیست که در آینده شاهد مجالس روحوضی و قوالی هم در مساجدمان باشیم هرچند باز روحوضی و قوالی بهتر از بیان سلحشوری‌های اینچنین بی‌رنگ و ریاست!
برگرفته از: وبلاگ فروغیون

اینترنت و تلفن همراه در ۱۶ آذر قطع می شود

خابرات با ارسال بخشنامه ای به مراکز استانی دستور قطع کامل اینترنت و خطوط تلفن همراه در سراسر کشور در روزهای ۱۵و ۱۶ آذر را داده است ...

يکشنبه  ٨ آذر ۱٣٨٨ -  ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹ 
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

اخبار روز - گزارش دریافتی: شرکت مخابرات دولت کودتایی احمدی نژاد با ارسال بخشنامه ای به مراکز استانی شرکت های مخابرات در سراسر کشور دستور به قطع کامل اینترنت و خطوط تلفن همراه در سراسرکشور در روزهای ۱۵و ۱۶ آذر و در صورت ادامه اعتراضات در روزهای بعد ازآن را داده است.
یک منبع آگاه در مخابرات با فاش ساختن این مطلب افزود، این دستور مخابرات برای جلوگیری از انتشار اخبار و تصاویر برخوردهای وحشیانه با دانشجویان و مردم است.
گفته میشود کودتاچیان قصد برخورد وحشیانه با دانشگاه های سراسر کشور در روز ۱۶ آذر دارند تا به زعم خودشان، با یک برخورد به شدت خشن به اعتراضات پایان دهند. کودتاچیان از اتصال اعتراضات ۱۶ آذر به محرم و صفر و در ادامه تا بهمن ماه به شدت نگرانند.
گفتنی است از هم اکنون فعالان دانشجویی در دانشگاه های سراسر کشور در حال برنامه ریزی برای برگزاری تجمعات اعتراض آمیز در اعتراض به دولت کودتا در تمامی دانشگاه های دولتی، آزاد، پیام نور و غیرانتفاعی سراسر کشور میباشند.

پیام کناره گیری آيت اله جوادي آملي - سید عطاالله مهاجرانی

ساسان آقايی روزنامه‌نگار در بند: هرگونه ابراز ندامت در زندان را باور نکنيد

ساسان آقایی روزنامه نگاری که از یکشنبه هفته گذشته در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برد حدود سه ماه پیش با نگارش نامه ای خطاب به ملت ایران از دیدگاه ها و عقاید خود پیش از بازداشت احتمالی دفاع کرده و از مردم خواسته بود که هر گونه ابراز ندامت و پشیمانی او در زندان را باور نکنند.

به گزارش جرس نامه سرگشاده این روزنامه نگار بدین شرح است:

"به نام او که یاور همیشگی است"

مخوان ای جغد شب لالایی شوم
که پشت پرده بیدار است خورشید
هوشنگ ابتهاج

به تمام هم‌میهنانم؛

اکنون که این نامه سر گشوده می‌شود، من نیز به مانند ده‌ها رفیق دیگر و سدها شهروند این ملک در اندرونی‌های ناکجاآبادی "ویران" ناخواسته دربندم و شام را به انتظار پیک آزادی سحر می‌کنم و گویی این پیک خوش خبر را هرگز دسترسی نیست. این نامه را در روزهایی نوشتم که یکایک دوستان و همکاران تنها به جرم "نوشتن" و "اندیشه کردن" دستگیر می‌شدند و سر از همان جایی درمی‌آوردند که امروز من نیز گرفتار آنم و این گرفتاری از آن بابت است که درس بگیریم و عبرت پیشه کنیم تا جز به کام آقایان نگوییم و نخوانیم و ننویسیم و در یک واژه زندگانی نکنیم که اگر به از این بود، چه جای بردن و تاختن بر قلم‌به‌دستان و فرهیختگان این بوم می‌ماند؟

باری مردم؛

ما و شما گناهی نداریم جز بی‌گناهی، جرم‌مان این است که "حق" را خواستاریم و به بازخواست ناحق ایستاده‌ایم و چه جای شگفت که در چنین حکومتی ستم‌دیده را به جای ستمگر کیفر دهند. این نامه یک سند روشن رواج چنین بی‌عدالتی ژرف و دردناکی است که نویسنده‌ی آن بی‌هیچ اتهام و جرمی اکنون به مسلخ برده شده تا شاید که یا خاموش شود و سکوت برگزیند و سر به زیر افکند و یا زیر مهرورزی چماق علیه هستان و نیستان، آن‌چه بوده و نبوده، باور داشته و نداشته اعتراف کند.

پیش از بافته شدن این تار و پود‌های دروغ، بهتر دیدم که در پیشگاه ملت ایران هم به آن‌چه که کرده‌ام «اعتراف» کنم و هم پیشاپیش از آن‌چه که ممکن است از این پس روی دهد، پوزش بخواهم. در ابتدا اما گویا لازم است تا با بانگی بلند و فریادی رسا به تمام مخاطبان این نامه بگویم که نه تنها از گذشته‌ی خود، تلاش و باورهایم هرگز و هیچ‌گاه شرمسار و پشیمان نبوده‌ام که همآره با افتخار از آن یاد می‌کنم. آن‌چه تا به امروز از من خوانده‌اید و شنیده‌اید، همگی دیدگاه‌های راستین من است و اگر از این پس یک «ساسان آقایی» شکسته و در هم تکیده را به نمایش درآوردند که آرا و نظرهایش را پس بگیرد، باور نکنید! این‌ها جز یک خیمه‌شب‌بازی نخ‌نما شده چیز دیگری نیست.

کسانی که مرا می‌شناسند، می‌دانند که جز روزنامه‌نگاری در این سرزمین هیچ شغل دیگری نداشته‌ام و همآره به این قلم افتخار کرده و می‌کنم و خواهم کرد. چه کسی است که نداند، آرمان من و میلیون‌ها من دیگری که اکنون در یک مای سبز بزرگ چکیده شده، "ایرانی آزاد" است که از وزش نسیم خوشایند آزادی، آباد هم می‌شود. پدران و مادران ما ایرانی می‌‌خواستند؛ بدون استبداد، بدون پیشوا، بدون زندان، بدون شکنجه، بدون ساواک، سرزمینی که بشود در آن نفس کشید و با صدای بلند گفت و شنید و خواند و عاشق شد و نهراسید از این همه، اما افسوس که سی سال از این رویا گذشت و به بار ننشست تا نسل ما نیز هنوز در پی اندر خم کوچه‌ی والدینش باشد. ما اگر نوشتیم برای رسیدن به ایرانی چنین سرافراز و سربلند بود و از این خوان که بگذریم، باز هم سرنوشت را از نو بازخواهیم نوشت آن‌قدر که این قلم به جان آید.

اکنون که به کارنامه‌ی خود از آغاز دهه‌ی ۸۰ به این سو می‌نگرم، خرسندم که قلم من تنها و تنها در راه خدمت به این ملک و مردمانش چرخیده و همآره مدافع و پشتیبان «حقوق بشر» و نه «حقوق مهتر» بوده، هرگز به پرده‌دری علیه حریم خصوصی مردم نیالوده و هیچ‌گاه به حریم مقدسات راستین آنان و نه ارزش‌های ساختگی وارد نشده است. در انتخابات اخیر نیز راهی که من و دوستان دیگری نیز به خیراندیشی آن گمان داشتیم در ابتدا با انتخاب نهایی اصلاح‌طلبان تفاوت داشت و به شکلی آشکار در ماه‌های مانده به انتخابات این دیدگاه‌ها انتشار می‌یافت که نتیجه‌ی یک تفاهم جمعی بود.

ببینید آن‌ها چه می‌کنند؟

صندوق‌های رای ملت را در کتاب‌خانه‌ها و زیرزمین‌‌ها مخفی ساختند و پس از این شورش نابخردانه علیه دموکراسی حداقلی بود که من نیز به ذره‌ای در میان خیل انبوه شهروندان شریف این کشور بدل شدم. اگر در تجمعی شرکت داشتم، بنا به حق و اختیاری بود که اصل ۲۷ قانون اساسی این مملکت در اختیار شهروندانش می‌گذاشت و به‌شکلی بدیهی هیچ حکومت بنیان یافته از قانونی اساسی نمی‌تواند مردم را از حقوقی که همان قانون تعیین کرده، محروم سازد. اگر نامه‌ای را امضا کردم، جز با در نظر داشتن حقوق بشر، رستگاری ایران، بحران سیاسی موجود و سرانجام قانون اساسی کشور نبود که تایید می‌کند؛ «هیچ‏ مقامی‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تمامیت‏ ارضی‏ کشور آزادی‌های‏ مشروع‏ را، هر چند با وضع قوانین‏ و مقررات‏ سلب‏ کند». خشنودم که در تمام این سال‌ها تنها به رسالت روزنامه‌نگاری خود پرداخته‌ام و از آن‌جا که اصل ۲۴ قانون اساسی می‌گوید: «نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آن‏ که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد» نه‌تنها مطالبی علیه اسلام و حقوق عمومی ننوشته‌‌ام که بیش‌تر آن‌ها در راستای دفاع از حق عمومی ملت ایران و پشتیبانی از «آزادی و عدالت» تصریح شده در تمامی ادیان الهی بوده و در این رسالت نیز تا به آن‌جا کوشا بودم که اگر برخلاف قانون اساسی، تیغ سانسور بر گرده‌ی روزنامه‌ها سنگینی می‌نمود، بدون کوچک‌ترین چشم‌داشتی مطالب را در فضای اینترنت به داوری همگانی سپردم.

هم‌میهن ارجمندی که این نامه را می‌‌خوانید، لازم است بدانید که تنها محل درآمد من تا به امروز دستمزد ناچیز روزنامه‌‌های داخل کشور بود و حتا یک شاهی پول سیاه هم از رسانه‌های اینترنتی و سایت‌های و رادیوها و تلویزیون‌های خارج از کشور دریافت نکرده‌ام. خوش‌بختانه تا به امروز هرگز ملاقاتی با فردی خارجی نداشته‌ام و به همین ترتیب برای آن‌چه که تیغ‌کشان شب‌پرست آموزش «انقلاب مخملین» می‌خوانند، پاسپورت سفر در اختیارم نبود. اتهام احتمالی «ارتباط با رسانه‌های بیگانه»‌ی بنده نیز چنان دارای بنیانی قوی و راستین است که برادران هر چه گشتند، آثاری از گیرنده‌ی ماهواره‌ای نیافتند و گویی از این که ماهواره‌ای در کار نبود بسیار نیز ناخشنود بودند! از سوی دیگری، من با وجود ایمان راسخ به کار گروهی و سازمان‌یافته هرگز عضو حزب، دسته، جمعیت، تشکل و یا گروهی نبوده‌ام و فعالیت‌های خود را مستقل از هر نهاد دیگری دنبال می‌کردم.

شاید من را چونان بسیاری دیگر با اتهام کلی و مخدوش «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت و بکوشند زیر فشار خرد کنند اما باور دارم و ایمان که هیچ‌گاه و در هیچ زمانی حتا یک گام کوچک علیه امنیت ملی کشورم برنداشته‌ام. اگر به کوشش‌های رسانه‌ای و حقوق بشری من اشاره کنند، شما را به داوری می‌گیرم که این چه نسخه‌ی شگفت‌انگیزی از امنیت ملی است که با نوشتن و اندیشیدن و فکر کردن و ابراز عقیده دچار مشکل می‌شود؟ آیا این «امنیت ملی» که این‌ها مدافع آن شده‌اند، در حقیقت پوششی برای حفظ امنیت آقایان نیست؟ بدانید که شاید من یا دوستان دیگری را به چنین اتهامی حتا پای میز بی‌دادگاهی بکشانند اما در حقیقت محاکمه‌گران خود علیه امنیت ملی اقدام می‌کنند، این را مرور کارنامه‌ی تکاتک ما نشان می‌دهد.

به گواهی همین کارنامه، پیشنیه قابل دسترسم با یک جستجوی ساده که شمه‌ای از آن در این مجال رفت، اکنون بسیار شادمانم که می‌توانم در پیشگاه ملت و وجدان خویش از تمامی آن‌چه که کرده‌ام، دفاع کنم و باشد که روزگاری کلیدداران بی‌وجدان این سلول نیز به خود آیند و این فرزند کوچک ایران زمین را رها سازند، هر چند که آزادی از زندان همراه با اندوه یاران دربند مانده است و غم بزرگ بازگشت به زندان بزرگی با نام ایران. برای پایان دادن به این داستان تلخ باشد این امیدمان که به‌زودی بازمی‌گردیم و دوشادوش یک‌دیگر دیوارها را کلنگ می‌کوبیم. فرزندان "ایران فردا" حق دارند تا در دشتی سبز و آزاد جست‌وخیز کنند و اگر بهای این رویا به زنجیر کشیدن ما باشد، چه باک؛ خواهرم، برادرم، پدر و مادرم!

شهریور ۸۸
ساسان آقایی روزنامه‌نگار، مدافع حقوق بشریت و شهروند ایران زمین

به شهر برگردیم
به این دیار نیاز
نیازمند رهایی
نیازمند امید
سبد سبد ز هواهای تازه هدیه بریم
سبد سبد گل شادی
نسیم آزادی

حمید مصدق

به نقل از ميهن 

اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به ادامه بازداشت دانشجویان


 
یکشنبه، 8 آذر 1388
بعد از ظهر امروز، دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان دست به اعتراض زدند و خواستار آزادی هرچه سریعتر آنها شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این اعتراض که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شکل گرفت، دانشجویان خواستار آزادی دانشجویان در بند از جمله، احسان دولتشاه دانشجوی فلسفه، البرز زاهدی دانشجوی حقوق و مهرداد بزرگ دانشجوی دانشکده فنی این دانشگاه شدند.
دانشجویان همچنین تصاویری از دانشجویان بازداشت شده و همچنین شعارهایی برای «آزادی دانشجویان اسیر» در نقاط مختلف دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران نصب کردند.

پیش از این نیز در هفته گذشته دانشجویان دانشکده‌ برق و کامپیوتر دانشگاه تهران در تجمعی اعتراضی خواستار آزادی دانشجویان دانشگاه تهران از جمله مهرداد بزرگ هم دانشکده ای خود شده بودند.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

آیت الله منتظری: فلسفه تشکیل بسیج ،‏ ‏بسیج در راه خدا بود نه بسیج در راه شیطان



اخراج پویا غلامرضایی، دانشجوی دانشگاه ارومیه از سوی کمیته انضباطی


 
کمیته گزارشگران حقوق بشر:
7 آذر 1388
کمیته گزارشگران حقوق بشر - پویا غلامرضایی، دانشجوی رشته عمران دانشگاه ارومیه در پی تایید حکم دو ترم محرومیت از تحصیل در کمیته انضباطی از دانشگاه اخراج شد. وی در خرداد ماه 88 به دلیل همکاری با ستاد مهندس موسوی در دانشگاه و مدیریت اعتراضات و تظاهرات بعد از انتخابات در دانشگاه ارومیه به کمیته انضباطی احضار و از سوی این کمیته به اتهام مدیریت آشوب‌های دانشگاه و تحریک دانشجویان به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد.
در پی این احکام کمیته‌ی انضباطی و کمیته ی موارد خاص با درخواست وی مبنی بر افزایش سنوات مخالفت نموده و سه‌شنبه، سه آذر ماه حکم اخراج وی را شفاهاً ابلاغ نمودند. پویا غلامرضایی پیش از این نیز در سال 1385 به اتهام مدیریت اعتصاب غذا در دانشکده‌ی فنی و اعتراض به وضعیت نابسامان امکانات رفاهی دانشگاه به 2 ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات به دلیل بر هم زدن نظم دانشگاه محکوم شده بود.
کميته گزارشگران حقوق بشر
Committee of Human Rights Reporters

16 آذر فرصتی برای ورود طبقه ی محروم به جنبش

کورش عرفانی

در آستانه ی 16 آذر موجی دیگر از دستگیری ها و احضار دانشجویان به راه افتاده است. رژیم که می داند شانزده آذر پله ای است برای تداوم بخشیدن به جنبش آزادیخواهی مردم ایران می خواهد با سرکوب پیشگیرانه دو کار کند: از یک سو پتانسیل فعال دانشگاه ها را خنثی سازد و از سوی دیگر اعلام کند که جنبش اعتراضی در کلیت خود از نفس افتاده است.
برای همین نیز لازم است تا فعالیت ها گسترش بیشتری پیدا کند تا 16 آذر تبدیل به مقطعی برای جا انداختن دو پیام شود: 1) دانشگاه به اعتراض گری ادامه می دهد و دوم این که جنبشی که از 23 خرداد آغاز شد هم چنان ادامه دارد.
اما به نظر می رسد وقت آن رسیده است که حرکت یک گام جلوتربرود تا بتواند در عین حال بلوغ کیفی جنبش را نیز نشان دهد و تنها به تداوم بخشی کمی آن بسنده نکند. و آن این است که در روز 16 آذر در ورای این که چه حجم از مردم وارد صحنه ی تظاهرات شوند باید به تظاهرات اعتراضی محتوای دیگری بخشید.
دقت داشته باشیم این جنبش در همین شش ماه گذشته تبدیل به یک جنگ فرسایشی شده است، اما هر جنگ فرسایشی برای به ثمر رسیدن علاوه بر تامین تداوم خویش نیاز به نقطه ی عطف های متعدد نیز دارد، در غیر این صورت ممکن است به جای نیروهای دشمن، نیروهای خودی دچار فرسایش شوند. بنابراین باید به عنصر نقطه ی عطف نیز نگریست. به طور مثال در مقطع 13 آبان مردم با به زیر کشیدن و آتش زدن عکس های خامنه ای نشان دادند که جنبش می خواهد از سد ولایت فقیه عبور کند. این کار حاوی یک پیام بود که براساس آن، جنبش مراحل رادیکالیزه شدن را می پیماید. پس از آن، موج دستگیری دانشجویان و احضار و بازداشت آنها تا کنون نشان می دهد که رژیم به شدت در وحشت از 13 آبانی دیگر در روز 16 آذر است. به همین خاطر از حالا تلاش می کند که آن را ضعیف و شکننده کند.
برای خنثی ساختن این تلاش دشمن بد نیست که در روز 16 آذر تظاهر کنندگان نشان دهند که جنبش یک گام از 13 آبان جلوتر رفته است و تصمیم ندارد بدون زیر سوال بردن جدی و عملی نظام ولایت فقیه عقب نشینی کند. برای این منظور بهره بری هوشمندانه از این فرصت لازم است.
تغییر کیفی در محتوا و نه فقط شکل
خوب می دانیم که تمرکز جنبش در ماه های اخیر روی شعارهایی بوده است که به طور عمده سیاسی بوده اند. این امر ضمن حفظ ارزش خود نیروهای اجتماعی محدودی را به میدان آورده است. اما برای به ثمر رساندن این جنبش و عقب زدن رژیم نیاز به نیروهای مردمی وسیع تر و در قالبی گسترده تر است. جنبش کنونی به وسیله ی نیروهایی که به طو رعمده متعلق به طبقه ی متوسط جامعه هستند آغاز شد و توسط آنها نیز ادامه یافت. اما نیرویی که می تواند این جنبش را به یک حرکت سرنوشت ساز تبدیل کند طبقه ی محروم جامعه است که اکثریت عظیم جمعیت کشور را تشکیل می دهند.
این بخش از جمعیت، غایب بزرگ جنبش است. 16 آذر می تواند این نیرو را به صحنه دعوت کند. برای این منظور لازم است حرکت از چارچوب های خودساخته ی خویش بیرون آید. یعنی درکنار شعارها و خواست های خود مطالباتی را مطرح کند که برای میلیون ها نفر از توده های محروم، فقیر و حاشیه نشین قابل شناسایی و ارزشمند است. این مطالبات هرچند به نوعی در شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» و « ایرانی می میرد سازش نمی پذیرد» و غیره متبلور است، اما باید شعارهایی نیز به طور مستقیم در رابطه با خواست های بدیهی مادی و اقتصادی و صنفی قشرهای محروم جامعه مطرح شود. شعارهایی مانند « گرانی بسه دیگه، بیکاری بسه دیگه» و یا در رابطه با افزایش قیمت نان و یا حذف یارانه ها، پایین بودن سطح دستمزدها و ...
این شعارهاست که مردم را در تمامیت خود نسبت به جنبش حساس ساخته و به دلیل مرتبط بودن با واقعیت های حاد و سیاه زندگی وارد صحنه می کند.
فراموش نکنیم ما با یک رژیم سراپا مسلح و جنایتکار روبرو هستیم که جز به خشونت فکر نمی کند. خیال خام کنار زدن این رژیم با نوار سبز بر مچ هایمان یا خاموش کردن چراغ ها در ساعت 9 شب را از سر بیرون کنیم. کنار زدن این رژیم باید بر اساس یک استراتژی عمل گرا مانند «خلع قدرت از رژیم از طریق خلع سلاح نیروهای رژیم» باشد. این امر نیز نیاز به یک «رزم اجتماعی سازماندهی شده» به عنوان تاکتیک دارد . یعنی یک نبرد رویاروی با نیروهای مسلح رژیم با هدف خلع سلاح آنان و پایان بخشیدن به خشونت دولتی. برای این منظور نیز نیاز است به این که حجم وسیعتری از نیروهای اجتماعی به صحنه آیند و مبارزه را به این سمت پیش ببرند.
دانشجویان ایرانی به عنوان «موتور پویای جنبش کنونی» باید این وظیفه را برعهده گیرند و با مخاطب قرار دادن قشرهای محروم و لایه های ستمدیده اما خاموش جامعه پای آنها را به صحنه بازکنند. حضور این نیروها به طور کامل معادله ی قوا را در صحنه به هم خواهد ریخت، هم از حیث کمی و هم از نظر کیفی. از حیث کمی گستره ی جغرافیایی و شمار معترضین به حدی خواهد بود که نیروهای سرکوبگر رژیم امکان کنترل و سرکوب همگانی را از دست خواهند داد. از حیث کیفی نیز این نیروهای اجتماعی توان بالاتری برای رودرویی عملی با نیروهای رژیم خواهند داشت.
به همین خاطر بد نیست که تظاهرات را هم از حیث موضوعی و هم از حیث جغرافیایی به میان محرومان برد. می توان به جای تمرکز در مناطق مرکزی و یا شمالی شهر محل اصلی تظاهرات را در جنوب شهر قرار داد، جایی که تجمع هسته ی اولیه و آغاز تظاهرات هزاران هزار نفر از ساکنان این محل را به خود جذب خواهد کرد و به سرعت به یک تظاهرات بزرگ تبدیل خواهد شد. ابتکاراتی از این دست بنا به واقعیت های شرایط می تواند بسیار معنادار و پرفایده باشد. یا چرا یکی از تجمعات از مقابل کارخانه های بزرگ اطراف تهران مانند کارخانجات ایران خودرو در جاده ی کرج نباشد؟ به این گونه ابتکارهای عمل گرا و سودمند فکر کنیم.
ورود قشرهای محروم، بیکاران، کارگران و حاشیه نشین ها به جنبش کنونی یگانه ابزار بیرون کشیدن آن از دور تسلسل اعتراض محدود-سرکوب-اعتراض محدود دیگر-سرکوب است. این ورود نه یک تاکتیک برای استفاده ی ابزاری از این نیروها، بلکه یک انتخاب استراتژیک است که به مبارزه ای سیاسی که از فردای انتخابات آغاز شد رنگ و آب اجتماعی داده و آن را از بن بست و فرسودگی به خاطر پرداخت هزینه ی بالای سرکوب نجات خواهد داد.
خوب می دانیم که اعتراضات کارگری در ماه های اخیر رشد تازه ای یافته و سرکوب و احضار و محاکمه ی فعالان کارگری نیز اوج گرفته است. پس می بینیم سرکوب دانشجویی و سرکوب کارگری پا به پای هم پیش می رود و همین خبر از وجود یک پیوند ممکن و منطقی در راستای مبارزاتی دارد.
این بر همه فعالان جنبش است که با پرهیز از افتادن در دام ترس ها و عادت های ناخودآگاه و محاسبات طبقاتی و خرده بورژوا مآبانه به درد ها و رنج های میلیون ها هموطن محروم، بیکار، کارگر و حاشیه نشین خود بیاندیشند و تبدیل به نیروهای روشنگر و دعوت کننده ی این اقشار ستمدیده در جامعه بشوند. فراموش نکنیم که یک جامعه انباشته از نابرابری های حاد طبقاتی هرگز رنگ و آب دمکراسی و آزادی را نخواهد دید. استقرار یک نظام مردمسالار ترکیبی است متقابل از آزادی و عدالت و هیچ یک بدون دیگری تحقق نخواهد یافت.
جنبش کنونی می تواند فرصتی باشد برای خودرهایی مردم ایران از فقر مادی و فقر فرهنگی، از نابسامانی اقتصادی و بی بند وباری سیاسی و در یک کلام رهایی از مثلث جهل، فقر و ترس (روحانیت-بازار-پاسدار).
16 آذر فرصتی است جهت آغازی نوین برای جنبش اعتراضی کنونی، فرصتی برای اجتماعی کردن یک مبارزه ی سیاسی و تضمین شانس موفقیت آن.

صالح نیکبخت خبر داد: صدور حکم 6 سال حبس تعزیری برای بهزاد نبوی


توسط مجله معتبر «Foreign Policy»: زهرا رهنورد به عنوان سومین متفکر برتر سال ۲۰۰۹ انتخاب شد

6:57 عصر یک‌شنبه، 8 آذر 1388
 
مجله بین‌المللی «سیاست خارجی»(Foreign Policy)، زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی را به عنوان نفر سوم در فهرست صد متفکر برتر جهان در سال ۲۰۰۹ انتخاب کرد.

به گزارش موج سبز آزادی مجله بین‌المللی «سیاست خارجی»(Foreign Policy) با انتشار فهرستی از صد متفکر برتر سال 2009، زهرا رهنورد را به عنوان نفر سوم در این فهرست، پس از «بن برنانکی» و «باراک اوباما» انتخاب کرد. این مجله در توضیح این انتخاب آورده است: "برای مغز متفکر بودن در کنار جنبش سبز و کمپین همسرش، رهبر مخالفان(دولت ایران)، میرحسین موسوی"
در گزارش این نشریه سپس به حمله محمود احمدی‌نژاد به زهرا رهنورد در مناظره وی با میرحسین موسوی اشاره شده است و با ذکر اینکه رهنورد سپس در یک مصاحبه مطبوعاتی پاسخ اتهامات احمدی‌نژاد را داد، از این واقعه به عنوان یکی از حوادثی که باعث تحریک مخالفان و اتحاد هواداران میرحسین موسوی شد یاد کرده است.
این گزارش سپس به خدمات رهنورد در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ارتقا نقش زنان در جامعه اشاره کرده است و با یادآوری ریاست وی بر دانشگاه الزهرا از سخنرانی شیرین عبادی در این دانشگاه به دعوت زهرا رهنورد سخن به میان آورده است.
«سیاست خارجی» در پایان این گزارش با برشمردن گوشه‌هایی از نقش موثر زهرا رهنورد در کمپین تبلیغاتی میرحسین موسوی به برنامه‌های وی برای پیشرفت جایگاه زنان در جامعه آینده ایران اشاره می‌کند.

هاشمي رفسنجاني : درگیریهای خیابانی ناشی از بستن فضای نقادی آزادانه است

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن ظالمانه خواندن قطعنامه اخير آژانس انرژي اتمي بر ضد ايران، خواستار اعمال تدبير و ديپلماسي فعال مسئولين كشور در عرصه بين المللي با هدف حفظ دستاوردهاي هسته اي شد. آيت الله هاشمي رفسنجاني در بخش ديگري از سخنان خود برخوردهاي خياباني و درگيري را ناشي از بستن فضاي جامعه دانست و ضمن نامشخص بودن نتيجه اين درگيريها، بر لزوم فراهم شدن فضاي نقادي آزادانه در جامعه تأكيد نمود.

به گزارش ايسنا آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در ديدار جمعي از اعضاي تيم مكاترونيك دانشگاه آزاد اسلامي افزود: جايگاه فعلي ايران در زمينه علوم هسته‌يي با تلاش و زحمات فروان به دست آمده است و بايد با يك ديپلماسي فعال در عرصه بين‌المللي و تدبير مانع از اين‌گونه رفتارها با جمهوري اسلامي ايران شويم.

وي در بخش ديگري از سخنان خود خواهان فراهم شدن فضاي نقادي آزادانه در جامعه شد.

وي فضاي كنوني كشور را نيازمند همدلي و همراهي بيشتر و دوري از كينه‌توزي و جدال ميان فعالان عرصه سياسي دانست و ادامه داد: بحث و مناظره در رسانه خطري ندارد و آگاهي‌بخش است و به مردم حق انتخاب مي‌دهد، ولي زماني كه در فضاي بسته اين مسائل به برخوردهاي خياباني و درگيري منتج مي‌شود، نتيجه نهايي آن براي هيچ‌كس مشخص نخواهد بود.

رييس مجمع تشخيص مصلحت با توجه به اوضاع فعلي به ويژه در دانشگاه‌ها و با اشاره به انتشار برخي گزارش‌ها درباره موج جديد مهاجرت از كشور ميان دانشگاهيان و نخبگان تاكيد كرد: ايجاد اميد به آينده ميان نخبگان عامل مهمي در جلوگيري از مهاجرت‌ها از كشور است و انتظار مي‌رود شرايط به نحوي فراهم شود تا سرمايه‌هاي علمي كه قبلا كشور را ترك كرده‌اند، جهت خدمت به وطن باز گردند.

وي همچنين در اين ديدار با ذكر نحوه شكل‌گيري دانشگاه آزاد اسلامي با درايت و كمك مستقيم امام راحل به موضوع وقف آن پرداخت و خاطرنشان كرد: هيات موسس حق تصرف و اداره اموال اين نهاد را طبق شرع و قانون به عهده دارد و نگراني در خصوص آينده و حسادت‌ها و طمع‌هايي كه به اين دانشگاه مي‌شد، هيات موسس را به اين نتيجه رساند كه مطمئن‌ترين راه براي مقابله با اين معضلات وقف اين دانشگاه است.

رييس هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي با اشاره به بررسي‌هاي هيات امناء در مورد وقف دانشگاه و همچنين مشاوره و سوال از علماي ديني تاكيد كرد: در اين خصوص از مقام معظم رهبري نيز توسط اينجانب استفتا شد كه ايشان در پاسخ به آن گفتند، مي‌توانيد.

وي تاكيد كرد: وقف نامه بسيار محكمي نوشته شده و تلاش شده است تا اين سرمايه عظيم و عوايد اين موقوفات تا صدها سال آينده صرف علم و آموزش و پژوهش و ترويج دين شود.

وي همچنين دانشگاه آزاد اسلامي واحد قزوين را نمونه موفق يك دانشگاه عنوان كرد و گفت: توجه به كارهاي پژوهشي و تحقيقاتي و توسعه كيفي دانشگاه از اولويت‌هاي دانشگاه آزاد اسلامي است كه دانشگاه آزاد قزوين در اين خصوص بسيار خوب عمل كرده است.

هاشمي‌رفسنجاني همچنين خواستار ورود واحدهاي دانشگاهي دانشگاه آزاد به ويژه دانشگاه قزوين درباره تحقيقات در زمينه انرژي‌هاي نو و تجديدپذير شد.

در ابتداي اين ديدار جاسبي رييس دانشگاه آزاد اسلامي و همچنين موسي‌خاني رييس دانشگاه آزاد اسلامي واحد قزوين گزارشي را درباره فعاليت‌ها و موفقيت‌هاي اين دانشگاه ارائه كردند.

در اين ديدار چند تن از دانشجويان عضو مركز تحقيقات مكاترونيك كه در مسابقات جهاني ربوكاپ اتريش و همچنين مسابقات خودروي الكتريكي كشور مقام كسب كرده بودند، به بيان نظرات و خواسته‌هاي خود پرداختند كه در انتها جوايزي نيز توسط آيت‌الله هاشمي رفسنجاني رييس هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي به آن‌ها اهداء شد و از افتخارآفريني تيم‌هاي ربوكاپ دانشگاه آزاد در مسابقات اتريش و با حضور سه هزار محقق و كسب مقام اول توسط تيم دانشگاه آزاد اسلامي قزوين و كسب مقام اول در مسابقات خودروي الكتريكي با حضور دانشگاه‌هاي بزرگ كشور تشكر شد.

«طرح سوال از احمدی نژاد» در مجلس به علت تخلفات متعدد

بي توجهي به قانون براي کسي قابل قبول نخواهد بود
قنبري: آنقدر به احمدي نژاد تذکر داديم که زبانمان مو درآورد

ایصدا: سخنگوی فراکسیون خط امام(ره) مجلس شورای اسلامی از «طرح سوال از احمدی نژاد» در مجلس به علت تخلفات متعدد دولت خبر داد.

داریوش قنبری در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار «ایصدا» افزود: در شرایطی که بی توجهی های متعدد آقای احمدی نژاد به قانون در موارد مختلف دیده می شود و ما نمایندگان مجلس هم آنقدر تذکر ماده 157 قانون برنامه چهارم را به ایشان داده ایم که زبانمان مو درآورده است بنابراین طرح سوال از احمدی نژاد در شرایط کنونی کاملا منطقی بنظر می رسد.
قنبری با اشاره به اینکه با وجود تذکرات مکرر و متعدد به احمدی نژاد، وی تا کنون گزارش عملکرد دولت در رابطه با قانون برنامه چهارم را به مجلس ارایه نکرده است، افزود: با توجه به اینکه اولین مرحله از ابزارهای نظارتی مجلس نتیجه بخش نبوده است بنابراین بنظر می رسد مجلس ابزارهای نظارتی دیگری مانند طرح سوال از احمدی نژاد و در صورتی که این هم به نتیجه نرسید در مراحل بعد استیضاح و ... را به کار خواهد بست.
عضو فراکسیون اقلیت مجلس گفت: قوانین متعدد دیگری به جز قانون برنامه چهارم از جمله قانون بودجه که در گزارش دیوان محاسبات شاهد آن بودیم نیز مورد بی توجهی آقای احمدی نژاد قرار گرفته است.
نماینده ایلام در مجلس با بیان اینکه قانون تنها برای اقشار ضعیف و پایین دست جامعه تدوین نمی شود بلکه پس از تصویب آن دیگر برای همه الزام آور است، افزود: قرار گرفتن دولت در مقابل قانون برای هیچ کس قابل قبول نیست.
داریوش قنبری گفت: دفاع نمایندگاه از بحث طرح سوال از آقای احمدی نژاد می تواند به تقویت موقعیت و شان مجلس و همچنین نمایندگان کمک کند.
قنبری با اشاره به اینکه مجلس قانون را برای سرگرمی تصویب نمی کند بلکه برای اجرا شدن آن را به تصویب می رساند، افزود: اگر قرار بر این باشد که مجلس قانون تصویب کند و در جایی دیگر از اجرای آن خودداری شود یا مجلس باید منحل و یا آن دستگاه متخلف اصلاح شود.
فايل صوتي را در اينجا بشنويد !

موسوي: تاج‌زاده هرگز اهل معامله و زدوبند نبوده و نیست


سلام: این‌گونه رفتارها لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به نظام جمهوری اسلامی است که برای استقرار آن زحمات فراوانی کشیده شده است این رفتارها موجب نارضایی دوست‌داران امام و انقلاب است.
غروب روز عید قربان خانواده آزاده دربند سیدمصطفی تاج‌زاده، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی میزبان میرحسین موسوی، نخست وزیر محبوب امام و همسرش دکتر زهرا رهنورد بودند.
به گزارش سلام،در این ملاقات میرحسین موسوی سابقه آشنایی خود با مصطفی تاج زاده را مربوط به سال‌های اول انقلاب دانست و گفت: ایشان در آن زمان رابط سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با حزب جمهوری اسلامی بود.
وی با بیان‌این‌که تاج زاده انسانی وارسته، پاک و متعهد است که هرگز اهل معامله و زدوبند نبوده و نیست، از دربند بودن بهترین، بااخلاق‌ترین و منزه‌ترین یاران انقلاب ابراز تاسف کرد.
موسوی گفت: این عزیزان از این دوره عمر با برکت خود نیز نهایت بهره را خواهند برد، اما این‌گونه رفتارها لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به نظام جمهوری اسلامی است که برای استقرار آن زحمات فراوانی کشیده شده است. این رفتارها موجب نارضایی دوست‌داران امام و انقلاب است.
فخرالسادات محتشمی‌پور، همسر سیدمصطفی تاج‌زاده نیز در این دیدار از مهندس موسوی به عنوان نخست وزیر امام و کاندیدای محبوب مردم ایران یاد کرد و از حضور وی و همسر اندیشمند و صاحب هنرش تشکر کرد.
وی با تبریک عید قربان، به موسوی و همسرش ابراز امیدواری کرد که در روز عید غدیر با آزادی تاج‌زاده، به‌همراه او توفیق میزبانی ایشان و همه علاقه‌مندان به راه امام و یاوران اصلاحات را داشته باشد.
محتشمی‌پور در بخش دیگری از سخنانش از برخوردها و بی‌اخلاقی‌های صورت گرفته از آغاز بازداشت‌های غیرقانونی تاکنون، خصوصا در ارتباط با زنان بازداشت شده اظهار تاسف عمیق کرد و گفت: دلسوزان نظام باید به ما بگویند که چه کسی پاسخگوی حقی است که از عزیزان ما و خانواده‌های زندانیان سیاسی ضایع شده است و رفتارهای غیرقانونی که با جوانان و زنان دربند صرفا به خاطر منتقد و معترض بودن آنان می‌شود با کدام منطق قابل توجیه است.
محتشمی‌پور با اشاره به رفتارهای معترضانه بزرگانی چون آیت‌الله جوادی آملی و اظهارنظرهای مدبرانه و دلسوزانه بسیاری از اهل حوزه و دانشگاه ابراز امیدواری کرد که این سخنان تاثیر لازم را در متنبه شدن خاطیان داشته باشد.
وی گفت: ما خانواده‌های زندانیان سیاسی اطلاع‌رسانی و افشاگری شیوه‌ها و رویه‌های زشت و غیراخلاقی اتخاذ شده علیه اصلاح‌طلبان منتقد را بر خود واجب می‌دانیم و به‌عنوان فرزندان انقلاب اجازه نمی‌دهیم این‌گونه اعمال به‌نام اسلام در کشور اسلامی‌مان انجام شود.
محتشمی‌پور آزادی شاپور کاظمی برادر دکتر رهنورد را تبریک گفت و همچنین از مهندس موسوی خواست که علی‌رغم موانع و سخت‌گیری‌های موجود امکان دیدار و گفت‌وگوی خود با گروه‌های مختلف جامعه را فراهم کند.
در این دیدار همچنین دکتر رهنورد با ابراز تاسف از رفتارهای غیراخلاقی با زندانیان به‌ویژه زنان بازداشت شده، روحیه بالای خانواده‌های آنان را ستود.
وی همچنین با آرزوی آزادی فوری همه زندانیان سیاسی برای صبوری و استواری هر چه بیشتر خانواده تاج‌زاده و دیگر خانواده‌ها دعا کرد.


احداث 10 سایت جدید غنی سازی صنعتی هسته ای در کشور

۱۳۸۸/۰۹/۰۸.
هیئت دولت در جلسه روز یکشنبه خود مصوبه ای را به تصویب رساند که طبق آن 10 سایت غنی سازی صنعتی همانند سایت نطنز در کشور احداث می شود. به گزارش خبرنگار مهر، بر اساس این مصوبه دولت مکلف است تا شش ماه آینده احداث 5 سایت غنی سازی صنعتی جدید را آغاز کند و برای احداث 5 سایت دیگر غنی سازی مکان یابی و برنامه ریزی انجام داده باشد.
رئیس جمهور در جریان تصویب این قانون در جلسه عصر یکشنبه هیئت دولت اعلام کرد که ایران برای تامین 20 هزار مگاوات برق هسته ای طبق مصوبه مجلس تا سال 1404 به تاسیساتی برای نصب 500 هزار دستگاه سانتریفیوژ نیاز دارد.
احمدی نژاد درادامه اعلام کرد: البته سانتریفیوژهای جدیدی که در جمهوری اسلامی ایران طراحی شده است با ظرفیت بالاتر و با تعداد کمتر این کار را انجام می دهند که به محض به بهره برداری رسیدن آنها از این سانتریفیوژهای جدید استفاده می کنیم.
وی تاکید نمود که باید به جایی برسیم که 250 تا 300 تن سوخت در سال تولید کنیم و از سانتریفیوژهای جدید و با سرعت بالاتر بهره بگیریم.
رئیس شورای عالی امنیت ملی از بررسی تولید سوخت 20 درصد در جلسه چهارشنبه این هفته دولت خبر داد و گفت: با همه دنیا از در دوستی و محبت برخورد می کنیم اما با کسی هم شوخی نداریم و اجازه نمی دهیم سر سوزنی از حق ملت ایران در جایی ضایع شود.
رئیس سازمان انرژی اتمی هم درحاشیه جلسه دولت، این تصمیم هیئت وزیران را پاسخی محکم به حرکت ناپسند 1+5 در نشست اخیر شورای حکام توصیف کرد و گفت: ده سایت جدید غنی سازی ساخته خواهد شد.
علی اکبر صالحی در عین حال جمهوری اسلامی ایران را همچنان پایبند به تعهدات بین المللی خود دانست و افزود: به همان میزان که پیگیر حقوق خود هستیم به تعهدات بین المللی خود هم پایبندیم.
خبر تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد.

آيت الله منتظری: ضاربان مردم علاوه بر اين که خلاف شرع انجام داده اند بايد ديه هم بپردازند، دفتر آيت الله منتظری


‏بسمه تعالی
آيت الله العظمی منتظری با اشاره به حوادث پس از انتخابات و برخوردهای تند و خشن توسط‏ ‏نيروهای انتظامی و برخی از نيروهای بسيج : "بدبختی اين است که برای دنيای ديگران به جهنم برويم."
‏ ‏همزمان با عيد سعيد قربان آيت الله العظمی منتظری طی سخنان کوتاهی در جمع علاقه مندانی که برای‏ ‏ديدار با معظم له گرد آمده بودند ضمن اشاره به فرمان الهی به حضرت ابراهيم برای ذبح حضرت‏ ‏اسماعيل ، عيد قربان را فرصتی برای قربانی کردن "نفس شيطانی " توصيف نمودند; و نفس انسان را با‏ ‏توجه به آيات قرآن دارای چهار مرتبه دانستند:
‏مرتبه اول نفس اماره است که فرمانده کل قوا نفس انسان است که به بدی ها و شرور انسان را‏ ‏وسوسه می‎کند. در مرتبه دوم نفس لوامه است که در قبال گناهان انسان بی تفاوت نيست و پس از‏ ‏انجام گناه انسان را ملامت می‎کند.
‏ ‏معظم له در توضيح اين مرتبه نفس ، ضمن اشاره به حوادث خشونت بار پس از انتخابات و‏ ‏برخوردهای خشن نيروهای امنيتی و نظامی با مردم که گاه برخی نيروهای بسيج هم در آن شرکت‏ ‏داشته اند، اين اعمال خشونت آميز با معترضين را خلاف شرع و قانون دانسته و ضمن طرح‏ ‏پرسش هايی خطاب به کسانی که مردم را مورد ضرب و جرح قرار دادند، فلسفه تشکيل بسيج را‏ ‏بسيج در راه خدا دانستند نه بسيج در راه شيطان. و تمامی کسانی که به دست مأموران کتک خورده اند حتی اگر‏ ‏خراشی به بدن آنها وارد شده باشد را دارای ديه دانسته و فرمودند: زدن مردم به چه مجوزی ؟! آيا هر‏ ‏کس مرا قبول ندارد بايد کتک بخورد؟!

حضرت امير(ع ) با اين که معصوم بودند در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه به مردم خطاب‏ ‏کرده و می‎فرمايد: شما خود را باز نداريد از گفتار حق و مشورت عادلانه ، من ذاتا فوق خطا نيستم‏ ‏مگر اين که خدا مرا کفايت کند. حتی حضرت علی (ع ) با اين عظمت خود را ذاتا فوق خطا نمی داند.‏ ‏چرا مردم را کتک می‎زنيد چون حرفتان را قبول ندارند؟
‏ ‏ايشان تمامی اعمال خشونت بار را گناه و تضييع حق مردم دانسته‏ ‏و فرمودند: ضاربان علاوه بر اين که خلاف شرع انجام داده اند بايد ديه هم بپردازند.
‏ ‏همچنين ايشان ضمن اشاره به اين که برخی ها مردم را کتک‏ ‏زده اند برای اين که به آنها يک احسنت بگويند فرمودند: نفس‏ ‏لوامه انسان را ملامت می‎کند که چرا برای دنيای ديگران جهنم‏ ‏می‎رويم ؟ آيا اين بدبختی نيست که انسان برای دنيای ديگران به‏ ‏جهنم برود؟
‏ ‏در ادامه معظم له مرتبه سوم را نفس ملهمه برشمرده که دائم حق‏ ‏و باطل را به او اعلام و القاء می‎کند. و مرتبه چهارم ، نفس مطمئنه‏ ‏است چنانچه آيه قرآن می‎فرمايد: (يا ايتها النفس المطمئنة ارجعی‏ ‏الی ربک راضیة مرضيه ...) که فرد از اطمينان قلب بالايی در برابر‏ ‏حوادث و ناملايمات برخوردار است . مانند امام حسين (ع ) که با‏ ‏آن همه مصيبت و کشته شدن اصحاب و ياران و اولادش ، ولی‏ ‏دلش محکم و استوار بود. و واقعا قربانی واقعی را امام حسين (ع )‏ ‏در روز عاشورا کرد.
‏ ‏در پايان معظم له برای رفع گرفتاری ها، آزادی زندانيان در بند و‏ ‏استجابت دعاها دعا نمودند.
‏ ‏والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .

‏دفتر آيت الله العظمی منتظری
‏‏۱۳۸۸/۹/۷‏‏

جشن یازدهمین سالگرد تاسیس جبهه مشارکت در منزل محسن میردامادی/ گزارش تصویری

1:13 صبح یک‌شنبه، 8 آذر 1388

 
 
 

فرمانده سپاه استان فارس اعتراض مردم شیراز را پس از تهران گسترده ترین اعتراضات در کشور اعلام کرد

تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۸۸, ساعت ۹:۳۸ بعد از ظهر
شبکه جنبش راه سبز(جرس):فرمانده سپاه فجر استان فارس با اعلام اینکه اعتراضات مردم در شهر شیراز به احاظ گستردگی پس از تهران از سایر شهرها بیشتر بود،از بسیج به عنوان نیروی اصلی در سرکوب این اعتراضات نامبرد.

سرتیپ پاسدار غلامحسین غیب‏پرور که روز پنج شنبه در جریان مانور نیروهای بسیج و در حضور عزیز جعفری فرمانده کل سپاه سخنرانی می کرد از اعتراض مسالمت آمیز مردم به عنوان"اغتشاش" نامبرد و گفت"شیراز پس از تهران،‌ بيشترين فتنه‌ها را در اغتشاشات اخیر داشت اما بسيجيان شيراز با اقتدار مقابل آنها ايستادند و ارادت و وفاداري و ادعاي خود را در همراهی با مقام عظمای ولایت ثابت کردند."
وی با تاکید براینکه"بسيجيان فارس همواره پا در رکاب ولايت و رهبري هستند" گفت"خدا را شاکريم که حوادث بعد از انتخابات پيش آمد تا بسيجيان اين استان ارادت و وفاداري و ادعاي خود را در همراهی با مقام عظمای ولایت ثابت کنند."
سرتیپ پاسدار غیب پرور همچنین از برخورد نیروهای بسیج با مردم معترض تقدیر کرد و گفت که"بسيجيان فارس با حضور در صحنه‌هاي مختلف همواره نشان داده‌اند كه از اقتدار بالايي براي مقابله با دشمنان برخوردار هستند."
عزیز جعفری فرمانده کل سپاه نیز در مانور بسیجیان استان فارس گفت"اگر بسيج نبود، معلوم نبود سرنوشت اسلام چه بود و امروز چه وضعيتي داشتيم؟"
جعفری همچنین گفت که"افرادی در کشور به جاي هم‏صدايي و همراهي با مردم ستم ديده فلسطين و ديگر مستضعفان، مي‏گويند ما با مردم کشورهاي ديگر کاري نداريم و تنها بايد به فکر خودمان باشيم که این با مباني اسلام و انقلاب در تضاد است."
فرمانده کل سپاه با تاکید براینکه"؛ زمان تهديد نظامي سپري شده است" گفت که"جمهوري اسلامي به عظمت و اقتداري بي‏نظيري در تاريخ رسيده است اما"انقلاب اسلامي در آينده بيش از گذشته مورد تهديد قرار خواهد گرفت اما نوع تهديد متفاوت است و قابل لمس و حس کردن نيست."
عزیز جعفری همچنین با اشاره به اینکه"اگر بسيج نبود معلوم نبود چه وضعيتي داشتيم؟ و شايد فتنه‌گران به اهداف خود مي‌رسيدند" ادعا کرد که"اگر بسيج نبود راه امام و انقلاب بي‌ترديد متوقف می‎شد و آمريكا به ايران مسلط مي‌شد و نامي از ايران اسلامي نيز باقي نمي‌ماند."

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۷, شنبه

امنیت یوخ دور! - ابراهيم نبوي


چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۸
وهابی وهابی، دشمن سیدعلی
اول فکر کردم منظورشان شمس الدین وهابی است که دعای کمیل خانه شان غلفتی 69 تا دستگیر تحویل جامعه مشارکتی داد که اکثرا آزاد شدند، ولی بعدا دیدم که نه، منظور همان حکومت عربستان سعودی است که سه سال قبل احمدی نژاد، خودش را با لوسیون های مناسب چرب کرده بود و در حال زیارت مسجد الحرام دست پادشاه عربستان سعودی را ول نمی کرد و داشت می رفت که ساکن پادشاه سعودی بشود. یک جوری می گویند اسلام آمریکایی انگار تا شش ماه قبل از صبح تا شب خودشان را برای بارگاه عربستان سعودی جر نمی دادند. منتهی فرقش این است که یک زمانی دیپلماسی ایران درست بود، عربستان سعودی برای اولین بار قبرستان بقیع را گل روی خاتمی و هاشمی باز کرد و به شیعیان احترام گذاشت، حالا حکومت می خواهد مردم یمن را مثل مردم غزه و فلسطین با پول نفت به کشتن بدهد، عربستان هم قبل از برگزاری مراسم حج ضمانت کتبی گرفته و رسما اعلام کرده است که " مقامات ایرانی تضمین داده اند که زائران ایرانی قصد اخلال در مراسم حج امسال را ندارند."

فقط همین مان مانده بود که به حکومت عربستان تضمین رسمی بدهیم که دادیم. نکته مهم این است که سگ در خانه خودش شیر است، به همین دلیل اجتماع بسیجیان با حضور مقامات دولتی و کوچک زاده عضو کمیسیون اعصاب و روان مجلس در مقابل سفارت عربستان سعودی تشکیل شد و بسیجیان تاریخ ادبیات و شعر ایران را ضایع کردند. در این مراسم شعارها چنین بود " وهابی وهابی دشمن سید علی"، " وهابی بی پدر اعدام باید گردد."، " خامنه ای حکم جهادم بده، از غصه یمن نجاتم بده". حالا احترام جهانی و دوستی در منطقه و دیپلماسی درست و همه اینها توی سرتان بخورد، " بی" با " لی" هم قافیه نیست، " جهادم" هم با " نجاتم" هم قافیه نیست. این کلب آستان ولایت که تله واق به مخملباف می کند و مصرفش بالا رفته کجاست که حداقل شعور ندارد، قافیه که می فهمد، لااقل دو تا شعار را درست کند که یارانه فرهنگی بیت به بیب فنا نرود.

دیدار دانشجویان بسیجی با رهبری
اعلام شد که فردا، رهبری با دانشجویان بسیجی ملاقات خواهد کرد. در همین راستا برنامه ملاقات هفتگی بیت بشرح زیر اعلام شد:
شنبه: دیدار بسیج دانشجویی با حضور نخبگان بسیج با رهبری
یکشنبه: دیدار شاعران بسیج با حضور سه تن از شاعران و 1200 بسیجی جان بر لب.
دوشنبه: دیدار فیلمسازان بسیجی با حضور نصفی کارگردان و 2000 بسیجی.
سه شنبه: دیدار همسران جوان بسیجی در حال کف کردن با رهبر معظم.
چهارشنبه: دیدار قاریان بسیجی در حال قارقار بر روی سیم های بیت رهبری.
پنجشنبه: دیدار بقیه دانشجویان بسیجی با رهبری برای تائید متقابل.
جمعه: برگزاری نماز باشکوه جمعه به امامت رهبری و با حضور بسیجیان تهران و حومه.
اصلاحیه: نام این محل از بیت رهبری به پایگاه مقاومت بسیج ابومجتبی تغییر یافت.

موش کور بخورد شوما را!
آدم از ترس می میرد، این رئیس پلیس یک کلمه که تهدید می کند که با تجمعات غیرقانونی برخورد می کنیم، یک دفعه گوشت تن آدم می ریزد از ترس، نه که تا حالا برخورد نمی کردند. خوب! چکار کنیم، می ترسیم دیگر، ما که از این چیزها ندیدیم. مثلا می گویند که کسانی را که در خیابان حاضر بشوند دستگیر می کنیم. ما هم که بچه مثبت لای پنبه بزرگ شده، اسم زندان اوین که بیاید از ترس مثل تابلوهای ون گوک می شویم زرد آسمانی. مثلا همین سی خرداد یا روز قدس یا سیزده آبان، تهدید کرده بودند که هر کس را بگیریم به عنوان جاسوس دشمن محاکمه می کنیم. همین شد که مردم ترسیدند هیچ کس نرفت یک سرفه توی خیابان بکند. حالا هم که دیدند فایده دارد هی تهدید می کنند.

عزیز من! قربانت گردم! باباجانم! شما قبلا هم فرمودید که هر کسی روز قدس شعار صهیونیستی بدهد جاسوس اسرائیل است و روز سیزده آبان هرکسی شعار ضد آمریکایی ندهد، عضو سیاست. خیلی خوب، همانطور که قبلا تهدید کردید و مردم به خیابان نیامدند، شانزده آذر هم نمی آیند. اصلا شما بگیر بخواب! ما خیلی ترسیدیم، اول چون شب بود سبیلاتو ندیدیم، بعد هم چون آلزایمر گرفته بودیم یادمان رفت. احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی که قبلا خیلی شدید تهدید می کرد و فایده نداشت، اعلام کرد: " با تجمعات غیرقانونی شانزده آذر برخورد می کنیم."

توضیح اول: در هفته گذشته شصت دانشجو دستگیر شدند، پس حتی اگر تجمعی هم نشود به هر حال دستگیر می کنند، قانونی و غیرقانونی هم ندارد.
توضیح دوم: روز قدس 300 نفر و روز 13 آبان 150 نفر و روز نماز جمعه رفسنجانی 100 نفر دستگیر شدند، مراسم مجوز هم داشت. پس اگر مراسم قانونی هم باشد دستگیر می کنند.
توضیح سوم: شما که چه قانونی باشد و چه نباشد دستگیر می کنید، داروخانه تان ما هم که نفت ندارد، دستشویی نیروی انتظامی هم که خراب است، تهدید برای چه می کنی، بپاش و برو.

احمد زیدآبادی و عمر مضر حکومت
می خواستم بنویسم این حکومت مگر فکر می کند عمر مفیدش چقدر است که شش سال زندان و پنج سال تبعید به زیدآبادی می دهد؟ بعد دیدم اصطلاح " عمر مفید" اصولا اصطلاح غیرمفیدی برای این حکومت است، به همین دلیل فکر کردم باید بپرسیم که وقتی از عمر حکومتی مثلا سه سال باقیمانده است، دیگر چه فرقی می کند که آدم را شش سال زندان کنند یا شصت سال؟ آن هم آدمی مثل زیدآبادی که همین الآن ولش کنی توی گناباد، شش ماه بعد باید یک جنبش مطبوعات و یک جنبش زنان و یک جنبش سبز و یک جنبش کارگری در گناباد اتفاق می افتد و آن وقت باید همه گنابادی ها را برای دور ماندن از مرکز تبعید کنند به تهران.

به نظر من حکومت و دادستان دارد فرافکنی می کند، خودشان می دانند آینده ندارند، دل شان را به این خوش می کنند که به تعدادی زندانی بگوئیم که شما پنج سال زندان می مانید یعنی ما تا پنج سال دیگر هستیم. من البته امیدوارم که زیدآبادی و ابطحی و عطریانفر و شریعتی و خیلی های دیگر که از زندان آزاد می شوند، فعلا یا در زندان یا در خانه استراحتی بکنند، تا ملت پوست این حکومت را به شکل مناسب استخراج کند و تحویل شان بدهند. ما این دوستان را سالم و سر حال لازم داریم، حالا چه توی خانه شان، چه توی گناباد، چه توی اوین. از همه مهم تر این است که احمد زیدآبادی و ابطحی و شریعتی و رمضان زاده و همه این بزرگان، کاری را که باید می کردند، کرده اند، حالا نوبت ماهاست، ما هم که حالا حالا ها هستیم.

امنیت یوخ دور!
اگر خدای ناکرده زبانم لال، چشمم کور، گوشم کر، آمریکا یا سازمان ملل یا دولت فرانسه یا محمود شمس الواعظین یا هر ایرانی و غیرایرانی چنین حرفی زده بودند، تا حالا شش بار به اتهام تبلیغ علیه نظام یا توطئه دشمن علیه حاکمیت اقتدار توی دهانشان زده شده بود. اصولا ما هم حرف مان همین است؛ اصولا هیچ کس امنیت ندارد، نه کسی که در حکومت است امنیت دارد، نه کسی که منتقد حکومت است امنیت دارد، نه کسی که دشمن حکومت است امنیت دارد، نه حتی کسی مثل حسین درخشان که طرفدار حکومت هم بود، در ایران امنیت دارد. حالا به من می گویند سیاه نمایی می کنی، حرف من نیست، دادستان تهران دیروز گفت: " هیچکس در ایران در حاشیه امن نیست."

جهان در آتش، ایران در امنیت کامل
در هفته گذشته شصت دانشجو در سراسر کشور بازداشت شدند. فقط در دانشگاه اهواز صد دانشجو به کمیته انظباطی احضار شدند. رجانیوز نوشت " اعتراض های دانشجویی در آلمان بالا گرفت." همین رجانیوز در همان هفته ای که دو تجاوز دسته جمعی در تهران انجام شد، و پلیس هم در یک تجاوز با متجاوزان همکاری شایان ذکری کرد، نوشت " ضرب و شتم شدید مردم توسط پلیس فرانسه" در خبرهای دیگر رجانیوز در مورد کشورهای دیگر می خوانیم " افزایش جنایات سعودی در یمن" و " رواج جشن طلاق در انگلیس". البته رجانیوز در هفته گذشته خبری منتشر کرده بود و با ارائه تصاویر فراوان از خشونت بیرحمانه پلیس آمریکا علیه دانشجویان خبر داده بود. این خبر در سال 1962 اتفاق افتاده بود. همین رجانیوز که خبر خشونت 47 سال قبل آمریکا را با عکس منتشر کرده بود، از انتشار خبرهای حمله پلیس به کوی دانشگاه که 47 روز قبل در ایران اتفاق افتاده بود، خودداری کرد. البته فکر نکنید که رجانیوز فقط خبرهای تلخ و سیاه از جهان را می نویسد، نه، به گزارش این خبرگزاری " استقبال بی سابقه مردم بولیوی از احمدی نژاد" در لاپاز صورت گرفت، عکس های این استقبال بی نظیر منتشر نشد تا چشم همه حسودها بترکد.


برد، باخت، فوتبال     
تیم فوتبال ایران به اردن باخت. حالا اینکه فوتبال ما بهتر از اردن است یا بدتر از اردن است یا اصولا جایگاه و پایگاه فوتبال در ایران چه میزان و چه شکلی است، بماند. مهم این است که به قول گابریل گارسیا مارکز فوتبال هر کشوری آینده وضعیت اجتماعی آن کشور است، به همین دلیل هم بهترین دوره فوتبال کشور ما از اواسط دولت دوم هاشمی شروع شد و تا اواسط خاتمی ادامه داشت، تا بوی احمدی نژاد آمد، فوتبال هم بکلی خفه شد رفت پی کارش. افشین قطبی مربی تیم ملی فوتبال کشور، بعد از باخت ایران از اردن گفت " گاهی یادمان می رود فوتبال باخت هم دارد." به نظرم این طور که داریم پیش می رویم، کم کم به جایی می رسیم که یادمان می رود که فوتبال برد یا مساوی هم دارد. آقا افشین هم گویا بعد از شرکت اجباری در مراسم تحلیف رییس تقلبی تکان خورده ها.

بیانیه شماره یک ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر


4:53 صبح شنبه، 7 آذر 1388
جنبش سبز دانشجویی که زنجیره سبز دانشجویان در تمام دانشگاه‌های آزاد و دولتی سراسر کشور است، در روز شانزده آذر امسال (روزدانشجو) بعدازظهر دعوت به برگزاری مراسم هم زمان می نماید. به گزارش خبرنگار رویداد "ستاد هماهنگی جنبش دانشجویی" اعلام نمود: "مراسم سخنرانی شخصیت های سیاسی در هر دانشگاه بزودی اعلام می شود. درصورت عدم امکان دعوت سخنران، دانشجویان سبز هردانشگاه با ابتکارخود مراسم را برگزار می کنند."


در ادامه این بیانیه آمده است: "ازتمام مردم درهمه شهرها دعوت می شود که با پیوستن به فرزندان دانشجوی خود درمراسم امسال دردانشگاه ها، آنان را تنها نگذارند ودرصورتی که کودتاچیان از ورود آنان به محوطه دانشگاه ها ممانعت به عمل آوردند با تجمع اتومبیل دراطراف دانشگاه ها وایجاد ترافیک، تردد سرکوب گران را با اشکال مواجه سازند وبه این ترتیب دانشجویان را یاری دهند".

ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی با تاکید بر نفی هرگونه خشونت در اعتراضات مردمی اعلام نمود: "مراقبت ازانضباط مبارزات بی خشونت مجددا مورد تاکید قرارمی گیرد و دانشجویان مراقب هستند که به دام حکومت برای خشونت ورزی نیفتند. اما اگرمزدوران بخواهند به صحن دانشگاه وارد شده و حمله کنند، سد کردن راه آنان و یا بررسی راه های گریز و پخش شدن درسطح شهر از واجبات است.
اصل براین است که با حفظ انضباط مبارزات بی خشونت درشانزده آذرامسال کتک خورده و یا دستگیری نداشته باشیم. بررسی راه های بیرون رفتن ازدانشگاه و برگزاری تظاهرات پراکنده و سریع در مراکز شهری متعدد، توسط دانشجویان سبز هردانشگاه به عمل می آید."

در ادامه بیاینه ستاد هماهنگی آمده است: "جنبش سبز دانشجویی ازتمام دانش آموزان مدارس کشور نیزدعوت می نماید که با سردادن شعارهای جنبش سبزدرروزدانشجو، درمدارس و یا هنگام خروج ازآن ها همبستگی خود را با دانشجویان اعلام نمایند.
"اتحاد، مبارزه، پیروزی"(شعاردیرینه جنبش دانشجویی)، "برادرسپاهی چرا برادرکشی" و" ارتشی وسپاهی دولشکرالهی    یاورملت ما درجنگ با تباهی" به اضافه سایرشعارها، پیشنهاد جنبش سبزدانشجویی برای مراسم امسال است."

در پایان این بیانیه تایید شده است: "امسال دانشجویان غیرازبرگزاری مراسم درسطح کشور و دعوت ازاقشارگوناگون ملت به خصوص دانش آموزان برای پیوستن به آنان، اولین گام را نیزدردعوت ازنیروهای مسلح برای پیوستن به ملت برمی دارند. این امریکی ازمقدمات شرکت عموم مردم درمراسم سراسری محرم امسال خواهد بود."

اتحاد- مبارزه - پیروزی
جنبش سبزدانشجویی
هفتم آذرهشتاد وهشت
به نقل از موج آزادي

اگر کروبی نبود


سلام بر شیخ شخیص اصلاحات
حال شما چطور است؟ همه امیدواریم که شبها خواب خوش، خستگی را از تنتان درآرد. از حال ما اگر می پرسی، که نپرس. حال آنها را بگو که خودت می دانی. این چیزها که این روزها می بینیم، پیش تر هم بوده. حالا این بار عیان شده و از زیرٍ زمین درآمده و پا به خیابان گذاشته. چیز جدیدی نیست
جالب است! اینها انقلاب سیاه کرده اند و می آیند به ما می گویند که انقلاب مخملین کرده اید. این انقلاب زیرزمینی ها بود نه انقلاب ما. ما که انقلاب نمی خواهیم. این آنهایند که اغتشاش کرده اند. خودت بهتر می دانی
نمی دانم ! اینها منتها انقلابشان انگار مغز ندارد. آن هایشان که تصمیم گیرند، تصمیم گیری بلد نیستند. این جماعت یا جرات از پشت پرده درآمدن را ندارند یا اگر در این سوی پرده ها هستند، دو کلام حرف راست از دهانشان درنمی آید. دیدی که نمی توانند بحران حل کنند؟  دیدی بی دانش اند. لیاقت نمایندگی این مردم را ندارند. وزیر خدابیامرزشان که تحصیل کرده آکسفورد بود فوت می کند آنوقت نوشته روی آمبولانس حامل مرحوم و تسلیت نامه رییس جمهور را که می خوانی غلط املایی پیدا می کنی. دولت باسوادها و کاغذپاره دار هاست



شیخ عزیز، ولی ما همه خوبیم و روپا. با جنگ بزرگ شده ایم اما اهل خون ریختن نیستیم .جنگ را دیده ایم تا بفهمیم جنگ بد است. همه دردمان هم همینست. می گوییم هر چیز را سر جایش بگذارید و حرمت صبوری این مردم را نگه دارید. چه معنی دارد که پسرها و دخترها را از خیابان  ها جمع می کنید و با کتک می برید به مخفی گاه هایتان؟ که ارشادشان کنید؟ که دعوتشان کنید به راه سیاهی؟ به فحش؟ به شکنجه؟ به تجاوز؟ شیخ، اگر اینها حرفشان حساب است که چرا مثل سوسک در هزار سوراخ پنهانند؟ چرا درٍ قرارگاه هایشان را به روی خودشان هم قفل می کنند؟ می ترسند یا این صفتشان است؟ می گوییم چرا می کًشید؟ چه تان است؟ چه می خواهید که برای رسیدن به آن از کوه جنازه ها باید بالا بروید؟ آن مقام مقدس کیست که برای آمدنش راه را با باتوم باز می کنید؟ قطره قطره خون هایی که ریختند را همه ما دیدیم،  به هر که توانستیم نشان دادیم و در تاریخ ثبتشان کردیم تا دنیا ببیند که چه کسانی لباس فرم  قصال خانه به تن کرده اند و با بزن بهادری هاشان، حرمت چوب چوپان را هم حتی شکسته اند

شیخ
اینها کیند که با لباس آغشته به خون پیام صلح به جهانیان ابلاغ می کنند؟ پیامشان را شما می دانی؟ اگر می دانی به ما هم بگو. این عدالتی که به ما هدیه کرده‌اند مواحبش چیست؟ عدالت علوی  همان عدالت مرتضوی است؟


ما امیدواریم و هرکه هر کاری که  می تواند می کند حتی اگر آن کار صبر کردن باشد


شیخ اصلاحات، جناب آقای کروبی
این را بدانید که بی شما این جنبش صفا نداشت
چای داغ و نبات فراموش نشود
خدا نگهدار شما و عزت زیاد
از وبلاگ شازه

خانواده شهید کیانوش آسا خواهان بررسی و روشن شدن زوایای پنهان شهادت او شدند


آيت الله سيدعلي محمد دستغيب: باید در آن حقی که درکش کردید، ایستادگی بیشتری کنید.

پنجشنبه ، ۵ آذر ۱۳۸۸ ، ۲۲:۳۴
مرجع سبز :پايگاه اطلاع رساني برهان، اخيرا متني از بيانات آيت الله سيدعلي محمد دستغيب را منتشر كرده كه نشان از آن دارد كه اين عالم روحاني اهل شيراز، نه تنها از موضع گيري ها و اظهار نظرات اخير خود نادم نيست، بلكه كماكان هرآنچه در قضاياي پس از انتخابات انجام داده را، "درست" و "روشن تر" مي داند. مطلب منتشر شده در وبسايت برهان، هم چنين بيانگر اين نكته است كه آيت الله از ديگراني كه مواضعي در ماه هاي گذشته داشته اند نيز، خواسته تا دچار شك و شبهه نشده و در عوض بر  آن حقی که درکش کرده اند، ایستادگی بیشتری نمايند.
متن منتشر شده نظرات آيت الله دستغيب در پايگاه اينترنتي برهان را با هم مي خوانيم:
"وقتی پیامبر رحلت کردند اکثریت مردم به ایشان پشت کردند. حضرت علی ماند وسه نفر. مولا علی واصحابشان شروع کردند به روشن کردن افراد ونا امید نشدند. 25 سال گذشت. مردم به علی (ع) هجوم آوردند، اما هنوز باید امتحانات پیش می آمد وعیار هرکسی مشخص می شد. هر کدام از ائمه اطهار به نوبه خود امتحاناتی داشته اند. باید امتحانات پیش آید وحقایق روشن گردد.
در همین جریان پس از انتخابات قضایایی پیش آمد؛ یک عده ای خیلی پیزوری در آمدند گفتند ما باید برویم زردتشتی شویم, نصرانی شویم و... پناه به خدا مگر شما دینتان را از داخل زباله دان پیدا کرده بودید؟ دین یعنی آن چیزی که انسان پیدایش کرده از درونش، با دعوای عده ای که نباید پا روی آن گذارد.
یک عده ای فقط مقلد صرف بودند ودنبال ریاستشان بودند و این گونه افراد هم مشخص شدند. تا زمان ظهور حضرت مهدی آنقدر انسانها باید زیر و رو شوند و امتحان بدهند که تا آن وقتی برسد که همه دنیا دنبال مصلحي باشند.
یک حزب خاصی است که نظرشان این است که فکر می کنند بایستی ما کاری انجام دهیم که اجتماع خراب شود تا حضرت حجت (ع) ظهور کنند. آخر مگر خراب شدن یا نشدن دست توست؟ تو کی هستی که خراب کنی یا نکنی؟ هر کسی این حرف را بزند، خودش را خراب می کند نه مردم را.
موقعی که حضرت حجت (ع) تشریف می آورند، مردم تعقلشان آماده است؛ یعنی آماده این هستند که در فکر و تعقل فرو روند. در روایت آمده است که امام زمان (ع) دست روی سر افراد می کشند تا زمینه ای پیدا کنند برای تعقل.
جنابعالی هم در هر کجا باشید، این نکته را توجه داشته باشید که باید در آن حقی که درکش کردید، ایستادگی بیشتری کنید نه اینکه در وقایعی که پیش می آید، انسان شک وشبهه اش زیاد گردد؛ مثلا بگوید حالا راه ما چطور است؟ آیا درست می رویم یا نه؟ این حرف ها اصلا غلط است؛ این راهی را که بنده وجنابعالی رفتیم، درست بلکه روشن تر هم است."
به نقل از صداي فردا

مبارزه خياباني ايران و يمن



کمپین "من عاطفه‌ام، مرا هم زندانی کنید"

٦ آذر ١٣٨٨
شهرزادنیوز: گروهی از فعالان مدنی برای جلب توجه افکار عمومی، فراخوانی انتشار داده و آغاز کمپین "من عاطفه‌ام، مرا هم زندانی کنید" را اعلام کرده‌اند.
بر اساس این فراخوان، عاطفه نبوی اولین زنی است که تنها به دلیل شرکت در تظاهرات 25 خرداد حکم محکومیت گرفته است. این فعالان علت راه‌اندازی کمپین را جلب توجه افکار عمومی و نهادهای بین‌المللی به حکم غیرعادلانه علیه عاطفه نبوی ذکر کرده‌اند.
آنان از کسانی که در اعتراضات پس از انتخابات در ۲۵ خرداد شرکت کرده‌اند، خواسته‌اند با نوشتن چند خط نامه "برای عاطفه و برای دستگاه قضایی" بگویند که آن‌ها هم در تظاهرات شرکت داشته اند.
عاطفه نبوی در روز 25 خرداد به همراه هفت نفر از دوستانش در خانه بازداشت شد و 95 روز در بند 209 به سر برد. یکی از اتهامات او "ارتباط با سازمان مجاهدین" بود که در دادگاه از این حکم تبرئه شد، ولی به اتهام "شرکت در تظاهرات غیر قانونی 25 خرداد" به 4 سال حبس تعزیری محکوم گردید.
در حال حاضر چند تن دیگر از اعضای خانواده نبوی نیز در زندان به سر می‌برند و یا محکومیت‌های تعلیقی گرفته‌اند. گفته می‌شود که علت اکثر دستگیری‌ها و فشارهای وارد بر این خانواده حضور اعضای این خانواده در قرارگاه اشرف می باشد.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

ضرب و شتم يك بسيجي اصلاح طلب در همايش تقدير از بسيجيان

خبرگزاری هرانا- حقوق شهروندی: راه علي تقي پور 44 ساله از جانبازان و فرماندهان جنگ و بازنشسته سپاه خوزستان كه توسط بسيج براي حضور در اين مراسم دعوت شده بود از سوي عوامل بسيج در مسجد جامع این شهر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
به گفته شاهدان عيني به هنگام ورود اين پاسدار بازنشته اصلاح طلب، فرمانده سپاه رامهرمز با مشاهده وي، او را با الفاظي چون ضد انقلاب، ضد ولايت فقيه و مزدور بيگانه مورد فحاشي قرار داد.
لازم به ذكر است تقي پور از اعضاي مركزي ستاد مير حسين موسوي در رامهرمز بود و هم اكنون از فعالان جنبش سبز است كه  در جريان روز قدس بازداشت و به 6 ماه حبس و 75 ضربه شلاق محكوم شد و با توجه به  شرايط جسمي و جانباز شيميايي بودن وي، اين حكم به پرداخت جزاي نقدي تبديل شد. 

طرحي از گلرخ براي بسيجيان





مهندس میرحسین موسوی در نخستین روز از آزادی بهزاد نبوی با حضور در بیمارستان خاتم الانبیا با وزیر صنایع سنگین کابینه خود دیدار کرد.
ميرحسين موسوي و زهرا رهنورد از جمله چهره هاي سياسي بودند كه روز پنجشنبه براي عيادت بهزاد نبوي به بيمارستان خاتم الانبيا رفتند.
بهزاد نبوي، عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي هم‌اكنون در بيمارستان خاتم‌الانبياء تحت درمان پزشكان معالج قرار دارد.
صالح نيكبخت، وکیل مدافع بهزاد نبوی در گفت‌وگو با ايلنا درباره آزادی موکل خود گفت: با تبديل قرار بازداشت به وثيقه موافقت شد و قانونا نبوي آزاد مي‌باشد و امروز(5شنبه) نيز گروه كثيري از مردم و دوستان وي براي عيادت از او به بيمارستان خاتم‌الانبياء آمدند.
وكيل نبوي در خصوص علت ماندن موكلش در بيمارستان خاطر نشان كرد: پزشكان معالج نبوي براي موكلم يك عمل جراحي در اوايل هفته آينده تجويز كردند و طبق نظر پزشكان وي از بيمارستان خارج نشده تا در اين مركز درماني تمهيدات لازم براي جراحي او صورت گيرد و به همين دليل در بيمارستان خاتم‌الانبياء مانده است و هرگونه اظهارنظر ديگر در خصوص علت ماندن وي در بيمارستان خلاف واقع است.
صالح نيكبخت درباره ميزان وثيقه نبوي نيز گفت: ميزان وثيقه براي آزادي نبوي 8ميليارد ريال است.
چریک پیر یکروز پس از کودتای انتخابات بازداشت شد. وی روز یکشنبه برای بار دوم تحت عمل جراحی قلب قرار میگیرد.
به نقل از نوروز

سردار علایی : بسیج دیروز مردمی تر و امروز دولتی تر است


تاریخ خبر:  02/09/1388
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران- به راستی این بسیجی کیست که امامش به خلوص و صفای او غبطه می خورد و افتخارش در این است که خود را نیز بسیجی بداند. به راستی بسیجیان زمان جنگ که بودند و چه کردند ، که شیرینی نام و یادشان در کنار خاطرات تلخ روزهای جنگ و بمباران، با خود حلاوت به همراه دارد. گفته اند وبارها نوشته ایم که بسیجی آن روزها مفتخر بود به گمنامی و بی نشانی. بسیج، جایگاهی بود برای حضوری خالصانه و با نام او امنیت و شور با شعور، تداعی می شد. ایثار سلاحی بود که  از طریق آن توانست قلب های مردم را فتح کند و بسیجی دیروز گرچه میدان دار عرصه جهاد و دفاع بود اما به سلاح و تفنگش شناخته نمی شد، بلکه خلوص و صفا وصمیمیت سلاح همیشه همراهش بود.هفته بسیج بهانه ای دوباره است  تا به سراغ برخی از بسیجیان دیروز و امروز برویم  و راه رسم شان را جویا شویم .سردار حسین علایی که پس از تشکیل نیروی دریایی سپاه در سال 64 اولین فرمانده این نیرو شد .او سابقه  ریاست ستاد مشترک سپاه و قائم‌مقامی وزارت دفاع و ریاست سازمان صنایع هوایی وزارت دفاع را نیز دارد ، در آستانه هفته بسیج از بسیجیان دیروز و امروز و چالش ها و آسیب های این نهاد مردمی می گوید.وی معتقد است :بسیج دیروز مردمی تر و بسیج امروز دولتی تر است .او تاکید دارد که  مردم و بسیجیان باید یکبار دیگر بررسی کنند که بسیجیانی که امام به آنها افتخار می کرد چه کسانی بودند و چه مشخصه ها و ویژگی هایی داشتند. باید با مقایسه خود با بسیجیان دیروز به این سوال پاسخ دهیم که آیا امروز در همان مسیر قرار داریم؟

علی رغم مواقفت مقامات قضایی ؛ فریبا پژوه همچنان دربند است


ميليونها نفر به خيابان آمدند و ديگر به خانه باز نخواهند گشت

6 آذر ماه 1388 

ميليونها نفر به خيابان آمدند و ديگر به خانه باز نخواهند گشت

رفسنجانى اعلام كرد سه و نيم ميليون نفر از مردم برای تظاهرات علیه رژیم به خيابانها آمدند و ديگر به خانه هايشان بر نمى گردند.
اين مطلب را زاكانى از نمايندگان مجلس رژیم و از اعضاى كميته شش نفره كه با رفسنجانى و نامزدهای انتخابات اخير به منظور چاره جويى بحران ملاقات كرده اند، فاش كرده و از جمله در سايت آينده نیوز متعلق به پسر رفسنجانى منعكس شده است.
زاكانى گفت، هاشمى در آن جلسه چنين گفت كه شرايط جامعه سخت شده است و اكنون دانشجويان به جاى روحانيت به گروههاى مرجع جامعه تبديل شده ‌اند، اين سه و نيم ميليونى كه به خيابان آمده‌ اند، دیگر به خانه‌ هايشان بر نمى‌ گردند و بهتر است كه خودمان به خواسته ‌هاى آنها عمل كنيم.

آخرين خطبه نماز جمعه آيت‌الله جوادي‌آملي قرائت شد

خبرگزاري فارس: آيت‌الله جوادي‌آملي امروز آخرين خطبه نماز جمعه‌اش در قم را قرائت كرد و گفت: از تمامي مردم و نمازگزاران كه در طول اين سال‌ها به آنها زحمت داده‌ام عذر خواهي مي‌كنم.
به گزارش خبرگزاري فارس از قم، آيت‌الله عبدالله جوادي‌آملي امروز در خطبه‌هاي اين هفته نماز جمعه قم كه در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) برگزار شد، گفت: بنده از ادامه حضور در نماز جمعه و اقامه نماز معذورم و از تمامي نمازگزاران در طول اين سال‌ها كه نتوانستم به وظيفه خود به خوبي عمل كنم عذرخواهي مي‌كنم.
وي تصريح كرد: ائمه جمعه دو مسئوليت مهم روحانيت را بر عهده دارد كه اگر به آنها نتواند عمل كند نزد خداوند مسئول خواهد بود.
آيت‌الله جوادي‌آملي افزود: يكي از وظايف ائمه جمعه سير و سفر در من الاخلق الي الحق است و ماموريت دوم نيز پيام آوري دستورات الهي است.
امام جمعه قم اظهارداشت: اگر تقصيري در طول اين برنامه‌ها از بنده بوده است، از همه عذرخواهي مي‌كنم.
وي با اشاره به ماموريت اول گفت: در اين سفر وقتي كسي امام جمعه شد ديگران ساكت هستند و امام به محراب عبادت رفته و به خداوند عرض مي‌كند كه اياك نعبد و اياك نستعين يعني خداوندا من و اين نمازگزاران تو را مي‌پرستيم و از تو مدد مي‌جوييم.
آيت‌الله جوادي‌آملي تصريح كرد: خداوند فرموده است كه اگر مردم مشكلي داشتند به نماز پناه برده و مشكل خود را برطرف كنند، مردم صدها مشكل دارند كه بايد اين را امام جمعه بيان كند و اگر بيان كرد و مشكل مردم رفع شد، نشانه اين است كه خوب بيان كرده اما اگر مشكل مردم رفع نشد، امام جمعه نتوانسته است مطلب را خوب بيان كند.
امام جمعه قم گفت: اگر در اقامه نماز جمعه بنده اين مشكل نيز بوده است از همگان عذرخواهي مي‌كنم.
وي تصريح كرد: از سوي ديگر نيز امام جمعه بايد در خطبه‌هاي خود آيات و روايات را بيان كند و يقينا و عالمانه به آن بپردازد و از نظر علمي و با اخلاص بيان كند و بايد در گفته‌هايش طهارت و قداست وجود داشته باشد.
آيت‌الله جوادي‌آملي افزود: بايد اين آيات و روايات به گونه‌اي مطرح شود كه بر دل مردم بشيند و چون حرف از دل طبيب بيرون آيد دل‌ها را طيب مي‌كند.
وي ضمن تقدير و تشكر از مسئولان اجرايي برگزاري نماز جمعه گفت: بايد از مقام معظم رهبري، شوراي سياست‌گذاري ائمه جمعه، ائمه جمعه قم، نمازگزاران قمي و... تقدير و تشكر مي‌كنم. 

آيت الله جوادی آملی از امامت جمعه موقت قم کناره گيری کرد

آيت‌الله جوادی ‌آملی امروز در خطبه‌های نماز جمعه قم اعلام کرد که از امامت موقت نماز جمعه اين شهر کناره گيری می کند. او بدون آنکه بصراحت علت کناره گيری خود را بيان کند، تنها گفت که بعد از اين، از حضور در نماز جمعه و اقامه نماز معذوراست و اگر نتوانسته است به وظيفه خود به خوبی عمل کند، از نمازگزاران عذرخواهی می ‌کند.
آيت الله جوادی آملی پس از انتخابات رياست جمهوری اسلامی در خطبه های نماز جمعه خود از آنچه که او آن را برخوردهای غير اخلاقی در مناظرات کانديداها در تلويزيون خوانده بود، انتقاد کرده بود. در پی آن خطبه ها، عده ای از هواداران محمود احمدی نژاد بر عليه او در قم تظاهرات کرده بودند. همچنين آستانه حضرت معصومه در قم نام آيت الله جوادی را از فهرست سخنرانان مراسم شب های احيا ، حذف کرده بود. آيت الله جوادی آملی از اعضای مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز هست.

قطعنامه علیه ایران در آژانس بین المللی انرژِی اتمی به تصویب رسید

قطعنامه پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت سارمان ملل بعلاوه آلمان، بر علیه برنامه هسته ای ایران، امروز در نشست شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین با 25 رای موافق در برابر 3 رای مخالف و 6 رای ممتنع به تصویب رسید. ونزوئلا، کوبا و مالزی رای مخالف دادند. افغانستان، برزیل، مصر، پاکستان، آفریقای جنوبی و ترکیه رای ممتنع دادند و جمهوری آذربایجان از جلسه رای گیری غایب بود.
در این قطعنامه گفته می شود که "ایران با ساختن مخفیفانه تاسیسات هسته ای قم، قطعنامه های پیشین شورای امنیت سازمان ملل را که از این کشور خواسته بود تا همه فعالیت های حساس هسته ای خود را متوقف کند، نقض کرده است، و با اینکار اعتماد بین المللی را که جمهوری اسلامی تاسیسات هسته ای پنهانی دیگری در دست ساختمان ندارد، متزلزل کرده است." همچنین از ایران خواسته می شود تا "فورا ساخت تاسیسات هسته ای قم را متوقف کند و اطلاعات کاملی درباره هدف از ساختن این تاسیسات، و تاریخ های دقیق عملیات ساختمانی آن در اختیار آژانس قرار دهد."
این برای اولین بار در چهارسال گذشته است که قطعنامه ای علیه ایران در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به تصویب می رسد. مصوبه شورای حکام به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع خواهد شد.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

در باره پروژه تواب سازی و اعتراف گيری


اكبر گنجی در يازدهمين نوشتار خويش پيرامون راهكارهای مبارزه با استبداد در روزآنلاين به سازوكارهای اعتراف گيری و تواب سازی پرداخته. او با اشاره به اعترافات برخی از شخصيت­های سياسی بازداشت شده پس از انتخابات 22 خرداد، اين پرسش رو طرح می­كنه كه بر اصلاح طلبان، فعالين حقوق بشر و روزنامه نگاران چه رفته  و از چه روش­هايي در مورد اونها استفاده شده كه در ملاء عام به نقد خود پرداخته و به جرائم ناكرده اعتراف كرده­اند؟  او همچنين از زبان آن دسته كه تا كنون تجربه زندانی شدن و محبوس گرديدن در زندان انفرادی رو نداشته­اند، می­پرسه: “… چرا دموکراسی خواهان حاضر به پذیرش خواست و میل بازجویان شده و همان سخنانی را بر زبان می­آورند که آنان خواسته اند؟…” نويسنده سپس كوشيده به اين پرسش­ها پاسخ بده.
            نگارنده در آغاز به تفكيك دو مورد مجزای داشتن آگاهي و معرفت از مهارت­های گوناگون و داشتن اون مهارت­ها پرداخته. مطالعه در مورد شنا و خياطی منجر به داشتن مهارت شنا و خياطي نخواهد شد. ضمن اين كه شناگران و خياطان هم در سطوح گوناگون مهارتی قرار دارند. نويسنده سپس اين تفاوت رو به موضوع زندان و زندانی بودن تعميم و شرح داده  كه دانستن در مورد زندان و شرايط زنداني بودن از زندانی شدن و درك تجربه زندان بويژه زندان انفرادی كاملاً جدا است: “ممكن است زندانی اولین بار باشد که پایش به زندان باز شده است، لذا فاقد تجربه­ی زندانی بودن است. به تعبیر دیگر، فرد تجربه ای تماماً جدید را باید از سر بگذراند…”
            گنجی سپس دانسته های خودش رو از انواع سلول­های انفرادی در زندان اوين به عنوان بهترين زندان ايران شرح داده و اشاره می­كنه كه از ميان بندهای در اختيار دستگاه­های گوناگون اطلاعاتی امنيتی از جمله وزارت اطلاعات، حفاظت اطلاعات دادستانی و حفاظت اطلاعات سپاه، “… بند سپاه از دیگر بندها بسیار بدتر است. به عنوان مثال، سلول­های انفرادی سپاه فاقد توالت و دستشویی است. متهم حتی در آب خوردن و توالت و حمام رفتن محتاج لطف بازجویان و مراقبین است. معمولاً بازجویان از این محدویت ها هم برای فشار وارد آوردن بر زندانی استفاده می کنند. البته آنچه بر احمد زیدآبادی در بازداشت کنونی او رفته است، حکایت از آن دارد که در جای دیگری سلول­هایی بسیار کوچک به اندازه قبر درست کرده­اند…”
نويسنده سپس تفاوت­های موجود در نحوه بازجويی و رفتار بازجويان سيستم قضايی يا نيروهای امنيتی با يكديگر رو مورد اشاره قرار می­ده. بزعم او اين تفاوت­ها خود منشاء تزلزل روحيه و شكستن سد دفاعی اعتقادی ارزشی فرد زندانی خواهد شد. “… سلول انفرادی فرستادن یا نفرستادن، میزان حبس در سلول انفرادی، بازجویی مداوم از متهم محبوس در انفرادی یا عدم تداوم بازجویی، بی خوابی دادن به متهم یا عدم بی خوابی دادن، کتک زدن یا کتک نزدن، شکنجه ی متهم یا عدم شکنجه، تحقیر متهم یا عدم تحقیر، اهانت و فحاشی به متهم و خانواده اش یا عدم فحاشی و اهانت، اجازه ی تماس تلفنی داشتن یا اجازه نداشتن، تعداد دفعاتی که متهم را به توالت و حمام می برند، تعداد نوبت هایی که به متهم چای و آب خوردن می دهند، ملاقات با خانواده یا عدم ملاقات، تهدید به بازداشت همسر و فرزند یا عدم تهدید بازداشت دیگر اعضای خانواده، این قصه را می توان همچنان ادامه داد. اینها بخشی از واقعیات دوران سخت بازجویی است.
            نگارنده سپس از خواننده دعوت می­كنه كه خودش را به جای فرد دستگير شده مجسم كنه كه در وضعيتی مثل مردگان قرار گرفته. روزها به سر بردن در انفرادی، بی­خبر از خانواده و عزيزان و همه­ی عالم. اطلاعات رسيده به زندانی هم غلط و در جهت شكستن او هست. روش شناخته شده­ی پليس خوب – پليس بد (Good cop – Bad cop) كه در اينجا بايد بازجوی خوب- بازجوی بد (Good interrogator – Bad interrogator)  نام بگيره، در اين شرايط مرسوم­ترين روش مورد استفاده برای شكستن زندانی است. گروه اول بازجويی از همه­ی روش­های فشار  پيشگفت بهره می­برند و سپس نوبت گروه بعدی می­شه كه رفتار بهتری دارند. به زندانی اجازه استراحت می­دهند و امكانات و حقوقی رو كه از او دريغ شده، در اختيارش می­گذارند و ازش عذر خواهی می­کنند و حتی بهش می­گن كه در صورت تمايل، می­تونه بازجويان قبلی رو تحت پيگرد قرار بده و مجازات كنه. “… ممکن است به جرم براندازی و جاسوسی اعدام شوی، برای چه اینجا مانده­ای؟ افراد بسیار پائین­تر از تو الآن وزیر و نماینده و سفیرند… پس از تو چه بر سر همسرت خواهد آمد؟ … شجاعتی که همسر و فرزندانت را نابود می کند، چه فضیلتی است؟ اعتراف به خطا موجب آزادی­ات خواهد شد…” نويسنده سپس متذكر می­شه كه تازه: “…تمام آنچه گفته شد، مانند آگاهی یافتن از سوختن دیگری است، این کجا و سوختن شما در آتش کجا؟…”
گنجی سپس به محروميت زندانيان سياسی عقيدتی در ايران از حقوق زندانيان در ساير كشورها اشاره می­كنه: “… متهم اسیری در دست بازجویان است. فرض کنید که یک شخص محترم که سال ها با آبرو زندگی کرده است را زندانی می کنند. بازجو در اولین ملاقات به او می­گوید: «چه طوری مادر …»، «من …م را در …ت می­کنم»، «بچه­ات را به اینجا می آوریم و … ». متهم که فکر می­کرد به عنوان یک زندانی سیاسی- عقیدتی با دستگاهی مواجه خواهد شد که پاسدار اخلاق و معنویت است، با این تجربه ی غیرقابل انتظار چه خواهد کرد؟”
            نويسنده سپس شرح می­ده كه بازجويان در زندان با سر دادن راديكال­تر هر شعاری كه ممكنه، زندانيان سر بدهند، انگيزه­ی مقاومت رو در اون­ها نابود می­كنه. از سوی ديگه اونها آماده ن كه زندانی رو به فساد مالی و اخلاقی متهم كنند. “… بسیاری از متهمان سیاسی- عقیدتی حاضر نیستند به اتهام فساد مالی، فساد جنسی و جاسوسی متهم شوند. به همین جهت گمان می کنند اگر با بازجویان همکاری کنند از شر چنان اتهاماتی خلاص خواهند شد… در جامعه ای که رژیم سیاسی­اش «اعتماد» و «اطمینان» را از بین برده است، ایستادن چه ارزشی دارد؟ ایستادن برای چه؟…”
            نگارنده سپس به تشريح تفاوت مبارزه و زندان در فضای پيش و پس از انقلاب می­پردازه: “… فضای چریکی پیش از انقلاب بریدن را بر نمی تابید. قهرمان بودن، مقتضای مبارزه ی مسلحانه ی پیش از انقلاب بود. ساواک به اطلاعات زندانیان نیاز داشت. لو دادن اسرار گروه، خانه های تیمی و تقاضای بخشش از شاه، گناهی نابخشودنی بود. ]اما[ مخالفان ]در[ جمهوری اسلامی مبارزه ی مسالمت آمیز را برگزیده­اند... هیچ یک از زندانیان سیاسی- عقیدتی ]فعلی[ چیزی برای مخفی کردن نداشته و ندارد. نویسنده­ای، مقاله­ای نوشته یا نظری ابراز داشته است. اگر به متهمان کنونی نگریسته شود، تنها جرم همه­ی آنها شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و رأی دادن به یکی از زمامداران رژیم در سه دهه­ی گذشته ]بوده[ است... بازداشت شدگان اشتباه کردند كه گمان می­کردند، اگر خاتمی نباشد، انتخاب میر حسین موسوی یا مهدی کروبی، مسأله ی چندانی برای رهبری ایجاد نخواهد کرد... خطای دیگر آنها این بود که گمان می­کردند اگر اکثریت مردم(حدود 70 درصد) در انتخابات شرکت کنند، برای محافظه کاران امکان تقلب بیش از سه چهار میلیون رأی وجود ندارد... خطای دیگر آنها این بود که نمی­دانستند پیروزی در انتخابات در جمهوری اسلامی، «انقلاب مخملی» ]با هدايت [ آمریکا و انگلیس به شمار می­آید…
            به ديد نگارنده  پروژه­ی اعتراف گیری و توبه نامه نویسی دو هدف رو تعقیب می کنه. نخست طرح  این فکر و جا انداختنش در افكار عمومی كه  با عده ای وطن فروش و خائن روبرو هستند و  دوم حفظ و تحکیم وحدت نیروهای خودی. به اين معنی كه به نيروهای خودی اينطور القا ميشه كه وضعيت بسيار راديكاله و شرايط برای اونها شرايط مرگ و زندگی هست. چرا كه بر اساس اعترافات گرفته شده، با توطئه ی جهان غرب برای سرنگونی نظام روبرو هستند، بنابراين سركوب ضروريه. و اگر ادامه پيدا نكنه، عاقبت نيروهای خودی،  محاکمه و مجازات خواهد بود.
            پس چه بايد كرد كه اعتراف­گيری و تواب­سازی و توبه­نامه نويسی به اهداف خودش نائل نشه؟ گنجی معتقده كه در وهله­ی نخست: “… مردم باید نشان دهند که بازداشت شدگان را نــه جاسوس، کــه قهرمان راه آزادی و دمـوکراسی به شمار می­آورند… از زندانیانی که مجبور به اعتراف و توبه شده اند باید همچون قهرمان تجلیل کرد…”
در مورد هدف دوم پروژه­ی تواب­سازی و اعتراف­گيری هم، نويسنده بر اين باوره كه نبايد از پاسخ دادن خشونت با خشونت سخن گفت و كارگزاران سركوب رو به آينده­ای كه همين شيوه­ها در انتظارشون هست، حواله داد. چنين گفتمانی، به تحقق هدف ياد شده ياری می­رسونه: “…نباید به گونه ای شعار داد و اهدافی را تعقیب کرد که نیروهای نظامی و شبه نظامی و امنیتی را در وضعیت انتخاب میان مرگ و زندگی قرار دهد. باید به صراحت تمام اعلام کرد همه ی ما توافق داریم که به فرایند خشونت برای همیشه باید پایان داد. باید قبول کرد و از طریق گفت و گو نشان داد که ایران برای همه­ی ایرانیان است. هیچ فرد یا گروهی قرار نیست سرکوب و حذف شوند… مساله­ی ما، عدم تحمل «دیگری» و «تفاوت» است.

آخرين آخبار