آخرین اخبار سانی نیوز

‏نمایش پست‌ها با برچسب دكتر مهاجراني. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دكتر مهاجراني. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

دكتر مهاجراني : بر خیالی صلحشان و جنگشان...


تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۸۸
حکومت ولایت مطلقه فقیه  در فهم جنبش سبزملت ایران در مدار خیالی ست که خود می تند و بر اساس آن خیال داوری می کند. مثل کرم ابریشم رشته های خیال و مالیخولیا را به گرد خویش می تند.  صد البته  استبداد به آزادی تحول پیدا نمی کند. آن که سرانجام از پیله استبداد برون می آید ملت ایران است.

 پیامبر اسلام دعایش از خداوند متعال این بود که پدیده ها را آن چنان که هستند ببیند :" اللهم ارنی الاشیاء کما هی" نه آن گونه که دوست دارد. سخن مردم را همانگونه که هست بشنود نه آن چنان که می پسندد. تعبیر  بسیار تند ی که علیه افراد متملق و چاپلوس در زبان روایات آمده است، دلیل اصلی اش این است که فرد چاپلوس واقعیت را دگرگون نشان می دهد. از این رو روایت می گوید: "در چهره چاپلوسان خاک بپاشید."

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

دكتر مهاجراني : قدرت کلمه...


امام علی علیه السلام فرموده اند: دوست تو کسی نیست که تورا تصدیق می کند. کسی ست که با تو صادقانه سخن می گوید.

می دانم و می دانیم که آیه الله خامنه ای با نهج البلاغه مانوسند. نهج البلاغه ای با جلد صحافی شده ارغوانی، مثل شفق...

به گمانم افرادی که دستشان به ایشان می رسد، لازم نیست علی الدوام ایشان را تصدیق کنند و در تصدیق و مداحی مبالغه نمایند. ایشان بیش از همیشه به نقد نیاز دارند.

نامه خواهر مرحوم شهید بهشتی را به دکتر علیرضا بهشتی می خواندم. این نامه ها و این کلمات باقی می مانند و مداحی ها مثل کف روی آب از میان می روند. باید ایشان پرس و جو کنند که چرا علیرضا بهشتی را از دانشگاه به زندان می برند؟ چرا دکتر یدالله اسلامی را از بیمارستان به زندان می کشانند؟ به ایشان بگویند، نوری زاد که غیر از صداقت و صراحت متاعی ندارد. به ایشان بگویند در دوران حاکمیت و ولایت ایشان دست نیروهای نظامی و امنیتی بر جان و مال و عرض و آبروی مردم آن چنان باز شده است؛ که قابل قیاس با دوران رضا شاه است. آیا ایشان این وضعیت را می پسندند؟

آیه الله خامنه ای بهتر از هر کسی می دانند اگر شهید مطهری و شهید بهشتی از صحنه با اقدام جنایت کارانه  گروه فرقان و مجاهدین خلق حذف نمی شدند، نوبت رهبری به ایشان نمی رسید. اکنون چه شده است که فرزند شهید بهشتی در زندان است و فرزند شهید مطهری ، محمد مطهری پس از انتشار دو سه مقاله درجه اول سکوت کرده است.

چه خوب است آیه الله خامنه ای مقدمه اسفار را بخوانند ، تا ببینند صدرالمتالهین چه تابلو دردناک و سند محکومیتی بر علیه صفویه و قزلباشان بر جای گذاشته است.

اینان که با شعار نام رهبری به حسینیه جماران حمله می کنند، به خانه  آقای قوامی در قزوین یورش می برند، چه کسانی هستند؟ این ها کارنامه دولت و حکومت مهر ورزی است؟

آیندگان که بخواهند دوره ولایت آیه الله خامنه ای را ارزیابی و داوری کنند، به زندان ها نگاه می کنند و کلماتی مثل کلمه خواهر و دختر شهید بهشتی...باور کنید مداحی های آقای حداد عادل که بویی از شیوه و رفتار اسدالله علم را با خود دارد، به هیچ گرفته خواهد شد... و فقط کلمه می ماند.

۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

گفتگو با مهاجرانی در مورد بیانیه پنج نفره: “اتاق فکر” جنبش سبز تشکیل شده است


تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۸۸
بهاره آزادی

شبکه جنبش راه سبز(جرس): یک هفته قبل در روز سیزدهم دی 88 عبدالکریم سروش، محسن کدیور، سید عطاء الله مهاجرانی، عبدالعلی بازرگان و اکبر گنجی طی بیانیه مشترکی با عنوان "خواسته های بهینه جنبش سبز" ده خواسته مشخص را مطرح کردند. این بیانیه که دو روز بعد از صدور بیانیه میرحسین موسوی منتشر شده بود، مورد بحث و گفتگوی فراوان رسانه ها و فعالان سیاسی داخل و خارج کشور قرار گرفت. در داخل به دلیل سرکوب شدید رسانه ها این آراء امکان انعکاس نیافت. اما بسیاری از فعالان جنبش سبز دیدگاههای خود را در اختیار جرس گذاشتند. حجم دیدگاههای موافق و غالبا منتقدانه خارج از کشور نیز بی سابقه و حاکی از اهمیت این بیانیه بود. جرس ضمن انعکاس اکثر این اظهار نظرهای موافق و مخالف، تبیین اهداف و تشریح مطالبات جنبش سبز را از وظایف خود می داند. برای آگاهی از دیدگاه امضاکنندگان این بیانیه استراتژیک به سراغ یکایک آنها خواهیم رفت و پرسشهای شما را با آنها در میان خواهیم نهاد. دکتر سید عطاء الله مهاجرانی نویسنده، معاون حقوقی ریاست جمهوری در دوران سازندگی ، وزیر فرهنگ دوران اصلاحات و عضو شورای سیاستگذاری جرس یکی از پنج امضاکننده بیانیه "خواسته های بهینه جنبش سبز" است که در ابتدا با او به گفتگو نشسته ایم. 

۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

خطاب به اين ۵ نفر، شاهين نجفی

گويا نيوز : مشکل اساسی، به عقيده من، با "بيانيه ۵ تن از روشنفکران!" به عمق رسيده است. اين بيانيه را به شدت ارزان و البته مذبذب می دانم. قرار بر اين نبود تا با شعار حذف مرزهای دينی و غير دينی و خط کشی های ايدئولوژيک، آرام آرام ريسمان الهی را بار ديگر بر گردمان بياويزند و با "فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی" خام مان کنند و وقتی عرصه از نقد دينی اين جنبش خالی شد، به تزريق دين در بدنه ی آن بپردازند.

دكتر عطا اله مهاجراني : وه که تو بی خبر از غلغل چندین جرسی...


تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۸۸
معاون وزارت اطلاعات اعلام کرده است که سایت جرس در زمره سایت های برانداز است و هر گونه همکاری با آن ممنوع. روزنامه کیهان هم که از سوی مقام رهبری، نشان" تک تیرانداز" بر سینه دارد، تقریبا هفته ای نیست که به جرس ناسزا نگوید. علاوه بر آن برنامه خبری هشت و سی نیز همین رفتار و رویکرد را دارد.

در مرحله نخست گمان می کردند با تعطیل و توقیف مطبوعات و به زندان افکندن روزنامه نگاران کار تمام است و به اصطلاح خودشان قضیه جمع می شود. اکنون می بینند که خود غلط بود آنچه می پنداشتند! همواره ملت ها در برابر استبداد و ستم و سرکوب راهی پیدا می کنند. مثل همان گفتگوی با زبان مورس در زندان، مثل انتشار کتاب های ممنوعه به شکل زیر زمینی، مثل استفاده از زبان ایما و اشاره...

گمان می کنند مشکل از رسانه هاست که مسایل را انعکاس  می دهند. وقتی مامور امنیتی به روی مردم شلیک می کند، وقتی مامور ویژه با لباس پلنگی با باتوم محکم توی صورت مردم می زند، وقتی به حسینیه جماران حمله می کنند و وزیر اطلاعات که بایست مجتهد عادل باشد، این رفتار را توجیه می کند. وقتی نویسنده و روزنامه نگار و فعال سیاسی از فردای خود اطمینان ندارد و پناه و ملجایی برای دادخواهی نمی شناسد ، وقتی خودرو نیروی انتظامی مردم را  زیر می گیرد، وقتی در کهریزک جوانان زیر شکنجه کشته می شوند، وقتی دختر مرحوم دکتر بهشتی که او را سالار شهیدان انقلاب می نامند، به برادرش که در زندان اوین است رنجنامه می نویسد، وقتی بانوان بیت شهید دستغیب از رنج و استیصال و آزار ماموران حکومت به فغان می آیند...

بدیهی است که چنین رفتاری پنهان نمی ماند. هر خانواده ای مثل خانواده شهید بهشتی و هر بیتی مثل بیت آیه الله دستغیب و هر روحانی آزاده ضد استبداد و سرکوب و ستم مثل آیه الله طاهری اصفهانی خود یک جرس اند. طنین زنگی که در گوش بیدار یک ملت می پیچد و خواب و آرام را بر حاکمیت مبتنی بر استبداد و تزویر و خرافه و دروغ می بندد. حکومت شاه که سقوط کرد مگر مردم ایران روزنامه و یا سایت اینترنتی داشتند؟
حکومتی که در برابر ملت خود قرار بگیرد و گمان کند که با ارعاب و سرکوب می تواند تداوم داشته باشد، محال اندیش است. حکومتی که برای بقای خود مسجد را مهر و موم می کند، پیداست پایگاه قدرت و مشروعیتش فرو ریخته است.

محمد نوری زاد که امروزه خار چشم و استخوان گلوی حاکمیت شده است، چگونه دچار چنین تحولی شد؟ روحیه عدالت خواه و آزادی طلبش او را به کنج اوین انداخت و پسر و دختر جوانش، دیدند که چگونه ماموران امنیتی خانه شان را زیر و رو کردند تا مثلا چیزی پیدا کنند. او که همه حرف هایش را با صدای بلند مطرح می کرد. او و خانواده اش جرس است. صدای زنگی که طنینش در گوش یک ملت می پیچد...

وقتی دکتر علی مطهری می گوید: آقای حسینیان به اعدام علاقه ویژه ای دارد. سخن او در بین یک ملت بازتاب پیدا می کند. مثل صدای جرس...

اگر معاون اطلاعات و همکاران او چشم و گوششان را باز کنند، به روشنی می بینند که ملت ایران مثل جرس به فریاد آمده است...

وه که تو بی خبر از غلغل چندین جرسی


*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

بیانیه پنج روشنفکر دینی در تشریح خواست های جنبش سبز : مسئولیت ولی فقیه در بحران بزرگ و تبعات سنگینش

دوشنبه ۱۴ دى ۱۳۸۸
ببخشيد كه تكراري است اما به دليل اهميت به تكرار آن مي پردازيم :
روزآنلاين : عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، عطالله مهاجرانی و اکبر گنجی پنج روشنفکر دینی در اعلامیه مشترکی با عنوان حداقل خواست های جنبش سبز ده خواست اساسی مردم ایران را در مرحله کنونی فورمول بندی کردند.
در بخشی از این بیانیه با اشاره به استبداد دینی آمده است که حکومت مشروعیت خود را در خشونت و کشتار مردم در عاشورا از دست داده است.
امضا کنندگان بیانیه اظهار عقیده کرده اند که کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است و نتیجه گرفته اند که  این  کینه توان  تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران،  موج گسترده ای از خشونت  را در سطوح مختلف جامعه ایران به بار خواهد آورد.
متن بیانیه
شش ماه پیش میلیون ها نفراز مردم ایران به خیابان ها آمدند تا حق پایمال شده خود در انتخابات خیانت آلود را مطالبه کنند و به تحقیر و توهین مستمر ملت توسط حکومت اعتراض نمایند. دستگاه های امنیتی و نظامی به این مطالبات آرام و مسالمت آمیز، با خشونت و قساوت پاسخ دادند و کوشیدند از حضورمردم در فضای عمومی جلوگیری کنند و جنبش سبز را مرتبط با کشورهای بیگانه و سیاست دولت های غربی معرفی کنند.
تمامیت طلبان تصور می کردند با سرکوب خونین این قیام قانونی، می توان حرکت اعتراضی مردم را همچون گذشته متوقف کرد، اما به رغم همه محاسبات، آتش آگاهی افروخته تر و آهنگ اصلاحات رساتر شد وجنبش را روز به روز بالنده تر و بارورتر ساخت.
 درگذشت فقیه عالیقدر آیت الله منتظری که در پنج دهه گذشته، به خصوص شش ماهه اخیراز حقوق اساسی ملت دفاعی جانانه کرده بود و اینک در حساس ترین شرایط آنان را ترک می کرد، چون "رهبر معنوی جنبش" درخشید و جان تازه ای به جنبش بخشید و  ظلم هائی که بر او رفته بود زبانه های خشم ملت را در آستانه ماه محرم، ماه حق طلبی و قیام علیه استبداد و ستم، بلندتر کرد. اعتراضات مردم، طبق سنت طولانی تاریخ در فرهنگ تشیع، در روز عاشورا به اوج خود رسید و ملت آگاه با درس گرفتن از پیام حسینی  ظلم زمانه را نشانه گرفت.
استبداد دینی که مشروعیت خود را با خشونت و کشتار مردم در روز عاشورا پاک از دست داده بود، از ترفندی نخ نما شده برای تحریک احساسات دینی مردم استفاده کرد و به کمک صدا و سیمای دولتی و بسیج همه نیروهای  تحت فرمان  کوشید صحنه قیام را وارونه کرده جنبش سبز را متهم به توهین به مقدسات و انکار اعتقادات دینی نماید و با  آماج حمله قرار دادن رهبران و چهره های شاخص جنبش سبز و دستگیری احتمالی آنان، این حرکت را به گمان خود به کلی خاموش سازد.
پوشیده نیست که بخشهای افراطی حاکمیت ایران به این دلیل به خونریزی و  خشونت  متوسل می شوند که خود را فاقد پایگاه وسیع اجتماعی و آینده امن می دانند. آنها می خواهند رویارویی نهایی و"روز واقعه "را تسریع کنند تا هم نیروهای مردد درون حاکمیت را  در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، هم نیروی عظیم مردمی و خواستاران دموکراسی و حقوق مدنی و سیاسی را به شورشیانی خشونت ورز  تقلیل دهند .
 عملکرد این رژیم، اقشار بسیار متنوعی از جوانان، زنان، گروه های قومی و مذهبی، روشنفکران، روحانیون، دانشگاهیان، کارگران و فعالان سیاسی را به شدت آزرده کرده است. گفتمان "توطئه دشمن" که ولیّ جائر در طول 20 سال گذشته ترویج و از طریق آن دشمن سازی و ایجاد تفرقه  میان ملت می کند (مثل: مطبوعات پایگاه دشمن اند، روشنفکران مزدوران دشمن اند، جنبش سبز توطئه رنگی دشمنان برای براندازی است)، بخش عظیمی از ملت را به جبهه ی دشمن تبدیل کرده که سازمان های سرکوب باید تکلیف آنان را یکسره کنند.
 کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است. این نارضایتی ژرف توان  تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران،  موج گسترده ای از خشونت  را در سطوح مختلف جامعه ایران دامن خواهد زد.
افراطیون حاکم بر دستگاه های سرکوب،  تعلق خاطری به ایران ندارند و نگران ریخته شدن خون هزاران ایرانی هم نیستند. آن ها به اقلیت بسیار محدودی ازجامعه ی ایران اتکا دارند و تنها ضامن بقای شان اسلحه، شکنجه و ارعاب مردم است. تخصص آن ها خشونت است و خشونت را به مهمترین ابزار نزاع های سیاسی تبدیل کرده اند.
 خشم وخشونتی که امروز شاهد آنیم، اگر به زبان اصلی سیاست در ایران تبدیل شود، عقلانیت و دموکراسی و تحقق آزادی های مدنی و سیاسی را به حاشیه خواهد راند.  زمامداران خودکامه البته کوشش میکنند خشونت را به تظاهرات مسالمت آمیز و پرشکوه میلیون ها ایرانی آزادیخواه تزریق کنند تا چهره دموکراتیک جنبش مخدوش شود، ولی ملت نباید فریب خورده و وارد بازی سازمان های نظامی امنیتی شود.
جنبش سبز ایران در لحظه ی حساس کنونی  به طرح مطالبات مشخص و مقدور، طولانی کردن فرآیند اعتراض و جلب مشارکت گسترده اقشار متنوع جامعه در تعیین سرنوشت خود نیاز دارد.  
این جنبش  به عنوان جریانی که نگران آینده ی کشور و سرنوشت آن است ، باید برتری اخلاقی خود را بر زورگویان و شکنجه گران، همان طور که تاکنون نشان داده، ادامه دهد. در این شرایط وظیفه ی مردم آگاه، جوانان فداکار و نیروهای سیاسی، ترسیم مسیر آینده ی جنبش و تدوین خواست های مشخص سیاسی است تا مدارا و مسالمت را جایگزین خشونت تحمیل شده از سوی سرکوبگران کند.
مخالف حمله و دخالت
جنبش سبز ایران مدافع تمامیت ارضی ایران، مخالف حمله ی نظامی به کشور، مخالف دخالت بیگانگان در تعیین سرنوشت مردم ایران و نگران تحریمهای اقتصادی زیانمند به حال ملت ایران است. این جنبش، مسالمت آمیز و ضد خشونت است. نزاع جنبش با اقتدارگرایان، نزاع بر سر رعایت حقوق بشر و گردن نهادن به خواست های دموکراتیک مردم، تحقق جامعه مدنی، مدارا دینی، به رسمیت شناختن تکثر و تنوع در فضای سیاسی کشور و بالاخره نفی ولایت جائر است.
ما به عنوان بخش کوچکی از جنبش سبز سراسری مردم ایران بر این باوریم که در مرحله ی کنونی مهمترین مطالبات جنبش را می توان به قرار زیر اعلام و بر مبنای آن تحرک آینده ی جنبش و مناسبات آن با حاکمیت را تنظیم کرد. بخشی از این خواسته ها را آقای میر حسین موسوی در بیانیه هفدهم خود آورده است که با توجه به تنگناهای سیاسی داخل کشور جنبه حد اقلی دارد. ما ضمن حمایت کامل از مواضع رهبران جنبش در داخل کشور (موسوی، کروبی و خاتمی) روایت خود را از خواسته های بهینه جنبش سبز مردم ایران در این مرحله به شرح ذیل اعلام می کنیم:
1- استعفای آقای محمود احمدی نژاد و برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف، لغو نظارت استصوابی، تشکیل کمیسیون مستقل انتخابات با شرکت نمایندگان مخالفان و معترضان به منظور تدوین ضوابط برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه.
2-  آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی و بررسی شکایات موارد مربوط به آزار، شکنجه و کشتار معترضان در ماه های اخیر در دادگاه های علنی با حضور هیأت منصفه و برخورداری از وکیل غیر تحمیلی؛ و جبران خسارات وارده به قربانیان سرکوب های اخیر و خانواده ی آنان.
3-  آزادی کلیه رسانه ها اعم از مطبوعات و رسانه های صوتی تصویری و مجازی، رفع سانسور و توقیف از کلیه ی نشریات توقیف شده، گسترش کانالهای تلویزیونی غیردولتی و ماهواره ای، رفع فیلترینگ از اینترنت، امکان دسترسی آسان به رسانه های فوق الذکر، تصفیه رادیو وتلویزیون از دروغ پردازان و تشنج آفرینان.
4-  به رسمیت شناختن حق فعالیت قانونی احزاب سیاسی، جنبش دانشجوئی و زنان،NGO ها و نهادهای مدنی، اتحادیه های مستقل کارگران و کارمندان، و حق تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز مطابق اصل 27 قانون اساسی.
5-  استقلال دانشگاهها، سپردن امور دانشگاهها به شیوه دموکراتیک به دست دانشگاهیان، خروج نیروهای نظامی و شبه نظامی از دانشگاه ها و انحلال شورای غیرقانونی عالی انقلاب فرهنگی.
6.محاکمه عاجل شکنجه گران، قاتلان، آمران و عاملان جنایات گذشته بویژه چند ماه اخیر.
7.استقلال قوه قضائیه از طریق انتخابی کردن ریاست آن، انحلال دادگاههای ویژه غیرقانونی، تصفیه قوه قضائیه از قضات ناعادل و گوش بفرمان، برحذرداشتن مقامات قضائی از ایراد خطابه های سیاسی و اجرای منویات مقامات مافوق (دادگاههای فرمایشی) بجای اجرای بیطرفانه و عادلانه قانون. 
8. خروج نیروهای نظامی انتظامی امنیتی از قلمرو سیاست و اقتصاد و فرهنگ، و اکتفا به وظایف حرفه ای.
9. رعایت استقلال اقتصادی و سیاسی حوزه های علمیه و دولتی نشدن روحانیت. استخدام نکردن تریبون نمازهای جمعه برای صدور احکام خلاف شرع و قانون (از قبیل محارب، مفسد فی الارض، مرتد و باغی).
10. انتخابی کردن، نقدپذیر و پاسخگو کردن همه متصدیان رده اول کشور ومحدود کردن دوره تصدی آنان.
نپذیرفتن این خواستهای بهینه جنبش سبز، و افزودن سرکوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بلکه ایران را در بحران عمیق تری فرو خواهد برد، و تبعات سهمگینی از پی خواهد آورد، که مسئولیتش با "صاحب ولایت مطلقه" است.
 

۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه

(بیانیه مهم و جدید)خواسته های جنبش سبز از زبان پنج تن از روشنفکران دینی


تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۸۸
شبکه جنبش راه سبز (جرس) :عبدالکریم سروش، محسن کدیور، سید عطاء الله مهاجرانی، عبدالعلی بازرگان و اکبر گنجی طی بیانیه مشترکی ضمن حمایت کامل از رهبران جنبش سبز بویژه بیانیه هفدهم میرحسین موسوی، خواسته های ده گانه جنبش سبز را به روایت خود برشمرده اند متن کامل این بیانیه مهم به این شرح است : 


خواسته های بهینه جنبش سبز
شش ماه پیش میلیون ها نفراز مردم ایران به خیابان ها آمدند تا حق پایمال شده خود در انتخابات خیانت آلود را مطالبه کنند و به تحقیر و توهین مستمر ملت توسط حکومت اعتراض نمایند. دستگاه های امنیتی و نظامی به این مطالبات آرام و مسالمت آمیز، با خشونت و قساوت پاسخ دادند و کوشیدند از حضورمردم در فضای عمومی جلوگیری کنند و جنبش سبز را مرتبط با کشورهای بیگانه و سیاست دولت های غربی معرفی کنند.
تمامیت طلبان تصور می کردند با سرکوب خونین این قیام قانونی، می توان حرکت اعتراضی مردم را همچون گذشته متوقف کرد، اما به رغم همه محاسبات، آتش آگاهی افروخته تر و آهنگ اصلاحات رساتر شد وجنبش را روز به روز بالنده تر و بارورتر ساخت.

 درگذشت فقیه عالیقدر آیت الله منتظری که در پنج دهه گذشته، به خصوص شش ماهه اخیراز حقوق اساسی ملت دفاعی جانانه کرده بود و اینک در حساس ترین شرایط آنان را ترک می کرد، چون "رهبر معنوی جنبش" درخشید و جان تازه ای به جنبش بخشید و  ظلم هائی که بر او رفته بود زبانه های خشم ملت را در آستانه ماه محرم، ماه حق طلبی و قیام علیه استبداد و ستم، بلندتر کرد. اعتراضات مردم، طبق سنت طولانی تاریخ در فرهنگ تشیع، در روز عاشورا به اوج خود رسید و ملت آگاه با درس گرفتن از پیام حسینی  ظلم زمانه را نشانه گرفت.

استبداد دینی که مشروعیت خود را با خشونت و کشتار مردم در روز عاشورا پاک از دست داده بود، از ترفندی نخ نما شده برای تحریک احساسات دینی مردم استفاده کرد و به کمک صدا و سیمای دولتی و بسیج همه نیروهای  تحت فرمان  کوشید صحنه قیام را وارونه کرده جنبش سبز را متهم به توهین به مقدسات و انکار اعتقادات دینی نماید و با  آماج حمله قرار دادن رهبران و چهره های شاخص جنبش سبز و دستگیری احتمالی آنان، این حرکت را به گمان خود به کلی خاموش سازد.

پوشیده نیست که بخشهای ا فراطی حاکمیت ایران به این دلیل به خونریزی و  خشونت  متوسل می شوند که خود را فاقد پایگاه وسیع اجتماعی و آینده امن می دانند. آنها می خواهند رویارویی نهایی و"روز واقعه "را تسریع کنند تا هم نیروهای مردد درون حاکمیت را  در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، هم نیروی عظیم مردمی و خواستاران دموکراسی و حقوق مدنی و سیاسی را به شورشیانی خشونت ورز  تقلیل دهند .

 عملکرد این رژیم، اقشار بسیار متنوعی از جوانان، زنان، گروه های قومی و مذهبی، روشنفکران، روحانیون، دانشگاهیان، کارگران و فعالان سیاسی را به شدت آزرده کرده است. گفتمان "توطئه دشمن" که ولیّ جائر در طول 20 سال گذشته ترویج و از طریق آن دشمن سازی و ایجاد تفرقه  میان ملت می کند (مثل: مطبوعات پایگاه دشمن اند، روشنفکران مزدوران دشمن اند، جنبش سبز توطئه رنگی دشمنان برای براندازی است)، بخش عظیمی از ملت را به جبهه ی دشمن تبدیل کرده که سازمان های سرکوب باید تکلیف آنان را یکسره کنند.

 کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است. این نارضایتی ژرف توان  تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران،  موج گسترده ای از خشونت  را در سطوح مختلف جامعه ایران دامن خواهد زد.

افراطیون حاکم بر دستگاه های سرکوب،  تعلق خاطری به ایران ندارند و نگران ریخته شدن خون هزاران ایرانی هم نیستند. آن ها به اقلیت بسیار محدودی ازجامعه ی ایران اتکا دارند و تنها ضامن بقای شان اسلحه، شکنجه و ارعاب مردم است. تخصص آن ها خشونت است و خشونت را به مهمترین ابزار نزاع های سیاسی تبدیل کرده اند.

 خشم وخشونتی که امروز شاهد آنیم، اگر به زبان اصلی سیاست در ایران تبدیل شود، عقلانیت و دموکراسی و تحقق آزادی های مدنی و سیاسی را به حاشیه خواهد راند.  زمامداران خودکامه البته کوشش میکنند خشونت را به تظاهرات مسالمت آمیز و پرشکوه میلیون ها ایرانی آزادیخواه تزریق کنند تا چهره دموکراتیک جنبش مخدوش شود، ولی ملت نباید فریب خورده و وارد بازی سازمان های نظامی امنیتی شود.

جنبش سبز ایران در لحظه ی حساس کنونی  به طرح مطالبات مشخص و مقدور، طولانی کردن فرآیند اعتراض و جلب مشارکت گسترده اقشار متنوع جامعه در تعیین سرنوشت خود نیاز دارد.  

این جنبش  به عنوان جریانی که نگران آینده ی کشور و سرنوشت آن است ، باید برتری اخلاقی خود را بر زورگویان و شکنجه گران، همان طور که تاکنون نشان داده، ادامه دهد. در این شرایط وظیفه ی مردم آگاه، جوانان فداکار و نیروهای سیاسی، ترسیم مسیر آینده ی جنبش و تدوین خواست های مشخص سیاسی است تا مدارا و مسالمت را جایگزین خشونت تحمیل شده از سوی سرکوبگران کند.

هموطنان گرامی،

جنبش سبز ایران مدافع تمامیت ارضی ایران، مخالف حمله ی نظامی به کشور، مخالف دخالت بیگانگان در تعیین سرنوشت مردم ایران و نگران تحریمهای اقتصادی زیانمند به حال ملت ایران است. این جنبش، مسالمت آمیز و ضد خشونت است. نزاع جنبش با اقتدارگرایان، نزاع بر سر رعایت حقوق بشر و گردن نهادن به خواست های دموکراتیک مردم، تحقق جامعه مدنی، مدارا دینی، به رسمیت شناختن تکثر و تنوع در فضای سیاسی کشور و بالاخره نفی ولایت جائر است.

ما به عنوان بخش کوچکی از جنبش سبز سراسری مردم ایران بر این باوریم که در مرحله ی کنونی مهمترین مطالبات جنبش را می توان به قرار زیر اعلام و بر مبنای آن تحرک آینده ی جنبش و مناسبات آن با حاکمیت را تنظیم کرد. بخشی از این خواسته ها را آقای میر حسین موسوی در بیانیه هفدهم خود آورده است که با توجه به تنگناهای سیاسی داخل کشور جنبه حد اقلی دارد. ما ضمن حمایت کامل از مواضع رهبران جنبش در داخل کشور (موسوی، کروبی و خاتمی) روایت خود را از خواسته های بهینه جنبش سبز مردم ایران در این مرحله به شرح ذیل اعلام می کنیم:

1- استعفای آقای محمود احمدی نژاد و برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف، لغو نظارت استصوابی، تشکیل کمیسیون مستقل انتخابات با شرکت نمایندگان مخالفان و معترضان به منظور تدوین ضوابط برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه.

2-  آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی و بررسی شکایات موارد مربوط به آزار، شکنجه و کشتار معترضان در ماه های اخیر در دادگاه های علنی با حضور هیأت منصفه و برخورداری از وکیل غیر تحمیلی؛ و جبران خسارات وارده به قربانیان سرکوب های اخیر و خانواده ی آنان.

3-  آزادی کلیه رسانه ها اعم از مطبوعات و رسانه های صوتی تصویری و مجازی، رفع سانسور و توقیف از کلیه ی نشریات توقیف شده، گسترش کانالهای تلویزیونی غیردولتی و ماهواره ای، رفع فیلترینگ از اینترنت، امکان دسترسی آسان به رسانه های فوق الذکر، تصفیه رادیو وتلویزیون از دروغ پردازان و تشنج آفرینان.

4-  به رسمیت شناختن حق فعالیت قانونی احزاب سیاسی، جنبش دانشجوئی و زنان،NGO ها و نهادهای مدنی، اتحادیه های مستقل کارگران و کارمندان، و حق تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز مطابق اصل 27 قانون اساسی.

5-  استقلال دانشگاهها، سپردن امور دانشگاهها به شیوه دموکراتیک به دست دانشگاهیان، خروج نیروهای نظامی و شبه نظامی از دانشگاه ها و انحلال شورای غیرقانونی عالی انقلاب فرهنگی.

6.محاکمه عاجل شکنجه گران، قاتلان، آمران و عاملان جنایات گذشته بویژه چند ماه اخیر.

7.استقلال قوه قضائیه از طریق انتخابی کردن ریاست آن، انحلال دادگاههای ویژه غیرقانونی، تصفیه قوه قضائیه از قضات ناعادل و گوش بفرمان، برحذرداشتن مقامات قضائی از ایراد خطابه های سیاسی و اجرای منویات مقامات مافوق (دادگاههای فرمایشی) بجای اجرای بیطرفانه و عادلانه قانون. 

8. خروج نیروهای نظامی انتظامی امنیتی از قلمرو سیاست و اقتصاد و فرهنگ، و اکتفا به وظایف حرفه ای.
9. رعایت استقلال اقتصادی و سیاسی حوزه های علمیه و دولتی نشدن روحانیت. استخدام نکردن تریبون نمازهای جمعه برای صدور احکام خلاف شرع و قانون (از قبیل محارب، مفسد فی الارض، مرتد و باغی).

10. انتخابی کردن، نقدپذیر و پاسخگو کردن همه متصدیان رده اول کشور ومحدود کردن دوره تصدی آنان.

نپذیرفتن این خواستهای بهینه جنبش سبز، و افزودن سرکوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بلکه ایران را در بحران عمیق تری فرو خواهد برد، و تبعات سهمگینی از پی خواهد آورد، که مسئولیتش با "صاحب ولایت مطلقه" است.

سیزدهم دی ماه 1388، سوم ژانویه 2010
عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، اکبر گنجی، سید عطاء الله مهاجرانی 

۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه

سید عطاالله مهاجرانی : ما نگفتیم تو تصویرش کن...


هادي حيدري - توهم پيروزي

طرح " توهم پیروزی" هادی حیدری که در جرس منتشر شده است، فشردن تاریخ در یک طرح است. زیبا تر از این، هوشمندانه تر از این برای نشان دادن و تفسیر روزگار ما، چه می توان گفت؟ وقتی طرح هادی را دیدم ، شعر شاملو خطاب به ایران درودی در ذهنم درخشید:

تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم
و آن نگفتیم
که به کار آید،
چرا که تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود:
آزادی!
ما نگفتیم
تو تصویرش کن

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

سید عطاالله مهاجرانی : تو در نماز عشق چه خواندی؟

 تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۳۸۸
آیه الله العظمی منتظری درگذشت.  چراغ عمری سرشار از افتخار و مهر و مردم دوستی و آزادیخواهی به ظاهر خاموش شد. صدای گرم و صمیمانه ای که از جنس صداقت و وفا بود، دیگر به گوش نخواهد رسید.  مرجعی که پناهگاه مردم بود و ملجا آنانی که بر تن و روح خود زخمی از استبداد داشتند، دم فرو بست.

با اطمینان می توان گفت که کارنامه عمر آیه الله العظمی منتظری، کارنامه ای بی نظیر است. او عدالت و حقیقت خواهی و حق گویی را به عنوان محور و مدار زندگی خویش انتخاب کرد و همه عمر او هزینه های سنگینی بود که با روی باز و تبسم تحمل کرد. هیچگاه تسلیم ستم نشد، اما تحمل کرد. حکیم بود و استطاعت صبر داشت.

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه

عکس امام خمینی (ره)

تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۸۸
سید عطاالله مهاجرانی
وقتی سیمای جمهوری اسلامی ایران، تصویر پاره شده عکس امام خمینی(ره) را نشان داد، آشکار بود که پرده تازه ای ساز شده است. انتشار چنین تصویری بدون آگاهی و اجازه مقامات عالی نظام و بدون برنامه ریزی نا محتمل به نظر می رسد. البته پیش از این تصاویر رهبری هم پاره شده بود و یا موجی از جمعیت پلاکارد بزرگ مصور به عکس ایشان را از جای کندند و پاره کردند، بدیهی بود که  هیچگاه چنان تصاویری از سیما پخش نشد و البته نمی شود. پرسش این است که تصویر پاره شده امام خمینی کار چه کسانی است و چرا از سیمای جمهوری اسلامی در ساعت پر بیینده خبر هشت و سی منتشر شده است؟

اطلاعیه آقای شیخ محمد یزدی که به عنوان اطلاعیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم منتشر شده است، اعلام برخی طلاب در تعطیلی درس حوزه  علمیه قم، که به عنوان تعطیلی حوزه علمیه قم مطرح شده است و لابد از این پس اطلاعیه های گوناگون و رنگارنگ که پی در پی صادر می شود، تماما نشانه های یک اقدام محاسبه شده و سنجیده است. اصلا اطلاعیه آیه الله یزدی را ببینید، درست رنگ و ریتم سرمقاله های کیهان را دارد.

بگذارید نمونه ای را برایتان یادآوری کنم. کنفرانس برلین با اقدام خانمی که در میانه کنفرانس نیمه برهنه شد، تبدیل به یک ابزار خبری درجه اول برای حذف اصلاح طلبان و محاکمه آنان شد. همان فیلم رقص زن نیم برهنه را سیمای جمهوری اسلامی در همان سالها بارها پخش کرد و دادگاه انقلاب هم شرکت کنندگان را به بهانه های مختلف محاکمه کرد. همان وقت هم جمله ای را شکار کردند و برساختند که اصلاح طلبان معتقدند: امام خمینی را بایست به موزه تاریخ سپرد...

این بار هم سناریو نویسان و کارگردانان پاره کردن عکس امام، می خواهند جنبش سبز ملت ایران و نهضت ضد استبداد دینی دانشجویان را به عنوان حرکتی علیه امام خمینی وانمود کنند.

 اما چند نکته بسیار مهم:

اول: در این سال ها به روشنی شاهد بوده ایم که مهمترین میراث امام خمینی یعنی جمهوری اسلامی تبدیل به یک نظام حکومتی یکه سالار استبدادی شده است. در واقع روح و هویت اصلی انقلاب اسلامی  و پیام رهبری امام خمینی دگرگون شده است.

دوم: یاران امام در این دو دهه اخیر از صحنه مدیریت کشور حذف شده اند. میرحسین موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی رفسنجانی نسبت نزدیکتری با امام داشتند تا این نو رسیدگانی که به رویش های بی ریشه انقلاب معروفند. یادمان نرفته که آیه الله توسلی در یاد آوری سخن امام در جلسه مجمع تشخیص مصلحت از شدت اندوه قلبش ایستاد.

سوم: امام برای سپاه و بسیج هویت مردمی قائل بود. چه کسانی سپاه و بسیج را تبدیل به ابزار سرکوب ملت ایران کردند؟

این همه دگرگونی و دگردیسی که پیش آمده است، در مقایسه با پاره شدن عکس امام خمینی که اقدامی به شدت مشکوک است- پیش از همه آقای کروبی در نامه به رییس صدا و سیما از این فتنه سخن گفت- چه نسبتی دارد؟ هویت انقلاب و جمهوری اسلامی تغییر یافته، و نیروی نظامی که بایست فراتر از احزاب سیاسی و امواج سیاسی قرار بگیرد، به ابزار سرکوب و رانت خوار اقتصاد و صنعت و نفت تبدیل شده است.

این رفتار ها خطرناک نیست ؟

 صدا و سیما با کدام مجوز و دلیل عکس پاره شده امام خمینی را نشان می دهد؟

به نظرم همه رهبران و سخنگویان جنبش سبز ملت ایران  ضرورت دارد هم پاره شدن عکس امام توسط هر کس و با هر انگیزه ای را محکوم کنند و هم اقدام سیاسی فتنه انگیزانه سیمای ضد ملی جمهوری اسلامی را. پیداست آقایان برای روزهای تاسوعا و عاشورا خواب تازه ای دیده اند. می دانند که دیگر نمی توانند از مشروعیت خویش برای جذب و اقناع مردم استفاده کنند. نوبت استفاده از نام امام و عکس امام برای تداوم سرکوب ملت ایران و دانشجویان رسیده است. عکس امام پرچم تازه ای است برای سرکوب مردم و دانشجویان، فتنه  و مکری که پنهان نمی ماند. والله خیر الماکرین.
به نقل از جنبش راه سبز


۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه

پیام کناره گیری آيت اله جوادي آملي - سید عطاالله مهاجرانی

۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

سید عطاالله مهاجرانی : مردم را نترسانید !!!


  مهندس موسوی در دومین مصاحبه اینترنتی- تصویری با " کلمه" به نکات بسیار مهمی اشاره کرده اند. وقتی اصل صحبت مهندس موسوی را می دیدیم، دوستی گفت:" چرا اینقدر ساده و افتاده حرف می زند. کاش اندکی از خودش جوش و خروش و صلابت نشان می داد!"

 گفتم مهندس موسوی همین است. چشمه ای زلال و درخشنده، هیچ نیازی به آرایش و پیرایش سخن و فراز و فرود لحن ندارد. مردم هم همو را همینگونه دوست دارند، خودش هم که صمیمیانه و صاف در اعلامیه ای گفت که من بلاغت در سخن ندارم. البته دیدم در سایت رجا نیوز سردار سپاه آقای قاسمی از بلاغت مسعود رجوی تعریف کرده بود و از مهندس موسوی انتقاد...

مقصودم تکیه یا تاکید بر بلاغت سخن نبود. قصدم این است که وقتی از آغاز درخشش جنبش سبز امید، اعلامیه ها و سخنان مهندس موسوی را مرور می کنیم و در هر سخن او تاملی، به روشنی پیداست که مهندس موسوی با تدبیر و دقت تمام نقشه راه و خط مشی جنبش را ترسیم کرده است. به اقتضای موقعیت نیز گاه سخنانی درشت و درست گفته است. درشت گویی او هیچگاه از چهارچوب متانت و ادبیات ویژه او فراتر نرفته است.

در مصاحبه دوم گفته اند:" کشوری که به نام اسلام اداره می شود، نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند...مسیر در کشوری که به نام اسلام اداره می شود و یک انقلاب بزرگ را از سر گذرانده، نباید از این راه باشد که با ترساندن مردم کشور را اداره کند."

  به روشنی روز است که کشور اداره نمی شود. اگر اداره می شد، حجم نقدینگی به بالای دویست هزار میلیارد تومان نمی رسید و در همین مدت دوره احمدی نژادی این حجم سیصد در صد رشد نمی کرد.

اگر کشور اداره می شد، وزارت اطلاعات که معمولا در هر دوره ای می کوشید بر اساس روشمندی علمی و آگاهانه و غیر ماجراجویانه حوادث را تحلیل کند و از این رو در دوران آقای یونسی با بازداشت اعضا و سران نهضت آزادی مخالف بود، در کام سپاه بلعیده نمی شد.             . 

اگر کشور اداره می شد، دبیر شورای عالی امنیت ملی که نماینده رهبری ست در مذاکرات اول اکتبر آن سخنان  را نمی گفت و  چنان مواضعی را نمی گرفت، که رهبری مستقیما وارد بحث بشوند و تمام کاسه و کوزه احمدی نژاد و دولتش را بر هم بریزد .

وقتی کشور اداره نشد، گمان می کنند با زور و سرکوب و رعب می توان فضا را آرام و جامعه را ساکت و بحران را جمع کرد.

 دادگاه های  مدل دادگاه های شوروی سابق و ضرب و شتم مردم در خیابان ها نشانه های همان ارعاب بود. آیا ارعاب موفق از کار در آمد؟ مردم ترسیدند و به قول تحلیلگران طرفدار دولت و حاکمیت جمعیت سبز ها از چند میلیون راهپیمایی 25 خرداد به جمعیت چند هزار نفری سیزده آبانماه انجامید؟

بعید می دانم خود آقایان هم چنین تفسیر و تحلیل هایی را باور کنند. چنان که رییس مجلس در ملاقات با مراجع تقلید در قم به صراحت از نگرانی هایی که برای نظام پیش آمده است، سخن گفت.

به گمانم به صراحت می توان گفت نظریه پیروزی بر اساس سرکوب و قتل و شکنجه و اسارت با مانع جدی رویارو شده است. در روز سیزدهم آبانماه کاملا اشکار بود که پلیس و نیرو های امنیتی دستور شلیک تیر مستقیم را نداشتند. در روزهایی که جوانان مردم در خیایان ها کشته شدند، چنین دستوری وجود داشت. فیلم ها و تصاویر هم همین را می گوید. ماموران شخصی که مستقیم به سوی مردم شلیک می کردند، دستور تیر داشتند. دستور تیر هم مشخصا و مستقیما بر عهده مقام رهبری است. ایشان فرمانده کل قوا هستند و تمام نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی و لباس شخصی ماموران تحت فرمان ایشان.

از سوی دیگر هیچگاه شنیده نشد که فرماندهانی به دلیل دستور تیر بازخواست شوند، بلکه بر عکس خون جوانان کشته شده دست کم گرفته شد.

 چرا در روز سیزدهم آبانماه دستور تیر داده نشد؟ دلیلش روشن است. خون ندا آقا سلطان و سهراب و محسن روح الامینی و همه شهیدان ایران و جهان را تکان داد.

 این بار تا پیش از شانزدهم آذرماه که شاهد بلوغی دیگر از جنبش سبز ملت ایران خواهیم بود، تهدید ها به سوی سران جنبش سبز است. در این گونه مواقع هم ابتدا برخی ائمه جمعه آتش بیار معرکه اند. آیه الله نمازی که از رویش های انقلاب بود و اصل، آقایان کروبی و موسوی را به زندان و محاکمه تهدید کرده است.  دادستان انقلاب در باره بازگشت مهدی هاشمی صحبت کرده؛ تا آیه الله هاشمی رفسنجانی تا شانزدهم آذر ساکت بماند.

به گمانم این ها همه نشانه های رشد جنبش سبز در گستره و اعماق جامعه است. مرم نمی ترسند. به تعبیر مهندس موسوی کتک می خورند و در خیابان می مانند. شاهد شیر زنانی بوده ایم و هستیم که رو در روی ماموران نظامی و انتظامی و امنیتی می ایستند و از جوانان دفاع می کنند. نشانه های ترک برداشتن و فروریختن افسانه نصر بالرعب. شانزده آذر ماه روز دیگری است. روز رویارویی مردم و در راس آنان دانشجویان با استبداد دینی. اسلام و اندیشه توحیدی به مسلمانان یاد داده است که در برابر ستم فریاد بزنند و از جور و صولت سلطان نهراسند. در کنزالعمال علاءالدین هندی داستان غریب و عبرت آموزی ذکر شده است. عمر بن خطاب خلیفه دوم برای مردم سخن می گفت. گفت:" اگر در کار و رفتار من کژی و ناراستی دیدید، به من تذکر دهید."

 بشر بن سعد برخاست و در میانه مجلس در بین جمعیت مهاجر و انصار با صدای بلند گفت:" اگر از خلیفه کژی و ناراستی ببینیم با این تیر کج او را راست می کنیم." شمشیرش را از میان بیرون کشید و به جمعیت نشان داد.

عمر با شکیبایی به سخن او گوش داد و گفت:" خداوند را سپاس می گویم که در بین امت محمد(ص) کسانی هستند که بر خیزند و چنین سخن بگویند."( کنزالعمال 5/687)

باید به آنانی که گمان می کنند می توانند مردم را بترسانند، گفت: کاشکی جلوه ای از عدالت  و آینده بینی  جناب عمر در رفتار شما بود! مثل سیزدهم آبانماه دستور تیر ندهید! اگر هم می خواهید حضور مردم را ببینید، به وزارت کشور بگویید اجازه راهپیمایی مردم هر شهری را تا دانشگاه مرکزی همان شهر صادر کند. صدای مردم را بشنوید. مردمی که نمی ترسند.

جهان را به آهن نشایدش بستن

به زنجیر حکمت ببند این جهان را!

۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

مهاجرانی: آمریکا به دنبال دموکراسی در ایران نیست ؛ فقط دولت های ضعیف می خواهد

عصر ایران - عطا الله مهاجرانی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد کشورمان با نگارش مطلبی در روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن، خواستار عذرخواهی آمریکا از مردم ایران شد.
به گزارش عصر ایران ، وزیر فرهنگ دولت اصلاحات نوشت: 20 سال پیش از گفت وگوهای اخیر آمریکا و ایران در شهر ژنو ، مقاله ای را در روزنامه اطلاعات تحت عنوان " مذاکرات مستقیم" منتشر کردم. در آن دوره ، سخن گفتن درباره مذاکره ایران و آمریکا یکی از حریم های ممنوعه بود؛ بنابراین با انتشار آن مقاله، نه تنها از سوی محافظه کاران  بلکه از سوی دوستان اصلاح طلبم نیز به شدت مورد انتقاد قرار گرفتم ولی در پی مرور زمان نظر آنها -که اکثرشان هم اکنون در زندان هستند- تغییر کرد.
در ادامه این مطلب می خوانیم: اما هم اکنون قصد دارم دیدگاه خود را در این زمینه از زاویه دیگری مطرح کنم. هنگامی که آن مقاله را در روزنامه اطلاعات نوشتم معاون رئیس جمهوری وقت هاشمی رفسنجانی بودم ولی هم اکنون به عنوان یک روزنامه نگار و  داستان نویس به این موضوع می پردازم.

در 30 سال گذشته مدام شنیده ایم که دیوار بزرگ بی اعتمادی میان ایران و آمریکا وجود دارد که نشان دهنده اختلافات میان دو کشور است و دلیل اصلی این بحران نیز نبود اعتماد میان دو دولت ایران و آمریکاست.
سوال اصلی این است چگونه می توانیم این دیوار ضخیم را از میان برداریم و دوباره اعتماد سازی کنیم.  اگر خواهان تحقق این هدف باشیم  نیازمندیم  از  برخی پروتکل ها خلاص شویم و بازی با الفاظ را متوقف کنیم.
 
مهاجرانی اضافه می کند: معتقدم اگر تمایل داریم به حقیقت برسیم می بایست آماده تحمل برخی از کلمات تلخ نیز باشیم ؛ تلخی واقعیت بهتر از شیرینی توهم است.
 
وی در بخش دیگری از مطلب خود نوشته است: در گذشته کشور ما ، بسیار شبیه به زمین فوتبال بود و دو بازیگر اصلی یعنی آمریکا و انگلیس، در سرنوشت ایران نقش اصلی را داشتند. چه کسی است که می تواند نقش آمریکا و انگلیس را در نابودی آزادی و دموکراسی در ایران فراموش کند یا ببخشد؟من اکنون نیز معتقد نیستم که آمریکا و انگلیس به دنبال دموکراسی در ایران هستند؛ آنها خواهان کشورهایی ضعیف در منطقه خاورمیانه اند.
 
مهاجرانی در ادامه با اشاره به تحولات سیاسی اخیر در ایران نوشت: جنبش سبز در ایران نشانه ای روشن از خواست ایرانیان برای اجرای شعارها و اهداف فراموش شده خود است چه آنکه ما در سایه انقلاب اسلامی دانستیم آنچه را که نمی دانستیم.
 
وزیر اسبق ارشاد همچنین اضافه کرده که انقلاب اسلامی واکنش به استبداد خانواده پادشاهی در ایران بود. استبدادی که از سوی آمریکا ، غرب و حتی روسیه و چین مورد حمایت قرار گرفت.
 
وی در انتهای مطلب خود در توضیح پیشنهاد خلاص شدن از پروتکل ها و الفاظ خواستار عذرخواهی امریکا از ملت ایران شده و نوشته است: هم اکنون چرا آمریکا پیام عذرخواهی را برای ملت ایران نمی فرستد و از کودتای علیه مصدق عذر نمی خواهد؟

آخرين آخبار