آخرین اخبار سانی نیوز

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

مصاحبه با یک روزنامه نگار درباره بازداشتگاه کهریزک

از همان زمان تعدادی از فعالان حقوق بشر و انجمن دفاع از حقوق زندانیان به نحوه بازداشت و برخوردها اعتراض داشتند.

اما آنچه نام کهریزک را باز در صدر اخبار قرار داد، این بود که در ناآرامی های اخیر ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری تعدادی از بازداشت شدگان را به این مرکز منتقل کردند.

آنچه در زیر می خوانید، گفت و گویی است با حنیف مزروعی، فرزند رجبعلی مزروعی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، درباره بازداشتگاه کهریزک.

حنیف مزروعی روزنامه نگار و وبلاگ نویس در مورد این بازداشتگاه می گوید: " بازداشتگاه مستقیما تحت نظر اطلاعات ناجا یا همان نیروی انتظامی است. کهریزک در جنوب تهران در وسط بیابان واقع شده است. براساس آنچه ما شنیده ایم حدود دو سه سوله در این منطقه قرار دارد. داخل هر سوله ۲۰ کانتینر یا ۱۰ کانیتر وجود دارد."

آقای مزروعی می گوید بازداشت شدگان را داخل این کانتینر نگه می دارند، او اضافه کرد:" در حوادث اخیر گفته می شود که بین ۲۰ تا ۴۰ نفر را در هر کانتینر به زور جای می دهند. این در حالی است که در هر کانتینر بیشتر از پنج نفر را نباید جای داد."

به گفته این روزنامه نگار تنها محفظ هوایی این کانتینرها یک سوراخ کوچک است که هوا از آن وارد می شود.

آقای مزروعی ادامه داد:" براساس گفته کسانی که آزاد شدند،نور مستقیم آفتاب به این کانتینرها می تابد و هوای داخل آن بسیار گرم است. به لحاظ بهداشتی نیزوضعیت بازداشت شدگان نامناسب است. "

آمار متفاوتی از تعداد بازداشت شدگان در کهریزک منتشر شده است، اما حنیف مزورعی می گوید در بیشترین حالت حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر در این بازداشتگاه زندانی بودند که این آمار با توجه به مشکلات بهداشتی و فضای این مرکز بسیار زیاد است.

حنیف مزروعی در مورد تاثیر انتشار دستور رهبر ایران در مورد تعطیلی این بازداشتگاه می گوید:" قبل از اعلام خبر تعطیلی بازداشتگاه، کهریزک ۱۰ روز است که تعطیل شده است و طبق آخرین اطلاعات حدود ۴۰ نفر از باقی ماندگان به زندان اوین منتقل شدند."

این روزنامه نگار با اشاره به برخورد خشن با بازداشت شدگان در کهریزک می گوید:" گفته شده که بازداشت شده ها را با انواع کابل و شلنگ مورد ضرب و شتم قرار داده اند، همچنین گفته می شد که بازداشت شدگان روز ۱۸ تیرماه را در آنجا لخت کرده، پس از اینکه آب فشار قوی روی آنها گرفته اند، آنها را با شلنگ و کابل کتک زدند."

آقای مزورعی با اشاره به نظارت نیروی انتظامی بر این بازداشتگاه می گوید قوه قضائیه نظارت مستقیمی بر این بازداشتگاه نداشت، اما اطلاعات ناجا این بازداشتگاه را اداره می کرد اما خطر دیگری هم وجود دارد.

او در این خصوص توضیح می دهد: "در بعضی از مراکز سپاه یا بازداشتگاه پاسارگاد در جنوب غربی تهران حتی اسم بازداشت شدگان نیز ثبت نمی شود."

این روزنامه نگار افزود: "یکی از دوستان ما که روزنامه نگار است،چند وقت پیش بازداشت شده بود و دراین بازداشتگاه مورد ضرب وشتم قرار گرفت. برای پاسخگویی به یک سئوال به قدری سرش را به میز می کوبیدند که از حال می رفته است."

به گفته حنیف مزروعی، از وضعیت بازداشتگاه پاسارگاد اطلاعات دقیقی در دست نیست. این بازداشتگاه متعلق به سپاه است و هیچ نهاد قضایی دسترسی به این بازداشتگاه ندارد. بازداشتگاه پاسارگاد پیش از این کارخانه اسلحه سازی بوده است."

پیکر امیر جوادی‌فر و آثار شکنجه بر آن از زبان یک شاهد عینی

پیکر امیر جوادی فر، دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه قزوین که در اعتراض های ۱۸ تیر ماه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود، روز دوشنبه به خاک سپرده شد.

در گفت‌وگویی با یکی از نزدیکان امیر جوادی فر، نخست از نحوه بازداشت این دانشجوی ۲۴ ساله می پرسیم.

به گفته این شاهد عینی، بر جسد امیر جوادی فر، آثار شکنجه‌های جسمی، از جمله کشیده شدن ناخن‌های پا، شکستگی دندان، و ضرب دیدگی‌های شدید، دیده شده است.
شاهد عینی: حوالی غروب ۱۸ تیرماه، امیر همراه با همسر یکی از دوستانش برای تماشای اتفاقات بیرون رفتند و به من هم تلفن زد که بیا برویم تماشا کنیم، اما من گفتم امروز کار دارم و نمی‌توانم بیایم.
او در یکی از کوچه های محدوده امیرآباد توسط بسیجی ها به شدت کتک خورده بود و حدود ۱۲ نفر بسیجی کتکش زده بودند، چشمش آسیب دیده بود و دستش و سرش شکسته بود.
وقتی اینها را به نیروی انتظامی تحویل می‌دهند، مأمور نیروی انتظامی می‌گوید دستور رسیده امروز دخترها را دستگیر نکنیم، بنابراین همسر دوستش را آزاد می‌کنند و امیر را با خود می‌برند.

با توجه به این که امیر را از نزدیک می‌شناختید، در مورد خصوصیات اخلاقی او توضیح دهید و این که او فعالیت سیاسی داشت؟

دراین شرایط سؤال سختی از من می‌پرسید، چون امیر را دقیقا یک ساعت و نیم پیش در بهشت زهرا به خاک سپردیم، درحالی که جنازه او تقریبا متلاشی شده بود، سرش را که شکسته بود از ته تراشیده بودند،‌ یک چشمش تقریبا له شده بود، تمام ناخن‌های پایش را کشیده بودند، تمام تنش کبود بود و دندان‌هایش و فکش شکسته بود. در کالبد شکافی هم کمر و سینه‌اش را شکافته بودند.
امیر اصلا سیاسی نبود. او ترانه سرا بود و درموسسه «کارنامه» دانشجوی بازیگری و در دانشگاه قزوین دانشجوی مدیریت صنعتی بود. من یادم نمی‌آید حتی یک ترانه سیاسی هم گفته باشد، پر از شور زندگی بود، از سیاست دور بود و می‌گفت سیاست را دوست ندارم چون دروغ است. حتی در انتخابات اخیر هم به اصرار ما رأی داد و هیچ تعلق خاطری به جناح یا حزبی نداشت.

امیر در طول مدت بازداشت توانسته بود با خانواده تماس بگیرد و از حال خود خبری دهد؟

ما هم فکر می‌کردیم امیر این دو هفته در بازداشت بوده، ولی در حقیقت ۲۳ تیرماه یعنی پنج روز بعد از بازداشت جنازه او را به پزشکی قانونی تحویل داده بودند و تازه ۱۲ روز بعد از مرگش به ما خبر داده‌اند.
ما هر روز می‌رفتیم دم زندان اوین و عکسش را نشان می‌دادیم و از کسانی که آزاد می‌شدند می‌پرسیدیم آیا امیر را دیده اند یا نه.
ظاهرا یک آقای «کارچاق کن» هم که پول کلانی گرفته بود تا برود از وضعیت او خبر بیاورد، می‌گوید بله من او را دیده‌ام و حالش خوب است.
باید بگویم روز ۱۸ تیر امیر و همسر دوستش وقتی می‌بینند درگیری‌ها خیلی شدید است و مردم به شدت کتک می‌خوردند به ته یک کوچه بن بست می‌روند و برای این که جان همسر دوستش را حفظ کند پنهان می‌شوند تا بعد از خاتمه درگیری‌ها سریع به خانه برگردند.
او را در کوچه بن بست دستگیر می‌کنند و کتک می‌زنند. در پرونده‌ای که بسیج برای امیر درست کرده و به نیروهای انتظامی داده بود، نوشته‌اند امیر برای ۳۰ نفر سخنرانی می‌کرده و آنها را برای اغتشاش تحریک می کرده است.
آنها حالا گفته‌اند اصلا از این پرونده حرفی نزنید و نگویید دراین حوادث دستگیر شده، بگویید تصادف کرده است. خوب اگر تصادف کرده پس چرا اینقدر تاکید می‌کنند مصاحبه نکنیم. شما که می‌گویید ما عزیزمان را در تصادف از دست داده‌ایم، پس اجازه دهید مصاحبه کنیم و از او حرف بزنیم.

هنگام تحویل دادن جنازه امیر به خانواده روی این مسئله تاکید کرده‌اند؟

بله به شدت تاکید کردند که مصاحبه نکنیم. هنرمندان زیادی در تشییع جنازه امیر شرکت کرده بودند و رسم است که جنازه را با «لا اله الا الله» به طرف جایی که می‌خواهند دفن کنند می‌برند، اما امروز همه برای امیر «الله اکبر» می‌گفتند.
قرار بود امیر را در قطعه ای که دختر نازنین ایران «ندا آقاسلطان» دفن بود، به خاک بسپاریم اما درلحظه آخر قطعه را عوض کردند و او را در کنار کشته‌شده‌های سقوط هواپیمای پرواز ارمنستان دفن کردیم.

پیکر امیر جوادی فر امروز در بهشت زهرا به خاک سپرده شد

سرمایه: جسد جوان و دانشجوی 23 ساله ای که در ناآرامی های 18 تیرماه گذشته دستگیر شده بود، روز گذشته از سوی پزشکی قانونی کهریزک به خانواده اش تحویل داده شد.

یکی از نزدیکان مرحوم امیر جوادی فر در خصوص جزئیات این حادثه گفت: «امیر روز 18 تیر دستگیر شد. ما تا دو ساعت بعد از گم شدنش خبری از او نداشتیم تا اینکه ماموری از کلانتری 147 که همراه او بود با موبایل پدر امیر تماس گرفت و گفت بیایید بیمارستان فیروزگر. تا نیمه های شب امیر به دلیل شکستگی از چند جا در بدنش در بیمارستان بستری بود و با ضمانت همان مامور و با همراهی پدر امیر به بیمارستان لاله شهرک غرب منتقل شد.»

وی افزود: «ظهر جمعه 19 تیرماه امیر را از بیمارستان مرخص کردند و توسط همان مامور تحویل پلیس امنیت و پیشگیری از جرم داده شد و پس از آن دیگر هیچ خبری از امیر به ما داده نشد، نه زنگی، نه خبری و نه حتی اسمی از او در میان بازداشت شدگان زندان اوین نبود، تا اینکه شنبه 3 مردادماه از طرف پلیس امنیت شهرری با پدر وی تماس گرفتند و گفتند بروید جسد پسرتان را از پزشکی قانونی کهریزک تحویل بگیرید. در حالی که برای تحویل جسد امیر رفته بودیم به ما گفتند باید بگویید برادرتان از قبل دچار بیماری ریه بوده است در حالی که چنین چیزی محال است زیرا امیر کاملاً سالم بود. آنها همچنین از خانواده امضا گرفتند که تشییع جنازه فقط با حضور افراد فامیل و خودی برگزار شده و شعاری در آن داده نشود.»

وی تاکید کرد: «بالاخره دیروز جسد را تحویل گرفتیم و امروز صبح (دوشنبه) برای مراسم خاکسپاری به بهشت زهرا می رویم.»

دفتر ریاست جمهوری: انتشار خبر برکناری وزیران التهاب آفرینی بود

معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئيس‌جمهوری ایران در اطلاعيه‌ای "گمانه زنی" بعضی از رسانه ها و جراید را در خصوص جلسه دولت در چهارشنبه هفته گذشته که گفته شده بود ریاست بخش از آن بر عهده اسفندیار رحیم مشایی بود و منجر به اعتراض تعدادی از اعضای کابینه شد، تکذیب کرده است.

آقای رحیم مشایی در آن زمان معاونت رئیس جمهوری را برعهده داشت که در پی اعتراضات گسترده بسیاری از شخصیتهای اصوالگرا و نامه آیت الله خامنه ای، رهبر ایران به رئیس جمهوری مبنی بر برکناری او از مقام خود استعفا کرد.

در این اطلاعیه آمده است که اخبار این رسانه ها که "براساس اطلاعات نادرست" تنظیم شده است"از مصادیق تشويش افكار عمومی و مشوه كردن فضای سياسی كشور تلقی می شود" و اقدامی "غیر اخلاقی و غیر قانونی" است.

اطلاعیه معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئيس‌جمهوری که بر روی سایت آن منتشر شده در شش بند در خصوص جلسه مذکور توضیح داده از جمله اینکه ریاست این جلسه تا پایان بر عهده خود رئیس جمهوری بوده است و اداره جلسه توسط معاون اول و تعطيل جلسه هيات دولت پس از آن را "داستان پردازی" دانسته است.

در پی این جلسه گفته شده بود که چهار وزیر از جمله کامران باقری لنکرانی، وزیر بهداشت به نشانه اعتراض به ریاست جلسه توسط آقای مشایی از جلسه خارج شده است که معاونت اطلاع رسانی دفتر ریاست جمهوری ضمن تکذیب خروج این وزیران، توضیح داده است که اصولا آقای لنکرانی به دلیل ماموریت خارج از کشور از ابتدا در آن جلسه حضور نداشته است.

این معاونت اعلام برکناری تعدادی از وزیران در پی جلسه چهارشنبه گذشته از سوی بعضی از رسانه ها را "سناریو خیالی" و "التهاب آفرینی" خوانده و افزود که"هرگز از سوی هيچ مقام رسمی در دولت به ويژه دفتر رئيس جمهور اين اخبار مورد تاييد قرار نگرفته بود".

در پایان در این اطلاعیه تاکید شده که دفتر رئیس جمهوری و به طور مشخص معاونت ارتباطات و اطلاع رسانی تنها منبع رسمی انتشار اخبار مربوط به رئیس جمهوری است و خواهان پاسخگویی رسانه هایی که این اخبار را منتشر کرده در برابر قانون شد.

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران روز یکشنبه در واپسین روزهای عمر کابینه نهم جمهوری اسلامی، غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران را برکنار کرد. در همان روز تعدادی از خبرگزاری های ایران ابتدا خبر برکناری محمد حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز اعلام کردند که پس از ساعاتی دفتر ریاست جمهوری این برکناری را تکذیب کرد.

اما ساعتی بعد تعدادی از خبرگزاری ایران گزارش دادند که آقای صفار هرندی "ابلاغ نخست" مبنی بر عزل خود را جدی گرفته و استعفانامه اش را تسلیم کرده است. روز بعد اعلام شد که رئیس جمهوری استعفای آقای او را نپذیرفته است.

در پی انتشار خبر برکناری وزرای ارشاد و اطلاعات در منابع خبری ایران، تعدادی از نمایندگان مجلس از جمله محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس گفتند که با احتساب برکناری این دو وزیر تعداد وزیران تغییر یافته در کابینه نهم بیش از نیمی از کل وزیران شده است و طبق قانون اساسی رئیس جمهوری مکلف است برای روزهای باقی مانده از عمر این کابینه مجددا برای کل کابینه اش از مجلس رای اعتماد بگیرد.

آقای صفار هرندی در استعفانامه اش با اشاره به موضوع فوق دلیل توقف حکم رئیس جمهوری را جلوگیری از حد نصاب افتادن دولت عنوان کرد. اما وی پذیرفت که اگر از نام و آبروی او به اندازه یک "عدد" بهره گرفته شود "تسلیم و راضی" است.

پس از آن وزیر ارشاد اعلام کرد هرچند در دفتر كار خود حضور نمی يابد، اما در جلسات هيئت دولت حاضر خواهد شد.


شادی صدر آزاد شد

شادی صدر، وکیل دادگستری و فعال حقوق زنان روز سه شنبه 6 مرداد ماه پس از ۱۱ روز بازداشت با قرار کفالت از زندان اوین آزاد شد.

به گفته محمد مصطفایی وکیل خانم صدر او با ضمانت پدرش، ساعت دو بعدازظهر امروز از زندان آزاد شده است.

پیشتر سازمان عفو بین الملل خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط خانم صدر شده بود.

شادی صدر صبح جمعه بیست و ششم تیر ماه در مسیر نماز جمعه توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شد.

سازمان عفو بین الملل در بیانیه خود در این باره اعلام کرده بود هنگام دستگیری، روسری از سر خانم صدر کشیده شده و بازداشت کنندگان او را با باتوم زده اند. این در حالی است که به گفته این سازمان این افراد هیچ حکم و توضیحی مبنی بر تعلق به ارگان خاصی ارائه نداده بودند.

مالکوم اسمارت، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین الملل، بازداشت خانم صدر را "غیرقانونی، خودسرانه و خشونت آمیز" خوانده بود.

شادی صدر، بنیان‌گذار سازمان مردم‌نهاد غیر انتفاعی "راهی"، از موسسان وب‌گاه‌های زنان ایرانی و میدان زنان، و از اعضای فعال کمپین "قانونِ بی‌سنگسار" و همچنین عضو کمپین‌های "نه به طرح امنیت اجتماعی"، "تحصیل سهم من نیست، حق من است"، "نه! به لایحه حمایت از مردان در خانواده"، "دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه‌ها"، "اعتراض به فشارهای غیرقانونی علیه فعالان جنبش زنان" و "مادر من، وطن من" و "منشوری از آن خود" (منشور زنان ایرانی) است.

پیش از این نیز شادی صدر در تجمع روز چهارم مارس سال ۲۰۰۷ در مقابل دادگاه انقلاب تهران، به همراه بیش از سی نفر از فعالان جنبش زنان ایران دستگیر شده بود.

آنها در حمایت از پروین اردلان، نوشین احمدی خراسانی، سوسن طهماسبی، فریبا داوودی مهاجر و شهلا انتصاری مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند. شادی صدر (که وکالت خانم انتصاری و دیگر فعال در بند یعنی خانم عباسقلی زاده را نیز بر عهده دارد) نیز بازداشت و به زندان منتقل شد.

بازداشتگاه کهریزک تعطیل شده است

بازداشتگاه کهریزک از محل های نگهداری بازداشتیان اعتراضات انتخاباتی تعطیل شده و دادستان تهران وعده رسیدگی به وضعیت زندانیان را داده است.

روز سه شنبه، 28 ژوئیه (6 مرداد)، کاظم جلالی، سخنگوی کمیته مجلس برای رسیدگی به مسائل بازداشت شدگان اعتراضات پس از انتخابات، گفت که دستور تعطیل بازداشتگاه کهریزک در جنوب تهران صادر شده است.

روز دوشنبه گزارش شد که آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، دستور تعطیل یک بازداشتگاه در تهران را به دلیل "غیر استاندارد بودن" شرایط آن صادر کرده اما نام این محل فاش نشد.

نام بازداشتگاه کهریزک، که در جنوب تهران واقع است، به خصوص در جریان اعتراضات اخیر به عنوان یکی از محل های احتمالی نگهداری و بازجویی از بازداشتیان در خبرها انعکاس یافت.

به گفته خانواده برخی از قربانیان اعتراضات اخیر، فرزندان آنان ظاهرا پس از دستگیری به کهریزک انتقال یافته بودند.

در مورد این بازداشتگاه و ماموران خدمت در آن اطلاعات دقیقی در دست نیست اما دستور آیت الله خامنه ای این گزارش ها را تایید می کند که این محل فاقد امکانات معمول برای نگهداری زندانیان بوده است.

گفته شده است که بازدید نمایندگان از بازداشتگاه کهریزک به دلیل تعطیل آن احتمالا صورت نخواهد گرفت و در نتیجه، به نظر نمی رسد که اطلاعات بیشتری در مورد آن در دسترس مجلس قرار گیرد.

مرتضوی: زندانیان در آشوبها دست داشته اند

به گفته سخنگوی کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان، این هیات روز دوشنبه از زندان رجایی شهر دیده کرد و با رئیسان سایر زندان ها هم از طریق ویدئو کنفرانس مذاکراتی داشته و قرار است روز سه شنبه در زندان اوین با کسانی که در این محل زندانی هستند دیدار کند.

جمعی از مقامات سابق جمهوری اسلامی و اصلاح طلبان سرشناس در ارتباط با اعتراضات انتخاباتی در زندان اوین زندانی هستند و شرایط برخی از آنان باعث نگرانی شدید خانواده هایشان شده است.

در مورد وضعیت کسانی که در جریان اعتراضات پس از انتخابات بازداشت شده اند، آقای جلالی گفته است که باید با تمام متخلفان، مجرمان و کسانی که به اموال عمومی صدمه وارد کرده اند ولو اینکه از ضابطان هم باشند، باید برخورد شود.

برخی از معترضان گفته اند که در جریان نا آرامی های اخیر تهران، ماموران دولتی عمدا به اموال شهروندان آسیب رساندند و تصاویری هم از حمله آنان به اتومبیل ها و ساختمان های خصوصی انتشار یافته اما مقامات امنیتی و انتظامی تا کنون این اتهامات را رد کرده اند.

آقای جلالی به نقل از سعید مرتضوی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، گفته است که کسانی که هم اکنون در زندان به سر می برند "در آشوب ها دست داشته یا از عوامل تحریک کننده یا اتاق فکر این آشوب ها بوده اند و البته کسانی هم هستندکه در وسط میدان بوده و با سلاح های گرم و سرد به اموال عمومی و مردم تعرض کرده اند."

دادستان تهران مشخص نکرده است که آیا این افراد مسلح به سلاح های گرم و سرد از ماموران دولتی بوده اند و یا از مردم معترض، و در چنین صورتی، به چه انگیزه ای سایر معترضان را هدف حمله قرار داده و به اموال مردم عادی آسیب رسانده اند.

رئیس هیات تحقیق مجلس گفته که از آقای مرتضوی خواسته شده است با کسانی که اتهامات سنگینی ندارند با "رافت اسلامی" و با سایرین هم طبق ضوابط قانونی برخورد شود و افزود که طبق قانون، باید بازداشتیان در مدت 24 ساعت تفهیم اتهام شوند و به وکیل مدافع دسترسی داشته باشند.

کاظم جلالی افزود که سعید مرتضوی وعده داده است پرونده محمد کامرانی و محس روح الامینی، دو تن از قربانیان در ارتباط با اعتراضات پس از انتخابات را در اختیار کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس قرار دهد و یک قاضی را نیز برای پیگیری پرونده آنان مامور کرده است.

مرگ بازداشتیان 'در اثر مننژیت'

آقای مرتضوی در عین حال گفته است که این دو نفر مننژیت داشته اند و در اثر این بیماری، هنگام بازداشت جان خود را در دست داده اند.

خانواده محمد کامرانی گفته بودند که فرزندشان به شدت زخمی شده و به بیمارستان انتقال یافته بود و برخی منابع به نقل از پدر محسن روح الامینی نیز گزارش شده بود که آثار ضرب و جرح در فرزندش مشاهده کرده هر آقای روح الامینی تا کنون رسما در این مورد اظهار نظر نکرده است.

سخنگوی کمیته ویژه مجلس دلیل تشکیل این کمیته را کسب اطلاعات دقیق و صحیح اعلام کرده و گفته است که "متاسفانه عده ای در داخل و خارج از کشور با نیت ضربه زدن به نظام، مطالبی بیان می کنند که صحت ندارد."

در مورد پخش اعترافات بازداشت شدگان از رسانه های دولتی، آقای جلالی گفته است "تصمیم در این خصوص با دستگاه های قضایی و اطلاعاتی و امنیتی است و مجلس نمی تواند تصمیم گیری کند، اما الان بنا نیست این اعترافات پخش شود."

یکی از خیرنگاران از آقای جلالی سئوال کرد که آیا کشه شدن محسن روح الامینی، فرزند یکی از مسئولان نظام باعث تصمیم به پیگیری وضعیت بازداشت شدگان اعتراضات اخیر شده است؟

سخنگوی کمیته ویژه گفت که از نظر مسئولان، هیچ فردی با فرد دیگر فرق نمی کند و پیگیری همزمان کشته شدن محمد کامرانی و محسن روح الامینی ناشی از تعطیلات مجلس بوده است.

در خبری دیگر در همین زمینه، خبرگزاری مهر به نقل از علی مطهری، نماینده مجلس، گزارش کرده است که باید افراد مقصر در مرگ زندانیان حوادث اخیر مانند محسن روح الامینی معرفی و مجازات شوند تا از تکرار "این اقداات غیرقانونی و غیرانسانی" جلوگیری به عمل آید.

همچنین، عماد افروغ، یکی از شخصیت های اصولگرا، ضمن انتقاد از تاخیر در رسیدگی به "برخوردهای قهرآمیز و دستیگری های غیر مترقبه" گفته است که "اینکه توسط یکی از مسئولان گفته می شود آقایان روح الامینی و کامرانی پیش از دستگیری مننژیت داشته اند، در مخیله ما نمی گنجد بلکه باید با مسببین این موضوع به موقع برخورد شود."

۱۴۰ بازداشت شده حوادث اخیر ایران 'آزاد شدند'

مخبر کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان در مجلس ایران می گوید که ۱۴۰ نفر از این بازداشت شدگان روز سه شنبه ۶ مرداد (۲۸ ژوئیه) آزاد شده اند.

کاظم جلالی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به خبرنگاران گفته است که ۱۴۰ تن از بازداشت شدگانی که دارای اتهامات سبک بودند با "رأفت اسلامی" و با قرار وثیقه یا کفالت آزاد شدند.

او گفته است که ۱۵۰ بازداشت شده دیگر در زندان اوین نگهداری می شوند که به گفته مقامات دادستانی، اسناد و مدارکی دال بر "حمل اسلحه سرد و گرم، بمب آتش زا و وارد کردن آسیب به اموال عمومی" علیه آنها وجود دارد.

آقای جلالی گفت که علاوه بر این عده، ۵۰ نفر از چهره های سیاسی و اعضای "گروهک های ضد انقلاب" و "برخی افراد خارجی دخیل در اغتشاشات" هم در زندان هستند که از نظر دادستانی نقش آمر را در "اغتشاشات" داشته اند و بعضی از آنها "اتاق فکر اغتشاشات" بوده اند.

او گفته است که اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، از دادستانی تهران خواسته اند که پرونده این افراد "هر چه سریع تر" رسیدگی و محاکمه آنها "بر طبق ضوابط صحیح اسلامی و قوانین موضوعه کشور" انجام شود.

یک روز پیش تر، سخنگوی قوه قضائیه ایران اعلام کرده بود که محمود هاشمی شاهرودی، رئیس این قوه به سعید مرتضوی، دادستان تهران دستور داده است که ظرف یک هفته به "سرعت بخشی به روند بررسی وضعیت زندانیان و تعیین تکلیف آنان" اقدام کند.

به گفته علیرضا جمشیدی، آقای هاشمی شاهرودی همچنین مصطفی پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور را موظف کرد در مورد شرایط نگهداری بازداشت شدگان و رعایت حقوق آنها و وضعیت بازداشتگاه ها گزارشی برای او تهیه کند.

آقای شاهرودی همچنین دستور داده است که شعبه هایی ویژه در دادگستری ها و سازمان قضایی نیروهای مسلح تشکیل شود و به شکایت های "افراد بی گناهی" که در حوادث اخیر مورد "ضرب و شتم و تخریب اموال" قرار گرفته اند رسیدگی کند.

سخنگوی قوه قضائیه، تعداد کل بازداشت شدگانی را که تا روز دوشنبه در بازداشت مانده بودند، ۳۰۰ نفر اعلام کرد.

حدود هفتاد چهره سیاسی و دانشگاهی ایران از جمله میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی روز شنبه ۳ مرداد در نامه ای سرگشاده خطاب به مراجع تقلید، نسبت به اعمال "شکنجه های مکرر" علیه بازداشت شدگان اظهار نگرانی کرده بودند.

همچنین در روزهای گذشته در مواردی، جسد افرادی که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شده بودند، به خانواده های آنها تحویل داده شد.

علت مرگ این بازداشت شدگان دست کم در دو مورد ابتلا به بیماری مننژیت در زمان بازداشت عنوان شد.

هشدار به احمدی نژاد درباره نحوه ارتباطش با آیت الله خامنه ای

جامعه اسلامی مهندسین در ایران که یک تشکیل سیاسی محافظه کار و مذهبی محسوب می شود، در نامه ای سرگشاده خطاب به محمود احمدی نژاد، به او درباره رفتار های اخیرش در ارتباط با آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، هشدار داده است.

جامعه اسلامی مهندسین در این نامه خواستار "اطاعت مطلق از ولایت فقیه" یعنی از آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و "کارآمدی بیشتر دولت" از سوی آقای احمدی نژاد شده است.

دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین، محمد رضا باهنر، نایب رئیس فعلی مجلس ایران و برادر محمد جواد باهنر نخست‌وزیر فقید این کشور است و از سیاستمداران با نفوذ محسوب می شود.

این تشکل سیاسی پیش از این نیز نامه ای برای آقای احمدی نژاد نوشته بود که متن و محتوی آن منتشر نشده است اما در نامه سرگشاده جامعه اسلامی مهندسین به آقای احمدی نژاد به او هشدار داده شده که با اعمالش به سرنوشت محمد مصدق نخست وزیر پیشین ایران و ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهوری این کشور دچار نشود.

در نامه جامعه اسلامی مهندسین، خطاب به آقای احمدی نژاد گفته شده است: "ما جدا نمی‌خواهیم حضرتعالی خدای ناکرده از ریشه‌های آرا خود غافل شده و ماجرای آقای مصدق در رویارویی با روحانیت، توهم استظهار به رای ملت که در اوان انقلاب نیز توسط بنی‌صدر تکرار شد برای شما هم پیش آید."

دکتر محمد مصدق، نخست وزیر فقید ایران، از سوی برخی از سیاستمداران محافظه کار ایرانی و برخی از روحانیون این کشور متهم به نادیده گرفتن آیت الله ابوالقاسم کاشانی، روحانی متنفذی است که در عصر او می زیسته است.

ابوالحسن بنی صدر نیز اولین رئیس جمهور ایران است که بعد از انقلاب و در جریان اولین انتخابات ریاست جمهوری با فاصله زیادی از رقیبانش به پیروزی رسید، اما به علت "عدم کفایت سیاسی" از سوی مجلس برکنار شد.

جامعه اسلامی مهندسین به آقای احمدی نژاد گفته است که "ظاهرا امروز شما تمایل دارید متکلم وحده باشید و صدای کسی را نشنوید، لذا به عنوان وظیفه شرعی، انقلابی و قانونی، خود را موظف می‌دانیم که صدای مردم را به شما برسانیم."

هرچند در هشدار این تشکل سیاسی به آقای احمدی نژاد به وقایع پس از اعلام نتایج انتخابات و اعتراض های مردمی به آن و نارضایتی های اخیر در ایران اشاره ای نشده اما به موضوع "کارآمدی دولت" اشاراتی سربسته شده است که "ملت ایران، تمامی اصولگرایان و دوستان شما با دقت و حساسیت دو شاخص تبعیت مطلق از رهبری انقلاب و کارآمدی" را تعقیب می کنند.

مهمترین انتقادی که جامعه اسلامی مهندسین در این نامه متوجه آقای احمدی نژاد کرده، تعلل او از پذیرش فرمان حکومتی آیت الله علی خامنه ای است که نزدیک به ۱۰ روز پیش خواستار برکناری اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اولی رئیس جمهوری شده بود.

سرانجام با یک هفته تاخیر، محمود احمدی نژاد، حکم حکومتی آیت الله علی خامنه ای را پذیرفت.

آقای احمدی نژاد ساعاتی پس از برداشتن آقای رحیم مشائی از معاونت اول خود، او را به عنوان رئیس دفتر ریاست جمهوری منصوب کرد.

جامعه اسلامی مهندسین در نامه خود از آقای احمدی نژاد به علت متن نامه اش به آیت الله خامنه ای گلایه کرده و از او خواسته تا بار دیگر این نامه را مطالعه کند تا "دقیقا متوجه شود چرا حامیان او (محمود احمدی نژاد) در ستاد های انتخاباتی با دلی شکسته و چشمانی پراشک انگشت تعجب به دندان گرفته اند."

آقای احمدی نژاد در نامه کوتاهی که در جریان پذیرش استعفا و نه برکناری اسفندیار رحیم مشایی خطاب به آیت الله خامنه ای ارسال کرد گفته بود که این حکم را "براساس اصل ۵۷ قانون اساسی" پذیرفته است.

برخی از منتقدان آقای احمدی نژاد که از حامیان سیاسی او نیز محسوب می شوند از لحن نامه او خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، انتقاد کرده بودند.

مهمترین موضوعی که نامه سرگشاده جامعه اسلامی مهندسین به آن اشاره کرده "بی پاسخ ماندن دستور صریح" رهبر ایران و "اطاعت مطلق" از ولی فقیه است.

جامعه اسلامی مهندسین در سال ۱۳۶۶ خورشیدی تاسیس شد.

اساسنامه این تشکل سیاسی محافظه کار می گوید که جامعه اسلامی مهندسین تشکلی عقیدتی، سیاسی است که از خواسته های به حق کلیه تشکلها و نیروهای مسلمان درخط ولایت فقیه پشتیبانی و با آنها همفکری و همکاری می کند.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۶, سه‌شنبه

موسوی: نمی شود ایران را به زندان ۷۰ میلیون نفری تبدیل کرد


میرحسین موسوی، نامزد اصلاح طلب و معترض به نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران از مردم این کشور دعوت کرده است که به اعتراض های مدنی خود ادامه دهند و گفته که مناسبت های مذهبی فرصتی برای "نهضت سبز" است.
او گفته است که کشور نمی‌ تواند تبدیل به یک زندان شود که ۷۰ میلیون نفر در آن زندانی شوند. آقای موسوی روز دوشنبه پنجم مرداد در انجمن اسلامی معلمان ایران سخنرانی کرده است.

او با انتقاد از شرایط حاکم بر این کشور از جمله فاجعه بار خواندن "قتل‌ها و دستگیری‌ها" گفته است: "ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبوده ایم. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند، مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت."
مهم‌ترین مسئله این است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، از تمام مناسبت‌های مذهبی ماه شعبان با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند
میرحسین موسوی
آقای موسوی گفت"مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟..... اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌ برند."
آقای موسوی خطاب به مسئولان ایرانی گفته است: "حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد، چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟.....چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند."

آقای موسوی همچنین گفته است: "من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشان دهنده سلامت ملت ماست. مردم ما راضی به جنایت نیستند، راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند. این عدم رضایت نشان دهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسئولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند."
"نمی‌شود سر مردم را شیره مالید"
آقای موسوی خطاب به حاضران در محل سخنرانی اش گفته است: "[ما را] متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم."
وی گفت: "شما [خطاب به مخالفان] ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می ‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافی است آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین [محسن] روح الامینی، [سهراب] اعرابی یا [ندا] آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد."
اشاره آقای موسوی به شماری از شهروندان ایرانی است که در جریان اعتراض ها و وقایع پس از انتخابات، دستگیر و در پی بازداشت کشته شدند.

آقای موسوی گفته است: "ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم، آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟"
درخواست تلاوت قرآن در مصلی تهران
آقای موسوی درخواست خود را برای برگزاری مراسم یادبود جانباختگان حوادث اخیر ایران که چند روز پیش از این به شکل رسمی مطرح شده بود، تکرار کرده است.
او با اشاره به درخواست برگزاری مراسم یابود در مصلی تهران گفته است: "با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم، ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان ۱۳ میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی که از پول آنها ساخته شده.....اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم."
آقای موسوی در یکی از مناظره ها در جریان مبازرات انتخاباتی اش خود را فردی انقلابی معرفی کرد که با "احساس نگرانی" و برای جلوگیری از وارد شدن خسارت های بیشتر به ایران کار فرهنگی را رها کرده و پس از ۲۰ سال وارد رقابت های انتخاباتی شده است.

یادداشت سردارعلایی درباره‌ی شهید محسن روح‌الامینی

نقل از وبسایت شخصی عطاءالله مهاجرانی

بسم الله الرحمن الرحیم


بعد از ظهر روز پنجشنبه اول مردادماه سال ۱۳۸۸ که مصادف شد با بازگشایی دوباره پیامک‌ها، پیامی به من رسید مبنی بر این‌که فرزند ۲۵ ساله دوست عزیزم، آقای دکتر عبدالحسین روح‌الامینی که در اعتراضات روز ۱۸ تیرماه سال جاری دستگیر و زندانی شده بود، در زندان کشته شده و فردا تشییع جنازه وی برگزار خواهد شد.


بسیار متعجب شدم. زیرا آقای روح‌الامینی را که از سالیان دراز می‌شناسم، فردی انقلابی، مؤمن و متعهد و همیشه در خدمت نظام جمهوری اسلامی بوده است. او از کسانی است که برای سرنگونی رژیم طاغوت تلاش زیادی کرده است.


تعجب من بیشتر از آن جهت بود که چگونه ممکن است جوانی آن هم از خانواده‌ای شناخته شده، در جمهوری اسلامی دستگیر و سپس پس از دو هفته جنازه او تحویل خانواده‌اش گردد!


صبح جمعه دوم مرداد ۱۳۸۸ به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه وی به درب منزل ایشان واقع در خیابان نصرت، کوچه بهشت رفتم. دیدم همه افرادی که در این مراسم حضور دارند، انسان‌های مؤمن و اکثر آن‌ها از فداکاران نظام اسلامی در دوران دفاع مقدس و پس از آن بوده‌اند. افرادی که هم‌اکنون مسؤلیت‌های مهمی در کشور دارند نیز مانند آقایان احمد توکلی و حسین فدایی از نمایندگان مجلس، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهاب‌الدین صدر رییس سازمان نظام پزشکی، حسین محمدی از دفتر رهبری، رجبی معمار رییس شبکه پنج سیما، علی عسگری معاون فنی صدا و سیما و نیز برخی از سرداران دوران دفاع مقدس در مراسم تشییع و خاکسپاری حضور داشتند.


به آقای روح‌الامینی تسلیت گفتم و در اتوبوس به همراه وی عازم بهشت زهرا شدم. در مسیر راه، او ماجرای اتفاق افتاده برای فرزندش را این گونه برایم تشریح کرد:


بر اساس اطلاعات دریافتی این دو روزه، محسن را در روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه، افراد لباس‌شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز جمعه ۱۹ تیرماه آن‌ها را با تعدادی اتوبوس به دو مقصد زندان اوین و اردوگاه کهریزک منتقل می‌نمایند.


سپس این آیه قرآن را قرائت کرد: و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفوراً رحیما (سوره نساء - آیه ۱۰۰)


و ادامه داد: من از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هر کدام از خود سلب مسؤلیت می‌کردند. دو هفته را این گونه سپری کردم. به هر کجا سر می‌زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبه‌رو می‌شدم.


تا این‌که دلالی پیدا شد و گفت اگر چهار میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می‌دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی (ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره‌های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد.


از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آن‌که دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می‌باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی‌گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی‌دهد.


او به من گفت به شما تسلیت عرض می‌کنم. من فکر کردم که می‌خواهد بلوف بزند و مرا بترساند. بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم، می‌دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم.


مشخص شد که فرزندم را وقتی که گرفته‌اند، مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده‌اند. جنازه‌اش را که دیدم، متوجه شدم که دهانش را خرد کرده‌اند.


فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمی‌گفت. مطمئنم هر چه از او سؤال کرده‌اند، درست پاسخ داده است. آن‌ها احتمالاً نتوانسته‌اند صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت کتک زده و زیر شکنجه کشته‌اند.


با عنایت مسؤولین، پرونده پزشکی او را مطالعه کردم. محل فوت او را لاک گرفته بودند. مشخص شد که بعد از مجروح شدن، به او نرسیده‌اند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای ۴۰ درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است.


او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهول‌الهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنجشنبه جسد او را به سردخانه تحویل می‌دهند. آن‌ها پس از یک هفته ما را در جریان قتل فرزندم قرار دادند. برای تحویل جسد، از ما تعهد گرفتند که شکایتی از کسی نداریم.


ابتدا اجازه تشییع جنازه در جلوی منزل نمی‌دادند و بهانه می‌آوردند که خانه شما، نزدیک دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه است و ممکن است مردم به آن بپیوندند و مشکلاتی ایجاد شود. من گفتم که وقت برگزاری نماز جمعه هنگام ظهر است و ما صبح او را تشییع خواهیم کرد و وقت زیادی نخواهد گرفت و با نماز جمعه تداخل ندارد.


بالاخره با تعهد من و آقای ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما که افراد زیادی مطلع نخواهند شد و افرادی هم که خواهند آمد همه طرفداران نظام هستند، با این شرط که تشییع در جلوی منزل زیاد طول نکشد و بجز لا اله الا الله شعار دیگری داده نشود، اجازه دادند تا مراسم تشییع برگزار شود.


مادرش از لحظه اول اطلاع از مرگ فرزند، فقط می‌گفت: محسن من که رفت، به فکر محسن‌های مردم باشید.


آقای روح‌الامینی که به هنگام خاکسپاری فرزندش، چفیه بسیجی را هم‌چنان بر گردن داشت، آن را به من نشان داد و گفت: امروز این چفیه را بر گردن چه کسانی انداخته‌اند. کسانی که کار آن‌ها دستگیری و احیاناً کشتن مردم شده است. آیا ما از جمهوری اسلامی این وضع را می‌خواستیم؟


من رفیق شهید دقایقی هستم. هیچ گاه لبخند او را از یاد نمی‌برم. او با لبخند خود از اسرای بعثی عراقی و از فرماندهان جنایتکار آن‌ها و نیز از فراریان از رژیم بعثی، مجاهدانی را ساخت که لشکر بدر را به وجود آوردند و باعث آزادی عراق از دست صدام حسین شدند.


به یاد دارم که در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب وقتی که احسان طبری تئوریسین حزب توده به زندان افتاد، پس از مدتی او اندیشه مارکسیسم را نقد کرد؛ زیرا با محبت با او رفتار شد. ولی اکنون بسیج را به جایی رسانده‌اند که جوان سالم حزب‌اللهی را دستگیر می‌کنند و جنازه او را تحویل خانواده‌اش می‌دهند. آن هم تعهد می‌گیرند که کفن و دفن به گونه‌ای باشد که اتفاقی نیفتد. آیا نظام آن قدر ضعیف شده است که از یک تشییع جنازه ساده می‌ترسد؟


دیشب آقای لنکرانی وزیر بهداشت برای تسلیت به منزل ما آمده بود، می‌گفت: به خاطر مبارزه با بیماری‌های عفونی و مننژیت در زندان‌ها، ظرف این چند روز، بیش از دو هزار آمپول پنی‌سیلین بسیار قوی و آمپول‌های ضد مننژیت به زندان‌های تهران فرستاده‌ایم. با گفتن این جمله، نگران وضعیت سلامت سایر زندانیان سیاسی شدم.


او می‌گفت: در نظر دارم یک گروه NGO تشکیل دهم تا بتواند از حقوق اولیه زندانیان، دفاع نماید. برای مثال وقتی کسی را می‌گیرند، حداقل به خانواده او اطلاع دهند که دستگیر شده ودر زندان است تا خانواده‌‌ها از نگرانی تا حدودی بیرون بیایند؛ نه این که در بلاتکلیفی به سر ببرند. بتوانند برای زندانی خود وکیل بگیرند و از حقوق قانونی او دفاع نمایند. مطمئن باشند که در زندان سلامت بازداشت‌شدگان حفظ می‌شود و آن‌ها در خطر جانی قرار ندارند.


با شنیدن این سخنان به یاد این آیه قرآن افتادم: و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطانا (اسراء - ۳۳)


البته ایشان از لطف‌هایی که به وی شده بود نیز مطالبی را بیان کرد. او می‌گفت بعد از این‌که متوجه شدند که من در دولت نهم رییس انستیتو پاستور و مشاور وزیر بهداشت بوده و قبلاً نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران بوده‌ام، هم اجازه دادند که به همراه یکی از دوستان پزشک پرونده پزشکی فرزندم را ببینم و هم پول قبر را از من نگرفتند و اجازه دادند که فرزندم را در قطعه ۲۲۲ که نزدیک به مزار شهدا واقع شده است دفن نمایم؛ تا مادرش که هر شب جمعه به زیارت شهدا به خصوص شهدای هفتم تیر می‌رفته است، بتواند با فاصله کمی بر سر قبر فرزندش حاضر شود.


آن‌ها یک قبر اضافه هم به ما مرحمت فرمودند و در یک قبر دوطبقه فرزندم را به خاک سپردیم. او به طنز برایم می‌گفت: یکی بخر دو تا ببر.


در پایان مراسم، او با قدرت روحی بسیار بر سر قبر فرزندش خطاب به حاضرین سخنانی را ایراد کرد و با تسلط بسیار بر خود، در انتها گفت: إنا لله و إنا إلیه راجعون.


حسین علایی
جمعه، دوم مردادماه
سال ۱۳۸۸


مباني غيرقانوني بودن پخش اعترافات

محمد مصطفايي*

اولين کلمه‌اي که در اصل بيست و دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، با آن مواجه مي‌شويم کلمه «حيثيت» است.در اين اصل مي‌خوانيم: «حيثيت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي که قانون تجويز کند.» حيثيت انسان‌ها از ديد تنظيم‌کنندگان قانون اساسي، و 98 درصد از مردمي که به آن راي مثبت داده‌اند به قدري داراي اهميت و ارزش بوده است که پيش از جان و مال انسان مطرح مي‌شود. از ديگر سو پايبندي به قانون اساسي زماني براي يک فرد- آن هم مسوولان دولتي- تحقق خواهد يافت که تمام اصول را همراه با جزئيات مندرج در آن، پذيرفته و در اعمال و رفتار و تصميم‌گيري‌هاي خود دخيل کند.پخش اعترافات متهمان دستگير شده در وقايع پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، به جهات ذيل، چون به حيثيت و آبروي آنان خدشه وارد کرده و خلاف مقررات قانوني است جاي تامل دارد.


1- رويه قضايي محاکم دادگستري و قانون آيين دادرسي کيفري بر اين اصل استوار است که هيچ‌کس را نمي‌توان مجرم شناخت مگر اينکه جرم او در دادگاه صالح ثابت شود. اثبات جرم نيز طبق اصول و تشريفاتي است که در مجموعه قوانين کيفري کشورمان به خصوص در قانون اصلاح قانون تشکيل دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب، آيين دادرسي کيفري، قانون مجازات اسلامي و قانون حفظ حقوق شهروندي و احترام به آزادي‌هاي مشروع توسط قانونگذار تعيين شده است. بنابراين حفظ حيثيت و آبروي افراد ايجاب مي‌كند تا اعترافات آنان صرفا از طريق مجاري قانوني و مراجع ذي‌صلاح پخش شود به گونه‌اي که به حيثيت افراد لطمه‌اي وارد نگردد.
2- براساس مقررات مندرج در قانون اصلاح قانون تشکيل دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب، مرجع رسيدگي اوليه، به اتهام يا اتهامات اشخاص در برخي از جرائم، دادسراست.دادسرا که عهده دار کشف جرم، تعقيب متهم به جرم، اقامه دعوي از جنبه حق‌اللهي و حفظ حقوق عمومي و حدود اسلامي است به رياست دادستان، تکاليفي دارد که از جمله آنها، نظارت بر اعمال و رفتار ضابطان دادگستري است.ضابطان دادگستري نيز ماموراني هستند که تحت نظارت و تعليمات مقام قضايي در کشف جرم و بازجويي مقدماتي و حفظ آثار و دلايل جرم و جلوگيري از فرار و مخفي شدن متهم و ابلاغ اوراق و اجراي تصميمات قضايي به موجب قانون اقدام مي‌نمايند. بنابراين قانونگذار وظايف و اختيارات ضابطان دادگستري و دادستان و معاونان وي را معين و مشخص کرده است. مهمترين آن در قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مقرر شده است که تمامي محاکم عمومي، انقلاب، دادسراها و ضابطان قوه‌قضائيه را مکلف كرده تا از اعمال هرگونه سلايق شخصي و سوءاستفاده از قدرت يا اعمال هرگونه خشونت و بازداشت‌هاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب كنند، هرگونه شکنجه (چه رواني و چه جسماني) به منظور اخذ اقرار يا اجبار او به امور ديگر- که ضبط اقرار و اعترافات به وسيله دوربين فيلمبرداري را نيز شامل مي‌شود- ممنوع و اقرارهاي اخذ شده به اين وسيله را فاقد حجيت شرعي و قانوني دانسته و بالطبع اگر اين اقرار و اعترافات در جايگاه متهمي که هنوز محاکمه نشده و جرمش به اثبات نرسيده است پخش شود باعث ورود خدشه به آبرو و حيثيت متهم مي‌گردد که قانونگذار اين عمل را منع و تاکيد کرده است تحقيقات و بازجويي‌ها، بايد مبتني بر اصول و شيوه‌هاي عملي قانوني باشد و چون ضبط و پخش اعتراف اشخاص با هيچ‌کدام از مقررات جاري کشورمان مطابقت نداشته و بلکه منع شده است.
3- پخش اعتراف‌هاي متهمان تنها در يک صورت، آن هم در محاکمات علني امکان‌پذير است چرا که در ماده 188 قانون آيين دادرسي کيفري مقرر شده است: «محاکمات دادگاه‌ها علني است.به استثناي موارد زير به تشخيص دادگاه: 1- اعمال منافي عفت و جرائمي که خلاف اخلاق حسنه است.2- امور خانوادگي يا دعاوي خصوصي به درخواست طرفين.3- علني بودن محاکمه مخل امنيت يا احساسات مذهبي باشد.» طبق تبصره يک اين ماده، منظور از علني بودن محاکمه، عدم ايجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسيدگي است.در اين صورت خبرنگاران رسانه‌ها مي‌توانند با حضور در دادگاه از جريان رسيدگي و اقرار و اعترافات متهمان گزارش مکتوب تهيه کرده و بدون ذکر نام يا مشخصاتي که معرف هويت فردي يا موقعيت اداري و اجتماعي شاکي و مشتکي عنه باشد منتشر كند و اگر خبرنگاري از اين مقرره قانوني تخلف كرد مفتري محسوب شده و طبق قانون با وي برخورد مي‌شود.
* وکيل پايه يک دادگستري 

منبع :اعتماد ملی

پاسخ مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي (مدظله العالي) به نامه حجج الاسلام والمسلمين آقايان خاتمی

بسمه تعالي

حضور محترم حجج الاسلام والمسلمين آقايان خاتمي، کروبي و دوست مکرم جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي و ساير امضا کنندگان محترم نامه مورخ3/5/88
بعد التحية و السلام؛

تظلم هاي کتبي شما بزرگان که گوياي تعهدتان به اسلام و اهداف مقدس جمهوري اسلامي که توسط امام امت (سلام الله عليه) ترسيم گرديده دريافت شد.
همانطور که همگان مي دانند ميزان رأي ملت است و مردم طبق منشور قانون اساسي بايد بر سرنوشتشان حاکم گردند. بر اين اساس بايد به سمتي حرکت کنيم که منطق، آزادي بيان، صدق و راستي و دفاع از حقوق انسان ها جايگزين ظلم، ستم، دروغ و شکنجه روحي و جسمي ـ که ماحصل دولت هاي غير مردمي، مستبد و خودخواه است ـ گردد. اما متاسفانه همانطور که در نامه شما اشاره شده، مدتي است که شاهد افتراء، دروغ و تضييع حقوق مردم، بازداشت و زنداني نمودن، ظلم و آزار و شکنجه هاي روحي و حتي کشتن مردمي که براي دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت آميزي را داشته اند، هستيم.
 اينجانب به حکم لزوم جلوگيري از ظلم ظالمين به همه کساني که سبباً يا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زنداني کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت مي کنند و به اذيت و ايذاء آنها در زندان ها و سلول ها ـ که خود ظلم مضاعفي به آنان مي باشد ـ مي پردازند مي گويم که اينگونه ظلم ها به کساني که هيچ پناهگاهي جز خداوند ندارند از گناهان کبيره به شمار مي رود و آنقدر بزرگ و خلاف انسانيت و معصيتي فوق العاده است که سه امام معصوم به سه فرزند خودشان(عليهم السلام) که آنها هم امام بوده اند و براي درس به ديگران وصيت کرده اند که بايد از آن فاصله گرفت و به آن نزديک نشد: «اياک و ظلم من لايجد عليک ناصراً الا الله» لذا اميدوارم تا دير نشده زمينه آزادي تمام زندانيان و اجازه برگزاري مراسم به خانواده شهداي حوادث اخير داده شود و آمرين و عاملين و محرکين و همه آنها که به نحوي در بروز حوادث اخير دخيل بوده اند توبه نموده و رضايت مضروبين و آسيب ديدگان را جلب نمايند و در يک جمله به نصايح خيرخواهانه آيت الله هاشمي دامت افاضاته توجه کرده و به آن عمل نمايند تا پرونده دولت بيش از مسئله انتخابات و عدم مشروعيت شرعي و مقبوليت که بوسيله قانون اساسي با رأي قطعي و بدون ترديد توده مردم حاصل مي شود، سنگين تر نگردد و حقوق اوليه مردم تضييع نشود و به جاي توجه به اعتراض توده هاي مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم ها و اذيت ها و اعتراف گيريها و دروغ پردازي ها نه تنها منجر به تقويت حکومت نمي شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهايت ناله مظلومان، قطعاً ذلت و گرفتاري ستمکاران را در زماني نه چندان دور به دنبال خواهد داشت.
در خاتمه همانطور که قبلاً گفته ام، بار ديگر به شما و همه ملت شريف و عزيز ايران اسلامي در داخل و خارج و همه کساني که تلاش مي کنند صداي مظلومين معترض به انتخابات را بگوش جهانيان برسانند عرض مي کنم که مبادا فشارها و اذيت ها و حق کشي ها موجب يأس و نا اميدي شما گردد و خواسته ستمکاران تحقق يابد بلکه بايد راه احقاق حق را بدون خشونت و با رعايت حفظ امنيت و رفتار مسالمت آميز ادامه داد. خداوند را شاکرم که شما آقايان با حفظ وحدت، که رمز پيروزي شماست و اتحاد توده هاي مردمي را نيز به دنبال خواهد داشت، توانسته ايد همگام و همفکر با يکديگر به جلب و جذب مردم مخصوصاً نسل جوان بپردازيد و شهد شيرين دفاع از حقوق انسان ها و حاکميت مردمي را به يادگار بگذاريد.


يوسف صانعي
4/5/88
3 شعبان المعظم1430

واكنش آيت‌الله دستغيب به بيانيه بدون امضاي خبر‌گان

به جاي اين تهمت‌ها دست مهر بر سر مردم بكشيد.

علي‌محمد دستغيب، عضو مجلس خبرگان رهبري با صدور پيامي به نامه منتسب به اعضاي اين مجلس واكنش نشان داد و به دفاع از اكبر هاشمي رفسنجاني، رئيس مجلس خبرگان پرداخت. جمعه گذشته منابع خبري نامه‌اي را منتشر كردند كه گفته مي‌شد به امضاي 50 نماينده از 86 عضو مجلس خبرگان رسيده، اما تاكنون اسامي امضاكنندگان منتشر نشده است. در اين نامه كه روز گذشته خبرگزاري فارس مدعي شد شمار امضاكنندگانش از 65 نفر گذشت، افزون بر حمايت از مواضع مقام معظم رهبري به انتقاد تلويحي از رويكرد هاشمي رفسنجاني در حوادث اخير پرداخته شده است. در بخشي از اين نامه خطاب به هاشمي رفسنجاني آمده است: «بسياري از علما و نخبگان و شخصيت‌ها و دلسوزان نظام انتظار دارند كه رئيس محترم مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام كه همواره با تدبير و فراست در كنار امام و رهبري به حل مشكلات و معضلات كمك كرده‌اند در شرايط كنوني نيز با پشتيباني بيشتر و شفاف‌تر از ولايت فقيه و بيانات رهبري، در اين شرايط حساس دشمنان اسلام و نظام و كينه‌توزان و بدخواهان و فرصت‌طلبان را در نقشه شيطاني براي آسيب به وحدت و همدلي، ناكام گذارند.» تاكنون تنها سيداحمد خاتمي امام جمعه موقت تهران و عباس كعبي عضو شوراي نگهبان و احمد علم‌الهدي امام جمعه مشهد محتواي نامه را تاييد كرده‌اند، با اين حال خاتمي در گفت‌وگو با خبرنگار اعتماد ملي اعلام كرد كه در يك برنامه تلويزيوني در اين باره توضيح مي‌دهد. علي‌محمد دستغيب در واكنش به انتشار نامه‌اي منتسب به اعضاي خبرگان ، پيامي به اين شرح صادر كرد: بيانيه‌اي را مشاهده كردم كه جمعي از نمايندگان مجلس خبر‌گان رهبري صادر كرده‌اند. اينجانب به عنوان يكي از اعضاي خبرگان و منتخب مردم فارس عرض مي‌كنم: مي‌فرماييد 40ميليون‌نفر در انتخابات شركت كردند. اما سوال اينجاست كه سخن اكثر‌يت ايشان اين است كه راي ما كجا رفت؟ اگر شما به اين خواسته‌ آنها احترام مي‌گذاشتيد و اهميت مي‌داديد كه الان دير نشده، چنانچه صندوقي باقي باشد بازشماري مي‌كرديد، بر شما معلوم مي‌شد كه خواست آنها غيرعقلايي نبوده. بعضي افراد فكر مي‌كنند كه دفاع از خطبه روز جمعه 21/4/88 آيت‌الله ‌هاشمي دفاع از شخص هاشمي و مقابله با مخالفان هاشمي است، در صورتي كه هر شخص فهيم اين خطبه را تقدير مي‌كند و نقطه قوت جهت استمرار جمهوري اسلامي ايران مي‌داند، چون مطالب جناب آقاي هاشمي همان مطالب مردم است كه امام امت «رحمه‌الله» براي آنها احترام قائل بود. شما آيت‌الله هاشمي رفسنجاني را نصيحت كرديد، اما ظاهرا فراموش كرده‌ايد كه بعد از فوت امام امت (ره) بدون فوت وقت و با وجود حضرت‌ آيات صافي گلپايگاني و اردبيلي و مشكيني و اميني و ديگر بزرگان از علما، ايشان براي حفظ نظام همه توان خود را گذاشت و با سخنان خود خبرگان را آماده كرد كه به حضرات آيت‌الله خامنه‌اي راي بدهند، با آن حساسيت زماني، كه يقينا مكتوب است، آنگاه كسي نگفت خلاف نظام سخن مي‌گويد و خلاف نظام عمل مي‌كند، موجب تفرقه شده، اما اكنون كه حقايقي خلاف ميل شما مي‌گويد و بر همه شما خوب و‌اضح است كه حقيقت چيست، حالت اعتراض داريد. اين انصاف است؟ پس غرض از اين بيانيه حفظ نظام نيست. ما را توصيه به اخلاق مي‌كنيد. خوب بود از آن همه خلاف شرع‌ها كه در مناظره تلويزيوني روي داد، نهي مي‌كرديد و خوب بود شما به […] اعتراض مي‌كرديد. مطمئن باشيد كه مردم اگر با آنها به صداقت رفتار شود، همه مخلص علما و روحانيون صادق هستند. شما را به خدا، هنوز هم دير نشده، در عوض اين‌همه تهمت‌ها، سركوب‌ها، نسبت ارتداد دادن، ضد ولايت‌فقيه خواندن، نسبت به عمال خارجي دادن و متهم‌كردن افراد به دستور گرفتن از خارج و براندازي نظام و هر شخصيت يا جمعيتي را به نحوي از اطراف خودتان دور كردن بياييد در عوض اين كارها، دست مهر و محبت به سر مردم بكشيد، زنداني‌ها را آزاد كنيد، عذرخواهي كنيد، با آزادي آنها به خواست اكثريت گوش دهيد. ببيند چقدر لذت مي‌بريد از دوستي، از محبت‌واقعي، از رحمت واقعي، از رحمت خداوند. ضمنا قابل توجه اينكه بيان مي‌شود اعترافاتي در زندان صورت گرفته به عنوان مدرك جرم، بايد گفته شود كه هيچ ‌مرجعي چنين فتوايي جهت صحت چنين اعترافاتي نمي‌تواند بدهد. بنابراين از نظر شرعي وقانوني مدرك نمي‌باشد. از سوي ديگر سايت جهان‌‌نيوز كه زير نظر اصولگرايان هوادار احمدي‌نژاد اداره مي‌شود، ديروز اعلام كرد از آنجا كه برخي مفاد در بيانيه منتسب به خبرگان متوجه رئيس اين مجلس است، بايد منتظر تغيير گسترده‌اي در هيات رئيسه مجلس خبرگان بود. اين سايت كه تحليلي را با تيتر «عزل هاشمي از رياست خبر‌گان كليد خورد» منتشر كرد، در ادامه نوشت: با توجه به در پيش‌بودن نشست دوره‌اي مجلس خبر‌گان، اين بيانيه پيشاپيش مبين صف‌آرايي جديد در تركيب هيات رئيسه مجلس خواهد بود‌ و در اين ميان براساس گمانه‌زني‌‌ محمد يزدي و هاشمي شاهرودي از بيشترين شانس براي كسب كرسي رياست مجلس خبر‌گان برخوردار هستند. در انتخابات قبلي رياست مجلس خبر‌گان، رقابت جدي و تنگاتنگي ميان هاشمي و يزدي وجود داشت كه هاشمي موفق شد اكثريت آرا را با اختلاف اندكي كسب كند. 

پایه‌های نظام در حال سست شدن و فتنه‌هایی عظیم در راه است

بیانیه هشدارآمیز آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی: پایه‌های نظام در حال سست شدن و فتنه‌هایی عظیم در راه است

 

 

  آیت الله موسوی اردبیلی با صدور بیانیه‌ای با اشاره به شکاف ایجاد شده در جامعه، از مسؤولان کشور خواست هرچه سریع‌تر زندانیان را آزاد و اعتماد عمومی را دوباره جلب کنند. وی هشدار داد که ادامه‌ی این وضعیت پایه‌های نظام را سست می‌کند و زمینه‌ساز فتنه‌هایی بس عظیم و بزرگ می‌شود:

به گزارش نوروز، متن کامل این بیانیه به این شرح می باشد:

وأطیعوا الله ورسوله ولا تنازعوا فتفشلوا وتذهب ریحکم

وقایع تأسف‎بار اخیر و اتفاقاتی که در شأن نظام اسلامی نبوده و زیبنده آن نیست، موجبات نگرانی تمامی علاقه‌مندان به کشور و نظام جمهوری اسلامی را فراهم آورده و باعث سلب آسایش و آرامش از جامعه شده است. حرمت‎شکنی‎ها و ایراد اتهاماتی که در دادگاه‌های صالحه ثابت نشده‎اند به بزرگان و شخصیتهای ملی و دینی، نه تنها جامعه را آرام نمی‎سازد بلکه آتش فتنه را شعله‎ورتر می‎کند. و لا تقف ما لیس لک به علم إنّ السمع والبصر والفؤاد کلّ أولئک کان عنه مسؤولاً.

ادامه‌ی این وضعیت به یقین مطلوب هیچ‌یک از دلسوزان کشور نبوده و بیم آن می‎رود که باعث تضعیف پایه‎های نظام و اعتماد عمومی به آن گشته و زمینه‎ساز فتنه‎هایی بس عظیم و بزرگ گردد.

اینجانب از تمامی مسئولان و دست‎اندرکاران امر می‎خواهم که هرچه سریعتر نسبت به ترمیم شکاف‌های ایجاد شده و جبران آسیب‌های وارد آمده اقدام نمایند و در جهت بازسازی اعتماد مردم به نظام تلاش کنند. رعایت حقوق افراد بازداشت شده و برخورد همراه با عطوفت اسلامی و انسانی با آنان و آزاد کردن هرچه سریع‎تر افرادی که ارتکاب جرمی توسط آنان احراز نشده است و همچنین دلجویی از خانواده‎هایی که عزیزان خود را در این حوادث از دست داده‎اند، می‎تواند قدری التیام‎بخش بوده و تنش‎های موجود را کاهش دهد.

امید است که با درایت افراد کاردانی که در نظام جمهوری اسلامی مشغول خدمت می‎باشند، کشور از وضعیت بغرنج فعلی رهایی یافته و تجربیات حاصله از این اتفاقات چراغ راهی برای اداره هرچه بهتر و صحیح‎تر امورات جامعه در آینده گردد.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

صفار هرندي استعفا داد و دولت از رسمیت افتاد

ساعتی پس از آنکه سایت اطلاع‌رسانی دولت برکناری صفار هرندی را تکذیب کرد، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم نامه‌ای را منتشر کرد که در آن ضمن اشاره به دستور شفاهی احمدی‌نژاد برای این برکناری، وی تصریح کرده که استعفا می‌دهد و از فردا دیگر در این وزارتخانه حضور نخواهد یافت.

متن استعفانامه محمد حسين صفار هرندي به شرح ذيل است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم


جناب آقاي رئيس‌جمهور
با سلام

در پي ابلاغ شفاهي حكم جنابعالي مبني بر بركناري اينجانب و معرفي سرپرست وزارت‌خانه كه خبر آن روي شبكه ويژه خبري دولت و ديگر سايت‌هاي اطلاع‌رساني منعكس شد، خرسند شدم كه شانه‌هاي ضعيفم از زير بار مسئوليت سنگين اين امانت بزرگ رها شده است، اما گويا محظور [محذور صحیح است؛ مشخص نیست بی‌سوادی از خبرگزاری فارس است یا وزیر فرهنگ] از نصاب افتادن دولت، موجب توقف اين حكم گرديد.

اكنون با تأسف از قضاياي اخير كه موجب وهن دولت محترم شد، بي‌اعتنا به اخبار حاشيه‌اي، ابلاغ نخست را جدي گرفته و خود را فارغ از مسئوليت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي‌دانم و از فردا در وزارت‌خانه حضور نخواهم يافت.

با اين همه در برابر اين تقدير كه در هشت روز باقيمانده از عمر دولت نهم، از نام و آبروي اين بنده كوچك خدا و سرباز ولايت امر،‌ به قدر يك "عدد " بهره گرفته شود،‌ تسليم و راضي‌ام.

محمد حسين صفار هرندي
شامگاه يكشنبه سوم شعبان مطابق چهارم مرداد 1388

«الله اکبر» بگویید، پانصدهزار تومان جریمه میشوید!

میزان پرس : تعدادی از شهروندان که با سردادن بانگ الله اکبر شبانه بر بام منازل یا اماکن دیگر اعتراض خود را نسبت به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری نشان می دادند پس از بازداشت به پرداخت ۵۰۰ هزار تومان جریمه محکوم شدند.

این بازداشت شدگان که اکثراً توسط نیروهای بسیج محلات دستگیر شده اند پس از بازداشت به اقدام علیه امنیت ملی متهم شدند و بصورت فله ای در شعبه دوم امنیت بازجویی و تفهیم اتهام شده و احکام از پیش تعیین شده ۵۰۰ هزارتومان جریمه به آنان ابلاغ شده است.

منابع مطلع عنوان می دارند روند دستگیری شهروندان معترض با اتهام فوق کماکان در جریان است و این بازداشت شدگان با پرداخت جریمه مذکور امکان آزادی را می یابند.

چهل روز پس از انتخابات پرداخت اضافه حقوق از جانب دولت متوقف شد

مبالغ اضافه شده به حقوق کارکنان دولت در دو ماه منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم، از فیش حقوقی تیرماه حذف شده و به روال سابق بازگشته است.

این اضافه حقوق پرداختی به کارمندان دولت در دو ماه منتهی به انتخابات ریاست جمهوری دهم با اعتراض های گسترده ای مواجه شد.

سایر کاندیدا ها این اقدام احمدی نژاد را راهکاری برای جلب نظر رای دهندگان از طریق استفاده از امکانات دولتی اعلام می کردند.

منقدان این عمل دولت در آن زمان بر این عقیده بودند که پس از انتخابات دولت این چرداخت ها را ادامه نخواهد داد و این پرداخت ها صرفا کارکرد تبلیغاتی دارد.

مجلس از بازداشتگاه ها بازدید میکند

آفتاب: هفت نماینده مجلس امروز صبح به زندان اوین و شهید رجایی کرج می‌روند تا بررسی وضعیت جسمی بازداشت شدگان سیاسی و مطبوعاتی از سوی مجلس آغاز شود.

فوت «محسن روح الامینی» فرزند مشاور ارشد محسن رضایی سبب شد علی لاریجانی سرانجام یک کمیته ویژه را به سرعت تشکیل داده و صبح امروز روانه دو بازداشتگاه کند چراکه دیروز در مجلس طیف وسیعی از نمایندگان مجلس عنوان می‌کردند اخبار نگران کننده‌ای از وضعیت بازداشت شدگان شنیده‌اند و بهارستان دیگر سکوت را جایز نمی‌شمارد. 
حسن سبحانی نیا از آغاز ماموریت‌ها در گفت وگو با «اعتماد» این طور خبر داد؛ «برای اول کار، دیدارهایمان را از زندان اوین و شهید رجایی کرج آغاز می‌کنیم و احتمالاً در روزهای آتی از مراکزی مانند کهریزک هم بازدید خواهیم کرد». 

مادر اشکان سهرابی "جواب خون پسرم را چه کسی می دهد؟"

اشکان سهرابی، جوانی ۲۰ ساله، از دیگر کشته شدگان ناآرامی های پس از انتخابات ایران است. این جوان در ۳۰ خرداد ماه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در بیمارستان جان سپرد.
اشکان سهرابی متولد ۱۳۶۸ و دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین بود. زهرا نیک پیما، مادر اشکان، در خصوص روز حادثه می گوید پسرش ساعت هفت و نیم روز ۳۰ خرداد ماه برای دیدار با یک دوست از خانه بیرون رفت و تاکید کرد که پنج دقیقه ای باز می گردد. به گفته خانم نیک پیما فاصله منزل اشکان و دوستش کمتر از پنج دقیقه بوده است.
مادر اشکان افزود: "پسرم به خانه دوستش رفت و هنگام بازگشت از یک ساختمان بلند می زنندش و گلوله به سرخرگ آئورتش خورده بود."
خانم نیک پیما با اشاره به اینکه پس از دیر کردن اشکان، او به داخل خیابان می رود و دوست اشکان را دیده که با صورت خونی به طرف او آمده و به او خبر می دهد که اشکان زخمی شده و به بیمارستان برده شده است.
زهرا نیک پیما ادامه می دهد: "با دایی اشکان به بیمارستان رفتیم، حال اشکان خیلی بد بود. دکترها گفتند که بازگرداندنش جزو محالات است. کادر پزشکی در بیمارستان واحد خون نداشت، حتی درستگاه اکسیژن مناسبی نداشتند. من از میان در نگاه می کردم و با پمپ به او تنفس می دادند. یعنی درست نتوانستند به اشکان برسند، پسرم پس از ۱۰ دقیقه فوت کرد. "مادر اشکان با تاکید بر اینکه اشکان "فدای پنج دقیقه بیرون رفتنش شد"، می گوید جنازه اشکان را به راحتی در اختیارخانواده قرار نداده اند. او گفت خانواده تنها توانستند بعد از سه روز دوندگی، جنازه اشکان را تحویل بگیرند.
به گفته خانم نیک پیما، "اعلامیه ها و پرچم ها را می کندند و در مراسم بهشت زهرا دوربین فیلمبردای را دزیدند و بردند. تعهد گرفتند که سرو صدا نکنیم و شلوغ نکنیم و جنازه را یک سره به بهشت زهرا ببریم."
او می گوید "اشکان، تنها فرزند پسرم، نقاش بود. کمربند مشکی دان دو تکواندو بود، با این همه قابلیت در عرض پنج دقیقه پسرم را کشتند و تمام شد، هیچ کس هم نیست که پاسخگو باشد. جواب خون بچه من را چه کسی می دهد؟"
اشکان سهرابی در قطعه ۲۵۷ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

تجمع ایرانیان مقیم دبی


6

1

راهپیمایی ایرانیان مقیم دبی

3

5

7

این راهپیمایی مسالمت آمیز بعد از حدود نیم ساعت با دخالت پلیس دبی متفرق شد. پلیس دبی تمام پلاکاردهای افراد را گرفتند و حتی از بادکنک های سبز هم نگذشتند!

4

حرکت تعداد زیادی از مردم تهران بسوی صدا و سیما 3/ 5/ 88

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده مردم تهران  برای گرامیداشت یکی از شهدای قیام مردم ایران به صورت دسته های چند نفره از خیابانهای مختلف به سوی  صدا و سیما در حال حرکت هستند.
از ساعت 15:00 دسته های چند نفره از مردم تهران برای شرکت در مراسم گرامیداشت جان باخته آزادی محسن روح الامینی که در مسجد بلال  قرار است برگزار شود در حرکت هستند. در حال حاضر تعداد زیادی از مردم و بخصوص جوانان دختر و پسر بصورت گروههای چند نفره از نقاط مختلف تهران به سوی مسجد بلال که در محوطۀ  صدا و سیما است  درحال حرکت هستند. همچنین از ونک گروهای متعددی از مردم در حال حرکت بسوی آن نقطه هستند. قرار بود که در مسجد بلال صدا وسیما مراسم گرامیداشت جانباخته راه آزادی مردم ایران راس ساعت 16:00 برگزار شود .
نیروهای سرکوبگر گارد ویژه در میدان و نک و  جلوی دانشگاه خواجه نصیر مستقر شده اند. و همچنین  نیروهای سپاه پاسداران و بسیج و لباس شخصیها در نقاط مختلف مسقر شده اند و بر تعداد آنها افزوده می شود. همچنین نیروهای خبر چین وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی در بین گروههای از  مردم نفوذ کرده اند  که البته با هوشیاری مردم  این افراد شناسائی می شوند و به همدیگر نشان داده می شوند. و در مواردی آنها را هو می کنند که مجبور به فرار از جمعیت می شوند.

گزارش تصویری از تظاهرات ایرانیان خارج کشور - 3 مرداد 3 / 5 / 88



امیر جوادی لنگرودی در زندان اوین جان باخت

خبرگزاری هرانا: طی نامه‌یی که از جانب پدر امیر جوادی لنگرودی به خبرگزاری ارسال شد، امیر جوادی لنگرودی که در اعتراض‌های 18 تیرماه بازداشت شده بود، درگذشته است. متن نامه‌ی مهندس علی جوادی لنگرودی بدین شرح است:
با سلام
«حال که این نامه را ارسال می‌کنم از اوین زنگ زدند و گفتند بیا جنازه‌ی پسر وجگر گوشه‌‌ات را از پزشکی قانونی تحویل بگیر. لازم است بگویم پسرم در تاریخ 18 تیر ماه در محدوده‌ی امیرآباد توسط لباس شخصی‌ها مصدوم و در بیمارستان بستری بود اما پس از بهبودی به زندان اوین برده شد و حالا جنازه‌ی پسر 24 ساله‌ام را تحویلم می‌دهند.
پسرم بنام امیرجوادی لنگرودی پسری بود به دور از جریانات سیاسی و فقط عاشق وطن بود همین و بس پسری مودب و سر به زیر که به تازه‌گی مادرش را از دست داده بود و عزادار مادرش بود. حال من تنها باید برای‌اش عزا بگیرم و مادری نیست تا برایش گریه کند.»
مهندس علی جوادی لنگرودی

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۴, یکشنبه

محسن روح الامینی دانشجوی دانشگاه تهران در زندان اوین به قتل رسید

خبرنامه امیرکبیر: روح الامینی در تظاهرات روز 18 تیر پس از بازداشت به زندان اوین منتقل شده بود که در آنجا به دست ماموران کشته شده است.

محسن روح الامینی فرزند دکتر روح الامینی رئیس انستیتو پاستور ایران و از اعضای مشاور محسن رضایی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود.

پس از بازداشت محسن روح الامینی و علیرغم مراجعه خانواده وی، مسئولین زندان اوین به این خانواده اعلام کرده بودند که فرزندشان به زودی آزاد خواهد شد اما پس از چند روز به آنها اعلام می شود که برای دریافت جسد فرزندشان مراجعه کنند.

مراسم ختم شهید محسن روح الامینی روز یکشنبه هفته جاری در مسجد بلال تهران برگزار خواهد شد.

استمداد خاتمی، کروبی و موسوی از مراجع تقلید در مورد بازداشت شدگان


حدود هفتاد چهره سیاسی و دانشگاهی در ایران در نامه ای سرگشاده به مراجع تقلید شیعه، از اعمال "شکنجه های مکرر" علیه بازداشت شدگان حوادث اخیر اظهار نگرانی کرده و از آنها کمک خواسته اند.

در این نامه که روز شنبه ۳ مرداد (۲۵ ژوئیه) با امضای افرادی چون محمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی منتشر شد، آمده است که بازداشت های پس از انتخابات ریاست جمهوری، با "استفاده از شیوه های بازجویی" همراه بوده که "یادآور دوران سیاه ستمشاهی" است.

در روزهای گذشته در مواردی جسد بعضی افراد که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات بازداشت شده بودند، به خانواده های آنها تحویل داده شده، بدون اینکه مشخص باشد که مرگ آنها چگونه اتفاق افتاده است.

در نامه سرگشاده چهره های سیاسی و دانشگاهی به مراجع تقلید، از "دریافت اخبار نگران کننده درباره سلامت جسمی و روانی بسیاری از بازداشت شدگان" سخن به میان آمده و سئوال شده است که: "به راستی اعمال شکنجه های مکرر در مورد کسانی که زیر لوای اسلام زندگی می کنند با توسل به کدام اصل قانونی، شرعی و انسانی توجیه پذیر است"؟

امضا کنندگان این نامه در مورد "تلاش دستگاه های امنیتی" برای اعتراف گیری "با شیوه های غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی" از بازداشت شدگان هشدار داده اند و "دستگاه های تبلیغاتی دولتی و به ویژه صدا و سیما" را به مشارکت در این پروژه متهم کرده اند.

در این نامه آمده است: "دستگاه های ابداع توطئه، اینک کار را به جایی رسانده اند که عضویت در ستادهای تبلیغاتی را جرمی نابخشودنی می نمایانند".

امضا کنندگان نامه نسبت به نادیده گرفته شدن اصل برائت و "توسعه بی اعتمادی و فاصله گرفتن مردم از حاکمیت" هشدار داده اند و نوشته اند که تنها راه خروج از این وضعیت، آزادی تمام بازداشت شدگان و "بازگرداندن روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی" است.

در این نامه آمده است: "از شما مراجع عظام تقلید به عنوان مرجع و ملجأ ملت شریف ایران می خواهیم که پیامدهای زیانبار اتخاذ شیوه های قانون گریزانه را به دستگاه های ذیربط خاطرنشان ساخته و آنان را نسبت به اشاعه بیدادگری در نظام جمهوری اسلامی برحذر دارید".

پیش از این آیت الله حسینعلی منتظری و آیت الله یوسف صانعی در مورد اعتراف گیری تحت فشار از بازداشت شدگان اعلام نظر کرده و آن را غیر مشروع خوانده بودند.

آقای منتظری در پاسخ به استفتایی نوشت: "آمر و متصدی و مباشر گرفتن این گونه اعترافات و مصاحبه های دروغ، گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود".

آقای صانعی هم چنین اعترافاتی را فاقد ارزش "شرعی، قانونی و عقلایی" دانست.

کروبی: آنچه بر مردم ایران می گذرد، تاسف بار است


مهدی کروبی، نامزد معترض به نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران و از شخصیت های مورد اعتماد آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، در نامه ای به وزیر اطلاعات این کشور شرایط ایران را "شکننده" توصیف کرده و خواستار پایان دادن به "بازداشت های غیر قانونی و بازجویی های قرون وسطایی" شهروندان ایرانی شده است.

آقای کروبی در این نامه از غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات ایران خواسته تا اجساد کشته شدگان حوادث اخیر به خانواده هایشان تحویل داده شود.

به اعتقاد آقای کروبی "اینک آنچه بر مردم ایران به ویژه زنان می گذرد، بسیار تاسف بار است."

او در نامه خود از زبان فاطمه دختر پیامبر اسلام و یکی از شخصیت های مذهبی شیعه هشدار داده است که "پشت شتر خلافت زخم و بار آن کج است و این بار با این حال به منزل نمی رسد."

"ابزار سرکوب"

پس از برگزاری انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری در ایران که بر اساس اعلام وزارت کشور محمود احمدی نژاد پیروز آن اعلام شد، سه نامزد رقیب آقای احمدی نژاد از وجود تخلف در جریان برگزاری انتخابات خبر دادند.

با اوج گیری اعتراض های مردمی در ایران و سرکوب آن توسط نیروهای دولتی که به کشته و زخمی شدن و دستگیری شهروندان ایرانی منجر شد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی دو رقیب اصلی آقای احمدی نژاد، چندین بار خواستار پایان دادن به این شرایط شدند.

آقای کروبی پیشتر در نامه ای به آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، شرایط حاکم بر ایران را" تحمیل کودتای نظامی" توصیف کرده بود.

او در نامه اخیرش که روز شنبه سوم امرداد منتشر شده، گفته است به این دلیل این نامه را خطاب به وزیر اطلاعات ایران نوشته که اول، رئیس قوه مجریه [محمود احمدی نژاد] را "فردی برآمده از رای ملت" نمی داند و "دولت او را مشروع و قانونی" نمی خواند؛ دوم، محمود هاشمی شاهرودی در پایان دوران مسئولیت اش است و این روزها "سخت مشغول روند انتقال مدیریتی" است و سوم اینکه علی لاریجانی رئیس مجلس نیز در "مظان اتهام به جرم آزاد اندیشی" از سوی اصولگرایان است.

مهدی کروبی پیش از این نیز اعلام کرده بود که ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد را به قانونی و مشروع نمی داند.

آقای کروبی در تازه ترین نامه اش، آقای محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران را خطاب قرار داده و نوشته است: "اینک سیستم اطلاعاتی و امنیتی کشور به غیر‌شفاف‌ترین و مخوف‌ترین ابزار برای سرکوب مردم تبدیل شده است."

او در عین حال در این نامه از "عوامل امنیتی و اطلاعاتی" انتقاد کرده که اگر عاملان حمله ۱۰ سال پیش به کوی دانشگاه تهران و عوامل قتل های زنجیره ای شناسایی و "ریشه فساد" خشکانده می شد، دیگر حوادث مشابه تکرار نمی شد.

زندان اوین و رحمت خداوند

آقای کروبی می گوید که "امروز جوانان این مرز و بوم را تحت عنوان نیروی امنیتی و اطلاعاتی کتک می‌زنند و در بازداشتگاه‌های غیرقانونی نگهداری می‌کنند و بدترین شکنجه‌ها روحی و روانی و رفتار‌های خشن را با آنها انجام می‌دهند بی آنکه پاسخگوی آنچه تحت لوای نظام جمهوری اسلامی می‌کنند باشند. اینک کار به جایی رسیده است که کسانی که در زندان اوین به سر می‌برند این شانس حضور خود در اوین و گرفتار نشدن در بازداشتگاه‌های غیر‌قانونی را رحمت خداوند می‌نامند."

نامه اخیر آقای کروبی حاوی یکی از صریح ترین انتقاد های او از شرایط حاکم بر ایران محسوب می شود.

او خطاب به وزیر اطلاعات ایران نوشته است: آقای محسنی اژ‌ه ای آیا این است رسالت امنیتی شما، که جوانان بی گناه ایرانی را تنها به جرم اعتراض به انتخاباتی که نتیجه‌اش را قانونی و مشروع نمی‌دانند تحت عنوان نیروی امنیتی و اطلاعاتی در خیابان‌ها کتک زده و آغشته به خون به زندان‌ها منتقل کنند و ماه ها بلاتکلیفی را به آنان تحمیل کرده و خانواده‌هایی را نگران سازند."

از آقای کروبی به عنوان سیاستمداری رک گو یاد می شود که همواره مورد تایید آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده است.

او در نامه اخیرش می نویسد که "بسیاری از خانواده‌ها حتی نمی‌دانند که فرزندان و یا همسرانشان در کجای این شهر نگهداری می‌شوند و جای تاسف است که امروز حتی مرجعی را نمی‌شناسند که بدان شکایت ببرند. چرا که قوه قضائیه سلب مسئولیت می‌کند و وزارت اطلاعات هم پاسخگو نیست. آیا شما به عنوان وزیر اطلاعات از سرنوشت کسانی که مفقود شده‌اند و یا در زندان‌‌های غیر رسمی کهریزک، شور آباد و سوله‌‌های اطراف شهر تهران نگهداری می‌شوند خبر دارید؟"

مهدی کروبی از چهره های سیاسی جمهوری اسلامی است که سابقه مبارزه با حکومت سابق ایران را در کارنامه اش دارد و پیش از این دو دوره رئیس مجلس شورای اسلامی بوده است.

او در تازه ترین هشدار خود به مقام های ایرانی، گفته است "دنبال راه چار‌های برای خروج از بحران کنونی باشید و الا مدیریت روز‌های سخت رمضان، قدس، محرم و عاشورا و ۲۲ بهمن برایتان دشوار خواهد بود."

به نظر می رسد اشاره آقای کروبی به راهپیمایی های دولتی و برخی از مناسبت های مذهبی است که اخیرا معترضان ایرانی از فرصت برگزاری آن برای نشان دادن اعتراض های خود استفاده می کنند.

جمعی از شهروندان تهرانی اخیر در نماز جمعه ای که به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد شرکت کردند و در حاشیه آن به شعارهای اعتراضی خود ادامه دادند.

آقای کروبی خود از معترضان به نتایج انتخابات است و از هواداران خود نیز خواسته تا به اعتراض های "قانونی و مدنی" خود ادامه دهند.

مشایی رئیس دفتر احمدی نژاد شد


در پی کنار گذاشتن اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اولی، محمود احمدی نژاد وی را به سمت مشاور و رئیس دفتر خود منصوب کرده است.

آقای احمدی نژاد در نامه انتصاب آقای مشایی، وی را "انسانی مومن و فداکار و مورد اطمینان کامل" معرفی کرده است.

رئیس جمهوری ایران روز بیست و پنجم تیر (۱۶ ژوئیه) آقای مشایی را به عنوان معاون اول خود منصوب کرده بود اما انتخاب وی به این سمت با انتقاد شدیدی رو به رو شد و آیت الله علی خامنه ای از آقای احمدی نژاد خواست که وی را برکنار کند.

بعد از گذشت هفت روز از دستور آقای خامنه ای، آقای احمدی نژاد سرانجام روز شنبه سوم مرداد ناچار شد وی از سمت معاون اولی برکنار کند اما ساعاتی بعد وی را به سمت مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهوری منصوب کرد.

آیت الله خامنه ای در نامه خود خطاب به آقای احمدی نژاد نوشته بود: "انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقه مندان به شما است و لازم است انتصاب مذبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد."

اما آقای احمدی نژاد بر انتخاب خود اصرار داشت ولی بعد از تشدید فشارها و انتقادهای حامیان خود روز شنبه در نامه ای کوتاه خطاب به آقای خامنه ای نوشت:"مرقومه مورخ ۸۸/۴/۲۷ جنابعالی به استناد اصل ۵۷ قانون اساسی اجرا شد".

اصل ۵۷ قانون اساسی ساختار قوای جمهوری اسلامی ایران را مستقل از یکدیگر تعریف می کند اما تاکید دارد که این قوا تحت نظارت "ولایت مطلقه امر و امامت امت" هستند.

آقای مشایی پیش از این، تقاضای کناره گیری کرده بود و آقای احمدی نژاد در پاسخ به نامه پذیرش کناره گیری خطاب به آقای مشایی نوشت: "در یک هفته اخیر امیدوار بودم که با رفع برخی تبلیغات منفی، فشارها و جوسازی های بعضی رسانه ها و جریان های سیاسی، دولت بتواند از خدمات شما در جایگاه معاون اولی برخوردار بماند".

مخالفان مشایی

انتصاب آقای مشایی انتقادهایی گسترده ای را در میان آن دسته از چهره های جناح اصولگرا و شخصیت های مذهبی در ایران برانگیخت که آقای رحیم مشایی را برای این سمت مناسب نمی دانستند.

اما آقای احمدی نژاد با وجود این انتقادها و حتی پس از انتشار علنی خبر دستور رهبری به او توسط برخی نمایندگان مجلس، بر ادامه کار آقای مشایی تأکید داشت.

نامه آقای خامنه ای روز ۲۷ تیر و دو روز پس از انتصاب آقای مشایی، خطاب به محمود احمدی نژاد نوشته شده بود.

پس از انتشار رسمی نامه آقای خامنه ای و در واکنش به مقاومت آقای احمدی نژاد در کنار گذاشتن اسفندیار رحیم مشایی، صبح روز شنبه ۲۵ ژوئیه (سوم مرداد)، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در سرمقاله این روزنامه آقای رحیم مشایی را "یکی از مهره های کودتای مخملی" خواند که به نوشته کیهان "فقط محل مأموریت او با سایر توطئه‌گران اخیر متفاوت است و نه «هویت» او."

آقای رحیم مشایی که به عنوان رئیس سازمان گردشگری و یکی از معاونان محمود احمدی نژاد در دولت فعالیت داشته، تاکید کرده است: "خود را همواره سرباز دولت دانسته و در مسیر اسلام و انقلاب از هیچ تلاش و خدمتی دریغ نخواهم کرد."

فرمانده سپاه پاسداران تهدیدهای داخلی در ایران را جدی خواند


فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گفته است که مهمترین تهدید علیه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، در داخل این کشور است. محمد علی جعفری درباره این موضوع گفته که آسیب‌پذیری انقلاب‌ها و حرکت‌های ایدئولوژیک بیشتر از داخل است.

آقای جعفری، روز شنبه سوم امرداد ۱۳۸۸ (۲۵ ژوئیه) در جمع خبرنگاران در تهران و به مناسبت روز پاسدار سخن می گفت.

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته است: دشمنان از فرصت انتخابات برای الگوگیری از اقداماتی که غرب و استکبار جهانی در بسیاری از کشورهای آسیای میانه انجام داده بود، یعنی انقلاب مخملی یا کودتای مخملی، فرصت را به زعم خود مناسب می‌دانستند و علی‌رغم این که بسیاری از آنها معتقد بودند این مساله در ایران جواب نمی‌دهد، ولی باز هم این الگو را دنبال کردند و متاسفانه در داخل کشور هم عده‌ای فریب آنها را خوردند و فکر ‌کردند می‌شود تغییرات عمده‌ای در جهت‌گیری‌های نظام ایجاد کرد.

به فاصله کوتاهی پس از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، شماری از چهره های سیاسی این کشور از جمله چند تن از دولتمردان سابق و مقام های پیشین امنیتی ایران ، به همراه تعدادی از فعالان حقوق بشر و وکلای دادگستری و روزنامه نگاران اصلاح طلب، بازداشت و دستگیر شدند.

پیش از این، یدالله جوانی، رئیس دفتر سیاسی سپاه به فاصله چند روز پیش از برگزاری انتخابات، با توجه به رنگ سبزی که نشانه انتخاباتی میرحسین موسوی بود، منتقدان محمود احمدی نژاد را به برنامه ریزی برای انقلاب مخملی متهم کرده و هشدار داد "هر حرکتی برای انقلاب مخملی در ایران در نطفه خفه خواهد شد."

مقام های قضایی و امنیتی ایران به کرات اتهام این افراد را اقدام علیه امنیت ملی و برنامه ریزی برای کودتای مخملی و انقلاب رنگین اعلام کرده اند.

"تهدیدات داخلی جدی است"

فرمانده سپاه پاسداران ایران هم روز شنبه این موضوع را تکرار کرده و گفته "اطلاعات گذشته و اطلاعاتی که پس از حوادث به دست آمد مشخص کرد هدف حوادث اخیر همین مساله‌ای که عنوان کردم بود، ولی با هوشیاری مردم و رهبر معظم انقلاب این توطئه‌ها خنثی شد، گرچه خسارات مادی و معنوی زیادی وارد شد که مسببان و محرکان آنها باید پاسخگوی این تبعات منفی باشند."

به نظر می رسد که اشاره آقای جعفری به "مسببان و محرکان" اشاره به دو نامزد معترض به نتایج انتخابات است که همواره خواستار ادامه "اعتراض های قانونی" مردم شده اند.

پس از اعلام نتاج انتخابات ریاست جمهوری، مردم معترض به نتایج به همراه میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو نامزد اصلاح طلب انتخابات با حضور در راهپیمایی که در تاریخ سی ساله اخیر ایران کم نظیر توصیف شد، شرکت کردند.

مردم معترض پس از آن به دعوت آقایان موسوی و کروبی به تظاهرات و تجمعات آرام خود ادامه دادند اما با سرکوب نیروهای دولتی روبه رو شدند.

آقای جعفری گفته است: "تهدیدات داخلی در برابر اهداف انقلاب اسلامی یک تهدید جدی است، ما معتقدیم این گونه تهدیدات چیزی نیست که تمام شود و باید خود را در آینده نیز در مقابله با این نوع تهدید ولی با سناریوهای متفاوت دنبال کنیم."

مقام های دولتی می گویند که در جریان وقایع اخیر ایران بیش از ۱۰۰۰ نفر دستگیر و ۲۰ نفر کشته شده اند اما نهادهای حقوق بشری و ناظران مسائل ایران، شمار دستگیر شدگان و کشته شدگان را بیش از رقم اعلام شده از سوی مقام های جمهوری اسلامی می دانند.

یدالله جوانی، رئیس دفتر سیاسی سپاه چند روز پس از آغاز سرکوب اعتراض های مردمی به طور تلویحی به این موضوع اشاره کرد و گفت "با افشای چهره نفاق جدید، انقلاب اسلامی از خطر بزرگی به سلامت عبور کرد و باید گفت حداقل ۲۰ سال انقلاب اسلامی بیمه شد."

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران نیز چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات گفت که براندازی نرم در ایران شکست خورده اما محمد خاتمی با تقبیح این سخنان شرایط کشور را "انقلاب مخملین علیه مردم" توصیف کرد.

منتقدان شرایط حاکم بر ایران می گویند که حضور نزدیک به ۴۰ میلیون شهروند ایرانی در پای صندوق های رای، فرصت مناسبی برای تحکیم پایه های دمکراسی و بهبود روابط بین المللی ایران بود که با "تقلب در انتخابات" و "سرکوب اعتراض های مردمی" تضعیف شد.

دیدگاه جعفری درباره عملی شدن تهدید خارجی

محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تهدید نظامی علیه ایران را نیز محتمل دانسته و گفته "این که آنها این تهدید را عملی می‌کنند یا نه سئوالی است که پاسخ دادن به آن ساده نیست."

آقای جعفری در این باره به توانایی های نظامی ایران اشاره کرده و گفته است:" یکی از توانمند‌ی‌های ما این است که تمام خاک اسرائیل زیر پوشش موشکی ماست و محدودیتی از این نظر نداریم، هم‌چنین دقت موشک‌های ایران نیز در سال‌های اخیر بسیار بالا رفته است."

به گفته آقای جعفری، " هر نوع اقدامی که لازم باشد در راستای حفظ انقلاب اسلامی و مقابله با تهدیدات انجام شود، سپاه پاسداران موظف است آن را انجام دهد، دامنه‌ این امر نیز بسیار گسترده است و به آمادگی‌های نیروها برمی‌گردد."

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در دوم اردیبهشت ۱۳۵۸ با فرمان آیت الله خمینی تاسیس شد.

سپاه در آغاز دوره فعالیت، یک نیروی شهری به حساب می آمد که با توجه به شرایط روزهای پس از انقلاب در جامعه ایران و از هم گسیختگی قوای انتظامی کشور، مأموریت حفظ نظم و امنیت عمومی و در نهایت نگهبانی از انقلاب را عهده دار شده بود اما پس از جنگ هشت ساله ایران و عراق، دامنه فعالیت های آن گسترش یافت.

اولین فرمانده سپاه پاسداران که از سوی آیت الله خمینی منصوب شد محسن رضایی بود که در سن ۲۸ سالگی و در کوران جنگ ایران و عراق به این سمت رسید و ۱۸ سال نیز فرمانده سپاه باقی ماند.

آقای رضایی در جریان انتخابات بحث انگیز ریاست جمهوری در ایران یکی از نامزدها بود و از وجود تخلفات در این انتخابات خبر داد اما از پیگیری شکایت خود صرف نظر کرد.

فرزند یکی از مشاوران آقای رضایی در انتخابات اخیر که در جریان اعتراض های مردمی دستگیر شده بود، در دوره بازداشت، درگذشته است.

آخرين آخبار