آخرین اخبار سانی نیوز

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

میرحسین موسوی، در دیدار با مهدی کروبی: راه‌سبز، سرکوب را محکوم می‌کند و گرفتار خشونت نخواهد شد

شنبه، 23 آبان 1388

عصر دیروز، ‌میرحسین موسوی به منزل مهدی کروبی رفت تا با احوال‌پرسی و دل‌جویی از وی برای حوادث رخ‌داده در روز ۱۳آبان، درباره رفتارهای انجام شده با مردم، به‌خصوص زنان در این روز و دیگر مسایل جاری کشور گفتگویی با یکدیگر داشته باشند. در ابتدای این دیدار میرحسین موسوی، ضمن ابراز انزجار از رفتارهای انجام شده با کروبی توسط نیروهای لباس شخصی در روز ۱۳‌آبان گفت: "من از این حمله‌ای که به شما شد بسیار متاثر شدم. اما رفتار شما، نشان‌دهنده اوج روحیه شجاعت و ایستادگی شما و مردم است."
مهدی کروبی هم در پاسخ ضمن تشکر از این ابراز هم‌دردی، رفتار مردم را بسیار محبت‌آمیز توصیف کرد. وی در ادامه گفت: "من هم اگر خود را جای حکومت بگذارم، اصلا توجیه نمی‌شوم که چرا باید چنین رفتاری با مردم صورت بگیرد. عمری ازمن گذشته، حداقل ۱۵ سال با رژیم پهلوی رسما مبارزه کردم. البته من در این راه، سرباز کوچکی بودم. اما تظاهرات دیدم، راهپیمایی دیدم، زندان و فرار کشیدم. یادم می‌آید حدود سال ۴۱ بود که نهضت آزادی اوج گرفته‌بود. آن‌زمان هم چنین تظاهراتی در تهران و جلوی دانشگاه انجام می‌شد. دانشجویان شعار می‌دادند، پلیس هم می‌آمد و متفرق می‌کرد. چنین برخوردهایی نبود."
کروبی سپس ادامه داد: "من اعلام کردم که روز ۱۳آبان می‌آیم. ولی هرجا هم مصاحبه کردم، گفتم که مواظب باشید که طوری رفتار کنید که به کل نظام برنخورد و از روز قبل هم پیغام‌هایی آمد که در مراسم شرکت نکنید. بنا است با شما برخورد شود و صبح روز حرکت هم نامه‌ای ارسال شد از یک سازمان امنیتی، مبنی بر این‌که گروه تروریستی ریگی قصد انجام عملیات انتحاری را دارند بدین جهت به محافظین گفتم هرکس مایل نیست و احساس خطر می‌کند، مرا همراهی نکند. ولی من به‌خاطر عهدی که با مردم مبنی‌بر شرکت در مراسم کرده‌ام، باید حضورپیداکنم."
رئیس سابق مجلس شورای اسلامی، سپس درباره ماجرای حمله به وی و محافظش گفت: "وقتی دیگر رفتن با ماشین امکان‌پذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم. در همان‌جا شروع‌کردند به زدن مردم. به‌سمت میدان ۷تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف برداشته و از آن خون جاری شده‌است. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیده‌اند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشک‌آور به سمت ما و برخورد آن به‌سر محافظم، این وضعیت پیش آمده‌است. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است. دیدم دارم خفه می‌شوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گرگرفته است. من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشک‌آور خورده‌ام. اما این، گاز اشک‌آور نبود."
مهدی کروبی ضمن ابراز اینکه برخی از شعارهایی که مردم می‌دادند غیرمتعارف بود گفت: "یکی از استادان روز بعد این‌جا آمد و گفت از شعارهایی که مردم می‌دادند من بی‌اختیار اشکم درآمد. ببینید این کسانی که مردم را کتک می‌زنند، کار را به کجا رسانده‌اند که مردم را تحریک به شعارهای افراطی می‌کنند. من هم واقعا نمی‌دانم که این چه خدمتی است که این‌ها دارند به رهبری می‌کنند. خب اگر این تظاهرات مسالمت‌آمیز برگزار می‌شد، عده‌ای می‌آمدند و می‌گفتند مرگ بر آمریکا، عده دیگری هم بودند که فریاد الله اکبر می‌دادند و همه‌چیز هم تمام می‌شد."
وی در ادامه افزود: "من گاهی شک می‌کنم که این‌ها خودشان افرادی را بین جمعیت می‌فرستند تا از این احساس هیجان سو استفاده کنند و مردم را تحریک به رفتارهای خشونت‌آمیز بکنند تا بهانه‌ای برای حمله به مردم پیدا کنند. مردم باید از رفتارهای خشونت‌آمیز بپرهیزند."
کروبی سپس به حملات کیهان و سایر روزنامه‌های زنجیره‌ای علیه وی و میرحسین موسوی پرداخت و گفت: "من ۵۰سال است که در جریان این انقلاب هستم. روزی که حضرت امام فوت کردند، ۵تا حکم از ایشان داشتنم. شما هم که نخست‌وزیر امام بودید. این روزنامه‌های زنجیره‌ای تهمت و انگ‌ می‌زنند که من و شما از اسلام و انقلاب خارج شده‌ایم. اما با نوشته‌های آن‌ها که ما از اسلام و انقلاب خارج نمی‌شویم. منتها من نمی‌دانم این چه برخوردی است که آن‌ها خودشان را میزان‌الاعمال و امیرالمومنین می‌دانند؟ اگر زمانی که ما روزنامه‌داشتیم، می‌نوشتیم که مثلا آقای عسگراولادی یا مرتضی نبوی ضدانقلاب هستند، حالا این آقایان ضد انقلاب می‌شدند؟"
این چهره برجسته سیاسی کشور سپس درباره نحوه برخورد‌های خشن با زنان افزود: "یادم می‌آید در زمان پهلوی وقتی می‌رفتیم یک اداره‌ای یا جایی در صف بودیم، وقتی خانمی وارد می‌شد، متصدی آن‌جا می‌گفت اجازه بدهید اول کار خانم را راه‌بیاندازم. یا توی اتوبوس‌ها که مختلط بود، مردها بلند می‌شدند که خانم‌ها بنشینند. اما حالا درجمهوری اسلامی با زنان به قدری با خشونت رفتار می‌شود که اخبار متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع می‌رسد. من واقعا نمی‌فهمم که دستور چنین رفتارهایی علیه مردم، از کجا صادر می‌شود."
میرحسین موسوی نیز در این دیدار، در توصیف حضور مردم در روز ۱۳ آبان گفت: "وقتی صبح آن روز از خانه به سمت فرهنگستان هنر می‌آمدم، دیدم که جلوی دانشگاه تهران، آن‌قدر نیرو چیده‌اند که انگار لشگرکشی شده‌است. با‌خودم گفتم اگر امروز حتی یک‌نفر هم بیرون نیاید، باز هم این نشان‌دهنده قدرت جریان سبز است."
وی در ادامه درباره تحرکات نیروهای لباس‌شخصی‌ در روز 13 آبان گفت: "حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروع‌کردند به شعاردادن. سپس تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی، جلوی هر دو درب فرهنگستان در خیابان ولی‌عصر و خیابان صبا را سد کردند که مانع خروج من شوند و با بستن درب پارکینگ، کاری کردند که من سعادت نداشته‌باشم که به جمع مردم بپیوندم و در این اجرمعنوی شریک بشوم."
موسوی در ادامه افزود: "این افراد می‌خواستند با ممانعت از حضور من در میان مردم، قدرت‌نمایی بکنند، ولی در نهایت این مردم بودند که قدرت‌شان را نشان دادند. این‌ها باید حق مردم را بشناسند. شرکت در این تظاهرات چه ایرادی داشت؟ مردم می‌آمدند و آرام شعارهای‌شان را هم می‌دادند. پخش فیلم‌های این رفتارهای خشونت‌آمیز و حمله به مردم و باتوم‌زدن به سروپای خانم‌ها عاقبت خوشی نخواهد داشت."
آخرین نخست‌وزیر ایران سپس اضافه‌کرد: "این جنبش عظیم از ارزش‌های بنیادی دفاع می‌کند. می‌گوید دورغ نگویید و می‌گوید دروغ محکوم است، تقلب محکوم است. کسانی‌که مردم را می‌زنند، فکر نکنند می‌توانند با ترساندن، مردم را خانه‌نشین کنند. اسلام به مردم یاد داده‌است که در راه‌حق از چیزی نترسند. تصور این‌که سرکوب حلال مشکل است، اشتباه است. سرکوب، شورش را از بین می‌برد ولی آن‌چه ما در کشور شاهد آن هستیم، شورش نیست. بلکه درخواست حقوق قانونی است. شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله می‌کنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنت‌های مرسوم جامعه ماست."
میرحسین موسوی گفت: "راه‌سبز، سرکوب را محکوم می‌کند و خود هم گرفتار خشونت نخواهد شد. همه مردم متوجه هستند که سلاح ما، شعارهای مسالمت‌آمیز و عقلانی ماست. اگرچه دراین راه دچار خسارت هم بشویم. ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را می‌خواهیم. ما آزادی زندانیان سیاسی را می‌خواهیم. ما تضمین انتخابات‌های سالم را می‌خواهیم. ما تامین آزادی‌های مطبوعات و رسانه‌ها و آزادی عقیده و بیان را می‌خواهیم. اسلام دین منطق است. دین شکستن قلم‌ها و بستن فله‌ای روزنامه‌ها نیست. مردم ما تجربه تاریخی نصب گل به سر تفنگ‌ها را دارند. امروز هم گرچه مورد حمله قرار می‌گیرند، می‌دانند که قدرت عقل و مسالمت، بر قدرت سلاح‌های گوناگون غلبه خواهد کرد."
رئیس فرهنگستان هنر در پایان اضافه کرد: "علی‌رقم این صف‌آرایی نظامی-امنیتی غیرعادی، وسعت حضور مردم و پراکندگی آن در بیشتر نقاط تهران و بعضی از شهرهای کشور، نشان می‌دهد که حضور مردم جنبه احساساتی ندارد، بلکه ناشی از دلسوزی و عقلانیت برای آینده کشور است."

موسوی و کروبی خشونت نیروهای امنیتی علیه زنان را تقبیح کردند

موسوی و کروبی خشونت نیروهای امنیتی علیه زنان را تقبیح کردند
میر حسین موسوی عصر جمعه در منزل مهدی کروبی با وی دیدار کرد.
۱۳۸۸/۰۸/۲۳
میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو تن از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران با هم دیدار کرده و در سخنانی ضمن تقبیح خشونت علیه معترضان و به ویژه زنان بر ادامه مبارزه مسالمت‌آمیز تأکید کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حزب اعتماد ملی، میرحسین موسوی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری عصر روز جمعه با حضور در منزل مهدی کروبی دیگر نامزد اصلاح‌طلب انتخابات ریاست جمهوری نسبت به حمله نیروهای امنیتی به وی و محافظانش در تظاهرات روز سیزدهم آبان ابراز تأسف کرد.


بیشتر بخوانید:
انتقاد کروبی از سیاست‌های دوگانه جمهوری اسلامی در قبال آمریکا ممانعت از حضور موسوی در مراسم ۱۳ آبان؛ موسوی در حصر پیشتر نیز چند شخصیت‌ اصلاح‌طلب دیگر از جمله آیت‌الله منتظری، محمد خاتمی و عبدالله نوری حمله نیروهای امنیتی به مهدی کروبی در راهپیمایی ۱۳ آبان را محکوم کرده بودند.

آقای موسوی همچنین با محکوم کردن اعمال خشونت علیه معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران بر لزوم پرهیز حامیان «جنبش سبز» از روی آوردن به خشونت متقابل تاکید کرده و اظهار داشت: « راه‌سبز سرکوب را محکوم می‌کند و خود هم گرفتار خشونت نخواهد شد. همه مردم متوجه هستند که سلاح ما، شعارهای مسالمت‌آمیز و عقلانی ماست. اگرچه دراین راه دچار خسارت هم بشویم».

وی همچنین با اشاره به شعار‌های تند تظاهرکنندگان گفته است: « شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله می‌کنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنت‌های مرسوم جامعه ماست».

اعمال خشونت نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌ها علیه تظاهرکنندگان و به ویژه زنان در جریان تظاهرات روز سیزده آبان در رسانه‌ها و سایت‌های خبری بازتاب گسترده‌ای یافته و فیلم‌های متعددی از حمله نیروهای امنیتی به زنان در اینترنت منتشر شده است.

آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران همچنین به تشریح نحوه ممانعت نیروهای امنیتی از حضور وی در تظاهرات سیزده آبان پرداخته و گفت: « حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروع‌کردند به شعاردادن. سپس تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی، جلوی هر دو درب فرهنگستان در خیابان ولی‌عصر و خیابان صبا را سد کردند که مانع خروج من شوند و با بستن درب پارکینگ، کاری کردند که من سعادت نداشته‌باشم که به جمع مردم بپیوندم و در این اجر معنوی شریک بشوم».

وی همچنین افزود: « این افراد می‌خواستند با ممانعت از حضور من در میان مردم، قدرت‌نمایی بکنند، ولی در نهایت این مردم بودند که قدرت‌شان را نشان دادند. این‌ها باید حق مردم را بشناسند. شرکت در این تظاهرات چه ایرادی داشت؟ مردم می‌آمدند و آرام شعارهای‌شان را هم می‌دادند. پخش فیلم‌های این رفتارهای خشونت‌آمیز و حمله به مردم و باتوم‌زدن به سروپای خانم‌ها عاقبت خوشی نخواهد داشت».

وی در باره حضور انبوه نیروهای امنیتی در خیابان‌ها در روز سیزده آبان گفت: « وقتی صبح آن روز از خانه به سمت فرهنگستان هنر می‌آمدم، دیدم که جلوی دانشگاه تهران، آن ‌قدر نیرو چیده‌اند که انگار لشگرکشی شده‌است. با‌خودم گفتم اگر امروز حتی یک‌نفر هم بیرون نیاید، باز هم این نشان‌دهنده قدرت جریان سبز است.»

میر حسین موسوی در بخش دیگری از سخنان خود در دیدار با مهدی کروبی یک بار دیگر به تشریح اهداف «جنبش سبز» در ایران پرداخت و با ابراز اطمینان نسبت به پیروزی «عقل و مسالمت براسلحه» اظهار داشت: « ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را می‌خواهیم. ما آزادی زندانیان سیاسی را می‌خواهیم. ما تضمین انتخابات‌های سالم را می‌خواهیم. ما تامین آزادی‌های مطبوعات و رسانه‌ها و آزادی عقیده و بیان را می‌خواهیم».

وی افزود:«این جنبش عظیم از ارزش‌های بنیادی دفاع می‌کند. می‌گوید دورغ نگویید و می‌گوید دروغ محکوم است، تقلب محکوم است. کسانی‌که مردم را می‌زنند، فکر نکنند می‌توانند با ترساندن، مردم را خانه‌نشین کنند. اسلام به مردم یاد داده‌است که در راه‌حق از چیزی نترسند. تصور این‌که سرکوب حلال مشکل است، اشتباه است. سرکوب، شورش را از بین می‌برد ولی آن‌چه ما در کشور شاهد آن هستیم، شورش نیست، بلکه درخواست حقوق قانونی است».

«زمان شاه با مردم اینگونه برخورد نمی‌کردند»

مهدی کروبی دیگر نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری نیز در دیدار به موسوی ضمن تقبیح اعمال خضونت علیه معترضان اظهار داشت: « من هم اگر خود را جای حکومت بگذارم، اصلاً توجیه نمی‌شوم که چرا باید چنین رفتاری با مردم صورت بگیرد. عمری ازمن گذشته، حداقل ۱۵ سال با رژیم پهلوی رسماً مبارزه کردم... تظاهرات دیدم، راهپیمایی دیدم، زندان و فرار کشیدم. یادم می‌آید حدود سال ۴۱ بود که نهضت آزادی اوج گرفته‌بود. آن‌زمان هم چنین تظاهراتی در تهران و جلوی دانشگاه انجام می‌شد. دانشجویان شعار می‌دادند، پلیس هم می‌آمد و متفرق می‌کرد. چنین برخوردهایی نبود».


وی در باره رویدادهای سیزده آبان نیز گفت: « من اعلام کردم که روز ۱۳آبان می‌آیم. ولی هرجا هم مصاحبه کردم، گفتم که مواظب باشید که طوری رفتار کنید که به کل نظام برنخورد و از روز قبل هم پیغام‌هایی آمد که در مراسم شرکت نکنید. بنا است با شما برخورد شود و صبح روز حرکت هم نامه‌ای ارسال شد از یک سازمان امنیتی، مبنی بر این‌که گروه تروریستی ریگی قصد انجام عملیات انتحاری را دارند، بدین جهت به محافظین گفتم هرکس مایل نیست و احساس خطر می‌کند، مرا همراهی نکند. ولی من به‌خاطر عهدی که با مردم مبنی‌بر شرکت در مراسم کرده‌ام، باید حضورپیداکنم».

مهدی کروبی همچنین افزود: « وقتی دیگر رفتن با ماشین امکان‌پذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم. در همان‌جا شروع‌کردند به زدن مردم. به‌سمت میدان هفت‌تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف برداشته و از آن خون جاری شده‌است. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیده‌اند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشک‌آور به سمت ما و برخورد آن به‌سر محافظم، این وضعیت پیش آمده‌است. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است. دیدم دارم خفه می‌شوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گرگرفته است. من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشک‌آور خورده‌ام. اما این، گاز اشک‌آور نبود».

وی در باره برخورد خشونت‌آمیز با تظاهرکنندگان و به ویه زنان اظهار داشت: « یادم می‌آید در زمان پهلوی وقتی می‌رفتیم یک اداره‌ای یا جایی در صف بودیم، وقتی خانمی وارد می‌شد، متصدی آن‌جا می‌گفت اجازه بدهید اول کار خانم را راه ‌بیاندازم. یا توی اتوبوس‌ها که مختلط بود، مردها بلند می‌شدند که خانم‌ها بنشینند. اما حالا درجمهوری اسلامی با زنان به قدری با خشونت رفتار می‌شود که اخبار متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع می‌رسد. من واقعا نمی‌فهمم که دستور چنین رفتارهایی علیه مردم، از کجا صادر می‌شود».

آقای کروبی همچنین به حملات کیهان و سایر روزنامه‌های حامی دولت علیه چهره‌های اصلاح‌طلب اشاره کرد و گفت:« من ۵۰ سال است که در جریان این انقلاب هستم. روزی که حضرت امام فوت کردند، پنج تا حکم از ایشان داشتم. شما هم که نخست‌وزیر امام بودید. این روزنامه‌های زنجیره‌ای تهمت و انگ‌ می‌زنند که من و شما از اسلام و انقلاب خارج شده‌ایم. اما با نوشته‌های آن‌ها که ما از اسلام و انقلاب خارج نمی‌شویم. منتها من نمی‌دانم این چه برخوردی است که آن‌ها خودشان را میزان‌الاعمال و امیرالمومنین می‌دانند؟ اگر زمانی که ما روزنامه‌داشتیم، می‌نوشتیم که مثلا آقای عسگراولادی یا مرتضی نبوی ضدانقلاب هستند، حالا این آقایان ضد انقلاب می‌شدند»؟

سلمان سیما، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد بازداشت شد

شنبه، 23 آبان 1388
سلمان سیما، از فعالین دانشجویی شناخته شده‌ی دانشگاه آزاد، صبح امروز شنبه، بازداشت شد.

سلمان سیما، که از زمان آغاز سال تحصیلی جدید و همزمان با افزایش دامنه‌ی اعتراضات در واحدهای مختلف دانشگاه آزاد، به ویژه دانشگاه محل تحصیلش، واحد تهران مرکز، بارها مورد تهدید و احضار نیروهای امنیتی قرار گرفته بود، صبح امروز در هنگام خروج از منزل، توسط مامورانی که در مقابل منزل، انتظار او را می‌کشیدند، بازداشت شد.
ماموران، پس از بازداشت سیما، با ورود به خانه، مقداری از لوازم شخصی از جمله كامپيوتر او را با خود بردند. این درحالی است که تلاش‌های نیروهای امنیتی برای بازداشت این فعال دانشجویی عضو سازمان دانش‌اموختگان ایران، در طول هفته‌ی گذشته ناکام مانده بود.
به گفته خواهر سلمان سيما، در حكم بازداشت وی، محل انتقالش، بند 209 زندان اوين عنوان شده بود. ماموران همچنين به خانواده او گفته‌اند، جهت پيگيری وضعيت فرزندشان به شعبه 4 بازپرسی امنيت دادگاه انقلاب به رياست بازپرس اميرخانی مراجعه كنند. سلمان سيما در تيرماه 87 نيز از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شده و بيش از 40 روز در بند 209 به سر برده بود.
گفتنی است سلمان سیما، از اعضای فعال ستاد شهروند آزاد (مطالبه‌محوران حامی مهدی کروبی)، در انتخابات گذشته بود که هم‌اکنون عبدالله مومنی رییس و محمد صادقی نایب رییس و چند تن از دیگر از اعضای خود را در بازداشت نیروهای امنیتی می‌بیند. همچنین، همزمان با مراسم سالروز 13 آبان، فرزاد اسلامی، دیگر فعال دانشجویی دانشگاه آزاد، با هجوم نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شده بود که اینک با بازداشت سلمان سیما، تعداد فعالین بازداشت‌شده‌ی دانشگاه آزاد به دو تن رسیده است.
برگرفته از: بامدادخبر

آخرین اخبار از زندانیان؛ بازداشت روزنامه نگاری دیگر

آخرین وضعیت عبدالله مومنی، فریبا پژوه، شاپور کاظمی و کیوان صمیمی، بازداشت عامر گلی، مزدک علی‌نظری، آزادی نبوی چاشمی و بی‌خبری از وضعیت محمد صادقی و حسن اسدی
آخرین وضعیت فریبا پژوه
خانواده‌ی فریبا پژوه روز پنج‌شنبه توانستند با وی ملاقات حضوری داشته باشند. دادستان تهران روز سه شنبه با فریبا  پژوه ملاقات داشته و قول داده که روند رسیده‌گی به پرونده‌ی او تسریع شود.همین قول را در مصاحبه مطبوعاتی در روز سه شنبه در پاسخ به خبرنگار ایلنا که در مورد وضعیت فریبا پرسیده بود، داده است. با توجه به این‌که بازجویان پرونده هم اعلام کرده‌اند، از نظر آنان پرونده تمام شده و آن را به دادسرا ارسال کرده‌اند، خانواده‌ی پژوه منتظر آزادی فرزندشان هستند.
خانواده‌ی پژوه در این زمینه به مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران گفتند: «مانعی در تبدیل قرار بازداشت  موقت  به کفالت یا وثیقه وجود نداشته ندارد، به هر حال و با توجه به وضعیت نامناسب روحی فریبا ما مصرانه از آقای داد ستان  تقاضا داریم و امیدواریم که به وعده‌های‌شان در مورد  تسریع در روند رسیده‌گی به پرونده فرزندمان عمل کنند.»
فریبا پژوه روزنامه‌گاری است که از 31 مرداد ماه در زندان  اوین به سر می‌برد و تاکنون هیچ اتهام مشخصی از طرف دستگاه قضایی برای وی اعلام نشده است.

آخرین وضعیت عبدالله مومنی
عبدالله مومنی به رغم درد کلیه و بیماری قبلی از 144 روز پیش در شرایط بسیار سخت زندان به سر برده است. وی بخش عمده‌یی از 144 روز را در زندان انفرادی گذرانده است.
به گفته‌ی فاطمه آدینه‌وند همسر وی «عبدالله مومنی اجازه‌ی تماس تلفنی با خانواده‌اش را ندارد. بیش از یك ماه است كه فرزندانش در انتظار صحبت تلفنی با پدرشان هستند و این شرایط برای من و فرزندان بسایر سخت است و روحیه‌مان را از دست داده‌ایم.»
عبدالله مومنی از تاریخ 1 تیر و در جریان بازداشت‌های گسترده‌ی فعالین سیاسی و مدنی بازداشت و به سلول‌های انفرادی زندان اوین منتقل شده است.

بازداشت مزدک علی‌نظری
مزدک علی نظری، روزنامه نگار و سردبیر سایت «خبرنگاران صلح» از چند روز پیش بازداشت شده است. مزدک علی نظری در تماس کوتاهی با خانواده اش، بازداشت خود را تایید اما از مکان نگه‌داری خود اظهار بی اطلاعی کرده است. هنوز از علت بازداشت و اتهام او اطلاعی در دست نیست. این روزنامه نگار تنها زنده‌گی می کرده و  به همین دلیل خبر بازداشت او دیرتر از حد معمول منتشر شده است. علی نظری در تماس با خانواده خود گفته است که در خانه شخصی خود بازداشت شده است.


آخرین وضعیت کیوان صمیمی
با گذشت ۵ ماه از بازداشت مهندس کیوان صمیمی، مسئولان قضایی بار دیگر مانع آزادی وی شده‌اند. پرونده‌ی کیوان صمیمی از دادسرا به شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب ارسال شده است. از این رو وکیل صمیمی، خانم نسرین ستوده، موفق شده است تا پرونده‌ی موکل خود را بعد از ماه‌ها ملاحظه کند. خانم ستوده در بررسی پرونده متوجه شده که بازداشت موقت صمیمی هیچ گاه تمدید نشده است و در واقع ادامه‌ی بازداشت ایشان، حداقل بعد از ۲ ماه اول کاملاً غیرقانونی بوده است. از خرداد ماه دستور پذیرش وثیقه در پرونده موجود بوده که بازپرس سبحانی در تمام این مدت از ابلاغ آن خودداری می کرده است.
با پیگیری وکیل و خانواده‌ی این روزنامه‌نگار زندانی، مسئول دفتر شعبه ی ۲۶ دادگاه، خود قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی را به خانواده‌ی صمیمی ابلاغ می‌کند. اما با تأمین این وثیقه بار دیگر مسئولین دادگاه اعلام کرده‌اند که آزادی مهندس کیوان صمیمی فعلاً منتفی است. زمان دادگاه کیوان صمیمی ۲ آذر اعلام شده است.

شش ماه حبس برای حسن سوری
حسن سوری فعالی سیاسی ساکن بروجرد از طرف شعبه‌ی دوم دادگاه انقلاب این شهر به 6 ماه زندان به اتهام «توهین با مقام رهبری» محکوم شده است.
وی در روز 26 مرداد در شهر بروجرد توسط واحد اطلاعات سپاه بازداشت و به زندان منتقل شده بود. وی از اعضای ستاد موسوی در شهر بروجرد بوده است.

آخرین وضعیت شاپور کاظمی (رهنورد)
امروز خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - به نقل از مصاحبه ای با عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، گزارش کرد که پرونده شاپور کاظمی، برادر زهرا رهنورد، به دادگاه انقلاب ارسال شده است اما در مورد زمان آغاز رسیده‌گی به این پرونده و اتهامات آقای کاظمی توضیح بیشتری نداده است.
شاپور کاظمی، که 62 سال سن دارد و از متخصصان مخابرات در ایران است، کوتاه مدتی پس از اعلام نتیجه بحث برانگیز دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد.
آزادی سیدظهور نبوی چاشمی
سید ظهور نبوی چاشمی  مقاله نویس مجله‌ی سرزمین آریائی پس از 2 سال و 8 ماه زندانی بودن روز آزاد شده است. وی به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین به 3 سال زندان محکوم شده بود.
بازداشت عامر گلی
عامر گلی دانش جوی کرد، پس از تجمع  روز گذشته‌ شهر سنندج  دستگیر و به‌ مکان نامعلومی انتقال داده‌ شده است.به گزارش هرانا روز گذشته‌ راس ساعت 5 بعد ازظهر در میدان آزادی، ابتدای خیابان فردوسی سنندج تظاهرات مردم مبنی بر اعدام احسان فتاحیان آغاز شد و در نهایت به درگیری پلیس با مردم معترض مبدل گشت در این اعتراض مردمی، تعدادی دستگیر و زخمی شدند که اطلاع دقیقی از وضعیت آنان در دست نیست.
بی‌خبری از وضیعت حسن اسدی و محمد صادقی
با گذشت بیش از 10 روز از بازداشت حسن اسدی و محمد صادقی هی خبری از وضعیت آنان در دست نیست. جز تماس کوتاه روز اول بازداشت تا کنون خبری از وضعیت آنان به دست خانواده‌های‌شان نرسیده است.

منبع خبر : خبرگزاری هرانا

هاشم آقاجری:جنبش سبز فاز تكاملي حركت مردم در بهمن ۵۷

مهدی محسنی
از دید بسیاری نام هاشم آقاجری با "پروتستانیزم اسلامی" عجین شده است. وی به خاطر سخنانی انتقادی در سال 81 به اعدام محکوم شد. بسیاری معتقدند انتقادات وی از شیوه حکمرانی رهبری بی پروا و علنی است. آقای آقاجری در تازه ترین سخنان خود جنبش سبز ایران را جنبشی مسالمت آمیز خواند که قطعا پیروز خواهد شد". 
حکم اعدامی که "ننگین" بود
سید هاشم آقاجری استاد دانشگاه تربیت مدرس، و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در پی یک سخنرانی در همدان که در تاریخ ۲۹ خرداد ماه ۱۳۸۱ به مناسبت سالگرد درگذشت علی شریعتی درباره "پروتستانیزم اسلامی و دکتر شریعتی" صورت گرفته بود به اتهام توهین به اسلام و مقدسات مسلمانان دستگیر و در آبان ماه همان سال به اعدام محکوم شد.
آقاجری که یک پای خود را نیز در جنگ تحمیلی از دست داده است ، تحت  فضا سازی های رسانه ای جریانات تندرو و درخواست مصباح یزدی برای صدور حکم اعلام برای وی،  دستگیر و در دادگاه همدان محاکمه و محکوم به اعدام شد. اما دیوان عالی کشور به دلیل ایرادات وارده به روند رسیدگی قضایی، این پرونده را مجددا به دادگاه همدان بازگرداند.  دادگاه مجددا رای قبلی خود را تایید نمود و بار دیگر دیوان عالی نیز به دلیل بی توجهی صورت گرفته به ایرادات وارده رسیدگی به پرونده را به دادگستری تهران محول کرد.
سرانجام پس از اعتراضات گسترده دانشجویان و دانشگاهیان در سراسر ایران که به تعطیلی بسیاری از کلاس های درس منجر شد ، انتقاد محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران و سخنان تند مهدی کروبی رئیس مجلس ششم و اشاره به این موضوع که "به عنوان یك روحانی و به سخنگویی عده ای از مراجع كه با آنها تماس گرفتم ، از این حكم ننگین ، ابزار انزجار و تنفر می كنیم". واکنش و بیانیه آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی  و آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس وقت قوه قضاییه مبنی بر اینکه اتهام مذکور از لحاظ فقهی از موارد ارتداد نیست را به دنبال داشت. پس از این اتفاقات بود که در حکم وی تخفیف داده شد و به سه سال زندان، دوسال تبعید و نیز پنج سال ممنوعیت از تدریس محکوم گردید.
سلطانیسم معاویه و فاجعه عاشورا
اما بار دیگر زمانی نام هاشم آقاجری در رسانه ها شنیده شد که سایت های حامی دولت احمدی نژاد سعی نمودند اینبار نیز سخنان وی را وارونه جلوه بدهند. سخنانی که در نقد طاغوت و به مناسب شب های قدر بهمن 1387 در خانه عبدالله نوری بیان شده بود. هاشم آقاجری با روایت واقعه عاشورا و شیوه حکومتداری معاویه ، رسانه های حامی حکومت را به شدت آشفته و عصبانی نمود.
هاشم آقاجری با توصیف مشخصات "عزاداران بی معرفت" واقعه عاشورا تصریح کرد:"در زمانه‌‏ای هستیم كه از یك سو در درون، كسانی به نام دفاع از حسین(ع) در ردای سخنگویان رسمی دین و به نمایندگی از پیامبر و رهبران پاك می‌‏كوشند كه لباس زور بر اندام دین بپوشانند و در سخن و عمل اسلام را چون پوستینی وارونه به پیش چشم خلایق می‌‏كشند و از سوی دیگر مخالفان و دشمنان كه اساسا انگیزه‌‏های سیاسی دارند، می‌‏كوشند چهره زشت و كریهی از پیامبر(ص) و امامان ما ترسیم كنند، هر چند این دو جماعت در مقاصد و اهداف با یكدیگر متفاوتند اما با یك مقدمه یكسان آغاز می‌‏كنند".
وی سپس با اشاره به شیوه حکمرانی معاویه جایگزینی ساختار سلطانی به جای خلافت افزود:"اساس ساختار سلطانی بر جهل و ترس مردم بود كه ترس را با سركوب، بگیر و ببند، شكنجه و زندان و جهل را با آگاهی كاذب و وارونه در مساجد، بالای منبرها توسط امام جماعات ایجاد می‌‏كرد. تفتیش عقاید و شكنجه منتقدین و مخالفین در دوره معاویه ایجاد شد، هر كس عقیده مخالف داشت بدون اینكه كاری هم كرده باشد، سر و كارش با زندان و شكنجه بود. در زمان معاویه اعتراض به خلیفه كفر به اسلام محسوب می‌‏شد و افراد را به عنوان كافر سر می‌‏بریدند، سیاست سركوب چنان گسترده بود كه نه تنها چهره‌‏های سیاسی بلكه شعرا هم مصون نبودند".
گفتن از "آزادی" در هفتمین سالگرد صدور اعدام
هاشم آقاجری در 18 آبان ماه 1388 در هفتمین سالگرد صدور حکم اعدام برای وی ، به میان دانشجویان رفت تا درباره "آزادی بیان" سخن بگوید. آقاجری اینگونه سخنان خود را آغاز نمود:  "مردم ما در طول 150 سال گذشته همواره به دنبال دستیابی به استقلال، آزادی و عدالت بودند. چرا كه این سه خواسته در واقع مكمل یكدیگر هستند. البته واقعیت های اجتماعی ما سبب شد كه مردم به دنبال نفی استبداد و به دست آوردن آزادی باشند. ملت ما در نفی سلطه به دنبال استقلال و نفی مناسبات سلطه بود. همچنین واقعیت های تبعیض آمیزی در جامعه وجود داشت كه مردم را در دستیابی به عدالت ثابت قدم می كرد".
وی تصریح کرد: " استقلال ، آزادی و عدالت سه آرماني هستند كه هيچيك بدون ديگري معنا و مفهومي ندارد. ويژگي اين سه خواسته اين است كه اگر از زوايه هر يك از آنها نگاه كنيم دو وجه ديگر را خواهيم ديد. حركت مردم در مشروطه نيز با عدالتخواهي آغاز شد كه به تاسيس عدالتخانه منجر شد. از اين رو امروز ايدئولوژي رسمي حكومت و قدرت، تمام اعمال خود را زير عنوان عدالت توجيه مي كند".
آقاجری افزود: "نمي توان از عدالت حرف زد اما دستگاه قضايي مستقلي نداشت. دستگاه قضايي وابسته، ريشخند به عدالت است. وقتي مملكتي به سرنوشت خود مسلط نباشد و سرنوشتش در زرگنده(سفارت سابق روسيه) تعيين شود، به معناي عدم وجود عدالت است. از اين رو نمي توان زير عنوان يك مفهوم ديگر، خواسته هاي ملت را زير پا گذاشت و ناديده گرفت".
وی با اشاره به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: "در طول پنج ماه گذشته هربار مردم ما براي دستيابي به حقوق خود به خيابان آمدند جوابشان خشونت بود. در اين خشونت ورزي و سركوب قهري حق مردم هم هيچ حريمي را رعايت نكردند. گاهي چيزهايي مي شنويم كه از زنده بودن خود شرم مي كنيم. شرممان مي آيد كه با دختران و پسران ما در كهريزك، شاهپور، اوين و... چنان برخوردهايي صورت مي گيرد".
آقاجری با اشاره به اینکه "وقتي در خيابان ها شاهد برخوردهايي چنان خشن هستيم مي توان حدس زد كه در پشت ديوارها  چه بلايي بر سر آنها مي آورند" افزود: "عدالت اگر عدالت باشد بايد پاسدار آزادي باشد. به راه انداختن جنگ عدالت دروغ است. عدالت به هيچ وجه در برابر آزادي قرار ندارد. در برابر عدالت تنها قدرت قرار مي گيرد. از اين رو هر كجا كه به آزادي حمله شد شك نكنيم كه تز حاكميت ناديده گرفتن عدالت است".
جنبش بدون خشونت سبز و بیماری روانی حاکمان مستبد
آقای آقاجری در بخشی دیگر از سخنانش در دانشگاه تهران با اشاره به اعتراضات گسترده و مسالمت آمیز مردم در چند ماه اخیر گفت: " به نظر من اين جنبش فاز تكاملي حركتي است كه مردم ايران در بهمن 1357 انجام دادند. اكنون ما به تجربه دريافته ايم كه به صرف جابجايي قدرت و عوض شدن آدم ها مسائل تاريخي ما حل نخواهد شد. بلكه بايد آرمان ها را در عرصه واقعي پاسداشت. بايد دانست كه ميان وسيله و هدف پيوند ناگسستني وجود دارد و خشونت ورزان پس از پيروزي، خشونت را بر عليه دوستان خود نيز بكار خواهند برد".
اين استاد دانشگاه با اشاره به اینکه "قدرتمداران واقعيت ها را نمي بينند و از سرنوشت دیگر مستبدین درس نمی آموزند" تصریح کرد: "من گاهي در اخلاق و رفتار برخي اصحاب قدرت نشانه هاي بيماري رواني پارانوئيدي مي بينم. آنها فكر مي كنند كه همه چيز از خارج هدايت مي شود. شاه هم همينطور بود و واقعيت ها را به همين دليل نديد."
آقای آقاجري با تقسیم مخالفان جنبش سبز به دو گروه واقع گرا و متوهم  افزود: "از نظر متوهم ها این یک "فتنه" با ريشه خارجی است. اما مخالفين واقع گرا مي گويند بايد اين "بحران" را رفع كنيم. اين سبب ريزش ها و شكاف هايي حتي در ميان صفوف آنها شده است كه هر روزه در مطبوعات شاهديم. طرفداران تز فتنه به دنبال راه حل هايي مثل سركوب و زندان هستند. طرح انقلاب مخملي هم از سوي همين عده مطرح شده است".
اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اشتباه بودن تز فتنه در مورد انتخابات گفت: "سركوب، زندان، اتهام انقلاب مخملي و... چه نتايجي در بر داشت. اگر فتنه از خارج هدايت مي شد به راحتي مي توانستند از بين ببرند. اما نتوانستند از اين رو هر چه طرفداران تز فتنه با شدت عمل بيشتري برخورد كنند جنبش سبز هم راديكال تر خواهد شد. نشانه آن هم راديكال تر شدن شعار ها از 25 خرداد تا 13 آبان است."
وی در پایان به حاکمان سیاسی هشدار داد از برخورد خشونت بار با معترضین پرهیز کنند زیرا این برخودها تنها فضا را رادیکال تر خواهد نمود و جنبش را از فاز اصلاحی به فاز انقلابی سوق خواهد داد:" جنبش ممكن است به اين نتيجه برسد كه ديگر هيچ چاره اي وجود ندارد و اميدي هم [به اصلاحات بنیادی] نيست. از اين رو از آن عبور مي كند و اين تابع خواست كسي نيست. بلكه پروسه اي ضروري اتفاق مي افتد كه بسياري از افراد هم در اين پروسه ايزوله مي شوند". 

محمد خاتمی: هر منتقدی را به براندازی متهم می کنند و همچنان فضا به سوی محدود تر شدن پيش می‌رود، جرس


شبکه جنبش راه سبز(جرس):محمد خاتمی با انتقاد از تداوم فضای امنيتی در کشور،گفت«انتظار اين بود که کم کم فضا غير امنيتی شود ، نه اينکه انتقاد و نقد کردن اين همه هزينه برای جامعه داشته باشد، بايد به خاطر داشت کسی که نقد می‌کند برانداز نيست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است.»
رييس جمهور دوره اصلاحات همچنين با تاکيد براينکه «زمانه ما زمانی است که در آن ديگر هيچ انسانی در وجدان خودش هيچ نوع حکومت استبدادی و ديکتاتوری را بر نمی تابد" گفت «امروز ديکتاتورهای زمان نيز ادعای مردمی‌بودن می‌کنند.»
دفتر حجت الاسلام سيدمحمد خاتمی خبر داد که وی در ديدار و گفت و گو با جمعی از اعضای هيات علمی دانشگاه‌ علم و صنعت ايران با اشاره به مباحث مطرح شده از سوی استادان در ابتدای اين نشست؛ گفت:«همه مطالبی که در اين جلسه بيان شد مطالبی خوب؛پخته و مبتنی بر تحليل درست بود، همچنانکه از محيط دانشگاهی انتظار می‌رود همه بحث‌ها به نحوی ناظر بر اين بود که چگونه می‌شود از اين وضعيت بيرون رفت و وضعيت بهتری داشت.»
سيد محمد خاتمی با بيان اينکه «خوشبختانه جامعه دانشگاهی ما هم درد را می‌شناسد و هم تلاش می‌کند راه حلی را برای رفع درد ارائه دهد»، اظهار داشت:«يکی از مشکلاتی که در جامعه ما وجود دارد، عدم درک جايگاه دانشگاه و دانشگاهيان در مجموعه نظام و عدم بهره‌گيری از آنهاست.»
رئيس بنياد باران در بيان علل و موانع کنونی پيش آمدن اين وضع افزود:« در حال حاضر نيز وضعيتی وجود دارد که همچنان فضا به سوی محدود تر شدن آن پيش می‌رود و متاسفانه زيانی که از اين ناحيه، مملکت دچار آن می شود زيان غيرقابل جبرانی است.»
خاتمی درباره توانايی های دانشگاه در بهبود وضع کشور و پيشبرد همه جانبه گفت: « بعد از انقلاب هم از اين ظرفيت دانشگاه کمتر استفاده شده است؛ البته در يکی دو مورد عکس اين اتفاق افتاد، يکی در تدوين برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور که مرحوم دکتر عظيمی محور کار قرار گرفت.»
وی افزود:«در جريان تدوين اين برنامه هزاران ساعت نفر از نيروهای مختلف دانشگاهی از دانشگاه‌های مختلف بحث و صحبت کردند، بطوريکه تقريبا کمتر نظر علمی و دانشگاهی بود که در حد امکان شنيده نشده باشد و بر اساس آن برنامه چهارم تدوين شد که به نظر من علمی ترين و واقع بين ترين برنامه ای بود که تنظيم شد ولی در عمل متاسفانه بر خلاف آنچه می‌بايست انجام شود، انجام گرفت.»
رئيس دولت اصلاحات مورد ديگر در توجه و تکيه بر ظرفيت دانشگاه را در جريان تدوين برنامه چشم انداز بيست ساله عنوان کرد و گفت:«در اين برنامه که در دولت اول اصلاحات مورد بحث قرار گرفت از نيروهای مختلف کارشناسی از دانشگاه‌های مختلف استفاده شد و سرانجام نيز با بحث در مجمع تشخيص مصلحت با نظر رهبری تدوين ؛نهايی و ابلاغ شد.»
سيد محمد خاتمی با تاکيد بر ضرورت استقلال دانشگاه يادآور شد:« در دولت اصلاحات هم و غم دولت بر اين بود که دانشگاه روی پای خود بايستد و مورد احترام باشد و تلاش کنيم نيروهای خارج از دانشگاه اجازه و توان دخالت و اعمال نظر به هر صورت را نداشته باشند.»
رئيس جمهور سابق کشورمان در اين باره گفت:اختيارات هيات های امنا در اداره دانشگاهها و انتخابی شدن مديريت های دانشگاهی از جمله ضرورت های مشارکت دانشگاهيان در تصميم سازی های کشور است که دولت در دوران اصلاحات توانست تنها گام های اوليه در آن مسير بردارد.
سيد محمد خاتمی استقلال دانشگاه و رعايت حقوق و حرمت دانشگاهيان و دانشجويان را در هر شرايطی ضروری و لطمه مداخله های سياسی و امنيتی را مخل ايفای نقش های واقعی دانشگاه دانست.
وی انتظارات جامعه را از دانشگاه و دانشگاهيان در تامين سه هدف خلاصه کرد و گفت:دراولين هدف علم‌اندوزی و پژوهش است که بدون دستيابی به آن هيچ گامی را نمی‌توان برداشت و حتی حيات اجتماعی، تاريخی، سياسی و مدنی با مشکلات مختلف مواجه و بلکه نابود خواهد شد.
خاتمی در ادامه گفت:دومين هدف کار‌آمدی بدين معناکه افراد چگونه می‌توانند علم را به کار گيرند و کشور و جامعه را با اين علم اداره کنند؛کارآمدی فقط تربيت نيروی علمی و انسانی کارآمد نيست، بلکه اين است که دانشگاه عالم به مديران ما کمک کند که کارآمد شوند، يعنی راه مديريت علمی و منطقی را به آنها بياموزند و اگرتصميم‌سازان ما عالمان ما باشند آن‌وقت مديريت کار آمدی در کشور داريم و تصميم گيران نيز درست عمل می کنند.»
خاتمی تصريح کرد: هدف سوم روشن فکری است و روشنفکر يعنی کسی که از خود بيرون آمده و به سرنوشت جامعه می‌انديشد و اهل نقد و نظر است وعظمت، پيشرفت، آزادی و اعتلای جامعه خود را می‌خواهد.
رئيس دولت اصلاحات افزود:«روشنفکر کارآمد بايد دو خصوصيت داشته باشد که دانشگاه‌های ما بايد و می‌توانند در اين زمينه کار کنند، يکی اينکه چون وجود انسان تاريخی است کسی روشنفکر خواهد شد و می‌تواند در جامعه اثر مثبت بگذارد که با سنت آشنا و مانوس باشد.»
وی ادامه داد:«در کشور ما اسلام بطور خاص در شکل‌دهی اين سنت و ساختن هويت تاريخی و فرهنگی جامعه ما موثر است و وقتی می‌گوييم اسلام، اسلامی را می‌گوييم که غير مسلمان هم در آن امکان رشد پيدا بکند.»
خاتمی خصوصيت ديگر روشنفکر را آشنا بودن به اقتضائات زمان عنوان کرد و گفت:«کسی که زمان خودش را نمی‌شناسد، تاثير وتاثرعوامل، خواست‌ها و توقعات تاريخی جامعه را نمی‌شناسد و در زمان خودش نيست، نمی‌تواند زبان مناسب برای جامعه‌ خود پيدا کند و جامعه هم حرف او را نمی‌شنود و راه حل هايی که ارائه می دهد به جای انديشه بر توهم استوار است.»
رئيس موسسه بين‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدنها تصريح کرد:«روشنفکر کسی است که با سنت و اقتضائات زمان خود آشنا باشد و بداند او در اين زمان دارد زندگی می‌کند و چگونه می‌تواند از سنت که پايه اجتماعی‌ اوست بهره‌برداری و حتی نوآوری کند تا بتواند گذشته‌اش برای آينده‌اش معنا داشته باشد و پيش برود.»
وی تاکيد کرد:«روشنفکر کسی است که از امکانات عظيم موجود، بتواند استفاده کند و برای ملت سربلندی،استقلال و عظمت بيافريند تا همه احساس حرمت بکنند.»
رئيس‌جمهور سابق کشورمان در تبيين اين مسئوليت يادآور شد:«روشنفکر کسی است که توقع زمانش را بشناسد و من بارها گفته ام زمانه ما زمانی است که در آن ديگر هيچ انسانی در وجدان خودش هيچ نوع حکومت استبدادی و ديکتاتوری را بر نمی تابد و رد می‌کند. از جمله دلايل آن هم همين است که امروز ديکتاتورهای زمان نيز ادعای مردمی‌بودن می‌کنند ؛ اين‌ها مساله زمان ماست و متعلق به شرق و غرب نيست و انتقاد و بيان آزاد عقايد و انديشه‌ها امروز ديگر به عنوان يک حق شناخته شده است.»
سيد محمد خاتمی با تاکيد بر نقش دانشگاهيان در اين زمينه گفت:«متاسفانه ما گرفتار بحران تفکر هستيم که بايد با استمداد از سنت و روح زمانه بتوانيم اين بحران را حل کنيم و به يک جمع‌بندی درستی برسيم و دانشگاه‌ها و محافل علمی می‌توانند در اين زمينه نقش بسزايی داشته باشند.»
وی لازمه تحقق اين نقش را وجود امنيت اجتماعی و احساس رضايت همه افراد جامعه و نخبگان به خصوص جامعه دانشگاهی دانست و گفت:رضايت مبنای رشد اجتماعی و نقد به تعبير اميرالمومنين علی (ع) وظيفه جامعه و حق واليان است پس ايجاد محدوديت در مسير نقد قدرت موجب کاهش رضايت عمومی و محروم کردن جامعه و حکومت از يک حق اساسی است.
رئيس بنياد باران در اين باره اظهار داشت:نظام اسلامی چنانکه در منابع دينی و تاريخی ما آمده است و در انقلاب و انديشه حضرت امام نيز ريشه دارد ؛نظامی است انسانی و اخلاقی که بايد همه شهروندان را در بر بگيرد و محدود به سليقه ها؛افراد و گرو ه های خاص نشود و جلب رضايت نخبگان و آحاد جامعه را مد نظر داشته باشد.
سيد محمد خاتمی با اشاره به اين مساله به بررسی وقايع اخير کشور پرداخت و گفت:بزرگترين عامل تضعيف نظام؛کاهش رضايت مردم و اعمال خشونت به هر شکلی است.خشونت از هر سو به خصوص از ناحيه حکومت مضر به حال جامعه؛دين و نظام است.اعمال خشونت از جانب حکومت تندروی و نارضايتی در جامعه به دنبال می آورد واگر در جامعه نارضايتی و بی‌اعتمادی بود و روز‌به‌ روز گسترش پيدا کرد، اولين ضربه به اسلام و نظامی که نام اسلام را دارد می‌خورد، اگر خدای نکرده رفتارها و برنامه ها طوری باشد که در ذهن جامعه القاء شود که در اين نظام خشونت و ارعاب و تهديد رسميت دارد و دشمنان هم از اين زمينه استفاده کنند بيش از همه خود نظام زيان می بيند.»
سيدمحمد خاتمی در ادامه اين بحث اظهار داشت:امروزسئوال اين است که بخصوص در جريان حوادث اخير، رضايت جامعه و بخصوص نخبگان آن افزايش پيدا کرده است؟اگر نکرده است بايد فهميد که مشکل وجود دارد و عاملان اين وضع تضعيف‌کنندگان نظام در اينجا کسانی هستند که سبب نارضايتی بيشتر در جامعه شده‌اند.»
وی تصريح کرد:« اين جامعه متعلق به ماست. اما چرا اينقدر فضا تنگ شده است؟چرا اينقدر نيروهای ارزنده‌ای که انتقاد يا حرف دارند ؛ نه تنها حذف می‌شوند بلکه مورد هرگونه اهانت و فشاری قرار می‌گيرند؟»
رئيس دولت اصلاحات افزود:«وقتی به دانشجو، استاد،عالم؛هنرمند؛ نيروهای اهل فکر و سابقه‌دار و جبهه رفته و نيروهايی که می‌گويند قانون اساسی را قبول داريم البته انتقاد هم داريم هرگونه ناسزا و نسبتی به آنها می‌دهند متاسفانه شعارهايی در جامعه مطرح می‌شود که هيچ کدام از ما نمی‌پسنديم؛نظام تضعيف می شود و ايران چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی آسيب می بيند.»
وی در توضيح دلايل شرايط به وجود آمده گفت:«اينها به اين دليل است که به مردم احترام نمی‌شود، اعتراض و انتقاد براندازی به حساب می‌آيد، رسانه‌های رسمی ما هر چه توانستند ناسزا و دروغ به افرادی می گويند که مورد توجه مردم هستند و همه اينها به نظام لطمه می‌زند.»
سيد محمد خاتمی برای حل اين مسائل گفت:« همه بايد به قانون اساسی بازگرديم و در چارچوب قانون اساسی و معيارهای اسلامی حرکت کنيم؛بايد پذيرفت که نمی‌توان بصورت پادگانی جامعه و دانشگاه را اداره کرد و اين نحوه مديريت به زيان مادی و معنوی و حيثيتی جمهوری اسلامی است.»
رئيس جمهور سابق کشورمان در اين زمينه افزود:« انتظار اين بود که کم کم فضا غير امنيتی شود ، نه اينکه انتقاد و نقد کردن اين همه هزينه برای جامعه داشته باشد، بايد به خاطر داشت کسی که نقد می‌کند برانداز نيست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است.»
سيدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:« اما آيا امروز انتقاد منطقی هزينه ندارد؟آيا منتقد متهم به انواع اتهاماتی که شايسته بدترين دشمنان کشور و ملت است ، نمی‌شود؟ اگر جواب اين سئوالات مثبت است ؛ اينها نشان‌دهنده انحرافی است که بايد اصلاح شود و به راه درست بازگردد.»
خاتمی در پايان اين ديدار و گفت و گوتصريح کرد:«مبنای حرکت قانون اساسی است؛ ما ايران سربلند را می‌خواهيم، ما می‌خواهيم مردم حکومت را از خود بدانند و حکومت مردم را از خود بداند و همچنين انتقاد از خود را نعمت بداند، همانگونه‌ای که امام راحل فرمود انتقاد، بلکه تخطئه يک هديه الهی است و مراد امام از انتقاد و تخطئه ؛انتقاد از خودشان و مسئولان بلند پايه بود.»
به گزارش روابط عمومی دفتر سيدمحمد خاتمی،پنج تن از استادان دانشگاه علم و صنعت پيش از ايشان به تشريح مسائل موجود کشور و دانشگاهها و راه های برون رفت از وضعيت نا مطلوب کنونی پرداخته و به عنوان کسانی که سالها در محيط دانشگاهی و صحنه جامعه و مسئوليت ها و مديريت ها حضور داشته اند و مسائل را از نزديک لمس می کنند نگرانی شديد خود را از وضعيت مديريت غير کارشناسانه؛غير علمی؛غير واقع بينانه و سليقه ای در ابعاد مختلف فرهنگی؛اجتماعی؛اقتصادی؛صنعتی،کشاورزی و سياسی امنيتی؛ديپلماسی و روابط خارجی؛رسانه ای و اطلاع رسانی ؛قضايی و حقوقی ابراز و خطر رکودها و تخريب ها وحيف و ميل های ثروت های ملی؛از بين رفتن و سوختن فرصت های اجتماعی و اقتصادی که می توانست بسيار ارزنده و پيش برنده در روند توسعه همه جانبه کشور باشد روش برخی جريان ها برای يک صدايی کردن و امنيتی کردن جامعه خصوصا فضای دانشگاه ها و تضعيف نقش مستقل عملکرد قوه قضاييه و قوه مقننه و مجلس خبرگان ؛دخالت دستگاه های امنيتی نظامی و انتظامی در اموری که طبق قانون اساسی از ورود به آنها نهی و منع شده اند عدم شفافيت در اطلاع رسانی و انعکاس واقعيت ها و ديدگاهها و انتقادهای جريان های سياسی و مردمی قانونی بد بين کردن و تفرقه افکنی بين طيف های مختلف اجتماعی و جريان های فکری و سياسی و نهادهای مردمی و قطبی کردن جامعه بيان کردند وبر اساس آنها برخی راه کارها را با تکيه بر قانون اساسی برای برون رفت از اين شرايط ارائه دادندو بر التزام عملی همه نهادها و دستگاههای کشور به همه موارد قانون اساسی و اطمينان دادن عملی به مردم در جهت تامين خواسته های اکثريت ملت و حقوق اقليت ها تاکيد کردند.
در اين ديدار همچنين بسترهای مساعد در توسعه صنعتی و نگرانی ها از وضع اقتصاد و مديريت کشور مورد اشاره قرار گرفت و ظرفيت ها و مخاطره های پيش روی جنبش اصلاحات و اينکه از تجربه های مشروطيت و انقلاب اسلامی و اصلاحات چگونه در اين دوران بايد بهره گرفت ؛ بر فرصت ها و تهديد هايی که در برابر جامعه دانشگاهی و زنان وجود دارد تاکيد شد.

سیدمحمد خاتمی در تماس تلفنی از هادی حیدری دلجویی کرد

شنبه، 23 آبان 1388
حجت الاسلام سید محمد خاتمی(رییس جمهور پیشین کشورمان) در تماسی تلفنی پس از آزادی هادی حیدری، از وی دلجویی کرد.
سایت شخصی هادی حیدری (پرشین کارتون) نوشت:‌ خاتمی در این تماس، ضمن ابراز تاسف از دستگیری حیدری و سایر بازداشت شدگان در جریان برگزاری مراسم دعای کمیل، این اقدام را عجیب خواند و ابراز امیدواری کرد « کسانی که چنین اشتباهی را مرتکب شده اند، در آینده فرصت برای جبران و عذرخواهی پیدا کنند.»

هادی حیدری (کاریکاتوریست)، روز 30 مهرماه 1388 در حین برگزاری مراسم دعای کمیل در منزل یکی از روزنامه نگاران بازداشت شده وقایع پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به همراه 21 تن دیگر دستگیر و به زندان اوین منتقل شد.

وی نزدیک 10 روز را در سلول انفرادی گذراند و پس از 17 روز، غروب یکشنبه 17 آبان ماه از زندان اوین آزاد شد. در روزهای اخیر پس از آزادی وی شخصیت های اجتماعی، سیاسی، روزنامه نگاران، کارتونیست ها و طنزپردازان مختلف طی تماس های تلفنی و با حضور در منزل حیدری، با وی ملاقات کردند.

از میان این شخصیت ها می توان به اسامی زیر اشاره کرد:
سید محمدرضا خاتمی (نماینده دوره ششم مجلس و دبیر کل سابق جبهه مشارکت)، سید صفدر حسینی (وزیر اقتصاد در دولت خاتمی)، عبدالله ناصری (مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی در دوران اصلاحات)، محمد طبیبیان(معاون اسبق وزرای اقتصاد در دولت های سازندگی و اصلاحات)، هادی خانیکی (استاد ارتباطات دانشگاه و معاون وزیر علوم در دوران اصلاحات)، محمد قوچانی (روزنامه نگار و سردبیر روزنامه توقیف شده اعتماد ملی)، کسری نوری (سردبیر روزنامه ایران در دوران اصلاحات)، حمیدرضا جلایی پور (استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران)، حسین کروبی (فرزند مهدی کروبی)، علیرضا بهشتی شیرازی (سردبیر روزنامه کلمه سبز)، مهران کرمی (سردبیر روزنامه توقیف شده کارگزاران)، علی صالح آبادی (نماینده سابق مجلس و مدیرمسوول سابق روزنامه همبستگی)، حسینی (استاندار اصفهان در دوران اصلاحات)، عباس عبدی (روزنامه نگار)، خانواده محسن میردامادی (نماینده مجلس ششم و دبیر کل جبهه مشارکت)، جمعیت حقوق بشری «مادران صلح».

از اقدامات خلاف قانون بازجوها به چه کسی شکایت کنیم؟

کلمه: وبلاگ تا آزادی روزنامه نگاران زندانی نوشت: مهدیه محمدی همسر احمد زیادآبادی ،روزنامه نگار زندانی که از پنج ماه پیش در زندان است ،می گوید:”بازجوها ،باز پرس ها و دیگر مسوولان پرونده زید ابادی در وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب دهها اقدام خلاف قانون در باره او انجام داده اند.در برابر کارهای غیرقانونی آنها چه کسانی به فریاد ما خواهند رسید و آنها را محاکمه خواهند کرد؟”
مهدیه محمدی بخشی از موارد نقض حقوق شهروندی را که در پنج ماهه گذشته در باره احمدزید آبادی انجام شده ،به این شرح ذکر می کند:”ساعت ده شب بدون ارائه حکم او را بازداشت و با خشونت او را به زندان منتقل کردند.خانواده را تا هفده روز از او بی خبر نگه داشتند.هر لحظه از این هفده دقیقه بر ما سالی گذشت .ما حتی نمی دانستیم احمد زنده است یا نه؟او در این مدت ۱۴۰ روز بر خلاف تمام قوانین ایران در انفرادی بوده است . او را به شدت کتک زده و مورد توهین قرار داده اند.بازجوهایش هرزمان که خواسته اند ملاقات او را با ما بدون هیچ دلیلی قطع کرده اند.ما از این اقدامات خلاف قانون بازجوها به چه کسی باید پناه ببریم و شکایت کنیم؟”
او اضافه می کند :”ده سال پیش که همسرم به همراه تعدادی دیگر از روزنامه نگاران در زندان بود ،به همراه خانواده های آنها در خصوص اقدامات غیرقانونی قاضی مرتضوی به دادگاه انتظامی قضات شکایت کردیم .اما نه فقط هیچ کس به شکایت ما رسیدگی نکرد که مرتضوی پس از پنج سال ارتقا مقام پیدا کرد و دادستان کل تهران شد.”
همسر احمد زیدآبادی می گوید :”اگر یک جوان پانزده –شانزده ساله دست به یک کار غیرقانونی در خیابان بزند ،فوری به او دست بند می زنند و به زندان می برند ،اما اگر کسی صاحب مقام باشد و مرتکب خلاف بشود ،چه کسی به اتهام او رسیدگی خواهد کرد؟ظاهرا هیچ کس !اگر یک مقام قضایی مرتکب جرم شود ،به چه کسی باید شکایت ببریم ؟حتما کسانی خواهند گفت به دادسرای انتظامی قضات .اما من به تجربه دریافته ام که هیچ کس در ابن باره پاسخگو نیست.قاضی شعبه بیست وشش دادگاه انقلاب ،آقای پیرعباسی خودش چند بار به من و وکیل زید ابادی گفته است که می دانیم زید آبادی باید آزاد باشد اما فعلا صبر کنید.آیا این اقدام قاضی که حکم آزادی او را صادر نمی کند ،نباید مورد رسیدگی قرار گیرد؟”
وی با اشاره به اینکه یکی از اتهامات همسرش تبلیغ علیه نظام و تبانی در ایجاد اغتشاش مطرح شده ،گفت :”دلیل شان هم برای تبانی در اغتشاش تلاش زید آبادی برای قانع کردن آقای عبدالله نوری به کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری بود.احمد در جلسه محاکمه اش از قاضی پیرعباسی پرسیده است ،مگر دعوت از آقای عبدالله نوری برای کاندیداتوری جرم است که قاضی به او پاسخ داده ،آنچه در ذهن تو در این باره وجود داشته مهم است .تو می خواستی با وارد کردن عبدالله نوری به صحنه انتخابات اغتشاش درست کنی.”
مهدیه محمدی در پایان می گوید :” تمامی فعالیت های احمد در چارچوب قانون بوده اما اقدامات بازجوهای او خلاف قانون بوده است .کسی که باید محاکمه شود بازجوی اوست نه خودش.چه کسی بازجوی او را محاکمه خواهد کرد؟”

پزشک بازداشتگاه کهريزک خودکشی کرد!

نوروز: دکتر رامين پورارزجانی، که دوران خدمت سربازی خود را به عنوان پزشک در بازداشتگاه کهريزک سپری می کرد در پی اتفاقاتی که بعد از آشکار شدن وقايع بازداشتگاه کهريزک به وقوع پيوست خودکشی کرده است.
اين پزشک وظيفه و دانشجوی ممتازی که با رتبه دو رقمی در کنکور سرتاسری قبول شده بود اولين قربانی برگزاری دادگاهی غيرعلنی است که در پی حوادث اين بازداشتگاه مورد سئوال و اتهام قرار گرفته بود.
درحاليکه متهمان اصلی ضرب و شتم وحشيانه زندانيان اين بازداشتگاه متعلق به نيروی انتظامی تاکنون مورد سئوال قرار نگرفته اند و حتی قاضی مرتضوی با اعمال فشار بر نمايندگان مجلس ازقرائت گزارش کميته حقيقت ياب مجلس هشتم جلوگيری می کند، رامين پورارزجانی، پزشک ۲۶ ساله، متهم می شود که در ماجرای شهادت زندانيان کهريزک مرتکب قصور پزشکی شده است و تهديد می گردد که پروانه پزشکی اش لغو و برای ۵ سال راهی زندان خواهد شد.

به دنبال آشکار شدن جنايات وحشيانه ای که در بازداشتگاه کهريزک صورت گرفت و حتی به "گوانتاناموی ايرانی" معروف شد، پرونده ای در دادگاه نظامی قضات برای دادستان پيشين تهران و جانشين فرمانده نيروی انتظامی که به صورت مستقيم مسئول حوادث مرتبط با اين بازداشتگاه بودند تشکيل می شود و مقامات قضايی هم قول می دهند در سريع ترين زمان ممکن به اين پرونده رسيدگی کنند. اما مطابق اکثر پرونده های مربوط به مقامات قضايی و نيروی انتظامی در تمام سال های اخير نه تنها افراد فوق مورد سئوال و محاکمه قرار نمی گيرند بلکه با امدادهای غيبی اتهامات و متهمان ديگری برای اين واقعه تراشيده می شود و پرونده به بيراهه می رود و قربانيان جديدی برای اين پرونده ها دست و پا می شود که آخرين نمونه آن هم يک پزشک وظيفه مسئول در بازداشتگاه کهريزک است.
پيش از اين در جريان حوادث کوی دانشگاه و اتفاقاتی که کشور را برای يک هفته در بحران فرو برد يک سرباز نيروی انتظامی تنها به اتهام سرقت ريش تراش مورد مواخده قرار گرفت و تمام افراد مسئول که در گزارش شورای امنيت کشور هم به دخالت آنها در اين بحران اشاره شده بود تبرئه شدند.
مشابه اين اتفاق قرار بود برای متهمان پرونده قتل های زنجيره ای انجام شود اما اصرار محمد خاتمی بر کندن غده چرکين اين وزارتخانه در نهايت منجر به دستگيری سعيد امامی شد؛ هرچند او هم در زندان قوه قضائيه با آنچه که خودکشی با داروی نظافت خوانده شد، فرصت اين را پيدا نکرد که همدستان خود را به صورت کامل معرفی کند.
در اين بين هرچند خودکشی اين پزشک و سرباز وظيفه نکته ابهام پرونده متهمان بازداشتگاه کهريزک است، اما نفس خودکشی کسی که درون زندان جنايات وحشيانه عليه زندانيان را به چشم خود ديده است و می تواند هرلحظه نسبت به معرفی عاملان جنايت با دليل و مدرک اقدام کند، ابهام آميز به نظر می رسد.
اين سئوال جدی هم مطرح است در حاليکه افرادی مثل بهزاد نبوی به دليل اخلال در ترافيک تهران از طريق شرکت در راه پيمايی به اقدام عليه امنيت کشور متهم می شوند و بيش از ۵ ماه در زندان انفرادی قرار می گيرند و حتی در دادگاه ادعانامه های چندين صفحه ای عليه آنان قرار می شود، چطور ممکن است کسانی که مسئول مستقيم شهادت چندين جوان ايرانی هستند به آن اندازه اقتدار داشته باشند که نه تنها از قرائت گزارش کميته حقيقت ياب مجلس جلوگيری کنند، بلکه خود را نيز از هر اتهامی مبرا بدانند و با اعمال نفوذ از انتشار گزارش های مربوط به رسيدگی به اين پرونده نيز جلوگيری نمايند.
افکار عمومی از ياد نخواهد برد بازداشت شدگان سياسی حوادث اخير اکثراً يک يا دو روز بعد از انتخابات دستگير شدند و تا روز برگزاری انتخابات تمام فعاليت های آنان از نظر دولت مستقر هم قانونی بوده است. آنگاه برای اين افراد ظرف دو روز اتهامات چندين صفحه ای قرائت می شود و صدا و سيمای دولتی از بيان هر اتهامی عليه آنان دريغ ندارد؛ اما افرادی که مسئول شهادت جوانان کشورمان هستند می توانند پرونده ای را تا آن اندازه به بيراهه ببرند که در نهايت دادگاه مدعی شود دليل کافی برای متهم کردن و اثبات مجرم بودن اين افراد ندارد. رويه ای که طی ساليان اخير بارها و بارها در دستگاه قضائی کشورمان تکرار شده است و به نظر نمی رسد که اراده ای مبنی بر اين راه و روش غيرعادلانه، غيرقانونی و غيرمشروع وجود داشته باشد.

رهبری و راهبری جنبش سبز

صدرا معیری

یکی‌از میراث‌های نامبارک دوران طولانی‌رهبری آقای خامنه‌ای، همنشین شدن تلویحی عنوان "رهبری" با معنای دیکتاتوری است. این بیش‌هراسی منجر به احتیاط مضاعف جنبش سبز در پرداختن به مقوله رهبری جنبش و بویژه در تبیین موقعیت جناب آقای موسوی و جناب آقای کروبی شده است. این در حالی‌است که به گواه تاریخ، یک جنبش سیاسی موفق ناگزیر از برخورداری از رهبرانی توانمند و دارای نگاه راهبردی است. درست است که جنبش سبز از خلاقیت پراکنده و هسته‌های غیر متمرکز بهره گرفته و در واقع از این طریق صاحب یک مزیت استراتژیک شده است، اما این عدم تمرکز به معنای بی‌نیازی از رهبری نیست چراکه عدم مدیریت کلان یک حرکت غیر متمرکز، آن‌را به هدفی‌آسان برای نیروهای سرکوبگر تبدیل مینماید و سرکوبگران براحتی میتوانند به هسته‌های غیر متمرکز نفوذ کرده، هدایت نامحسوس آنها را بدست بگیرند. حتا با فرض نبود چنین رخنه‌یی، یک جنبش بی‌سر و غیر متمرکز در معرض اتلاف انرژی یک بخش توسط بخش دیگر قرار دارد و ممکن است به سرعت فرسوده شود. در شرایط حاضر و پس از گذشت چند ماه از انتخابات رسوای دهم، بیش از پیش ضرورت مدیریت فعالانه‌تر جنبش توسط جناب آقای موسوی و جناب آقای کروبی حس میشود. این دو بزرگوار نشان داده‌اند که (لا‌اقل تا کنون) گرایشی به دیکتاتوری ندارند و لذا هراس از رهبری فعالانه تر این دو در شرایط حاضر، هراسی بی‌بنیاد است. بدیهی‌است که با ظهور نشانه‌های دیکتاتوری، جنبش سبز آنقدر بلوغ یافته که بی‌چون و چرا به تبعیت از یک فرد نپردازد. با توجه به این مبانی، میتوان از چهار محور مهم که در آنها رهبری جنبش سبز از اهمیتی استراتژیک برخوردار است نام برد:


محور اول- مدیریت شعارها

شعارهای سرداده شده در خیابانها از زمان انتخابات تاکنون به تدریج رادیکال تر شده است. این روند از راهپیمایی‌های کم نظیر سکوت آغاز شد (راهپیمایی‌هایی‌که اتفاقا به دلیل عدم وجود شعار، بیشترین قابلیت جذب را داشت چراکه تمام معترضان به وضع موجود با هر گرایشی خود را در راهپیمایی سکوت راحت می‌‌یافتند)، به آقای احمدی‌نژاد و مساله انتخابات رسید، از آن‌عبور کرد و مقام رهبری را هدف گرفت و سپس با گذر از شخص رهبری، نهاد ولایت فقیه و سرانجام کلیت جمهوری اسلامی را نشانه گرفته است. در این شرایط، تعیین اینکه کجا باید ایستاد و فرا تر رفتن از چه مرزی افراط است نیاز به مدیریت صریح و صحیح دارد چراکه در نبود "شرایط انقلابی‌" سریع‌ترین روش برای ایزوله کردن و در نهایت عقیم کردن یک جنبش سیاسی، رادیکال کردن "فراتر از ظرفیت" آن‌است و بهمین دلیل است که بسیاری از رژیم‌های مسلط سرکوبگر، برنامه‌های ضد اطلاعاتی جهت "کاشتن" صداهای رادیکال در میان مخالفانشان را پیگیری میکنند. در این شرایط رهبران جنبش می‌‌توانند با صراحت از شعارهای رادیکال تبری بجویند. توجه به این نکته البته ضروری است که این تبری جستن به معنای نفی کسانی‌که شعارهای رادیکال میدهند نیست، به معنای آن‌هم نیست که هیچ بخشی از جامعه تقاضاهای رادیکال ندارد، بلکه به این معناست که رهبری جنبش در شرایط غیر انقلابی‌"برایند عملگرایانه میانه جنبش" است. از سوی دیگر، جناب آقای موسوی و جناب آقای کروبی هر دو شناسنامه سیاسی مشخصی‌دارند و همه از نوع نگاه این دو بزرگوار به انقلاب اسلامی، به جمهوری اسلامی و به آیت‌الله خمینی آگاهند. جنبش سبز با علم به این شناسنامه در حمایت از این دو شکل گرفته و لذا بیانیه دادن و درخواست صریح از هوادارن جهت پرهیز از شعارهای تند توسط این دو شخصیت شناسنامه دار امری غیر عادی نیست چنین بیانیه‌یی البته منجر به حذف شعارهای رادیکال از خیابانها نخواهد شد اما ضریب امنیت سبز‌های متعادل را افزایش میدهد چرا که کار سرکوبگران برای به حرکت در آوردن پایگاه اجتماعی‌شان را دشوارتر خواهد کرد. همانطور که یک بیانیه کوتاه جناب آقای موسوی در زیر سوال بردن قاطعانه مذاکرات هسته‌یی باعث گرفتاری جدی طرف مقابل در توجیه ایدئولوژیک مذاکرات شد، یک بیانیه صریح در رد شعارهای تند، مشکلات طرف مقابل را در "مهر" زدن به جنبش سبز دو چندان می‌کند. فراموش نکنیم مهمترین عامل ریزش خیابانی سبز‌ها نا‌امن شدن خیابانهاست، مدیریت قاطع شعارها میتواند اندکی‌از این نا‌امنی‌بکاهد و در عین حال بخش‌های معتدل تر جنبش سبز و نیز بخش‌های رادیکال اما عملگرا را در کنار یکدیگر بیاورد


محور دوم- اختلاف مقام رهبری و آقای احمدی‌نژاد

از بعد از انتخابات در مسایل مهمی میان مقام رهبری و آقای احمدی‌نژاد شکافی جدی در حال شکل گیری است. این شکاف از مساله آقای مشایی آغاز شده، به مذاکرات هسته‌یی، مساله رابطه با آمریکا و همچنین نحوه برخورد با معترضان کشیده شده است. آقای احمدی‌نژاد به تدریج دایره قدرت خود را گسترش داده که آخرین تجلی آن‌را میتوان در اطاعت خاضعانه مجلس مطیع رهبری در برابر تهدید اقای احمدی‌نژاد در لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها مشاهده کرد. از سوی دیگر، آقای خامنه‌ای که تمام تخم مرغ‌های خود را در سبد آقای احمدی‌نژاد گذاشته و تقریبا تمام الیت سیاسی سابقه‌دار را بخاطر حمایت از او کنار زده، در مواجهه با این نیروی تازه‌بدوران رسیده و تمامیت‌طلب دچار مشکل شده است. ظهور این شکاف میتواند مزایای استراتژیکی برای جنبش سبز داشت باشد به شرط آنکه مدیریت شود. مدیریت این شکاف از بیرون و توسط رهبران جنبش سبز البته ظرافت‌هایی‌دارد که با توجه به شم سیاسی بالای جناب آقای موسوی ناممکن به نظر نمی‌‌رسد


محور سوم- ایجاد فضای بازگشت برای بدنه سپاه و بسیج

بسیاری از تحلیلگران انقلاب ایران، یکی‌از هوشمندی‌های راهبردی آیت‌الله خمینی را تفکیک میان بدنه ارتش و سران ارتش شاه میدانند که در شعار "برادر ارتشی، چرا برادرکشی" تجلی‌یافت. این شعار فضای امنی‌برای بدنه ارتش پدید آورد که بتوانند از حکومت جدا شده به مردم بپیوندند. ایجاد چنین فضایی در شرایطی که مردم خشمگین از خشونت‌ها هستند کاری بسیار دشوار (و البته ضروری برای موفقیت جنبش) است و نیاز به رهبری مدبرانه دارد. جناب آقای موسوی در بیانیه‌هایشان البته  بر کنترل خشم پای فشرده‌اند اما ایجاد و تثبیت فضای بازگشت برای بدنه سپاه و بسیج نیازمند فعالتر شدن رهبری جنبش است. اگر چنین فضایی ایجاد نشود، امکان دارد بدنه سپاه و بسیج بقای خود را به بقای سرکوبگران (و بویژه سران سپاه) وابسته بدانند و سرسختانه برای "حفظ نفس" به سرکوب سبز‌ها روی بیاورند. رهبری جنبش سبز میتواند به این بدنه اطمینان دهد که در فردای روشن مملکت، بدنه امروز سپاه و بسیج نیز سهمی از آن‌"حیات کریمانه" خواهد داشت


محور چهارم- ایام محرم پیش رو

ایام عزاداری سالار شهیدان به واسطه ویژگیهای منحصر بفرد از اهمیتی استراتژیک برخوردار است. عمق مذهبی‌مراسم و غنای سمبلیک آن‌و نیز ارتباط مستقیم "نشانه‌ها" در این ایام با ظلمی که دامنگیر جامعه شده، محرم امسال را به سیاسی‌ترین محرم پس از انقلاب تبدیل کرده است. به لحاظ فرم این مراسم نیز، حضور هیئت‌های عزاداری متعدد برای ساعت‌های طولانی در بسیاری از خیابان‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد که هم یک کابوس امنیتی برای نیروهای سرکوبگر است و هم میتواند منشأ خطرات فراوان برای عزاداران سبز باشد. از این رو مدیریت عزاداری‌های ایام محرم توسط رهبران جنبش اهمیتی فوق‌العاده دارد، هم به جهت استفاده حد اکثری از این فرصت بی‌نظیر و هم در راستای کنترل میزان صدماتی که به سبز‌ها وارد خواهد شد

علاوه بر این چهار محور،مدیریت راهبردی جنبش از افراط و تفریط‌های نظیر "عذرخواهی از آمریکا از جانب ملت" در عرصه بین‌المللی جلوگیری نموده، و میتواند از پتانسیل‌های جهانی‌برای پیشبرد اهداف ملی‌جنبش بهتر استفاده کند. در پایان و با عنایت به این نکته و به چهار محور فوق، امید است که جناب آقای موسوی و جناب آقای کروبی در هفته‌های پیش رو فعالانه تر در نقش رهبر جنبش ظاهر شده و خطوط کلی‌و استراتژیک حرکت را صریح‌تر تبیین نمایند

هشدار برای ره صد ساله

شورای فعالان ملی – مذهبی در مورد "جنبش سبز" بیانیه ای در نه بند صادر کرده که به نظر من با وجود وسواس نویسندگان بیانیه برای کوتاه و گزیده گویی، واجد نکات بسیار مهم و قابل توجهی به خصوص در بند ششم آن است که به مخاطرات پیش روی جنبش سبز از طرف دوستداران این جنبش پرداخته. این نگرانی را باید در تداوم همان نگرانی هایی دانست که از فروغلتنیدن، یا فرو غلتاندن، جنبش سبز در کژراهه بی توجهی به ظرفیت ها، بازتولید ادبیات سیاسی و رسانه ای اقتدارگرایان حامی سرکوب و به خصوص ترویج خشونت در این هفته های اخیر ابراز شده. واقعیت آن است که ایران ما با دمکراسی به معنای واقعی آن، فاصله بسیار دارد و تندروی و چپ روی نه تنها کمکی به استقرار آن نمی کند بلکه درک عمومی از موهبت های دمکراسی را اسیر هیجان زدگی های زود گذر سیاسی می کند. ایده "راه سبز امید" هم که میرحسین در بیانیه ها به آن پرداخته، بر محور باورمندی جنش سبز در جریان "زندگی" تاکید دارد که باور و ایمان را "هیجانِ صرف" و "شور بی شعور" بارور نمی سازد.
اینک فعالان ملی و مذهبی که در سی ساله اخیر و قبل از آن نیز مدام مورد قهر و غضب حاکمیت بوده اند، و به این ترتیب از اتهام "درباری و حکومتی" بودن مبرا هستند، با انتشار این بیانیه و هشدار در مورد مخاطرات اشتیاق به پیمودن ره صد ساله در یک شب، جنبش سبز را متوجه "ظرفیت های واقعی خود" می کنند.
اذعان به حذف ناپذیری و بقای جنبش سبزو تکثر درونی جنبش، اشاره به اثرگذاری ماندگار دوران ریاست جمهوری خاتمی بر ذهن و روح ایرانیان برای ورود به عرصه ای جدید دستیابی به آزادی و دمکراسی، توجه دادن مخاطبان به اهمیت استقلال نهاد دین، اعتراف به کمبود رسانه برای جنبش و تاکید بر نیاز و ضرورت رهبری نسبی شبکه های فعال غیرمتمرکز از سوی رهبران جنبش و لزوم گسترش جغرافیایی و طبقاتی جنبش سبز از دیگر دغدغه های مورد توجه در این بیانیه بوده است. متن کامل بیانیه را در ادامه بخوانید.
*
حضور فعالان جنبش سبز در روز قدس و سیزده آبان، یک بار دیگر نشان داد جنبش سبز قابل حذف و سرکوب نیست و تأکید نمود که طی ماه های اخیر مردم ایران دوران جدیدی را در سیر تاریخی تلاش برای کسب آزادی و برخورداری از حاکمیت ملی رقم زده اند. اگرچه این فصل نو در استمرار و پیوند با کوشش های گذشته می باشد، اما در عین حال آثار و پیامد های جنبش سبز کنونی آنچنان گسترده و وسیع است که هیچ نیروی سیاسی در داخل و خارج کشور نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. برآمدن این جنبش بسیاری از صف بندی‌های نیروهای سیاسی را دگرگون، و دستاوردهای قابل توجهی را در برابر همه نیروها قرار داده است. مجموعه این کنش ها، نهایتاً سپهر و چشم انداز جدیدی را پیش روی هر کنشگر سیاسی گشوده است. بر این اساس یادآوری نکاتی ضروری به نظر می رسد:
۱- جنبش سبز ایران علیرغم موانع بی شمار و شرایط پلیسی– امنیتی موجود، واجد ارزش ها و هویتی است که بقای آن را تضمین می کند. باور به عدم خشونت، اصرار بر مدارا، تاکید بر دمکراسی و آزادی، پیوند با مدنیت، اخلاق مداری، ابعاد مهمی از هویت جنبش سبز مردم ایران را تشکیل می دهند که وجوه تمایز برجسته و روشنی با هویت برخی نیروهای حاضر در ساختار قدرت با نظام ارزشی مبتنی بر خشونت، استبداد و خودکامگی دارد.
۲- این جنبش مثل بسیاری از جنبش های نوین دوران ما، اگرچه حامل هویت و ارزشهای روشن و گران سنگی است، اما در عین حال در درون خود واجد تکثر و تنوع تحسین برانگیزی است. آموزه های جنبش که اغلب در خلال بیانیه های مهندس میرحسین موسوی و مواضع و دیدگاه های آقایان مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی منعکس شده، همگی با تاکید و تصریح بر پذیرش تکثر درونی جنبش سبز، همه نیروهای علاقمند به ایرانی آباد، آزاد و توسعه یافته را دعوت به همراهی می کند. بنابراین جنبش سبز، نهضتی دمکراتیک و مرکب از همه نیروهای مدافع آزادی، عدالت و منافع ملی با مشی اصلاح طلبانه است. از این رو جریان ملی مذهبی نیز با موج سبزی که در سراسر ایران در حال گسترش است، همراهی و حمایت کرده و به ایفای نقش و وظایف خود در این راستا می پردازد.
٣- اگر چه جنبش سبز مردم ایران در آغاز راه قرار داشته و عمر آن از چند ماه فراتر نمی رود، اما تبار این حرکت را باید در تلاش های تاریخی یک صد ساله مردم ایران، برای دستیابی به دمکراسی و حق حاکمیت ملی جستجو کرد. جنبش اصلاحی نیز که به پیروزی آقای محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱٣۷۶ منجر شد، اگرچه اجازه نیافت تا به مطالبات عمومی جنبش پاسخ دهد، اما آثاری ماندگار بر ذهن و روح ایرانیان برای ورود به عرصه های جدید دستیابی به آزادی و دمکراسی بر جای گذاشت.
۴- جنبش سبز مردم ایران مثل بسیاری از جنبش های نوین در عصر ما قدرت و ظرفیت آن را دارد تا با پیوند و ارتباط شبکه های گسترده ای از افراد علاقمند، انجمن ها و احزاب تحول خواه و جنبش های با مطالبات خاص، به تقویت جامعه مدنی و افزایش قدرت در عرصه عمومی، راه را برای حل بسیاری از گره های تاریخی ایران هموار کند و چشم اندازی از رسیدن جامعه به تعادل پایدار در ساختار سیاسی و عرصه عمومی را پیش روی ما بگشاید.
۵- سال هاست بسیاری از نواندیشان دینی ضرورت استقلال نهاد دین از ساختارهای سیاسی و نهاد قدرت را امری حیاتی برای اعتبار دین در جامعه دانسته و بر آثار نامیمون پیوند قدرت و دین تاکید کرده اند. جنبش سبز آزمونی شد تا نشان دهد چگونه استقلال نهاد دین می تواند بر ارج و قرب و اعتبار مراجع و روحانیون مستقل، نزد مردم بیفزاید. نقش بی بدیل حضرات آیت الله العظمی حسینعلی منتظری و آیت الله یوسف صانعی و... در حمایت از خواست ها و مطالبات جنبش سبز بی شک سرمایه عظیمی خواهد بود که مردم ایران را در مسیر مبارزه برای نیل به جامعه ای آزاد و دمکراتیک، یاری و پشتیبانی خواهد کرد.
۶- ما علیرغم موفقیت های قابل توجه جنبش سبز طی ماههای اخیر نمی توانیم نگرانی خود را نسبت به مخاطراتی که پیش روی جنبش قرار دارد پنهان کنیم. یکی از مهمترین تهدید های جنبش نه از جانب اقتدارگرایان که بیشتر از سوی برخی از دوستان جنبش است که بر نگرانی ها و دغدغه ها می افزاید. با توجه به اعمال خشونت از سوی اقتدارگرایان، جنبش سبز ایران بالقوه استعداد آن را دارد تا در دام چپ روی افتد و دامنه مطالبات و انتظارات را بیرون از ظرفیت های واقعی، افزایش دهد یا بخواهد ره صد ساله را یک شبه طی کند. در چنین وضعی، نه تنها امکان دریافت پاسخ مناسب را نداشته، بلکه امکان بسیج، وحدت و نیرو گرفتن اقتدارگرایان را فراهم می کند. از این رو مایلیم نگرانی خود را نسبت به اظهارات برخی فعالان سیاسی و اجتماعی در داخل و خصوصاً خارج کشور که از مطالبات مشترک این جنبش که در بیانیه شماره هشت آقای موسوی آمده است، فراتر می روند، اعلام داشته و آنها را به اتخاذ مواضع مسئولانه تر دعوت کنیم. از سویی ما، کمبود یک رسانه نزدیک به رهبران جنبش را احساس کرده و هم چنین بر نیاز و ضرورت رهبری نسبی شبکه های فعال غیرمتمرکز، از سوی رهبران جنبش تاکید می نماییم.
۷- طی سال های اخیر فعالان جنبش های دانشجویی، کارگری، حقوق بشر، معلمان، زنان، اقوام و... نقش موثر و فعالی در جامعه ایران داشته اند. بی شک جنبش سبز نیز از دستاوردها و سرمایه های این جنبش ها بهره مند شده است. جنبش سبز اینک "عام ترین" مطالبات مشترک همه جنبش های "خاص" را نمایندگی می کند. اما این به معنای انحلال هیچ کدام از جنبش های خاص نیست. تداوم این جنبش ها مکمل جنبش سبز بوده و در وضعیت کنونی که شاهد نوعی توازن متقابل بین نیروی حذف ناپذیر جنبش سبز و قدرت سرکوبگر متکی به در آمد نفت هستیم، می تواند هم مطالبات خاص اقشاری از جامعه را پی گیری کرده و هم یاری رسان و مکمل جنبش سبز باشد.
٨- ما هم چنین معتقدیم گسترش جغرافیایی و طبقاتی جنبش سبز می تواند به تدریج توازن قوا را به نفع این جنبش و اهداف حق طلبانه، دمکراتیک و عدالت طلبانه آن که بیانگر تداوم جنبش های یکصدساله اخیر ایران است، تغییر دهد.
۹- ما از موضع دفاع از منافع ملی به جریانات افراطی خشونت گرای حاکمیت هشدار می دهیم که از سیاست سرکوب و پیگیری بیهوده خط مشی خیالی حذف جنبش سبز دست بردارند و این جنبش را به عنوان پژواک صدا و ندای بخش مهمی از مردم و نخبگان جامعه ایرانی به رسمیت بشناسند و بجای سرکوب و متهم کردن آن به اتهامات واهی، وارد گفتگو و پاسخ دهی به مطالبات حق طلبانه و مسالمت آمیز آن شوند. این امر به نفع همگان و پاسدار منافع ملی ایرانیان خواهد بود.

عبدالله مومنی به هشت سال زندان قطعی محکوم شد

كميته گزارشگران حقوق بشر- عبدالله مومنی ،سخنگوی ادوار تحکیم وحدت که به خاطر حوادث پس از انتخابات اکنون در زندان اوین به سر می‌برد، به هشت سال حبس تعریزی محکوم شد.
همسر عبدالله مومنی ضمن اعلام این خبر گفت :«دو سال از این حبس مربوط به دادگاه و اتهام قبلی مومنی است که به خاطر اقدام علیه امنیت ملی محکوم و اکنون به او ابلاغ شده است.شش سال دیگر به خاطر شرکت وي در تجمع‌های اعتراضی مردم در حوادث پس از انتخابات صادر شده است. این درحالی است که او در هیچ تجمعی حضور نداشته است.»
همسر مومني، می‌گوید :«وقتی خبر صدور این حکم ناعادلانه را برای عبداالله شنیدم به یکی از مسوولان دادستانی تهران گفتم ،من و فرزندانم رنج زیادی به خاطر شهادت همسرم کشیده‌ایم اما او پاسخ داد که ربطی به من ندارد .مگر تو به خاطر من شهید داده‌ای ؟»
همسر مومنی ادامه مي‌دهد:«گرچه این شخص با لحن تحقیر‌آمیزی این جمله را به من گفت .اما از طرفی درست می‌گوید من به خاطر وطن و دینم شهید داده‌ام و امروز هم نه فقط آماده‌ام که عبدالله در راه آرمان‌هایی که مهم‌ترینش زندگی بهتر و سعادتمند برای جوانان مهین است ،فدا شود که آماده‌ام خودم و سه فرزندم نیز در راه اعتلا و بزرگی ایران شهید شویم و به همسر شهیدم بپیوندیم.»

ادامه اعتراض مادران عزادار در تهران

تجمع اعتراضی مادران عزادار علیرغم ممانعت های شدید نیروهای سرکوبگر

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، مادران عزادار علیرغم حضور گسترده مامورین سرکوبگر انتظامی و لباس شخصی و ممانعت از ایستادن آنها درکنار هم ودر میدان آب نمای پارک لاله، ولی مادران بدون توجه به رفتار و برخورد آنها بصورت دسته های چند نفر به هم پیوستند و حرکت اعتراضی خود را آغاز کردند
مادران عزادار از قبل از ساعت 17:00 بسوی میدان آب نمای پارک لاله حرکت کردند. نیروهای سکوبگر بصورت گسترده در آنجا حضور داشتند و آن نقطه را به تصرف خود در آورده بودند و به مادران اجازۀ نشستن و یا ایستادن در کنار میدان آب نما را نمی دادند و دائم به مادران تذکر می دادند که توقف نکنید . مادران به هیچ وجه حاضر نبودند آنجا را ترک کنند.
حوالی ساعت 17:15 دقیقه بود که مادران بصورت دسته های چند نفره در کنار میدان آب نما به هم پیوستند و راهپیمائی خود را آغاز کردند. مادران بلافاصله شروع به خواندن سرود ای ایران ای مرز پرگهر/ سرود یار دبستانی و سر دادن بانگ الله اکبر به راهپیمائی خود ادامه دادند. در میان تجمع کنندگان مادرانی بودند که به سختی می توانستند حرکت کنند ولی این را وظیفه خود می دانستند و حرکتی برای آزادی می دانستند
راه پیمائی مادران که از میدان آب نما شروع شده بود تا درب میدان گشاورز ادامه یافت و تا ساعت 17:50 ادامه داشت. تعداد مادران ،زنان و دختران جوانی به بیش از 200 نفر می رسید. رانندگان خودروها با مشاهدۀ اعتراضات مادران با بوق زدن ممتد آنها را همراهی می کردند. در پایان مادران به یاد جان باختگان راه آزادی اعلام یک دقیقه سکوت کردند و برای آزادی زندانیان سیاسی چند بار بانگ الله اکبر سر دادند.
نیروهای سرکوبگر انتظامی و لباس شخصی تمام تلاش های خود را بکار بردن تا از تجمع اعتراضی مادران جلوگیری کنند ولی اراده مصمم مادران مبنی بر انجام اعتراضات خود تمام تلاشهای آنها را به شکست کشاند.تعداد نیروهای سرکوبگر به ده ها نفر می رسید که درپارک و بیرون مستقر شده بودند .

موسوی: فکر نکنند می ‌توانند با ترساندن مردم را خانه ‌نشین کنند

کروبی درباره ماجرای حمله به وی و محافظش گفت: «وقتی دیگر رفتن با ماشین امکان‌پذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم. در همان‌جا شروع‌کردند به زدن مردم. به‌سمت میدان ۷تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف  برداشته و از آن خون جاری شده‌است. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیده‌اند.
اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشک‌آور به سمت ما و برخورد آن به‌سر محافظم، این وضعیت پیش آمده‌است. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است. دیدم دارم خفه می‌شوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گرگرفته است. من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشک‌آور خورده‌ام. اما این، گاز اشک‌آور نبود.»
*****
سایت تغییر متعلق به هواداران کروبی: عصر روز گذشته، مهندس میرحسین موسوی به منزل آقای کروبی رفت تا ضمن احوال‌پرسی و دل‌جویی از ایشان بابت حوادث رخ‌داده در روز ۱۳آبان، درباره رفتارهای انجام شده با مردم و به‌خصوص زنان در این روز نیز با هم گفتگویی داشته باشند.

درابتدای این دیدار آقای موسوی، ضمن ابراز انزجار از رفتارهای انجام شده توسط نیروهای لباس شخصی، در روز ۱۳‌آبان، با آقای کروبی، گفت: «من از این حمله‌ای که به شما شد بسیار متاثر شدم. اما رفتار شما،  نشان‌دهنده اوج روحیه شجاعت و ایستادگی شما و مردم است». آقای کروبی هم در پاسخ ضمن تشکر از این ابراز هم‌دردی، رفتار مردم را بسیار محبت‌آمیز توصیف کرد.

آقای کروبی در ادامه گفت: «من هم اگر خود را جای حکومت بگذارم، اصلا توجیه نمی‌شوم که چرا باید چنین رفتاری با مردم صورت بگیرد.
عمری ازمن گذشته، حداقل ۱۵ سال با رژیم پهلوی رسما مبارزه کردم. البته من در این راه، سرباز کوچکی بودم. اما تظاهرات دیدم، راهپیمایی دیدم، زندان و فرار کشیدم. یادم می‌آید حدود سال ۴۱ بود که نهضت آزادی اوج گرفته‌بود. آن‌زمان هم چنین تظاهراتی درتهران و جلوی دانشگاه انجام می‌شد.
دانشجویان شعار می‌دادند، پلیس هم می‌آمد و متفرق می‌کرد. چنین برخوردهایی نبود. من اعلام کردم که روز ۱۳آبان می‌آیم. ولی هرجا هم مصاحبه کردم، گفتم که مواظب باشید که طوری رفتار کنید که به کل نظام برنخورد و از روز قبل هم پیغام‌هایی آمد که در مراسم شرکت نکنید. بنا است با شما برخورد شود و صبح روز حرکت هم نامه‌ای ارسال شد از یک سازمان امنیتی، مبنی بر این‌که گروه ریگی قصد انجام عملیات انتحاری را دارند بدین جهت به محافظین گفتم هرکس مایل نیست و احساس خطر می‌کند، مرا همراهی نکند. ولی من به‌خاطر عهدی که با مردم مبنی‌بر شرکت در مراسم کرده‌ام، باید حضورپیداکنم.»

آقای کروبی سپس درباره ماجرای حمله به وی و محافظش گفت: «وقتی دیگر رفتن با ماشین امکان‌پذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم. در همان‌جا شروع‌کردند به زدن مردم. به‌سمت میدان ۷تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم  شکاف برداشته و از آن خون جاری شده‌است. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیده‌اند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشک‌آور به سمت ما و برخورد آن به‌سر محافظم، این وضعیت پیش آمده‌است. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است. دیدم دارم خفه می‌شوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گرگرفته است. من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشک‌آور خورده‌ام. اما این، گاز اشک‌آور نبود.»

آقای کروبی ضمن غیرمتعارف بودن تعدادی از شعارهایی که مردم می‌دادند، گفت: «یکی از استادان روز بعد این‌جا آمد و گفت از  شعارهایی که مردم می‌دادند من بی‌اختیار اشکم درآمد. ببینید این کسانی که مردم را کتک می‌زنند، کار را به کجا رسانده‌اند که مردم را تحریک به شعارهای افراطی می‌کنند. من هم واقعا نمی‌دانم که این چه خدمتی است که این‌ها دارند به رهبری می‌کنند. خب اگر این تظاهرات مسالمت‌آمیز برگزار می‌شد، عده‌ای می‌آمدند و می‌گفتند مرگ بر آمریکا، عده دیگری هم بودند که فریاد الله اکبر می‌دادند و همه‌چیز هم تمام می‌شد.»

وی در ادامه افزود: «من گاهی شک می‌کنم که این‌ها خودشان افرادی را بین جمعیت می‌فرستند تا از این احساس هیجان سو استفاده کنند و مردم را تحریک به رفتارهای خشونت‌آمیز بکنند تا بهانه‌ای برای حمله به مردم پیدا کنند. مردم باید از رفتارهای خشونت‌آمیز بپرهیزند.»

آقای کروبی درباره نحوه برخورد‌های خشن با زنان هم افزود: «یادم می‌آید در زمان پهلوی وقتی می‌رفتیم یک اداره‌ای یا جایی در صف بودیم، وقتی خانمی وارد می‌شد، متصدی آن‌جا می‌گفت اجازه بدهید اول کار خانم را راه‌بیاندازم. یا توی اتوبوس‌ها که مختلط بود، مردها بلند می‌شدند که خانم‌ها بنشینند. اما حالا درجمهوری اسلامی با زنان به قدری با خشونت رفتار می‌شود که اخبار  متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع می‌رسد. من واقعا نمی‌فهمم که دستور چنین رفتارهایی علیه مردم، از کجا صادر می‌شود.»

مهندس موسوی نیز در این دیدار، در توصیف حضور مردم در روز ۱۳ آبان گفت: «وقتی صبح آن روز از خانه به سمت فرهنگستان هنر می‌آمدم، دیدم که جلوی دانشگاه تهران، آن‌قدر نیرو چیده‌اند که انگار لشگرکشی شده‌است. با‌خودم گفتم اگر امروز حتی یک ‌نفر هم بیرون نیاید، باز هم این نشان‌دهنده قدرت جریان سبز است.»

مهندس موسوی درباره برخورد لباس‌شخصی‌ها با وی گفت: «حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروع‌کردند به شعاردادن. سپس تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی، جلوی هر دو درب فرهنگستان در خیابان ولی‌عصر و خیابان صبا را سد کردند که مانع خروج من شوند و با بستن درب پارکینگ، کاری کردند که من سعادت نداشته‌ باشم که به جمع مردم بپیوندم و در این اجرمعنوی شریک بشوم.»

مهندس موسوی در ادامه افزود: « این افراد می‌خواستند با ممانعت از حضور من در میان مردم، قدرت‌نمایی بکنند، ولی در نهایت این مردم بودند که قدرت‌شان را نشان دادند. این‌ها باید حق مردم را بشناسند. شرکت در این تظاهرات چه ایرادی داشت؟ مردم  می‌آمدند و آرام شعارهای‌شان را هم می‌دادند. پخش فیلم‌های این رفتارهای خشونت‌آمیز و حمله به مردم و باتوم‌زدن به سروپای خانم‌ها عاقبت خوشی نخواهد داشت.»

مهندس موسوی اضافه‌کرد: «این جنبش عظیم از ارزش‌های بنیادی دفاع می‌کند. می‌گوید دورغ نگویید و می‌گوید دروغ محکوم است، تقلب محکوم است. کسانی‌که مردم را می‌زنند، فکر نکنند می‌توانند با ترساندن، مردم را خانه‌نشین کنند. اسلام به مردم یاد داده‌است که در راه‌ حق ازچیزی نترسند. تصور این‌که سرکوب حلال مشکل است، اشتباه است. سرکوب، شورش را از بین می‌برد ولی آن‌چه ما در کشور شاهد آن هستیم، شورش نیست. بلکه درخواست حقوق قانونی است.»

آقای موسوی افزود: «شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله می‌کنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنت‌های مرسوم جامعه ماست.»

موسوی گفت: «راه‌سبز، سرکوب را محکوم می‌کند و خود هم گرفتار خشونت نخواهد شد. همه مردم متوجه هستند که سلاح ما، شعارهای مسالمت‌آمیز و عقلانی ماست. اگرچه دراین راه دچار خسارت هم بشویم. ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را  می‌خواهیم. ما آزادی زندانیان سیاسی را می‌خواهیم. ما تضمین انتخابات‌های سالم را می‌خواهیم. ما تامین آزادی‌های مطبوعات و رسانه‌ها و آزادی عقیده و بیان را می‌خواهیم. اسلام  دین منطق است. دین شکستن قلم‌ها و بستن فله‌ای روزنامه‌ها نیست. مردم ما تجربه تاریخی نصب گل به سر تفنگ‌ها را دارند.
امروز هم گرچه مورد حمله قرار می‌گیرند، می‌دانند که قدرت عقل و مسالمت، بر قدرت سلاح‌های گوناگون غلبه خواهد کرد.»

مهندس موسوی اضافه کرد: «علی‌رقم این صف‌آرایی نظامی-امنیتی غیرعادی، وسعت حضور مردم و پراکندگی آن در بیشتر نقاط تهران و بعضی از شهرهای کشور، نشان می‌دهد که حضور مردم جنبه احساساتی ندارد، بلکه ناشی از دلسوزی و عقلانیت برای آینده کشور است.»

آخرین خبر از وضعیت شیرکوه معارفی

بر اساس آخرین خبرهای رسیده به کمپین حمایت از زندانیان سیاسی و مدنی ظهر امروز شنبه، شیرکوه معارفی از سلول انفرادی بند اجرای احکام به بند قرنطینه زندان سقز منتقل شده است.
این در حالی است که تمامی کارکنان زندان سقز به دستور رییس دادگستری استان کردستان، گروسی تا اطلاع بعدی در آماده باش کامل به سر می برند و اجازه خروج از زندان را ندارند.
منابع خبری کمپین در تلاشند تا از گفت و گوی گروسی و مقامات امنیتی و همین طور رییس زندان سقز اخباری به دست آورند تا مشخص شود که محتوای گفت و گو ها حول چه محوری بوده  است، اعدام کردن شیرکوه و یا تعلیق حکم  اعدام به خاطر هزینه هایی که می تواند برای حاکمیت در پی داشته باشد؟


صدا و سیما: روند گسترش ماهواره در جامعه بسیار نگران کننده است

قائم‌مقام سازمان صداوسیما با اشاره به اینه 40درصد مردم به ماهواره روی آورده‌اند گفت: روند گسترش ماهواره در جامعه بسیار نگران کننده است. دارابی از رشد روزافزون حضور ماهواره در میان خانواده‌های ایرانی خبر داد و این روند را نگران کننده دانست و افزود میزان روی آوردن مردم به ماهواره نسبت به سال قبل دوبرابر شده است.

علنی شد؛ چاپ پرچم انگلیس روی عبای آخوندها در قم

روزنامه آفتاب یزد: جهان نوشت: پس از ماجراي كفش هاي موهن شركت نايك، اين بار، نوعي عباي مخصوص طلاب و روحانيون، غائله آفرين شده ‌است.‌ ‌اين نوع عبا كه به طور گسترده اي در قم، مشهد و اصفهان توزيع شده است ‌باوجود مرغوب بودن آن به قيمت بسيار ارزاني فروخته مي شود.‌ ‌راز اين ارزاني قيمت در اين است كه كارخانه سـازنده اين عبا كـه بـا نـام <عبـاي انگليسي> فروخته مي‌شود در قسمت‌هاي مختلف از جمله پشت گردن، اقدام به چاپ پرچم انگليس كرده است و  اين پرچم به راحتي قابل مشاهده  مي‌باشد.‌

خاتمی: امروز کسی استبداد را تحمل نمی کند

محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین و یکی از رهبران مخالفان دولت در ایران می گوید که در این زمانه کسی حکومت "استبدادی و دیکتاتوری" را تحمل نمی کند.
آقای خاتمی روز پنجشنبه ۲۱ آبان (۱۲ نوامبر) در دیدار با جمعی از اعضای هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران گفت: "بارها گفته ام که زمانه ما زمانه ای است که در آن دیگر هیچ انسانی در وجدان خودش هیچ نوع حکومت استبدادی و دیکتاتوری را بر نمی تابد و رد می کند؛ از جمله نشانه های آن هم همین است که امروز دیکتاتورهای زمان نیز ادعای مردمی بودن می کنند".
او افزود: "این مسئله متعلق به شرق و غرب نیست و انتقاد و بیان آزاد عقاید و اندیشه ها، امروز دیگر به عنوان یک حق شناخته شده است".
رئیس جمهوری پیشین ایران از این که فضای سیاسی این کشور "به سوی محدودتر شدن" می رود انتقاد کرد و گفت که این امر زیان های "غیر قابل جبرانی" به کشور وارد خواهد کرد.
او از خشونتی که حکومت ایران در برخورد با اعتراضات پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در این کشور به خرج داد انتقاد کرد و گفت: "اگر خدای نکرده رفتارها و برنامه ها طوری باشد که در ذهن جامعه القاء شود که در این نظام خشونت و ارعاب و تهدید رسمیت دارد و دشمنان هم از این زمینه استفاده کنند، خود نظام بیش از همه زیان می بیند".
نیروهای سپاه، بسیج و نیروی انتظامی ایران در جریان ناآرامی هایی که در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه به وجود آمد، با معترضان برخورد کردند که در جریان این برخوردها ده ها تن کشته شدند.
همچنین عده زیادی از چهره های سیاسی و تظاهرکنندگانی که به آنچه "تقلب گسترده" و "مهندسی آرا" در انتخابات می دانستند معترض بودند، توسط نیروهای حکومتی بازداشت شدند که تعدادی از آنها در جریان بازداشت، در اثر شکنجه و بدرفتاری مأموران جان خود را از دست دادند.
اکنون آقای خاتمی می پرسد: "آیا در جریان حوادث اخیر، رضایت جامعه و به خصوص نخبگان آن افزایش پیدا کرده است؟ اگر نکرده است، باید فهمید که مشکلی وجود دارد و عاملان این وضع، تضعیف کنندگان نظام هستند".

شعارهای اخیر

رئیس جمهوری پیشین ایران گفت: "وقتی به دانشجو، استاد، عالم، هنرمند، نیروهای اهل فکر و سابقه دار و جبهه رفته و نیروهایی که می گویند قانون اساسی را قبول داریم ولی انتقاد هم داریم، هر گونه ناسزا و نسبتی می دهند، متأسفانه شعارهایی در جامعه مطرح می شود که هیچ کدام از ما نمی پسندیم".
شعارهایی که در تجمع های اعتراضی مخالفان دولت در ماه های اخیر داده می شود به تدریج تندتر شده و اخیرا حملاتی مستقیم علیه آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران و شعارهایی مثل "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" را شامل شده است.
اما به گفته آقای خاتمی، علت مطرح شدن این گونه شعارها این است که "به مردم احترام گذاشته نمی شود، اعتراض و انتقاد براندازی به حساب می آید و رسانه های رسمی هر چه می توانند به افرادی که مورد توجه مردم هستند ناسزا و دروغ می گویند".
آقای خاتمی با انتقاد از فضای امنیتی برقرار شده توسط حکومت در ایران گفت: "جامعه و دانشگاه را نمی توان به صورت پادگانی اداره کرد".

پلیس ایران با توهین به افراد و جرایم سیاسی در اینترنت برخورد می کند

نیروی انتظامی ایران می گوید که با تمام جرایم از جمله در حوزه سیاست و توهین به افراد در فضای اینترنت برخورد می کند.
مهرداد امیدی رییس پلیس مبارزه با جرایم کامپیوتری روز جمعه 22 آبان(13 نوامبر) گفت، یک کمیته ویژه در پلیس مبارزه با جرایم کامپیوتری ، اینترنت را رصد می کند و در موارد توهین به افراد، نشر اکاذیب،فروش لوازم غیر مجاز، کلاهبرداری، آگهی های غیر مجاز، و جرایمی از این دست وارد عمل می شود.
این در حالی است که تا قبل از این هم برخی وبلاگنویسان ایرانی به جرایمی مانند توهین به افراد و "مقدسات" یا افشای اسرار و اسناد دولتی محاکمه و مجازات شده اند.
این مقام عالی پلیس ایران، در مورد توهین به افراد در فضای اینترنت گفت این جرم "عموما" باید شاکی خصوصی داشته باشد اما درباره برخی اشخاص احتیاجی به شاکی خصوصی نیست.
او گفت این افراد را قانون معلوم کرده اما اشاره ای به این افراد خاص نکرد.
آقای امیدی گفت، نیروی انتظامی در موضوعات سیاسی هم وارد می شود و در صورتی که کار غیر قانونی صورت گرفته باشد برخورد می کند.
این مقام نیروی انتظامی ایران درباره جزییات آنچه کار غیر قانونی در حوزه سیاست عنوان کرد، توضیحی نداد اما گفت پلیس همانطور که در فضای روزمره با سرقت و زورگیری و جرایم دیگر برخورد می کند درفضای اینترنت هم "که این روزها گسترش بیشتری پیدا کرده" با جرایم برخورد می کند.
"ابهام و نگرانی"
محمود عنایت، کارشناس حوزه اینترنت به بی بی سی فارسی گفت، شفاف سازی و اجرای قوانین در مواردی که منجر به حفظ حقوق کاربران اینترنت در ایران می شود بسیار ضروری است ولی جای نگرانی وجود دارد که با توجه به ماهیت خاص اینترنت از این قوانین برای برخورد با فعالان سیاسی استفاده شود.
به گفته وی، تعیین مصادیق "توهین به افراد"، "نشر اکاذیب" و "آگهی های غیر مجاز" بر روی اینترنت دشوارتر از هر فضای رسانه ای دیگر است.
محمود عنایت گفت، این مصادیق را می توان به بخش وسیعی ازفعالیت کاربران فعال سیاسی بر روی اینترنت بسط داد.
این کارشناس حوزه اینترنت همچنین گفت، اینکه با جرایم اینترنتی مانند کلاهبرداری و سرقت و آگهی های غیر مجاز برخورد شود، کار مثبتی است که در بسیاری از کشورهای دیگر هم انجام می شود اما لحاظ کردن "توهین به افراد خاص" و جرایم "سیاسی" در برخوردهای پلیس، ایجاد ابهام می کند چون "توهین" و جرم سیاسی حد و مرز و محدوده مشخصی ندارد و به لحاظ قانونی تعریف نشده است.
پیشینه قوانین رایانه ای در ایران
"قانون جرایم رایانه ای" 10تیرماه امسال از سوی محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران برای اجرا به نهادهای حکومتی ابلاغ شد.
این در حالیست که قوه قضاییه آذر ماه سال گذشته، یعنی پیش از ابلاغ این قوانین، دادسراهای ویژه جرایم رایانه ای راراه اندازی کرده بود.
قانون جرایم رایانه ای 5 بخش و 55 ماده دارد که کلیه مواد آن امسال از سوی شورای نگهبان تایید شد.
آقای امیدی پیشتر گفته بود، قوانین حوزه اینترنت به نوعی در قانون مجازات اسلامی تعریف شده اند و دادگاهها با استناد به این قوانین برای مجرمین حکم صادر می کنند.
اما کارشناسان حوزه اینترنت می گویند، در این قانون موارد مبهمی مانند بحث هویت مجازی و مستندات دیجیتالی مورد قبول و مواردی که ممکن است در مرحله اجرا آسان نباشند وجود دارد.
به گفته رییس پلیس مبارزه با جرایم کامپیوتری، در حوزه هکرها هم قانون مشخصی در ایران وجود ندارد، در نتيجه همگان تکليفشان در برابر قانون روشن نيست و نمی توان به طور قاطع با افراد هک کننده سايت ها برخورد کرد، البته مي توان به قوانين و عناوين حقوقی ديگري مانند حقوق مالکيت معنوی استناد کرد اما اين قوانين نمی توانند در زمينه اينترنت کافی باشند.
به گفته دست اندرکاران، جرایم در فضای اینترنت هنوز به شکل سازمان یافته نیست و بیشتر جرایم در ایران انفرادی صورت می گیرد.
نیروی انتظامی یکی از 12 عضو ستاد مبارزه با جرایم رایانه ای است و زیر نظر دادستانی فعالیت می کند.
اینترنت و حوادث سیاسی اخیر در ایران
افزایش تعداد کاربران اینترنت در چند سال اخیر و به ویژه بعد از حوادث مربوط به انتخابات در ایران، دست اندرکاران را متوجه فعالیت های این افراد در محیط مجازی کرده است.
تا جاییکه در بخشی از کیفرخواست دستگیر شدگان حوادث بعد از انتخابات در ایران، معاون دادستان تهران شرکت های توییتر و فیس بوک را متهم به نقش آفرینی در فراهم کردن شرایط براندازی کرده بود.
معاون دادستان سایت شبکه اجتماعی تویتر را متهم کرده که به روز رسانی سایت خود را "که مستلزم قطع چند روزه" بود، با هدف حمایت و سرویس دهی "به آشوبگران" به تاخیر انداخت.
همچنین فیس بوک متهم شده که "در راستای تسهیل ارتباط میان کاربران ایرانی و سایر کشورها در مقطع اغتشاشات نسخه آزمایشی خود رابه زبان فارسی ارائه کرد تا آشوبگران بهتر بتوانند از آن استفاده کنند."
بخشی از کیفرخواست هم "قراردادن نرم افزار ترجمه انگلیسی به فارسی و بالعکس برای استفاده عمومی" را از جمله سرویس هایی دانسته که "به اغتشاشگران" ارائه شد.
سایت تویتر و فیس بوک که در مجموع بیش از 300 میلیون کاربر در سطح جهان دارند، در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به یکی از ابزارهای اصلی اطلاع رسانی میان معترضان بدل شدند.

فیروزآبادی: چرا روسیه موشکهای اس 300 را تحویل نمی دهد

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران با انتقاد از روسیه به خاطر تاخیر شش ماهه در ارسال موشکهای اس 300، از پیشنهاد غرب برای تبادل سوخت حمایت کرده است.
سرلشگر بسیجی حسن فیروزآبادی در سخنانی از روسیه پرسیده که چرا "اهمیت ژئوپولتیک ایران را در امنیت روسیه" در نظر نمی گیرد و "موشکی های دفاعی اس 300 که با تفاهم دو دولت برای اقدامات دفاع از ایران مورد توافق قرار گرفته است، مجوز ارسال دریافت نمی کند."
به گفته رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران بیشتر از شش ماه از موعد تحویل این موشکها به ایران گذشته ولی "امیدواریم این یادآوری، دوستان روسی را به تسریع در تحویل مورد قرارداد تشویق کند."
طبق گزارش ها، قرارداد فروش موشک های اس 300 در سال 2005 میان ایران و روسیه امضا شده است اما به دلیل مخالفت های برخی کشورها نظیر آمریکا، روسیه از تحویل این موشک ها به ایران خودداری کرده است.
موشکهای اس-300 یکی از پیشرفته ترین موشک های ضدهوایی در جهان است. این موشک می تواند 100 هدف را در آسمان ردیابی کند.
جدیدترين نوع این موشکها بین 300 تا 195 کیلومتر برد دارند و می توانند هواپیما و موشکهای بالستیک را از فاصله 10 متر تا 27 کیلومتری از زمین هدف قرار دهند.
گزارش ها خاطرنشان می کنند که ایران قصد دارد با خرید اين موشکها، سپری دفاعی برای تاسیسات هسته ای اش ایجاد کند.
گفته می شود لغو طرح استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا باعث نزدیک تر شدن آمریکا و روسیه شده و تردید هایی درباره اراده روسیه در حمایت از ایران به هر قیمت، ایجاد کرده است.
روسیه به همراه چین از اعضای دایم و دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل هستند و گفته می شود که از مهمترین عوامل ممانعت از صدور قطعنامه جدید و وضع تحریم های بیشتر علیه ایران بوده اند.
با این حال هفته گذشته دمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه، در گفتگو با مجله آلمانی اشپیگل گفته بود که اگر ایران در قبال گفتگوهای بین المللی درباره برنامه هسته ای این کشور موضعی سازنده اتخاذ نکند، دولت روسیه احتمالا از تصمیم تحریم ایران حمایت خواهد کرد.
آقای مدودف با تاکید بر این که اگر از تحریم اجتناب شود بهتر است گفت "اگر پیشرفتی در گفتگوها حاصل نشود هیچکس چنین سناریویی را رد نخواهد کرد."
روابط روسیه با ایران در سالهای اخیر رو به گسترش بوده ولی در هفته های اخیر انتقاداتی از سوی مقامات ایرانی علیه آن کشور مطرح شده است.
پنج روز پیش علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی ایران، روسیه را به دلیل تحویل ندادن سیستم موشکی اس 300 به ایران "بد قول" خوانده و گفته بود: "بحث هایی که در رابطه با اس 300 مطرح می شود اگر موضع رسمی روسیه باشد نشاندهنده فصل جدیدی از بدقولی آنهاست."
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، این موضوع را "ماجرای کهنه ای" توصیف کرده و گفته بود: "اگر (روسها) به پیمانشان عمل نکنند و مذاکرات به نتیجه نرسد این مسئله نقطه ای منفی در روابط دو کشور خواهد بود."
در حال حاضر پرونده هسته ای ایران در مرحله حساسی قرار گرفته و روسیه به همراه کشورهای غربی از طرح ارسال اورانیوم تولیدی ایران با غلظت پائین به خارج برای دریافت اورانیوم با غلظت بالاتر به عنوان سوخت راکتور تحقیقاتی تهران حمایت می کند.
ایران هنوز پاسخ رسمی به پیشنهاد مبادله سوخت نداده است اما آقای فیروزآبادی از این پیشنهاد دفاع کرده و گفته است: از تبادل سوخت زیان نخواهیم کرد.
به گفته آقای فیروزآبادی، ایران با به دست آوردن سوخت با غلظت 20 درصد مورد نیاز راکتور تحقیقاتی، هم "حقانیت خو درا در فعالیت هسته ای صلح آمیز" به کرسی می نشاند و هم یک میلیون نفر از مردم از امکانات ناشی از آن استفاده خواهند کرد.
به ایران پیشنهاد شده که حدود 1200 کیلوگرم از ذخیره 1500 کیلوگرمی اورانیوم با خلوص پایین این کشور به روسیه جهت غنی سازی بیشتر و سپس فرانسه جهت تبدیل به میله سوخت برای استفاده در رآکتور تهران انتقال داده شود.
در ایران انتقاداتی نسبت به مبادله سوخت مطرح شده ولی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران می گوید که "شبهه افکنان" از "روی بی اطلاعی و یا وابستگی" حرفهایی می زنند و "نباید "به این حرفها" گوش فرار داد چرا که ذخیره سوخت نیروگاهی آسیبی نمی بیند و خللی در امر ادامه غنی سازی وارد نمی کند."

امام جمعه موقت اهل سنت زاهدان بازداشت شد

مولوی عبدالغنی شه بخش، امام جمعه موقت اهل سنت زاهدان و یکی از استادان حوزه علمیه اهل سنت این شهر در حالی توسط دادگاه ویژه روحانیت مشهد بازداشت شده است که امام جمعه اهل سنت شهر خاش نیز هم اکنون در بازداشت به سر می برد.
مولوی عبدالمجید مرادزهی، استاد حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان به بی بی سی فارسی گفت که آقای شه بخش دو هفته پیش هم به دادگاه ویژه روحانیت احضار و با قید وثیقه آزاد شده بود، اما روز پنجشنبه ۲۱ آبان در مشهد بازداشت شد.
به گفته آقای مرادزهی، بازداشت آقای شه بخش و فشار علیه عده دیگری از علمای اهل سنت به دلیل مقاومت آنها در برابر اجرای طرح موسوم به "ساماندهی حوزه های علمیه اهل سنت" بوده است.
آقای مرادزهی می گوید که این طرح یک سال پیش توسط نمایندگان ولی فقیه در مناطق اهل سنت، به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد و در این شورا تصویب شد.
به گفته او این طرح در واقع "به تصرف در آوردن حوزه های علمیه اهل سنت" است و استقلال و آزادی عمل این حوزه ها را از میان می برد.
آقای مرادزهی گفت که ائمه جمعه و مدیران مدارس دینی اهل سنت در مناطق مختلف ایران با این طرح مخالفت کرده و از دولت خواسته بودند که آن را ملغی کند، اما اجرای این طرح عملا فقط در دوره انتخابات ریاست جمهوری متوقف شد و پس از آن، از حدود یک ماه پیش به جریان افتاد.
مخالفان این طرح آن را مغایر اصل ۱۲ قانون اساسی ایران می دانند که آزادی تعلیم و تربیت مذهبی اهل سنت را تضمین کرده است.
آقای مرادزهی می گوید که در یک ماه گذشته حدود ۱۲ تن از مدیران حوزه های علمیه، ائمه جمعه و علمای اهل سنت به دادگاه ویژه روحانیت احضار شده اند که دو تن از آنها بازداشت شده اند و دو تن دیگر با وثیقه آزاد هستند.
به گفته او، علاوه بر مولوی عبدالغنی شه بخش، مولوی محمد عثمان قلندرزهی، امام جمعه اهل سنت و مدیر حوزه علمیه شهر خاش هم در بازداشت به سر می برد.
آقای مرادزهی معتقد است که این بازداشت ها ارتباط مستقیمی با حوادث اخیر در استان سیستان و بلوچستان که به کشته شدن عده ای از فرماندهان سپاه انجامید ندارد، اما می گوید ممکن است گروهی از مسئولان استان بخواهند با استفاده از جو ایجاد شده، فشار علیه مدارس اهل سنت را افزایش دهند.
در پی این بازداشت ها، مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه مسجد مکی زاهدان و رئیس شورای هماهنگی حوزه های علمیه اهل سنت ایران به همراه گروه دیگری از علما و ائمه جمعه سنی مذهب این کشور به تهران رفته است تا با مقامات حکومتی دیدار کند.
این گروه از جمله خواستار ملاقات با آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران شده اند.
آقای اسماعیل زهی و گروه همراهانش تاکنون موفق به دیدار با مرتضی مقتدایی، مدیر حوزه علمیه قم، آیت الله مکارم شیرازی، از مراجع شیعه این شهر و محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شده اند.

اوباما تحریم های ایران را تمدید کرد

کاخ سفید اعلام کرد باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا روز پنجشنبه تحریم های سی ساله این کشور علیه ایران را یکبار دیگر تمدید کرد.
این تحریم ها در هنگام بحران گروگانگیری در نوامبر 1979 علیه ایران اعمال شد.
آقای اوباما به کنگره آمریکا اطلاع داده "روابط ما با ایران به وضعیت عادی بازنگشته" و به همین دلیل تحریم های مالی واشنگتن علیه تهران برای یکسال دیگر تمدید می شود.
دولت آمریکا از ژانویه گذشته تلاش کرده با ایران تماس برقرار و درباره برنامه های اتمی این کشور گفتگو کند.
اما این تلاش ها تاکنون به نتیجه ای نیانجامیده است.
به گفته کارشناسان تمدید این تحریم ها ارتباطی با چالش اتمی ایران ندارد و رئیس جمهور آمریکا همه ساله در نوامبر باید درباره آن تصمیم گیری کند.
دولت جیمی کارتر در نوامبر 1979 با بهره گیری از قانون "اضطراری ملی" دارایی های ایران در آمریکا را مسدود کرد.
رقم این دارایی ها روشن نیست و گذشت سه دهه، اختلاف بر سر آن را تشدید کرده است.
دولت ایران همواره خواستار لغو مسدودیت این دارایی ها شده و استرداد آنها را نشانه تغییر رویکرد واشنگتن در قبال تهران خوانده است.

نماينده خامنه ای درسپاه عزل او را غير ممکن دانست

نيويورک تايمز زيرعنوان "مقام ايرانی ميگويد رهبر ارشد را نمی توان برکنار کرد" می نويسد يک مقام نزديک به اين قدرتمندترين فرد در ايران، بنا به گزارشها، روز جمعه گفته است که آيت الله علی خامنه ای را نمی توان از مقام رهبری کنار گذاشت زيرا مشروعيت او از سوی خداوند است.

نيويورک تايمز می نويسد مجتبی ذالنور، نماينده خامنه ای در سپاه پاسدران انقلاب در اجتماعی از نمايندگان خامنه ای در دانشگاههای ايران گفت مجلس خبرگان، تشکيلاتی آخوندی که خامنه ای را برگزيد نمی تواند وی را خلع کند.

نيويورک تايمز می نويسد بنا به يک گزارش منعکس در وب سايت Mowjcamp، که از ميرحسين موسوی، مخالف احمدی نژاد، جانبداری ميکند، ذالنور گفته است "اعضای مجلس خبرگان ولی فقيه را نصب نمی کنند، بلکه ايشان را کشف ميکنند، و اينگونه نيست که آنها هرزمان بخواهند می توانند ولی فقيه را عزل نمايند".

نيويورک تايمز می نويسد در تئوری، خامنه ای توسط مجلس هشتاد و شش عضوی خبرگان که در سال ۱۹۸۹ وی را به جانشينی آيت الله خمينی برگزيد، قابل عزل است. اما اين سيستم هيچگاه آزمايش نشده است.

نيويورک تايمز می نويسد ذالنور که در شهر مذهبی قم  صحبت ميکرد گفت در سيستم اسلامی مقام و مشروعيت ولی فقيه از سوی خدا، پيامبر و امامان شيعه است و اين نيست که مردم به ولی فقيه مشروعيت ميدهند و هر وقت که بخواهند می توانند وی را عزل کنند.

تيويورک تايمز می نويسد به گفته وی رهبر ارشد بايد سعی کند از مردم مقبوليت بگيرد. ذالنور گفت مشروعيت ولی فقيه از بالاست و مقبوليت آن از سوی مردم است.

تحول در طیف حامیان احمدی‌نژاد در صد روز پس از تحلیف

در روز ۱۴ مرداد ۱۳۸۸در حالی که معترضان شوک زده از نتیجه اعلام شده انتخابات هنوز در خیابان های اطراف بهارستان بودند، محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهوری ایران در برابر مجلس حاضر شد.
در آن روز این تصور هنوز وجود داشت که ممکن است با مرور زمان از شدت اعتراضات کاسته شود و آقای احمدی نژاد و متحدان و حامیانش بتوانند بر اوضاع مسلط شوند، اما شرایط به گونه ای دیگر رخ نمود.
به نظر می رسد در صد روز گذشته آقای احمدی نژاد نه تنها توفیقی در کاستن از اعتراضات نداشته است، بلکه حتی حامیان سیاسی خود را هم دچار دو دستگی کرده است.
جناح های معتدل تری از اصول گرایان که در یکی دو ماه اول می کوشیدند با پادرمیانی اوضاع را آرام کنند به تدریج به حاشیه رفته اند و به تعبیر منتقدانی مانند سراج الدین میردامادی روزنامه نگار در پاریس، آقای احمدی نژاد تلاشی برای جلب رضایت جناح های معتدل اصولگرا از خود نشان نداده است.
به باور آقای میردامادی، دولت در عمل ترجیح داده است تا تنها بر اقشار و طیف هایی تکیه کند که وابستگی نزدیکی به دولت دارند.
به گفته او، آقای احمدی نژاد در دولت جدید خود عمدتا بر نیروهایی تکیه دارد که در دوره قبلی آن ها را از نیروهای مسلح و بسیج جدا و به بدنه اداری کشور منتقل کرد و در دوره جدید این نیروها در بخش های اداری ارتقای مقام یافته اند.
همچنین گروهی از ناظران معتقدند که افزایش حمایت آشکار آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی از دولت، سبب شده است که طیف هایی از کسانی که در انتخابات از متحدان آقای احمدی نژاد بودند، راه سکوت را در پیش بگیرند.
به گفته آقای احمد سلامتیان، تحلیل گر سیاسی در پاریس، اصول گراها هم دورنمای خوبی برای مسیر دولت نمی بینند، اما به دلیل حمایت آشکار رهبر جمهوری اسلامی از بیان دیدگاه های انتقادی خود پرهیز می کنند.
برخی از ناظران عقیده دارند که رهبران عمده روحانیت سنتی و حامیان سیاسی اصولگرای دولت از رفتار دولت راضی نیستند، اما شتاب گرفتن جریان اعتراضات باعث شده است که به تعبیر حسن شریعتمداری، تحلیل گر مسایل ایران در آلمان، در انتظار سیر تحولات بنشینند.
البته در میان حامیان انتخاباتی دولت دهم کسانی هم بوده اند که اکنون از اوضاع راضی هستند و آقای شریعتمداری معتقد است که سپاه پاسداران بیشترین بهره را از اوضاع کنونی برای به دست گرفتن موقعیت های مهم سیاسی و اقتصادی برده است.
همچنین در شرایطی که میزان نارضایتی متحدان سیاسی دولت هم در حال افزایش است، به نظر ناظرانی مانند آقای سلامتیان، ادامه حیات دولت به قیمت افزایش بار مسولیت رهبر ایران ممکن شده است.
به باور آقای سلامتیان، با قرار گرفتن همه مسوولیت ها بر دوش رهبر ایران، عملا در حالتی شبیه به سال های پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ تداوم نظام جمهوری اسلامی در عمل در همه زمینه ها متکی به ادامه حیات و عملکرد و توانایی ذهنی و فکری یک فرد، یعنی آیت الله علی خامنه ای است.
صد روز پس از آغاز به کار دولت دهم در ایران، به نظر می رسد در شرایط انزوای دولت، اتکای آن به رهبر جمهوری اسلامی روز به روز بیشتر شده است و این شرایطی که حفظ ثبات سیاسی را برای کل حاکمیت جمهوری اسلامی با دشواری بیشتری روبرو می کند.

بانک مرکزی ایران پنج میلیون سکه طلا وارد بازار می‌کند

محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی ایران اعلام کرده است که بانک مرکزی از روز شنبه، 23 آبان، پنج میلیون قطعه سکه طلا وارد بازار خواهد کرد.
به گفته آقای بهمنی این تصمیم در پی افزایش بی سابقه قیمت سکه در تهران و به منظور تعدیل قیمت آن گرفته شده است.
او پیشتر گفته بود که اگر قیمت سکه بخواهد به صورت کاذب افزایش یابد بانک مرکزی به حد کافی سکه ضرب کرده است که آن را وارد بازار می کند.
با آنکه افزایش قیمت جهانی طلا در هفته های اخیر دلیل اصلی افزایش قیمت سکه در ایران بوده است، اما تقاضای زیاد برای خرید سکه عاملی دیگری بوده که قیمت هر قطعه سکه تمام بهار آزادی به 280 هزار تومان رسانده است، رقمی که تا کنون در ایران سابقه نداشته است.
خبرگزاری مهر در گزارشی به نقل از محمد کشتی آرای، رئیس اتحادیه کشوری طلا و جواهر دلیل عمده افزایش قیمت طلای جهانی را ناشی از افزایش تقاضای خرید طلا توسط بانکهای مرکزی دنیا از صندوق بین المللی پول در پی خرید طلا توسط بانک مرکزی هند به دلیل افزایش تقاضا از بانک جهانی عنوان کرده است.
بر اساس همین گزارش محمود بهمنی نیز افزایش قیمت سکه و طلا را ناشی از افزایش قیمت جهانی دانسته و گفته است که این افزایش قیمت به بازار داخلی ارتباطی ندارد.
در خبر دیگری بانک مرکزی اعلام کرده است که در خصوص لایحه پیشنهادی دولت مبنی بر معافیت واردات انواع شمش طلا و نقره از پرداخت حقوق ورودی، مجلس ایران واردات انواع شمش طلا و نقره را از پرداخت حقوق ورودی معاف کرد.
پیش از این بانک مرکزی ایران جهت ورود طلا و نقره وارداتی خود به منظور تأمین نیازهای داخلی و تنظیم بازار، مشمول چهار درصد (4٪) تجمیع عوارض ورودی ارزش کالا بود و از ابتدای سال 1382 مکلف به پرداخت آن شده بود.
روابط عمومی بانک مرکزی ایران پیامدها این معافیت را این گونه بر شمرده است:
  1. نگهداری بخشی از دارایی‌های خارجی کشور به طلا و غالباً به صورت گواهی سپرده و طلای امانی نزد بانک‌ها و مؤسسات مالی معتبر دنیا بعضاً به دلایل امنیتی ( جلو گیری از بلوکه شدن دارائی های ایران ) ضرورت می‌یابد که بخشی از این ذخایر طلا به کشور منتقل شود.
  2. -تأمین نیازهای داخلی و تنظیم بازار طلا و سکه برحسب مسئولیت‌ها و وظایف محوله به بانک مرکزی براساس قانون پولی و بانکی کشور.
بانک مرکزی همچنین گفته است که با عدم پرداخت حقوق ورودی برای واردات طلا و نقره، "بهای واقعی را با قیمت‌های روز جهانی منطبق می‌نماید امکان رقابت بازارهای داخلی در تجارت بین‌المللی را میسور می‌سازد."

آخرين آخبار