آخرین اخبار سانی نیوز

ه‍.ش. ۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

خاتمی: امروز متاسفانه خشونت تئوریزه شده عملی می شود

تاریخ : ۴ آذر ۱۳۸۸
سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر این‌که سپاه و بسیج از متن انقلاب برآمده است، یادآور شد: سپاه پاسدارانی که آن همه افتخارات در کنار ارتش ما آفرید و بسیجی که با دست های تهی خودش توانست در مقابل نیروهای عظیم بایستد و نگذارد عزت مملکت از بین برود؛حرمتش این است که در کنار مردم باشند.
سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی جامعه پزشکی، تقارن این دیدار با روزهای اول ماه مبارک ذیحجه را به فال نیک گرفت و با بیان این‌که ذیحجه ماه بسیار بزرگی است که مراسم بزرگ حج ـ حجی که محور و مدارش کعبه است ـ صورت می‌گیرد، افزود:جالب این است که مهمترین و شاخص‌ترین خانه خدا، کعبه و مسجد الحرام است اما خداوند ‌آن ‌را اولین خانه‌ای می‌داند که برای مردم (و نه فقط برای مومنان) برقرار شده است و در تاریخ منشا برکات بوده و هست و یک نوع اتصالی میان آسمان و زمین و نزول برکات الهی بر جامعه بشری است.
رییس بنیاد باران ادامه داد:همین امر نشان دهنده این است که مردم در بینش الهی چقدر جایگاه والایی دارند؛ حج و اعمالی که انجام می‌شود، مشروط به خلع همه امتیازات اعتباری که در جامعه وجود دارد، برهنه شدن انسان از همه تعلقات و اعتبارات، فقط بنده خدا بودن و به خدا توجه کردن در این مراسم تجلی پیدا می‌کند و نشان دهنده بینش انسان شناسی اسلام و ادیان توحیدی و الهی است و نیز کرامتی که انسان دارد.
وی با تاکید بر این‌که این از افتخارات ادیان توحیدی و به خصوص دین اسلام است که برای انسان کرامت قائل است، تصریح کرد:به همین جهت در بینش اسلامی ـ لااقل آن بینشی که در انقلاب اسلامی بود و ما به آن اعتقاد داشته و داریم ـ این است که انسان شایسته حاکم بودن بر سرنوشت خود است و به همین دلیل در اصل ۵۶ قانون اساسی به صراحت مساله حاکمیت انسان بر سرنوشت خودش آمده است.
وی یادآور شد: بارها گفته‌ام و باز هم تکرار می‌کنم که یکی از طلایی‌ترین اصول قانون اساسی همان اصل ۵۶ است که حاکمیت انسان بر سرنوشت خود را به رسمیت می شناسد و لوازم آن که آزادی انسان و زمینه‌سازی برای رشد همه جانبه انسان، تامین عدالت اجتماعی در جامعه است، نه تنها به عنوان حق طبیعی، بلکه علاوه بر آن به عنوان حق الهی شناخته شده است.
رییس دولت اصلاحات ادامه داد: هر کار و روشی که مانع حاکمیت انسان بر سرنوشت خود بشود و این حاکمیت لطمه‌ای ببیند و یا از سوی گروه‌ها یا افرادی غصب شود، مغایر با بینش ما و انقلاب اسلامی است و این‌گونه رفتار و عمل یک روش انحرافی و خلاف مشیت الهی و بینشی است که اسلام و ادیان الهی درباره انسان دارند.
وی با بیان این‌که تجلی اصل حاکمیت در عرصه اجتماعی، این است که حاکمیت از آن مردم اند، گفت: مردم حکومت‌شان را تعیین می‌کنند؛ حکومت‌ها برآمده از اراده مردم‌اند و در مقابل مردم مسئوولند؛ این امرنیز لوازمی دارد، از جمله انتخابات، انتخاباتی آزاد، زمینه سازی برای انتخاباتی که واقعا رای مردم در آن تجلی پیدا کند و هر کاری برخلاف این مسیر، خلاف بینش اسلامی است.
وی حج را مظهر و تجلی گاه انسان آزاد و بریده از تعلقات تعریف کرد و ادامه داد: چنین انسانی در مقابل هیچ کس و هیچ چیز جز خداوند قادر متعال حکیم سر تعظیم فرود نمی آورد و هیچ عاملی بر او جز اراده الهی حاکم نیست و نباید باشد.
وی باردیگر با ابراز خوشحالی از انجام این دیدار در روزهای اول ذیحجه خطاب به حاضران گفت: شما بندگان خوب خدا هستید که سعی کرده اید خدمتگزار مردم باشید و در عرصه خدمت به خصوص بهداشت و درمان وسلامت سایر مسائل اجتماعی با حسن نیت حضور داشته باشید. سابقه شما هم روشن است؛ انسان‌های مومنی که برای انقلاب مایه گذاشتید، با حضور در دوران دفاع مقدس فداکاری کردید، و دلبسته به این انقلاب و نظام هستید.
خاتمی ادامه داد: « اگر واقعا از اوضاع گله‌ای باشد ما معتقدیم بیان آن جرم نیست؛ این روزها به افرادی که انسان‌های صادق و سالمی هستند ستم شده است. همه ما ممکن است اشتباه داشته باشیم، ولی باعث تاسف است که به انسان‌هایی صادق و خدوم و خانواده‌های‌شان ستم شده است. ممکن است به خاطر چنین روش‌هایی آن چیزی که ما به آن اعتقاد داریم و دلبسته آن بودیم یعنی انقلاب ما و نظام ما لطمه ببیند. بعضی کارهائی می‌شود ـ که کارهای بدی است ـ و در همه جای دنیا هم کم و بیش رخ می‌دهد، اما مشکل مضاعف اینجاست که در یک جایی این‌ کارها به نام اسلام و انقلاب بشود و اگر دل ما می‌سوزد از همین مساله است.
وی با اشاره به مطالبی که در این نشست درباره وضع مدیریت کنونی جامعه در زمینه بهداشت، رفاه و تامین اجتماعی، و به طور کلی شاخص‌های سلامت و بهداشت از سوی حاضران مطرح شد، این مطالب را شعاری ندانست و اظهار داشت: این مسائل را کسانی مطرح کردند که دست اندرکار امور بوده اند. متاسفانه مقایسه آن‌چه در گذشته بوده با آن‌چه امروز هست، نشان می‌دهد که وضع ما خوب نیست. همین مساله را می توان به همه عرصه‌ها؛ صنعت، کشاورزی، روابط خارجی، مدیریت های مختلف تعمیم داد. تردید ندارم که با برخورد منصفانه با مساله می‌بینیم همه شاخص‌ها سقوط کرده یا حداقل در بسیاری از موارد به خصوص در برنامه چهارم ـ که یکی از علمی‌ترین و واقع‌بین‌ترین برنامه‌های تدوین شده در دولت اصلاحات با نظر کارشناسی و رعایت معیارهاست ـ آن طور که پیش‌بینی می‌شد پیش نرفته‌ایم و از آن مسیر عقب افتاده ایم.
رییس‌جمهور سابق کشورمان تاکید کرد: من بارها خدمت بزرگان گفته‌ام و الان هم می گویم؛ اگر یک نقشه راهی برای کشور مشخص شد که عبارتست ازسند چشم انداز بیست ساله و در آن هدف را معین کردیم، نه تنها در این مسیر حرکت نکرده‌ایم، بلکه از نقطه مبدا هم ـ که بنا بود ۲۰ سال بعد به هدف هائی برسیم ـ عقب افتاده ایم و این باعث تاسف و تاثر است.
خاتمی همچنین با اشاره به مباحث مطرح شده درباره وحدت اجتماعی خاطرنشان کرد: ملاک ما در این زمینه عجیب و غریب نیست؛ ملاک ما همین قانون اساسی، برنامه چشم انداز بیست ساله و سیاست های کلی است که تدوین شده است. اگر در جاهایی انحراف وجود دارد همه باید با وحدت این انحراف و اشکال را برطرف کنیم. حرف ما این است که وضع ما در عرصه‌های مختلف، در گذشته بهتر بود. البته نمی گویم عیب و کمبود نبود، حداقل این بود که با تجربه و تکیه بر کار کارشناسی مسیر درستی انتخاب شده بود و گام هایی در این زمینه برداشتیم، ولی کارها در این مسیر ادامه پیدا نکرد و متاسفانه این طور القاء می شود که آن چه رخ می دهد درست، خواست انقلاب و مصلحت مردم است در حالی‌که ما معتقدیم هیچ کدام از این‌ها نیست.
وی ادامه داد: آیا اینکه عده ای دلسوز انقلاب و دلبسته به انقلاب و مصلحت مردم و کشور ـ که برای مملک، مردم، سربلندی در عرصه منطقه و جهانی آرمان‌ها، آرزوها و برنامه هایی داشتند و عمل می کردند ـ احساس می‌کنند مسیر فعلی منحرف است و باید تغییر پیدا کند، این عین انقلابی بودن، عین پایبندی به معیارهای انقلابی نیست؟ و در مقابل آیا وقتی کسانی‌ از این مسیرها منحرف شده‌اند، این نشانه انحراف از معیارهای انقلابی نیست؟ آیا این مقابله با انقلاب نیست که وقتی کسانی می گویند این وضع با همین معیارهای قانون اساسی باید تغییر کند، به براندازی و تخریب نظام متهم شوند و برعکس عملکرد کسانیکه معتقدیم نتیجه عملشان ـ که در این روزها و سالها بوده است ـ نتیجه مطلوبی نیست، عین انقلاب تعبیر شود؟ این‌ها مقابله با انقلاب است که اگر کسی حرفی زد، راهکاری نشان داد و خواستار تغییر مثبت به نفع معیارهای انقلابی شد، هرگونه هزینه‌ای را بپردازد و متهم به انواع اتهاماتی شود که این روزها داریم می‌بینیم؛علاوه بر اتهامات، نسبت‌های ناروا، شکستن شخصیت کسانی که سرمایه‌های نظام هستند را نیز از سوی کسانی که نمی‌دانیم خیلی از آنها کی هستند و چگونه این طور سخاوتمندانه تخریب می‌کنند شاهد هستیم.
وی با اشاره به دستگیری‌ها، برخوردها، محدود کردن‌ها و با بیان این که آیا دلسوزان انقلاب آزادند که حرف های‌شان را در دانشگاه‌ها و در مجامع دیگر بزنند؛یا برای‌شان هزینه داشته باشد؟ ادامه داد: تنها صحبت تهمت زدن نیست، بلکه ایجاد هزینه کردن برای کسانی است که دل‌شان برای انقلاب و مردم می‌سوزد.
رییس بنیاد باران با بیان این که ما افتخار می کنیم که از آزادی و انتخابات آزاد دفاع می‌کنیم و افتخار می‌کنیم از این‌که اگر در عرصه انتخابات و مسائل دیگر مشکلاتی وجود دارد، انتقاد می‌کنیم، تاکید کرد: به نفع مردم و آرمان های انقلاب و برای تحقق اصل ۵۶ قانون اساسی این مسیر را ادامه می دهیم ؛ چراکه معتقدیم مردم ما شایسته آزادی، شایسته رشد و پیشرفت و توسعه و عدالت هستند. وقتی می بینیم دراین مسیرمشکل و انحراف وجود دارد حرف می زنیم و صحبت می کنیم؛ چراکه از آن طرف مسائلی به نام اسلام و انقلاب پیش می آید که دودش در درجه اول و بیش از همه به چشم نظام می رود.
وی خاطرنشان کرد: مردم ما انقلاب شان را قبول دارند؛ چرا که احساس می‌کنند این انقلاب به آن‌ها عزت و حرمت داد، انرژی ها را آزاد کرد برای اینکه مملکت یک مملکت الگو و پیشرفته ـ در منطقه و دنیا ـ بشود، آزادی،عدالت و پیشرفت در کنار اخلاق و معنویت در آن باشد. اگر خدای نکرده کسانی بخواهند مسائلی خلاف این مسائل را به نام انقلاب و اسلام مطرح کنند، مردم به آنها اعتراض می‌کنند.
رئیس دولت اصلاحات افزود: ما از مردم دفاع می‌کنیم. دفاع کردن ما از مردم و آزادی آن‌هاست.دفاع از انتخابات سالم و آزاد دقیقا دفاع از ارزش هایی است که برای آن انقلاب شد، خون ها داده شد، محرومیت ها کشیده و هزینه ها پرداخته شد.
خاتمی یادآور شد: امروز متاسفانه می بینیم خشونت تئوریزه شده عملی می شود وعلیه بسیاری از نیروهایی که علاقه مند به انقلاب و امام هستند اعمال می شود.
وی هم‌چنین گفت: البته در این کشور کسانی هم هستند که حتی این نظام را هم قبول ندارند ولی حاضرند در چارچوب قانونی نظام حرکت کنند و ما افتخار می کنیم که از حقشان دفاع کنیم. ستم به آنها را روا نمی داریم؛ چراکه به عنوان یک شهروند دارای حقوقی هستند که دیگران در این کشور دارند، مگر این‌که کسی به تعبیر امام توطئه و براندازی کند.
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: خشونت می‌گوید یک روش و سلیقه و شیوه خاص عین اسلام و انقلاب است و هر کس خارج از این شیوه فکر کند، حق ندارد زندگی کند و در حاکمیت حضور داشته باشد یا حتی آزادانه بتواند حرفش را بزند؛ وبدتر اینکه تلاش می شود که این رفتارها و سیاست ها توجیه شود و کسانی وانمود(و عمل) می کنند که هرچه خلاف این روش باشد ضد انقلاب است و هرکس با این سلیقه مخالف باشد برانداز است و با او برخورد می شود.این‌ها مسائلی است که مشکل ایجاد می‌کند.
خاتمی درباره کسانی که چنین دیدگاه‌ها و تفکراتی را دارند، گفت: کسانی که در تاریخ و سابقه شان هست که نه با این انقلاب سر سازگاری داشتند و نه به امام و نه یک ذره برای انقلاب دلشان سوخته چنین حرف‌هایی را می‌زنند. متاسفانه زمینه برایشان باز می شود تا در ارکان و ارگان های برآمده از انقلاب ـ که خدمات بزرگی هم دارند ـ نفوذ کنند و از آن به عنوان ابزار حذف، سرکوب و… استفاده کنند.
رییس دولت اصلاحات با تاکید بر این‌که سپاه و بسیج از متن انقلاب برآمده است، یادآور شد: سپاه پاسدارانی که آن همه افتخارات در کنار ارتش ما آفرید و بسیجی که با دست‌های تهی خودش توانست در مقابل نیروهای عظیم بایستد و نگذارد عزت مملکت از بین برود؛حرمتش این است که در کنار مردم باشند.
وی تاکید کرد: وجود فضای امنیتی سیاسی بر اساس تحلیل‌های غلط و نیز اعمال روش ها و شیوه‌های غلط اولین زیانش به اصل نظام و مردم می رسد؛ چراکه نه تنها عموم مردم احساس می کنند آزادی‌های مشروعشان محدود شده، بلکه مردم مظلوم و محروم هم با همه وجود احساس می کنند محروم تر شده اند. نگرانی بنده این است که در آینده نه چندان دور در کنار این نارضایتی های سیاسی که در قشرهای خاصی از جامعه بیشتر بروز و ظهور دارد نارضایتی‌های اجتماعی هم اضافه شود، به خصوص وقتی وعده‌های داده شده، عمل نشده یا بر خلاف آن عمل شده است.
وی با بیان اینکه با فشار وارد آوردن، ایجاد ارعاب، بالا بردن هزینه حرف‌زدن و آزاد بودن و آزادنه زندگی کردن، مشکلی حل نمی شود و شکاف ها زیاد تر خواهد شد، گفت: جنبش ما سابقه ۱۵۰ ساله در مملکت دارد و اوجش در انقلاب اسلامی بود و همچنان تداوم داشته و خواهد یافت. جنبشی که ریشه اصیل در جامعه و تاریخ دارد از بین نمی رود، البته اگر رفتارها با آن رفتارهای نادرستی باشد ممکن است یک نوع انحرافاتی در آن پیدا شود. چنانچه ما می بینیم بصورت عکس العملی مسائلی مطرح می شود که ما و شما آن را نمی پسندیم. اما مقصر آن کسانی هستند که این زمینه ها را فراهم آورده اند.
رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها تاکید کرد: باید بگذاریم نظام مسیر درست خود را طی کند، معیارهای اصلی در آن حاکم باشد، انسان در آن حرمت داشته باشد، زمینه برای پیشرفت جامعه مهیا باشد، مدیریت جامعه کارآمد و متعهدباشد، دروغ به مردم گفته نشود، بداخلاقی در جامعه نباشد؛ چراکه شکستن مرزهای اخلاقی بسیار مساله مهمی است.وقتی تهمت در سیاست رسمی شد، تهمت کار انقلابی و بیان دردها جرم شد، آن وقت در متن جامعه نسبت به تهمت زنندگان و شکنندگان مرز اخلاقی بدبینی ایجاد می‌شود و این بدبینی سرایت به اصل نظام می کند و این فاجعه بزرگی است.
وی تاکید کرد: بیاییم همه دست به دست هم دهیم و از این فضای امنیتی و نظامی حاکم بر جامعه با تحلیل ها و توجیهات غلطی که وجود دارد، دست برداریم. فضا را تلطیف کنیم تا مردم بتوانند آزادانه حرف شان را بزنند و احساس کنند نظام حرف این ها را گوش می‌دهد و در مقابل‌شان نیست. آن وقت خواهید دید چقدر شور و اشتیاق در جامعه بوجود خواهد آمد.
رییس بنیاد باران با تاکید بر این‌که اشتباهاتی که شده است نباید تکرار شود، خاطرنشان کرد: انتخاباتی در پیش روست، مردم باید بتوانند آزادانه رای بدهند و تضمین شود که نتیجه‌ای که بیان می شود؛همان است که مردم می‌خواهند و اگر فضای اعتماد بود مردم که نتیجه کارشان چیز دیگری می شد اعتراض نداشتند. راه حل مشکل این نیست که با اعتراض، با خشونت برخورد شود.
وی ادامه داد : باید با دلسوزی به انقلاب نسبت به راه های موجود بازنگری کرد؛ نظام و حاکمیت ما باید قانع شود که این رفتارها و روش‌ها آن نیست که به سر منزلی برسد و به مصلحت جامعه بیانجامد یا مورد تایید معیارهایی که انقلاب ما داشت و مردم ما می خواستند، باشد. تدبیر،عقلانیت و تقوا حکم می‌کند که اگر مسیری اشتباه است، با شجاعت همه با هم دست به دست دهیم و آن مسیر را اصلاح کنیم تا فضا فضای امن و آباد وآزادی بشود.
وی در پایان با ابراز امیدواری نسبت به اینکه در آینده شاهد وضعیت بهتری باشیم، گفت: « امیدوارم بسیاری از نیروهایی که شایسته و مظلوم هستند و گرفتار بند هستند، گرفتاری‌های‌شان رفع شود و به صحنه جامعه برگردند و فضای کشور تغییر پیدا کند و آ‌ن‌چه به مصلحت کشور است انجام بگیرد.
گفتنی است، برخورد با فرهنگستان‌ها و دولتی کردن آنها، نگرانی از اتفاقاتی که به نام اسلام و انقلاب در حال رخ دادن است، هدایت و رهبری جنبش سبز، یاس و نگرانی مردم و آسیب دیدن مرزهای اخلاقی در جامعه، مقایسه وضعیت کنونی و گذشته بهداشت و درمان کشور،از جمله محورهای صحبت های حاضرین در جلسه بود.

احضار ده‌ها تن از دانشجویان دانشگاه تهران به شورای انضباطی

بامدادخبر: در آستانه 16 آذر، روز دانشجو، ده‌ها تن از دانشجویان دانشگاه تهران، به کمیته انظباطی این دانشگاه احضار شدند.
بنا به گزارشات رسیده به بامدادخبر، دهها تن از دانشجویان دانشگاه تهران، به دلیل آنچه که از سوی شورای انظباطی این دانشگاه، شرکت در تجمع غیرقانونی 13 آبان خوانده شده است، به این شورا احضار شده‌اند.
در برگه های احضاریه، که برای تمامی دانشجویان به یک شکل و با اتهاماتی یکسان ارسال شده است، دلیل احضار، گزارشات و مستندات مبنی بر شرکت در بلوا و آشوب، عدم رعایت مقررات دانشگاه و اتهام عجیب توهین به شعائر و مقدسات اسلامی عنوان شده است.
بر اساس ایم گزارش، به برخی از دانشجویان احضار شده که برای پیگیری به کمیته انظباطی رفته بودند، مستندات احضار را گزارشات رسیده از طرف بسیج دانشجویی دانشگاه، اعلام کرده‌اند.
به نظر می‌رسد در آستانه روز دانشجو، روسا و مسئولان دانشگاه تهران، از بیم اعتراضات دانشجویی، برخوردهای شدیدتری را با دانشجویان دانشگاه تهران در دستور کار خود قرار دهند.
نمونه‌ای از برگه‌های احضاریه


متن اعلامیه اي براي 16 آذر كه در حال توزيع است !



۱۶ آذر، روز اعتصاب و تظاهرات دانشجویی
با درود به مردم سبز اندیش ایران زمین بویژه دانشجویان و جوانان عزیز که تا به امروز نشان داده‌اند بدرستی خواهان آزادی و دموکراسی هستند و تا رسیدن به آن عقب نخواهند نشست. در روزهای پس از انتخابات شاهد آن بودیم که مردم به هر نحوی و به هر سبکی از تمامی مناسبت‌هایی که تا دیروز از آنِ حکومت بود استفاده کرده و صدای ملت آزادی‌خواه ایران را به گوش دیکتاتوران و جهانیان رسانیده‌اند. در همین راستا، مردم و بخصوص دانشجویان آزاده‌ ایرانی تصمیم دارند ۱۶ آدر که روز دانشجو نام دارد را به روز اعتصاب و تظاهرات دانشجویی تبدیل کنند. لذا در روز ۱۶ آذر در تمامی دانشگاه‌های سراسر کشور (آزاد، سراسری، پیام‌‌نور و...) دانشجوبان در کلاس‌ها شرکت نخواهند کرد و همزمان در دانشگاه‌ها بر علیه این حکومت جهل و جور و فساد به تظاهرات دست خواهند زد.
وعده‌ ما: ۱۶ آذر
جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های ایران
***** براي دريافت فايل pdf فوق اينجا را كليك كنيد  ****



حكم دادگاه سه دانشجوی دانشگاه مشهد صادر شد

4 آذر 88

حميدرضا اميرخاني، مهدي خسروي و امين رياحي دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد طي حكمي از سوي دادگاه انقلاب به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق همكاري با گروه هاي معاند خارج كشور به پرداخت جريمه نقدي محكوم شدند.
حميدرضا اميرخاني، مهدي خسروي و امين رياحي سال گذشته را به دليل چاپ مطالب انتقادي در نشريه محاوره در محروميت از تحصيل و خوابگاه به سر بردند و در اين مدت از ورود آن ها به دانشگاه جلوگيري مي شد.
به گزارش خبرنامه اميركبير، اين سه دانشجو طي حكمي از سوي دادگاه انقلاب به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق همكاري با گروه هاي معاند خارج كشور به پرداخت جريمه نقدي محكوم شدند.
به نقل از نوروز

 

آیت الله خامنه ای خواستار پایان «بدبینی» به مسئولان جمهوری اسلامی شد



۱۳۸۸/۰۹/۰۴
آيت الله على خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى ایران، روز چهارشنبه از رسانه ها و دستگاه هاى حكومتى خواست تا به آنچه كه «ايجاد اختلاف، بدبينى و شايعه سازى» عليه مسئولان نظام اسلامى خواند پايان دهند و از عملكرد آنها به شدت انتقاد كرد.

رهبر ايران كه در جمع تعدادى از بسيجيان سخنرانى مى كرد «برخى مطبوعات، رسانه ها و دستگاه ها» را متهم كرد كه «دائما به دنبال ايجاد اختلاف، بدبينى و شايعه سازى هستند» و گفت: «اين گونه كارها در جهت خواست دشمن است.»

وى وضعيت سياسى ايران را «فضاى تهمت زنى و شايعه سازى بر ضد مسئولان كشور» دانست و گفت: «مسئولان كشور اعم از رييس جمهور، رييس مجلس، رييس قوه قضاييه و رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، همه كسانى هستند كه زمام كشور را به دست دارند و مردم بايد به آنها اعتماد و حسن ظن داشته باشند.»

اظهارات رهبر ايران در حالى بيان مى شود كه بسيارى از چهره هاى تندرو، سايت ها و روزنامه هاى نزديك به دولت در ماه هاى اخير حملات زيادى به اكبر هاشمى رفسنجانى، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، و خانواده وى انجام داده اند و نقش وى را در نا آرامى هاى پس از انتخابات پر رنگ كرده اند.

اين رسانه ها خواستار احضار و محاكمه فرزندان اين مقام بلندپايه جمهورى اسلامى ایران به اتهام «دست داشتن در حوادث پس از انتخابات» كرده اند.

آيت الله خامنه اى پيشتر نيز در نماز جمعه ۲۹ خرداد خود از آقاى رفسنجانى با صراحت حمايت كرده بود ولى به رغم اظهارات مثبت او در باره رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، از موج حملات اصولگرايان به وى كاسته نشده است.
اصولگرايان و بويژه محمود احمدى نژاد در جريان مناظره تلويزيونى خود با مير حسين موسوى، آقاى رفسنجانى و خانواده وى را به فساد مالى و كارشكنى در حركت دولت متهم كرده اند.

اولویت اصلی جمهوری اسلامی

رهبر جمهورى اسلامى ايران در سخنان روز چهارشنبه خود اولويت اصلى جمهورى اسلامى را «مقابله با جنگ نرم دشمن» دانست كه به گفته وى، «تلاش دارد با استفاده از ابزارهاى فرهنگى و ارتباطى پيشرفته و با شايعه و دروغ پراكنى و استفاده از برخى بهانه ها، ميان آحاد مردم ترديد، بدبينى و اختلاف ايجاد كند.»

آيت الله خامنه اى در عين حال انتقاد مخالفان دولت از عملكرد وزارت كشور و شوراى نگهبان در جريان انتخابات رياست جمهورى را «ترديد افكنى» خواند و گفت: «اين ترديد افكنى ها بسيار مضر است و دشمن هم، همين را مى خواهد.»

معترضان به نتيجه انتخابات كه در ماه هاى گذشته بارها در خيابان هاى تهران دست به اعتراض زده اند مى گويند كه در انتخابات روز ۲۲ خرداد «تقلب هاى وسيعى» صورت گرفته است و مشروعيت دولت محمود احمدى نژاد را به رسميت نمى شناسند.

در جريان اين اعتراض ها بيش از چهار هزار نفر بازداشت شدند و به گفته مخالفان، ۷۲ تن نيز در جريان تيراندازى نيروهاى امنيتى و بسيجى به سوى تظاهرات مسالمت آميز معترضان كشته شدند.

رهبر جمهورى اسلامى در بخش ديگرى از اظهارات خود با اشاره به رهبران مخالفان كه گفته اند از مبارزه خود عليه دولت دست بر نمى دارند، خواستار وحدت شد و گفت: «من اصرار دارم كه آحاد مردم و جريانات مختلف سياسى، همه با يكديگر متحد، در مقابل آن افراد معدودى باشند كه مخالف اصل انقلاب و استقلال كشور باشند و هدف آنها تقديم كشور به آمريكا و استكبار است.»

وى در عين حال خطاب به بسيجيانى كه شعار «مرگ بر منافق» سر مى دادند گفت: نمى شود هر فردى را به دليل يك خطا، منافق ناميد و همچنين نمى توان، هر فردى را به دليل اختلاف نظر و ديدگاه، ضد ولايت فقيه خواند.»

مير حسين موسوي : افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند!



چهارشنبه ، 4 آذر 1388 

میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان بیانیه‌ای صادر کرده است. وی در این بیانیه با اشاره به اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان، بین عملکرد این نهاد در سال‌های اولیه انقلاب و ماه‌های اخیر مقایسه کرده ودر بخشی از آن آورده است: "بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند."

متن این بیانیه به شرح زیر است:‌
بسم الله الرحمن الرحیم
پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.
علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.
و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.
اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.
اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها.... نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟
احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون / آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟
و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین / به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.
اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟
هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.
اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین / ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.
ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید. بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟
بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند.
امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.
برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند.
مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.
بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟
و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم / و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.
بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.
کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند.
آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.
حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟
بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.
و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگر کارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.
میر حسین موسوی
۱۳۸۸/۰۹/۰۴

نامه عباس امیرانتظام به حنا مخملباف

نامه عباس امیرانتظام اسطوره مقاومت ایران به حنا مخملباف کارگردان جوان سینما برای اهدای جایزه اش به او .



سرکار خانم حنا مخملباف،

بسیار خوشوقتم که یکی از هموطنانم، با استعداد فطری خود در فن کارگردانی و تهیه فیلم برنده جایزه بین المللی شده است. این نشانه از استعداد و توانائی این ملت بزرگ و تاریخی است ، آن را به شما تبریک می گویم.

تعدادی از کارهای شما و پدر هنرمند و وطن پرست شما را دیده و تحسین کرده ام.

من به وجود شما و افرادی که با خلاقیت های خود نام پرافتخار ایران را در جهان طنین انداز می‌کنند افتخار می کنم و به امید روزی هستم که وطن عزیزمان آزاد و مردم آزاده ایران بتوانند در کنار هم به ساخت ایران نوین بپردازنند.

دخترم ، از اینکه با حق شناسی خود جایزه پرافتخار خودتان را به من هدیه کرده اید بسیار سپاسگزارم. اکنون که این نامه را می نویسم سی سال است که در زندانم آن هم به دلیل خدمتگذاری و تهیه " طرح انحلال مجلس خبرگان" که دولت موقت با اکثریت مطلق آرا آن را تصویب کرد ولی آقای خمینی آن را وتو و مانع انجام آن شد.

هدف من از تهیه آن طرح قانونی این بود که حکومت دینی بر سر کار نیاید و خاطره تلخ تاریخ حکومت تفتیش عقاید را که در سال های (1000 تا 1300 میلادی) به مدت سه قرن و فجایعی که در آن زمان انجام گرفت تکرار نشود.

پس از اینکه زعمای حکومت دینی فهمیدند که تهیه کننده طرح من هستم ، مرا متهم به جاسوسی برای امریکا کردند. ولی من ، این سال ها را باافتخار در زندان گذراندم و هرگز تسلیم به قبول اتهام نشدم و به شدت آن را رد کردم.

دخترم در حال حاضر هنوز زندانی هستم و با استفاده از مرخصی استعلاجی در منزل به مداوای خودم مشغولم و دائماً به فکر ایران و هموطنانم هستم که اسیر این نظام دینی شده اند.

من آرزوی موفقیت های بیشتری را برای شما و پدرتان دارم و امیدوارم روزی در ایران شما عزیزان را در آغوش گیرم.

سایت من به قرار زیر است : http://www.iran-amirentezam.com/

به امید آزادی ایران

پاينده باد ايران ، پر رهرو باد راه پويندگان راه آزادی و عدالت

با احترام

عباس اميرانتظام

تهران- چهارم آذر ماه سال ۱۳۸8

تاكتيكِ جديدِ كودتاگران برایِ حذفِ جنبشِ سبز : تغيير روحِ حاكم بر جنبشِ سبز

وحشتی كه روز به روز، در روح و روانِ كودتاگران، بيشتر رخنه ميكند، مانند سرطانی به جانشان افتاده و هيچ چاره اي براي درمانش ندارند.
قبل از روز قدس، اعتباری به جوش و خروش جنبش سبز براي حضور در اين روز نميدادند.يكي دو روز مانده به روز قدس، سپاه بيانيه داد و به خيالِ خود مردم را براي حضور ترساند.نتيجه حضور ميليوني مردم بود.
برايِ 13 آبان، كودتاچيان، كه طعم تلخِ شكست در روز قدس را چشيده بودند، از دو سه هفته قبل مصاحبه ها را شروع كردند و تا جايي كه ميتوانستند، جنبش را تحقير و تخريب كردند.اما 13 آبان باز هم، مردم ميليوني آمدند و نكته جالب اينكه اينبار به صورت پراكنده حضور يافتند و عملاً نيروهاي بسيجي نتوانستند مانع از برگزاري مراسم شوند.علاوه بر آن، 2 شهر تبريز و مشهد هم به تهران و اصفهان و شيراز و اهواز پيوسته بودند.
براي 16 آذر هم از حالا بيانيه ميدهند و تا ميتوانند دستگير ميكنند، اما باز هم در صدر خبرها، “خيز جنبش سبز در دانشگاهها براي 16 آذر” قرار دارد.
اما ساده لوحي است كه تصور كنيم كودتاگران اين روزها دست روي دست گذاشته اند تا هر روز بر عمرِ جنبش و تجربه یِ آن اضافه شود.اگر آنها تا به حال موفق به سركوبِ جنبش سبز نشده اند، هشياري تك تكِ سربازانِ سبز بوده، از ميرحسين و كروبي و خاتمي بگيريد تا پيرزني كه در تجمعات شركت ميكند.وگرنه انواع و اقسام روش ها را براي مقابله بكار برده اند.ايجاد تفرقه بين مردم و رهبران، تلاش براي راديكال كردن شعارها، تلاش براي سوق دادن جنبش به سمت خشونت، دستگيريهاي گسترده، طرح مسائلِ انحرافي، محاكمه و اعدام، ايجاد جو رعب و وحشت، ارسال اس ام اس هاي رندوم براي ترساندن مردم، تحقير جنبش در سخنرانيها، ايجاد ياس و نا اميدي در بين مردم مبني بر اينكه اين جنبش نتيجه اي ندارد؛ و هزار و يك ترفند ديگر كه تا بحال هيچ كدام نتيجه نداده.
اما تاكتيكِ جديدي كه بنظر ميرسد كودتاگران اين روزها درصدد انجام آن هستند، استحاله یِ جنبش از طريق ايجاد شك و ترديد و دروغ در اصلِ كودتایِ 22 خرداد، است.
يكي مصاحبه ميكند كه آخرين گزارش ها در روزهاي منتهي به 22 خرداد، نشان ميداد كه انتخابات به مرحله دوم ميكشد،از آن طرف برادر طائبِ معروف، سخنراني ميكند كه اصلاً در قم، كروبي 4 راي بيشتر نداشت و در تهران هم فقط قشر بالایِ جامعه به ميرحسين راي دادند و پايين شهر چنين نبوده.محسني اژه اي هم كه انگار مسئله یِ تجاوز ها تازه مطرح شده، باز مصاحبه ميكند كه صحبت هایِ كروبي 1% هم راست نيست و همگي دروغ هستند.باز از آن طرف، تخريب ها بر ضد پسر هاشمي تشديد ميشود.
اما با چه هدفي اين گفته ها بيان ميشود ؟ خيلي ساده، آنقدر مسئله اي را تكرار ميكنند تا در اذهان جا بيندازند و از طرف ديگر آنقدر دروغ ها را بزرگ ميكنند تا قبولش راحت تر باشد.
مثلاً وقتي زاكاني ميگويد كه گزارشها مبني بر اين است كه انتخابات به دور دوم كشيده ميشده، سمت و سوي بحث ها و خبرها به اين سمت ميرود كه خب شايد واقعاً احمدي نژاد آنقدر راي داشته كه به دور دوم برود.در حالي كه اكثريت مردم بخوبي ميدانند به چه كسي راي داده اند و ميرحسين در همان دور نخست با اختلاف حداقل 10 ميليون، پيروز انتخابات هست.
بايد هشيار بود، جنبشِ سبز بروي حداقل ها اتحاد دارد و نبايد پا را فراتر گذاشت. بعضي از دوستان خرده ميگيرند كه چرا ميرحسين در بيانيه هايش از امام ميگويد. دوستان فراموش نكنيم، روزي كه تصميم گرفتيم به كروبي يا موسوي راي بدهيم، هيچ كدام از اين دو عزيز كانديداي ايده آل نبودند، اما به حكم عقل مردم به يكي از اين دو عزيز راي دادند و همين عقلانيت باعث شد كه در 1 شب، امپراطوري ظلم و دروغ بشكند.
در حالِ حاضر هم نبايد از ميرحسين يا كروبي انتظار داشت كه باورهايشان زير پا بگذارند و به خميني فحش دهند.كه اگر هم فحش بدهند، دردي از اين مردم دوا نميشود.
پس احساسات را كنار بگذاريم، بايد با اتحاد، حولِ خواستِ حداقلي “اجرايِ بي كم و كاست قانون اساسي و رفراندوم” تمامِ سناريوهاي كودتاگران را رسوا كرد.
به نظرم مشخصه هايي كه تا آخر بايد بروي آن پافشاري كرد اينها هستن :
1| پرهيز از خشونت
2| پرهيز از تندروي و كندروي و شعارهاي انحرافي
3| اجماع بروي حداقل ها
4| تا زماني كه جواب نگرفتيم به دنبال “راي دزديده شده یِ” خود باشيم.در واقع شعار “راي من كجاست” . چون مشخص شدن جواب همين سوال، بتنهايي، ريشه یِ سرچشمه هایِ قدرت را ميخشكاند.
5| پيگيري قتل ها و تجاوزات
6| استقامت بدون عقب نشيني از اصولمان تا پيروزي و پرهيز از هرگونه سازشكاري

مگر روز 16 آذر خبری است؟

فرمانده انتظامي تهران بزرگ گفت:‌ براي 16 آذر تمهيدي نيانديشيده‌ايم.

عزيزالله رجب‌زاده در گفت‌وگو با ايلنا، در حاشيه همايش علمي «پليس، امنيت و چشم‌انداز 1404» در پاسخ به اين سوال كه آيا تمهيدي براي روز 16 آذر انديشيده‌ايد، ضمن پاسخ منفي گفت: مگر روز 16 آذر خبري است؟ روز دانشجو است و طبق معمول هرسال روز آرامي است.

وي در پاسخ به سوال ديگري در مورد آخرين وضعيت بازداشت‌شدگان 13 آبان گفت: در اين مورد از قوه قضائيه سوال كنيد، زيرا ما همان روز بازداشت‌شدگان را تحويل مراجع قضايي داديم.

با تجمعات غير قانونی 16آذر برخورد می کنيم

ایلنا: فرمانده ناجا در پاسخ به سئوالي در رابطه با اقدامات پليس به مناسبت 16 آذر گفت: هنوز برنامه خاصي که قرار باشد اتفاق بيفتد اطلاعي نداريم اما هر تجمعي بايد به صورت فراخوان و قانوني اتفاق افتد اگر غيرقانوني باشد پليس با آن برخورد قاطع مي کند.وي در مورد افزايش حضور نيروهاي پليس در سطح خيابان ها در روز 16 آذر ادامه داد: بستگي دارد که در آن روز چه اتفاقي بيفتد و در حال حاضر تصوري از اتفاق آن روز نداريم بنابراين نمي توانم پيش بيني برنامه پليس را ارائه دهم.

بازداشت 60 دانشجو در یک ماه

شبکه جنبش راه سبز(جرس):طی ماه آبان در سراسر ایران، حداقل 60 دانشجوی تنها در ماه آبان بازداشت شدند. با نزدیک شدن به 16 آذر، روز دانشجو نیز فشارها بر دانشجویان شدت گرفته و با احتمال برگزاری تجمعات و اعتراضات دانشجویی تمرکز نیروهای امنیتی بر بازداشت فعالان دانشجویی نیز در حال اوج گرفتن است. سایت دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران،خبرنامه امیرکبیر،طی گزارشی از بازداشت گسترده دانشجویان در آبان ماه به ویژه روز 13 ابان و پس از آن خبر داد و افزود که در ماه های نخست سال 88 به رغم بازداشت های گسترده، بازداشت ها بوی دانشجویی نمی دادند و پرشمار دانشجویان بازداشت شده خرداد و تابستان 88 هم در جریان بازداشت سبزها قرار می گرفتند. این سایت اضافه کرد که شاید اگر یک سال پیش چنین گزارشی نوشته می شد باورش برای همگان سخت بود و عده ای نمی پذیرفتند که بازداشت ها به این حد گسترده و پرتعداد باشد. اما 22 خرداد همه چیز را تغییر داده است و امروز حاکمیت به نیروهای امنیتی خود مجوز هر اقدامی را داده است. مجوزی که جز معنای برخورد و سرکوب و بازداشت و شکنجه ندارد.......

تحصن دانشجویان خواجه نصیر تهران را قفل کرده .... ترافیک بی سابقه و وحشتناک حوالی میدان ونک

6 سال زندان و 74 ضربه‌شلاق سهم « دکترعلی تاجرنیا » برای شرکت در تظاهرات و توهین به احمدی‌نژاد

وكیل علی تاجرنیا از محكومیت موكل خود به 6 سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی خبرداد. حمیدفاتح نیا در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با اعلام این مطلب اظهارداشت: صبح امروز حكم علی تاجرنیادر شعبه 26 دادگاه انقلاب به بنده ابلاغ شد. وكیل تاجرنیا ادامه داد: موكلم به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی به 5 سال حبس و اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یك سال حبس و توهین به مسوولان كشور (رییس جمهور و مجموعه دولت) به 74 ضربه شلاق تعزیری محكوم شده است. وی بااشاره به نمایندگی موكلش در مجلس ششم اظهارداشت:اتهام توهین به مسوولان كشور در رای صادره بگونه‌ای بیان شده كه گویی موكلم در زمانی كه رییس جمهور و اعضای دولت مشغول به انجام وظیفه بودند به آنها توهین كرده است در حالیكه آنچه كه در رای آمده با متن كیفرخواست كاملا مغایرت دارد. گفتنی است علی تاجرنیا عضو جبهه مشاركت در 29 خردادماه بازداشت و در 16 آبان ماه با تودیع وثیقه یك میلیارد ریالی از زندان آزاد شد.

محمد عطريانفر آزاد شد

محمد عطريانفر با توديع وثيقه 5 ميليارد ريالي از زندان آزاد شد. زاهد بشيري راد، مدير روابط عمومي و ارتباطات دادگستري استان تهران با اعلام اين خبر به ايسنا گفت: عطريانفر با تبديل قرار بازداشت موقت به وثيقه‌ 5 ميليارد ريالي و توديع اين وثيقه صبح امروز از زندان اوين آزاد شد. وي گفت: عطريانفر از سوي شعبه 15 دادگاه انقلاب به رياست قاضي صلواتي مجموعا به شش سال حبس تعزيري محكوم شده كه اين حكم غيرقطعي و قابل تجديد نظرخواهي است.

قتل «فجیع» مرتضی هاشمی در تهران





قتل «فجیع» مرتضی هاشمی در تهران
مجتبی هاشمی، یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق همراه فرزندش
۱۳۸۸/۰۹/۰۳
رویا کریمی
نخست یک خبر تائید نشده بود: گزارش هايی در چند سايت منتشر شده که می‌گويد مرتضی هاشمی، فرزند مجتبی هاشمی از فرماندهان مشهور دوره جنگ ايران و عراق و همسرش در تهران کشته شده‌اند.

وب‌سايت موج نزديک به اصلاح‌طلبان و وب‌سايت پرچم نزديک به اصولگرايان هر دو گزارش دادند مرتضی هاشمی که مديريت موسسه فرهنگی «شهيد هاشمی» را به عهده داشت، عصر روز يکشنبه، در حالی که در خانه‌اش و به همراه خانواده خود بود، کشته شده است.

گزارش‌های نخست حاکی از آن بود که سر مرتضی هاشمی و همسرش از تن جدا شده است.

اندکی بعد این خبر تایید شد:
به گزارش خبرگزاری فارس، فخرالدین جعفر زاده، سرپرست دادسرای جنائی تهران گفت: جسد مرتضی هاشمی ۳۰ ساله و همسر ۲۶ ساله‌اش، در حالی که «به طرز فجیعی» به قتل رسیده بودند، در منزل مسکونیشان در غرب تهران کشف شد.

وی گفت: خبر احتمال ربوده شده فرزند آنان صحت ندارد زیرا این زوج، تازه ازدواج کرده بودند و فرزندی نداشتند.

این حادثه درست روز یکشنبه، سالگرد قتل فروهرها در جریان قتل‌هایی است که بعدها به نام «قتل های زنجیره‌ای» معروف شد، صورت گرفت.

محمد جواد اکبرین دین‌پژوه در مورد مرتضی هاشمی، پدر مقتول به رادیو فردا می‌گوید: «پدر مقتول از دوستان صمیمی مصطفی چمران و یکی از فرماندهان جنگ های نامنظم بود که در شرایطی که جنگ ما سازمان یافته نبود آنها با تدبیر خودشان در کنار مصطفی چمران توانستند جنگ را در سال های نخست آن اداره کنند.»

اما به نظر آقای اکبرین انتشار این خبر به صورت سطحی صورت گرفته است؛ « نکته این جاست که در شرایطی که امنیت کشور به دست جریان اصولگراست و مسئول امنیت کشور کسانی هستند که با اتفاقاتی بسیار بسیار ساده در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی،‌ جریان اصلاح طلب را متهم می‌کردند که مراقب امنیت کشور نیستند و ادعا می‌کردند که اساسا اصلاحات است که باعث شده فلان اتفاق بیافتد،‌ الان چرا به روی خودشان نمی‌آورند؟ و ماجرا در حد یک خبر و نه حتی در حد یک اظهار نظر، منتشر می‌شود؟

سایت اصولگرایی این خبر را تیتر می کند و تنها به تیتر «قتل فجیع پسر و عروس شهید هاشمی در تهران » اکتفا می‌کند.»

این قتل درست در سالگرد قتل فروهرها و -از نظر مقام‌های رسمی ایران: آغاز قتل‌های زنجیره‌ای- رخ داده است.

آیا ارتباطی مابین این دو وجود دارد و یا این هماهنگی زمانی صرفا یک اتفاق است؟

محمد جواد اکبرین در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «من این فرض را منتفی نمی‌دانم. اما ترجیح می‌دهم که اگر قرار است تحلیلی انجام شود از این زاویه موضوع را تحلیل نکنیم. و به این نکته بپردازیم که یک ناامنی فراگیر در کشور دارد اتفاق می‌افتد، که این قتل فجیع هم یک نمونه از آن ناامنی فراگیر است.

شما ببینید برای نخستین بار در دولت جدید پدیده عملیات انتحاری به این شکل گسترده در استان سیستان و بلوچستان اتفاق می‌افتد. ما قبلا مقوله عملیات انتحاری به این شکل که امروز اتفاق افتاده و اینهمه کشته از خودش به جای گذاشته است نداشته‌ایم . اما الان شاهد قتل‌های بسیار هویت‌دار در جنوب و غرب کشور هستیم.

شما صحفه حوادث سال‌های اخیر را نگاه کنید. اتفاقات فجیعی رخ داده است که قابل مقایسه با بسیاری از برهه های تاریخی این کشور نیست و نه فقط در دوره انقلاب. فکر می‌کنم ماجرا را باید از این زاویه تحلیل کنیم و بپرسیم که این همه ناامنی وقتی در کشور وجود دارد چرا دولت الویتش را در جاهای دیگری تعریف می‌کند که حقیقتا الویت به نظر نمی‌رسد؟
آیا در شرایطی که چنین قتل های فجیعی در کشور اتفاق می افتد و دامنه این قتل ها به خانواده کسانی که روزی پرچم این انقلاب را در دست داشتند هم رسیده است، آیا الویت چهار هزار نفری هستند که در ماه های بعد از انتخابات بازداشت شده‌اند؟ و هر روز یک اسم جدید به لیست بازداشتی ها اضافه می شود؟ و این احکامی که صادر می شود؟

من از قاضی صلواتی می پرسم که با چه رویی ایشان حکم های هفت سال و هشت سال زندان صادر می کند؟ با چه رویی حکم اعدام صادر می‌کند؟ در حالی که از عاملان قتل‌های فجیعی مثل قتل سید مرتضی هاشمی و بسیاری از قتل‌های گذشته ، هیچ سخنی گفته نمی‌شود؟ و هنوز هیچ رد پا و عاملی از آن‌ها پیدا نشده است؟

من فکر می‌کنم باید انگشت اتهام و پرسش و محاکمه مطبوعاتی را به این سمت نشانه گرفت . یعنی باید یک محاکمه رسانه‌ای راه انداخت برای عوامل ایجاد این ناامنی درکشور. اگر چه آن فرض زمانی را منتفی نمی‌دانم.»

سرپرست دادسرای جنائی تهران در باره این قتل گفته است که فرضیه سرقت در این پرونده مردود است و به نظر می رسد قتل با انگیزه انتقام‌گیری یا در ارتباط با مبادلات اقتصادی انجام گرفته باشد.

به گفته او هم اکنون یک نفر مظنون در این پرونده بازداشت شده و تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.

آخرين آخبار